۱۵۰ سالگي گاندي؛ روز جهاني عدم خشونت
. گاندي در سراسر زندگي خود و حتي در خشنترين شرايط سركوب، و در برابر فشارهايي كه تحملناپذير مينمود، از اعتقاد خود به مبارزه بيخشونت دست برنداشت.
نظريهاي كه پشتيبان عمل گاندي بود-مانند تشويق تودههاي مردم به نافرماني مدني از قوانين بريتانيا، و راهپيمايي تاريخي نمك در سال ۱۹۳۰-، جايگزين كردن شعار «هدف وسيله را توجيه ميكند»، با نظريه «وسيله صواب در راه هدفهاي صواب» بود. به اين معني كه استفاده از روشهاي خشونتبار براي برقراري جامعهاي صلحآميز امري غيرعاقالانه است. او معتقد بود كه مردم هند در مبارزه براي آزادي از استعمار نبايد به خشونت و نفرت رو آورند.
زندگي و فلسفه گاندي
موهنداس كارامچاند گاندي كه بيشتر به مهاتما (بهمعني روح بزرگ) گاندي معروف است و هوادارانش در هند او را پاپو (بهمعني بابا) ميخواندند، در دوم اكتبر ۱۸۶۹ در پوربندر در ايالت گجرات هند به دنيا آمد. او درس حقوق خواند و سرانجام در هند و در آفريقاي جنوبي به مدافع حقوق مردم هند بدل شد. گاندي با سازمان دادن به تحريمهاي ضداستعمار بريتانيايي در هند با شكلهاي صلحآميز نافرماني مدني، رهبري جنبش استقلال خواهي هند را به دست گرفت. او معتقد به تسامح مذهبي و مخالف تبعيضهاي كاستي و طبقاتي در جامعه هند بود. سرانجام در سا ل ۱۹۴۸ به دست يك هندوي فناتيك ترور شد.
رهبر روحاني و سياسي
گاندي در لندن درس حقوق خواند اما درسال ۱۸۹۳ به آفريقاي جنوبي رفت و ۲۰ سال در آنجا به مبارزه با قوانين تبعيض آميز عليه هنديان دست زد. او پايه گذار فلسفه ساتياگراها يا مقاومت از طريق نافرماني مدني و بدون خشونت تودهها بود و به يكي از رهبران عمده سياسي و معنوي دوران خود تبديل شد. ساتياگراها هنوز يكي از نيرومندترين فلسفهها در تلاشهاي آزاديخواهانه در جهان امروز است.
گاندي در سال ۱۹۱۴ به هند بازگشت و حزب كنگره ملي هند را بنيان گذاشت. كه براي كسب استقلال از راه عدم خشونت - عدم همكاري تلاش ميكرد. هدف او كمك به زارعان و كارگران فقير براي اعتراض به مالياتهاي ظالمانه و تبعيضها بود. هدفهاي او زدودن فقر، آزادسازي زنان و پاياندادن به تبعيضهاي جامعه كاستي هند با هدف نهايي خود مختاري و استقلال هند بود. در پي كمپين نافرماني مدنياش (۱۹۱۹-۱۹۲۲) به اتهام توطئه به زندان افتاد (۱۹۲۲-۲۴). در سال ۱۹۳۰ در مبارزه نمادين با انحصارات حكومتي بريتانيا، راهپيمايي بينظير ۳۲۰ كيلومتري خود را به سوي دريا براي گردآوري نمك آغاز كرد. پس از آزادي از زندان در سال ۱۹۳۱ در كنفرانس ميزگرد لندن براي اصلاح قانون اساسي هند شركت كرد. در سال ۱۹۴۶ با ميسيون دولت براي ساختار قانوني جديد مذاكره كرد و پس از استقلال هند در سال ۱۹۴۷ با آن كه خود هندو بود، در جلوگيري از درگيريهاي خونين ميان هندوها و مسلمانان در بنگال سخت تلاش كرد. اما اين تلاش سرانجام ترور او را در دهلي به دست يك هندوي متعصب به نام ناتورام گدس درپي آورد.
مرگ و ميراث گاندي
تعهد گاندي به عدم خشونت و باور او به ساده زيستي – چنان كه لباسهاي خود را خود ميبافت، غذاي ساده گياهي ميخورد و با روزه داريهاي پياپي هم به تزكيه نفس ميپرداخت و هم از آن بهعنوان ابزاري براي اعتراض استفاده ميكرد- حتي پس از مرگ او چراغ راه و نور اميد براي ستم كشان و محرومان و مردمان حاشيهيي جهان است.
با اين حال بازي تاريخ آنجاست كه رهبري كه با هرگونه خشونت مخالف بود، خود به خشونتآميزترين شيوهها از پاي درآمد. روش و فلسفه گاندي الهامبخش و راهنماي كساني چون مارتين لوتركينگ رهبر جنبش ضدتبعيضنژادي و حقوق مدني آمريكا، و رهبران سياسي چون نلسون ماندلا و واتسلاو هاول شد. رهبراني كه جايگاه اخلاق را در عرصه قدرت و سياست برجسته و والا كردند.
پيام دبيركل سازمان ملل متحد
بان كيمون، دبيركل سازمان ملل در پيامي كه بهمناسبت روز جهاني عدم خشونت منتشر كرده، با اشاره به اينكه روز عدم خشونت روز بزرگداشت فلسفه مهاتما گاندي رهبر هند است ميگويد نمونه گاندي ثابت ميكند كه با اعتراضهاي صلحآميز ميتوان به بسي بيش از آنچه تهاجم نظامي نائلميشود، دست يافت.
بان كيمون ميافزايد: اصولي كه در منشور جهاني حقوقبشر مصوب سال ۱۹۴۸، يعني سال مرگ گاندي، مستتر است تا حد زيادي به باورهاي گاندي مديون است. در زمانهاي كه شاهد گسترش خشونتهاي فرقهاي و ويراني ميراث و مكانهاي فرهنگي هستيم، زمان آن است كه دعوت گاندي به صلح و آشتي را به ياد آوريم و به اين هشدار او بينديشيم كه «چشم در برابر چشم سرانجام به كورشدن همگان ميانجامد». بان كيمون ميافزايد: بايد فرهنگ صلح را، بر اساس گفتگو و تفاهم، و براي زندگي در هماهنگي و همدلي پرورش دهيم و تنوع غني جامعه بشري را محترم و گرامي بداريم.
بان كيمون ميگويد: هيچ ابزاري بالاتر از آموزش براي ارتقاي حيثيت و كرامت انساني و توسعه فرهنگ عدم خشونت و بناكردن صلح پايدار وجود ندارد. از طريق آموزش است كه ميتوان راههاي نوين زندگي با يكديگر بر روي اين سياره را ساخت و پرداخت. آموزش ميتواند در عين حال شكلهاي نوين شهروندي و هم بستگي جهاني را، كه براي جهان امروز ضروري است، پايهگذاري كند. بان كيمون در پايان پيام خود از همه مردم جهان ميخواهد: با نيروهاي عدم تحمل مقابله كنند، شهروندي جهاني را ارتقا بخشند و به هم بستگي انساني بر اساس فلسفه عدم خشونت گاندي شكل دهند».
تعريف عدم خشونت
اصل عدم خشونت يا مقاومت عاري از خشونت، استفاده از خشونت فيزيكي را براي دستيابي به تغييرات اجتماعي و سياسي منع ميكند. اين شكل از مبارزه اجتماعي كه غالباً با نام «سياست مردم عادي» توضيح داده ميشود، در كمپينهاي جمعي مردم سراسر جهان براي دستيابي به عدالت اجتماعي بهكار گرفته ميشود.
پرفسور جين شارپ، از پژوهشگران پيشگام در امر مقاومت عاري ازخشونت، در كتاب خود به نام «سياست عمل بدون خشونت»، اين روش را چنين تعريف ميكند:
«عمل بيخشونت، فني است كه مردمي كه تسليم و بياعتنايي به سرنوشت خود را رد ميكنند و مبارزه را اساسي ميدانند، براي مبارزه بدون خشونت خود بهكار ميگيرند. عدم خشونت بهمعناي تلاش براي پرهيز يا غفلت از مبارزه نيست. بلكه پاسخي است به اين پرسش كه چگونه بايد در سياست عمل كرد و بهويژه چگونه بايداز نيروها بهنحوموثر و مطلوب استفاده كرد». با آن كه عدم خشونت غالباً بهعنوان معادلي براي صلح جويي بهكار ميرود، از اواسط قرن بيستم اين عبارت در تعريف بسياري از جنبشهاي تحولات اجتماعي، كه تمركزشان بر مخالفت با جنگ نيست، بهكار رفته است.
يك اصل كليدي عدم خشونت آن است كه معتقد است قدرت حاكم بر اساس موافقت مردم شكل ميگيرد و مبارزه عاري از خشونت اين قدرت را، از طريق حذف اين موافقت با همكاري جمعي، متزلزل ميكند»
سايت صداي آمريكا12 مهر 1393ـ4 اكتبر 2014