Iran-Spring
جهان ۰۲ آذر ۱۳۹۳

رويدادهاي نامحتمل با برآيندهاي محتمل در نبرد عليه داعش

رويدادهاي نامحتمل با برآيندهاي محتمل در نبرد عليه داعش
شهرها را غارت مي‌كنند و افراد بي‌گناه را مي‌كشند. شمار آوارگان سر به ميليونها نفر مي‌زند. به نظر مي‌رسد بشار اسد جايش در دمشق كاملاً امن است و محكم بر كرسي رياست‌جمهوري سوريه تكيه زده؛ و بعد از پايان دوران رياست‌جمهوري آقاي اوباما هم‌چنان رهبري كشور را در دست خواهد داشت.
اما نكات ديگري كه سياست خاورميانه را پيچيده‌تر مي‌كند اين است كه اتفاق‌هايي كه مي‎‌افتد به مويي بند است. برخلاف فيلم‌ها، سازمانهاي اطلاعاتي در خاورميانه گوي بلورين ندارند و نمي‌توانند وقايع آينده را پيش‌بيني كنند.
كسب اطلاعات بيشتر يك هنر است تا علم. چاك هگل وزير دفاع آمريكا در شهريور ماه گفت «‌واقعيت اين است كه همه مي‌دانيد كه اطلاعات، بسته‌بندي شده و روبان زده به دست شما نمي‌رسد. اطلاعات، مجموعه‌اي از تصاوير فراوان و عوامل متعدد است».
در بررسي رويدادهاي خاورميانه، به‌ويژه آن‌چه كه اين روزها در سوريه و عراق مي‌گذرد، تعيين اين‌كه يك رويداد سرنوشت‌ساز چه موقع ممكن است اتفاق بيافتد، بي‌ اندازه دشوار است. و رويدادهاي تعيين‌كننده «‌پيش‌بيني نشدني» قابل پيش‌بيني نيستند. بخشي از چالش آژانس‌هاي اطلاعاتي تلاش براي آمادگي براي همه سناريوهاي ممكن، و ارزيابي آن چيزي است كه ممكن است در آينده اتفاق بيافتد.
نويسندگان مقاله چند رويداد را برشمرده‌اند كه احتمال وقوع آنها اندك است، ولي در صورت وقوع مي‌تواند مسير جنگ را به كلي تغيير دهد. كسي نمي‌داند كه آيا هيچ‌يك از اين اتفاق‌ها مي‌افتد يا نه. ولي اگر چنين شود، فصل تازه‌يي در عراق و سوريه گشوده خواهد شد.
احتمال اول: كشته شدن يا مرگ ابوبكر البغدادي – همه انسانها فاني‌اند؛ و دنيا هم جاي خطرناك و ناامني است. ابوبكر البغدادي طومار بلندبالايي از اسامي دشمنانش دارد، كه البته از ديدن حذف او از صحنه بسيار خوشحال خواند شد. آيا مرگ البغدادي مسير جنگ را عوض خواهد كرد؟
حتي يك نفر هم به اين احتمال فكر نمي‌كند. تروريستهاي سرشناس و اطرافيانشان معمولاً براي خود جانشيني تعيين مي‌كنند. آمريكا و عراق در سالهاي گذشته سه تا از رهبران «‌دولت اسلامي» را نابود كردند؛ اما داعش توانست در اندك زماني تجديد سازمان كند و رهبر جديدي اعلام كند.
«‌دولت اسلامي» يك شوراي مشورتي دارد كه در صورت كشته شدن ابوبكر البغدادي، فوراً يك رهبر جديد به‌جاي او مي‌نشاند. و خلافت خودخوانده اسلامي و جنگ هم‌چنان ادامه خواهد يافت.
احتمال دوم: تخريب يك شالوده بنيادي به دست شورشيان داعش –به نوشته وال استريت ژورنال، نزديك شدن شورشيان دولت اسلامي به سد موصل و احتمال تخريب آن، عاملي بود كه ورود آمريكا به جنگ عليه داعش را شتاب بيشتري بخشيد. چرا كه در صورت تخريب سد موصل توسط داعش، امواج آب خروشان به ارتفاع بيش از ۲۰ متر به سوي شهر موصل روانه مي‌شود، و تا بغداد را هم در آب غرقه خواهد كرد.
ايالات متحده هم‌چنين مواضع داعش در اطراف سد حديثه را بمباران كرده؛ و جلوي تصرف پالايشگاه نفت بيجي را هم گرفته است. اما اگر داعش پالايشگاه را تصرف – و منفجر – مي‌كرد چهمي‌شد؟
ويران عمده، آشوب و هرج‌ومرج به‌دنبال مي‌آورد. چنين اتفاقي مرگ هزاران هزار نفر را به همراه خواهد داشت، و زيان اقتصادي ناشي از آن بسيار هنگفت خواهد بود. با اين همه، احتمال اين‌كه دولت اسلامي دست به چنين كاري بزند كم است. بغداد گل سر سبد شهرهاي عراق است، پس داعش ترجيح مي‌دهد به‌جاي ويران كردن بغداد، آن را تصرف كند. البته در مورد داعش، هيچ چيزي را با قطعيت نمي‌توان گفت.
احتمال سوم :«‌دولت اسلامي» شمار زيادي از نيروهاي آمريكايي را اسير كند يا بكشد – نيروهاي عمليات ويژه آمريكا از مهارت و آمادگي بسيار بالايي براي انراي عمليات برخوردارند. اما در عملياتي كه با دقت بسيار برنامه‌ريزي شده هم احتمال خطا و مشكلات پيش‌بيني نشده وجود دارد. اگر حمله گروه عمليات ويژه خطا بزند، يا يك «‌متحد» خيانت كند، بي‌شك مردم آمريكا از تصميم رئيس‌جمهوري به مقابله به مثل پشتيباني خواهند كرد.
فكر اين‌كه مردم آمريكا خواهان واكنش رئيس‌جمهوري شوند، فكري منطقي است. سبعيتي كه داعش در كوههاي سنجار (شنگال) نشان داد، و گردن زدن ژورناليستهاي آمريكايي، افكار عمومي آمريكا را به حمايت از عمليات آمريكا در بمباران مواضع داعش در عراق و سوريه سوق داد.
احتمال چهارم: وقوع يك حمله تروريستي عمده به دست شورشيان «‌دولت اسلامي» يا القاعده در اروپا يا آمريكا – چنين حمله‌يي در صورت وقوع بي‌ترديدافكار عمومي و سياست آمريكا را عوض خواهد كرد و موجب مداخله بيشتر در عراق و سوريه خواهد شد. حمله به يك مركز حمل‌ونقل، ساختمان دولتي يا يك محوطه گردشگري در آمريكا يا اروپا درگيري مستقيم در جنگ محسوبمي‌شود؛ و منجر به حمايت از حملات بيشتر نيروهاي ائتلاف عليه داعش در سوريه و عراق خواهد شد.
در صورت وقوع يك حمله بزرگ از سوي شورشيان داعش در اروپا يا آمريكا، حتي اين احتمال مي‌رود كه كشورهاي هدف تهاجم با استناد به ماده پنج اساسنامه سازمان پيمان آتلانتيك شمالي – ناتو – از ديگر اعضا بخواهند تا در دفاع از خود دست به اقدام جمعي بزنند. در اين صورت، تركيه – كه از لحاظ نيروي زميني بعد از آمريكا دومين كشور در ميان اعضاي ناتوست، اما تا‌كنون تمايلي به اقدام نظامي عليه داعش نشان نداده – ناگزير شود براي اجراي تعهدهايش به ناتو، نيروهايي به سوريه و عراق اعزام كند.
احتمال پنجم: سقوط بغداد به دست داعش يا تشديد خشونت‌ها در آن شهر – در چند ماه گذشته تحليل‌گران و سياست‌گزاران بارها درباره احتمال افتادن پايتخت عراق به دست شورشيان «‌دولت اسلامي» صحبت كرده‌اند. هرچند به نظر نمي‌رسد گروه داعش ابزار كافي براي تصرف و غارت بغداد را داشته باشد، احتمال اين‌كه توان چنين كاري را داشته باشد، فاجعه‌بار است.
تصرف بغداد و فرض حمله به سفارت آمريكا در بغداد موجب افزايش مداخله آمريكا در جنگ عليه داعش مي‌شود – مگر آن كه واشنگتن تصميم بگيرد پايتخت را به گروه تروريستي داعش واگذار كند. اقدامي كه احتمالاً معني‌اش خطر سقوط عراق در دامن يك جنگ خونبار فرقه‌اي خواهد بود.
حتي اگر پايتخت به‌طور كامل سقوط نكند، شدت گرفتن حملات، پرسنل آمريكايي و محل سفارت را در خطر بزرگي قرار مي‌دهد. سقوط فرودگاه بين‌المللي بغداد هم عواقب مشابهي به بار خواهد آورد.
با اين حال، بياييد شير يا خط كنيم و هم‌چنان خوش‌بين باشيم! يك چند رويداد مثبت هم هست كه اگر اتفاق بيافتد، روند فعلي را عوض مي‌كند.
احتمال ششم: توافق طوايف سني با دولت عراق بر سر يك راه‌حل سياسي – سياستگزاران آمريكايي مدتهاست درباره يك راه‌حل سياسي براي جنگ در عراق و سوريه گفتگو مي‌كنند.
معني «‌راه‌حل سياسي » اين است كه سني‌ها خود را در متن، و نه در حاشيه سياست كشورشان عراق ببينند. اگر دولت عراق براي دادن اختيارات بيشتر به سنيان – شايد در يك نظام فدرالي – به توافقي برسد كه بر اساس آن در نيروهاي نظامي و امنيتي و درآمد نفتي سهمي داشته باشد، آن وقت چه؟
آن وقت جنگ ميان بخش‌هاي فدرال سني با «‌دولت اسلامي» درخواهد گرفت – جنگي كه احتمالاً به طرز غيرقابل باوري خشونت‌بار خواهد بود. اما دست‌كم دولت اسلامي با يك دشمن جديد روبه‌رو خواهد شد كه انتظار داشت در جبهه خودش باشد.
احتمال هفتم: فروپاشي داعش از درون – گاهي گروههاي شورشي و تروريستي با استفاده از تاكتيك‌هاي خشن و وحشيانه‌اي كه رهبران را از پيروان جدا مي‌كند، بذر فروپاشي خود را مي‌كارند. اگر دولت اسلامي از درون فروبپاشد، ممكن است شاخه‌ها و انشعابات آن بر سر كسب قدرت با يكديگر درگير جنگي شوند كه آنها را از جنگ عليه مردم عراق، سوريه، كردها و ديگران غافل كند. اگر چنين شود، شايد آمريكا و ديگر كشورها بتوانند با فراغ بال بنشينند و درگيري و تسويه‌حساب شخصي اعضاي داعش را دنبال كنند. البته در جايي كه همه دستشان به خون آلوده است، حمام خون بزرگي به راه خواهد افتاد. و لابد در نتيجه، شاخه‌هاي بسيار بيشتري از «‌دولت اسلامي» منشعب خواهد شد. اما به هر حال، «‌فتنه» يا درگيري داخلي ميان رهبران ارشد داعش، راهي عالي است براي رفع مشكل به دست ايجادكنندگان آن.
اين احتمال هم هست كه هيچ‌يك از احتمالات برشمرده شده در عمل اتفاق نيافتد، اما اگر اتفاق بيافتد، تنها يك بحران به منطقه آشوب‌زده خاورميانه افزوده خواهد شد».
سايت صداي آمريكا 30 آبان 1393 ـ21 نوامبر 2014

به اشتراک بگذارید: