مالكي فرماندهان بسيار خوب ارتش را با عروسكهاي خود جابجا كرد
ژنرال هرتلينگ: گفتن اين سخت است ولي تعجبآور نبود، چون ما اولين مراحل كار آقاي مالكي را مشاهده كرديم. او داشت رهبران بسيار خوبي را با عروسكهاي خود جابجا ميكرد. بهعنوان مثال اگر شما همين الآن به يك پايگاه آمريكايي در ايالت كاروليناي شمالي و يا تگزاس برويد و تمامي رهبران خوب را با افرادي كه دارند براي بهدست آوردن موضع خود پول ميپردازند و رهبران بدي هم هستند، خوب بايد گفت كه در عرض سه سال آن نيروها هم فرو خواهند ريخت. حتي اگر شما سربازان بسيار عالي هم داشته باشيد.
سرهنگ ريك: بله درست است. ما چشمي در درون آن واحدهاي نداشتيم. ما نميتوانستيم ببينيم كه چه چيزي دارد صورت ميگيرد. ولي همانطور كه ژنرال مطرح كرد ما تغيير دادن رهبري را حس ميكرديم ولي نميدانستيم كه اين نيرو چقدر دارد تو خالي ميشود. از آنجايي كه عراقيها درجه دارهاي حرفه اب كه ما داريم را نداشتند، كسي نبود تا اين واحدها را با هم متحد نگاه دارد.
بابي گوش تحليلگر: دليل اين كه چنين نيرويي وجود ندارد اين است، وقتي كه ما وارد آنجا شديم و كل ارتش عراق را اخراج كرديم، بسياري از اين افراد به خانه خود رفتند و حتي برخي از آنها به شبه نظاميان پيوستند. فراهم كردن فرهنگ نظامي از صفر، زمان زيادي ميبرد. شما ميتوانيد افراد جديد را استخدام كنيد، شما ميتوانيد پول بدهيد و افراد جديد را استخدام كنيد ولي فراهم كردن فرهنگ نظامي زمان زيادي ميبرد.
بابي گوش تحليلگر: بخشي از دلايلي كه داعش آنقدر موثر عمل ميكند ولي ارتش عراق غيرموثر است، به اين خاطر ميباشد كه بسياري از افراد داعش سابقاً در ارتش عراق بودند. بسياري از آنها عضو ارتش صدام حسين بودند كه به شبه نظاميان پيوستند و بعد به اين گروه اسلامي روي آوردند.
...پس همانطور كه ما قبلاً هم گفتيم برخي از اين افسران داعش در دانشگاه نظامي بودهاند. دانشگاه نظامي عراق.
سرهنگ: اين افراد (داعش) ميدانند كه دارند چه كار ميكنند. وقتي كه آنها پيشروي كردند و از دجله عبور ميكنند ميدانند كه بسراغ كدام هدف بروند، كدام روستا بروند و سراغ كدام شهر بروند، چون بسيار از آنها اهل همان جا هستند. همين مكاني كه آخر هفته تصرف شد هم بهمين صورت بود.
ژنرال مارك: خوب موضوع جالب اين است كه من هم در سال 2008 وقتي كه دولت مالكي داشت رهبري (ارتش) را از بين ميبرد بودم و همچنين در سال 2004 وقتي كه تصميم براي منحل كردن ارتش عراق يا همان بعث زدايي صورت گرفت هم بودم. همانطور كه ژنرال "ستنلي مك كرستول "گفت كه تقصيرهاي بسيار زيادي است كه ميتواند در چندين نوبت اشتباه كردن در اين مأموريت (جنگ عراق) آنها را ميان افراد تقسيم كرد. اينها اشتباههايي هستند كه ما انجام داديم كه پتانسيل تشكيل يك ارتش خوب در عراق را از آن گرفت. اولين آنها قانون بعث زدايي بود و دومي هم به اندازه كافي توجه نكردن به موضوع رهبري بود. ....در روزي كه قانون بعث زدايي علام شد، من در يك كنفرانس با 600 ژنرال عراقي بودم، اين افراد اصلاً باورشان نميشد (يعني كه جا خوردند). ما شاهد آن بوديم كه اين افراد داشتند دور هم جمع ميشدند تا عراقي را بدون صدام حسين بازسازي كنند. اين موضوع در سال 2004 صورت گرفت و آنها در جلسه بهطور مستمر ميگفتند كه اصلاً باورشان نميشود كه چنين چيزي دارد صورت ميگيرد».
8مهر 1393 ـ30 سپتامبر2014
قبل از حملات داعش، آمريكا در مورد كارهايي كه مالكي داشت با ارتش عراق ميكرد مطلع بود
«خبرنگار: خوب همانطور كه شما ميدانيد ساليان سرمايهگذاري صورت گرفت. پول داده شد، زمان آموزش گذاشته شد و در واقع جان افراد هم به خطر افتاد. سربازان آمريكايي در آموزش دادن ارتش عراق جان خود را به خطر ميانداختند. احساس عمومي اين بود كه آنها (آمريكاييها) ارتش خوبي را در عراق پرورش دادهاند.
البته حتي قبل از اشغال داعش، دلايل نگراني هم وجود داشت، چون مقامات آمريكايي در مورد كارهايي كه نخستوزير سابق عراق نوري المالكي داشت با ارتش انجام ميداد مطلع بودند. او داشت فرماندهاني كه بهخوبي توسط نيروهاي آمريكايي آموزش ديده بودند را بهخاطر عدم وفاداري آنها به خود او و يا اين كه آنها مانند خود او شيعي نبودند، را بركنار ميكرد. او همچنين داشت افرادي را بركنار ميكرد تا افرادي ديگر را بر سر كار آورد و اين نحوه پرداخت او به آنها بود. پس پارتي بازي در كار بود. ...تمامي اينها علامتهاي بدي بودند ولي حدس من اين است كه دولت نميدانست كه اين علامتها چقدر بد هستند. اما وقتي كه داعش از مرز عبور كرد و شروع به پيشروي بسوي پايتخت و يا همان غرب عراق و شمال آن كرد تمامي اين موارد مشخص شد. ....مشاوران نظامي آمريكايي كه در هفتههاي اخير به عراق اعزام شدند بخشي از شغل آنها اين است تا به ارتش عراق كمك كنند و اخيراً به اين نتيجه رسيدند كه تنها كمي بيش از نصف گردانهاي ارتش عراق قابل اتكا هستند. اين واقعاً شگفتانگيز است، چون ما داريم در مورد 200هزار نيرو صحبت ميكنيم كه آمريكا بر اين باور است كه تنها 100هزار تن از آنها توان عقب راندن داعش را دارند. ....اين در حالي صورت ميگيرد كه آمريكا دارد سرمايه گذاري عظيمي براي اتكا كردن روي نيروهاي عراقي انجام ميدهد. چون همانطور كه مقامات آمريكايي بهطور مستمر تكرار ميكنند، مأموريت هوايي در سوريه درست مانند عراق هيچ ارزشي ندارد مگر اين كه يك نيروي زميني براي پشتيباني از آن داشته باشيد.
....پس آنها اين نتيجهگيري را كردند كه تنها نصف آن نيروي زميني كه من و تو بهعنوان ماليات دهنده در طول دههها پول آن را پرداختيم توان عقب راندن داعش را دارد. حتي با اين كه آمريكا دارد بهعنوان نيروي هوايي آن عمل ميكند.
گوينده: من گزارشاتي در مورد نيروهاي فراري شنيدهام. يعني جايي كه نيروها يكي، يكي تحليل ميروند (منظور فرار) ولي فرماندههان و ژنرالها، هنوز مدعي ميشدند كه نيروها را بطور كامل در اختيار دارند، و به اين شكل حقوق اين افراد را براي خود برميداشتند. اين كار واقعاً ديوانهوار است...».
تلويزيون سي ان ان8مهر 1393 ـ30 سپتامبر2014