جهان
۰۷ بهمن ۱۳۹۳
آوارگان عراق در شرايط بسيار طاقتفرسايي قرار دارند
آوارگاني از 6استان در كشور خودشان، كه آمار آنها درحال افزايش است و هيچ مسئولي نسبت به آنها تعهدي نميپذيرد و هيچ دشمني لطفي در حق آنها نميكند وسياستمداران به آنها توجهي نكرده و براي رفع ظلم و ستمي كه بر آنها رفتهاست هيچ كاري نميكنند.
گزارشگر از اربيل: مردم اين استانها براي فرار از دستگاه جنگي كه رحمي ندارد، چيزي را باقي نميگذارد و به كسي امان نميدهد، همه چيز خود را جاگذاشته و با قصههاي فاجعه آميزي كه دقيقترين معاني درد و رنج را به نمايش ميگذارد از خانه و كاشانه خود خارج شدند. شهروندان عراقي مسالمت جوي بيگناه آواره شدند، همه چيز خود را در 6استان عراق جا گذاشته و شروع به زندگي در نقش قرباني در يك داستان آوارگي كردهاند كه جنگ، كشمكشهاي سياسي و تصميمگيريهاي ديوانهوار آناني كه قدرت در كشور را درآختيار داشتند و همچنان دارند، آن را بهوجود آورده است.
يك آواره : ما آمديم اينجا بهخاطر بمباران خانه خود را و همه وسايل خود را ترك كرديم و به اينجا اربيل آمديم، همه بهخاطر آتشباري بود. يك آواره ديگر : ما فقط از شما ميخواهيم كه صداي ما را به دولت برسانيد و به آن بگوييد اي دولت عراق كه ثروتمندترين كشور جهان است، تراخدا تايوان ميايد و براي آوارگان بنگال كمك ميكند، اما شما به ما چادر ميدهيد، 10تا چادر تا الآن سوخته است. يك خانم آواره : هوا سرد است من دوپسر دارم همهاش سه تا پتو دارم، چه كار ميتوانم با اين سه پتو بكنم نه بخاري دارم نه آتشي هست هيچ چيزي نداريم.
مجري تلويزيون التغيير: اغلب كساني¬كه از خانه و كاشانه خود كوچ كرده به سمت كردستان ميروند، زيرا درمقايسه با هرج ومرجي كه كشور را درخود پيچانده است، جاي امني است¬كه يك شهروند هنوز درآن احساس امنيت ميكند.
يك آواره : پتويي كه روي خودم مياندازم پر از آب است، همه بچههايم زير آب هستند، يك چادر است كه وصله خورده و آب شبنم از آن عبور ميكند. يك آواره ديگر : هي مي گويند كميته كميته! اي كاش بيايند وخودشان اينجا را ببينند، والله بهترين ما در جيبش 100دينار هم ندارد، به ما يك پتو ميدهند، ميبريم آن را ميفروشيم تا سبزي بخريم.
يك آواره ديگر : نه گازويل داريم نه لباس داريم نه غذا، هيچي نداريم، چه كار كنيم، درخواست دارم و تمنا دارم بلكه دنيا به ما كمك كند، براي حكومت عراق كه نفت دارد اين جنايت نيست؟
مجري تلويزيون التغيير : بهرغم سختيهايي كه در كمپهاي آوارگان با آن مواجه هستند، بجز سادهترين خدمات ضروري براي گذران زندگي روزمره خود، چيزديگري درخواست نميكنند. قولها و وعدههاي دولت و هيأتها و كميتههاي آن بههمراه بادهايي كه دزدها را افشا و فساد را رو كرد و بهصورت بسيار روشن اقدامات آن كميتهها را روكرد و دود شد و به هوا رفت. همچنين فاش ساخت كه از اموال هنگفتي كه دولت براي آوارگان اختصاص داده است و كشورهاي اهداكننده آن را تقديم ميكنند، چه چيزي براي آوارگان ميرسد؟
در زير اين سرماي سوزان، آسمان آوارگان هنوز كه هنوز است مملو از ابر (تيره و تار ـ م) است، و در زير سايه دولتي كه در برخورد با اين اوضاع كه در كمترين توصيف فاجعهبار است، خرد خود را گم كرده است، آوارگان در برابر بادهاي اهمال كاري و گم شدنها و پراكندگي قرار دارند.»
گزارشگر از اربيل: مردم اين استانها براي فرار از دستگاه جنگي كه رحمي ندارد، چيزي را باقي نميگذارد و به كسي امان نميدهد، همه چيز خود را جاگذاشته و با قصههاي فاجعه آميزي كه دقيقترين معاني درد و رنج را به نمايش ميگذارد از خانه و كاشانه خود خارج شدند. شهروندان عراقي مسالمت جوي بيگناه آواره شدند، همه چيز خود را در 6استان عراق جا گذاشته و شروع به زندگي در نقش قرباني در يك داستان آوارگي كردهاند كه جنگ، كشمكشهاي سياسي و تصميمگيريهاي ديوانهوار آناني كه قدرت در كشور را درآختيار داشتند و همچنان دارند، آن را بهوجود آورده است.
يك آواره : ما آمديم اينجا بهخاطر بمباران خانه خود را و همه وسايل خود را ترك كرديم و به اينجا اربيل آمديم، همه بهخاطر آتشباري بود. يك آواره ديگر : ما فقط از شما ميخواهيم كه صداي ما را به دولت برسانيد و به آن بگوييد اي دولت عراق كه ثروتمندترين كشور جهان است، تراخدا تايوان ميايد و براي آوارگان بنگال كمك ميكند، اما شما به ما چادر ميدهيد، 10تا چادر تا الآن سوخته است. يك خانم آواره : هوا سرد است من دوپسر دارم همهاش سه تا پتو دارم، چه كار ميتوانم با اين سه پتو بكنم نه بخاري دارم نه آتشي هست هيچ چيزي نداريم.
مجري تلويزيون التغيير: اغلب كساني¬كه از خانه و كاشانه خود كوچ كرده به سمت كردستان ميروند، زيرا درمقايسه با هرج ومرجي كه كشور را درخود پيچانده است، جاي امني است¬كه يك شهروند هنوز درآن احساس امنيت ميكند.
يك آواره : پتويي كه روي خودم مياندازم پر از آب است، همه بچههايم زير آب هستند، يك چادر است كه وصله خورده و آب شبنم از آن عبور ميكند. يك آواره ديگر : هي مي گويند كميته كميته! اي كاش بيايند وخودشان اينجا را ببينند، والله بهترين ما در جيبش 100دينار هم ندارد، به ما يك پتو ميدهند، ميبريم آن را ميفروشيم تا سبزي بخريم.
يك آواره ديگر : نه گازويل داريم نه لباس داريم نه غذا، هيچي نداريم، چه كار كنيم، درخواست دارم و تمنا دارم بلكه دنيا به ما كمك كند، براي حكومت عراق كه نفت دارد اين جنايت نيست؟
مجري تلويزيون التغيير : بهرغم سختيهايي كه در كمپهاي آوارگان با آن مواجه هستند، بجز سادهترين خدمات ضروري براي گذران زندگي روزمره خود، چيزديگري درخواست نميكنند. قولها و وعدههاي دولت و هيأتها و كميتههاي آن بههمراه بادهايي كه دزدها را افشا و فساد را رو كرد و بهصورت بسيار روشن اقدامات آن كميتهها را روكرد و دود شد و به هوا رفت. همچنين فاش ساخت كه از اموال هنگفتي كه دولت براي آوارگان اختصاص داده است و كشورهاي اهداكننده آن را تقديم ميكنند، چه چيزي براي آوارگان ميرسد؟
در زير اين سرماي سوزان، آسمان آوارگان هنوز كه هنوز است مملو از ابر (تيره و تار ـ م) است، و در زير سايه دولتي كه در برخورد با اين اوضاع كه در كمترين توصيف فاجعهبار است، خرد خود را گم كرده است، آوارگان در برابر بادهاي اهمال كاري و گم شدنها و پراكندگي قرار دارند.»