بهدنبال یک استراتژی هوشمندانه: خطر از سوی تهران
بهدنبال یک استراتژی هوشمندانه: خطر از سوی تهران
از فرانتس یوزف یونگ – ۲۳ مارس ۲۰۲۵
جمهوری اسلامی ایران از دههها پیش نیروی محرکه پشت تقریباً هر بحران بزرگ در خاورمیانه بوده است. آینده این کشور را مردم ایران خود تعیین خواهند کرد، اما جهان آزاد مسئولیتی دارد: باید در کنار اپوزیسیون دموکراتیک بایستد.
درباره نویسنده:
فرانتس یوزف یونگ از دهه ۱۹۸۰ یکی از چهرههای کلیدی در رهبری محافل داخلی حزب دموکراتمسیحی (CDU) ایالت هسن بود. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ وزیر دفاع جمهوری فدرال آلمان و از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ نایبرئیس فراکسیون مشترک CDU/CSU در مجلس فدرال آلمان (بوندستاگ) بود. او نویسنده کتابی با عنوان «آخرین روزهای جدایی: چگونه وحدت آلمان تحقق یافت» است. / عکس از dpa
خاورمیانه دهههاست که به بشکه باروتی بدل شده است. جنگها، درگیریها و تروریسم نهتنها جان میلیونها انسان را گرفتهاند، بلکه فاجعههایی اقتصادی و اجتماعی نیز به بار آوردهاند. میلیاردها یورو کمک مالی هزینه شده، با این حال این منطقه همچنان کانونی از بیثباتی باقی مانده است. افزون بر این، بحرانهای مداوم یکی از بزرگترین موجهای مهاجرت در تاریخ معاصر را رقم زدهاند که اروپا و ایالات متحده آمریکا را نیز با چالشهایی عظیم روبهرو کرده است.
یکی از عوامل اصلی این بیثباتی، رژیم ایران است. تهران نهتنها مردم خود را با خشونتی بیرحمانه سرکوب میکند، بلکه با جنگهای نیابتی و حمایت از شبهنظامیان افراطی، سراسر خاورمیانه را نیز بیثبات میسازد. به همین دلیل، ایالات متحده آمریکا اعلام کرده است که حملات خود علیه شبهنظامیان حوثیِ مورد حمایت ایران در یمن را برای حفاظت از مسیرهای آبی بینالمللی ادامه خواهد داد. همزمان، آمریکا به تهران هشدار داده است که باید حمایت خود از حوثیها را متوقف کند.
وزرای امور خارجه گروه هفت (G7) در بیانیه پایانی نشست اخیر خود در شارلووا، کانادا، نگرانی خود را اعلام کردند: «ایران منبع اصلی بیثباتی در منطقه است و هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد. تهران باید اکنون مسیر خود را تغییر دهد.»
نقش کلیدی در بحران کنونی
تهران دهههاست که نیروی محرکه پشت تقریباً هر بحران بزرگ در خاورمیانه است. شبکهای متشکل از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، نیروی قدس و گروههای شبهنظامی – از حزبالله لبنان تا حوثیها – نقش کلیدی در بحران کنونی ایفا میکند.
با وجود سیاست خارجی تهاجمیاش، رژیم ایران خود با بحرانی عمیق مواجه است. از دست دادن نیروهای نیابتی و متحدان کلیدی – مانند آنچه اخیراً با سقوط اسد در سوریه رخ داد – نفوذ تهران را تضعیف کرده است. علاوه بر این، رژیم از سال ۲۰۲۲ با ناآرامیهای شدید داخلی دستوپنجه نرم میکند. جنبش اعتراضیای که با مرگ مهسا امینی آغاز شد، ضعف ساختار حکومت را آشکار کرد. اقتصادی در حال فروپاشی و کاهش کنترل بر مردم، فشار عظیمی را بر [رژیم] تهران وارد کرده است. اما ملاها همانطور که همیشه عمل کردهاند، واکنش نشان میدهند: با خشونت بیشتر، ترور بیشتر و بیثباتسازی بیشتر.
رژیم تهران در طول دههها ثابت کرده است که تنها از طریق ایجاد ناامنی و ترس در قدرت باقی میماند. این رژیم بهطور هدفمند بیثباتی ایجاد میکند، اطلاعات نادرست منتشر میسازد و گروگانگیری را بهعنوان ابزار فشار سیاسی به کار میگیرد.
نبود پاسخی هماهنگ
تا کنون، غرب موفق نشده است واکنشی یکپارچه و مؤثر به این تهدید ارائه دهد. تحولات ۱۸ ماه گذشته نشان دادهاند که راهبردهای پیشین شکست خوردهاند. در حالی که برخی دولتهای غربی خواهان رویکردی سختگیرانه علیه رژیم ایران هستند، برخی دیگر همچنان سیاست مماشات را دنبال میکنند – که اغلب تحت تأثیر بهاصطلاح «کارشناسان ایران» قرار دارند، کسانی که مدعیاند هیچ جایگزینی برای حکومت فعلی وجود ندارد.
این روایت با انتشار هدفمند اطلاعات نادرست درباره اپوزیسیون تقویت میشود و با این ادعا که یک تغییر اساسی در ایران میتواند به هرجومرج منجر شود، توجیه میگردد. نتیجهی این تصویرسازی نادرست، ادامهی سیاست شکستخوردهی مماشات است که در نهایت تنها زمان بیشتری در اختیار رژیم تهران قرار میدهد. در راستای ثبات خاورمیانه و صلح جهانی، اکنون زمان آن فرا رسیده است که این روایت نادرست شکسته شود.
مردم ایران بهروشنی نشان دادهاند که همانگونه که زمانی دیکتاتوری تکحزبی دودمان پهلوی را رد کردند، امروز نیز حکومت تئوکراتیک حاکم را نمیپذیرند. تغییری واقعی تنها از سوی مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهی آنان میتواند محقق شود. برخی میپرسند: آیا در ایران اپوزیسیونی سازمانیافته وجود دارد که بتواند جایگزینی دموکراتیک ارائه دهد؟ پاسخ این است: بله. آیندهی ایران را خود مردم ایران رقم خواهند زد. اما جهان آزاد نیز مسئولیتی دارد: باید در کنار مردم ایران و اپوزیسیون دموکراتیک آن بایستد.
چشماندازی دموکراتیک
شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) سازمانیافتهترین جنبش اپوزیسیون علیه رژیم ملاهاست و چشماندازی روشن و دموکراتیک برای آینده ایران دارد. برنامه ۱۰ مادهای رئیس این شورا، مریم رجوی، بر ایجاد ایرانی عاری از سلاح هستهای، دموکراتیک و سکولار تأکید دارد؛ ایرانی که با همسایگان خود در صلح و همزیستی زندگی کند.
علاوه بر این، شورای ملی مقاومت ایران بارها فعالیتهای مخرب رژیم را افشا کرده است – از جمله برنامه مخفی تسلیحات هستهای، عملیات تروریستی، و دخالتها و بیثباتسازی در منطقه. بهطور اصولی، شورای ملی مقاومت آماده همکاری با دیگر گروههای مقاومت نیز هست. در این میان، زمان عامل تعیینکنندهای است. این روند نیازمند رهبری و اقدامات قاطع است. اعمال یک سیاست تحریم فراگیر جهانی علیه رژیم امری ضروری است – اما به همان اندازه مهم، حمایت از مقاومت سازمانیافته و همکاری با آن است.