اندر احوالات گزمگان عمامه بسرو همدستان شقاوت پیشه
نقی عباسی ـ برلین فروردین 1404
دست از طلب نداریم تا کام دل بر آید
یا تن رود به ایران یا جان ز تن بر آید
بیش از نیم قرن است که سر مان را سندان بلایا و مصائب کرده ایم تا باران پتک های تهمت و افتراء و برچسب های «لایتچسب» بر آن بباراند اما ، آنان که مفتیان رذالتند و همدستان شقاوت برای حتی یک آخ حسرت به دل همچنان ندبه خوان و سینه زنان ، پای علم استعمار « عمن یجیب » میخوانند تا شاید " دستی از غیب برون آید و کاری بکند " اما ، من ولی فاسقان جهان را به گره زدن سبزه روز 13 فروردین توصیه میکنم شاید بختش برای وصلت علنی با نرینه وحشی استعمار باز شود .... !!
در غیر این صورت کور خوانده اند ، ما در بارگاه هیچ رجاله و هیچ خلیفه ی شیاد و چکمه پوش جلاد به کرنش نایستاده ایم و تن به اجبار هیچ جباری نداده ایم .....
به علاوه مجاهدین را چه باک از باران افتراء ، که « تا شدیم حلقه به گوش در میخانه عشق » ، جز ورچسب از رقیبان و دروغ از همگنان نا همگون ، و تیغ و دار و داغ و درفش از قداره بندان و گزمگان و #اهریمنان_عمامه_دار_و_تاجدار ندیده ایم اما ، اما همچنان : « زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست » رو بجلو چراغ امید خلقی ستمدیده و میهنی در خون تپیده را روشن نگه داشتیم و بر آنیم تا هر جا که تاریکی بر ملک و ملت ایران غلبه کند بفرمان فرمانده مسعود که فرمان داده است : « بزن بر سینه شب تیری از نور ... » گل خورشید را مهمان ایران و ایرانی کنیم .
حال بگذار استعمار جزع اش به عرش و ارتجاع فزع اش از مغز سر تا تهیگاهش برسد که همه چیز ما را با انگ « اجبار » به خورد خلق بدهند ، تا باورشان کنند اما هیهات
60 سال «اجبار» و «طلاق اجباری» ، «خود سوزی اجباری» و حالا هم «همیاری اجباری» که من هم با شرف و افتخار در آن سهیم بودم و تا نفس می کشم و حتی از نان شبم بزنم سهمم برای کمک های مالی به سازمان دلبندم - مجاهدین خلق ایران - برای سرنگونی تام و تمام خامنه ای و نیستی ی #خناسان_عمامه_دار ، ادا خواهم کرد ....
حال اگر استعمار را ناخوش آید تا شمشیر به دشمن ایران و ایرانی بفروشد یا #آیت_الله_بی_بی_سی که برای معاملات و پیوند هر چه محکم تر ارتجاع و استعمار خود را برای ملایان جر دهد و تنها آلترناتیو سازمانیافته و تنها نقطه امید خلقی را بهمراه همگنان استعماری - فرانسوی به مهمیز بکشد و از رهبران یک مقاومت خونبار با تهمت و ورچسب های بی مدرک و سند شیطان سازی کند و آسمون و ریسمون را به هم ببافد و سمبل های مقاومتی را به عربستان و اسرائیل و روس و آمریکا بچسباند تا از کیسه مردم ستمدیده ایران دلار و یورو ذخیره کند و با سیاست مماشات دست ملایان را برای قتل و غارت ملک و ملت باز نگه دارند و چشم بسته عمامه داران را نوازش کنند تا بهایش را مردم ایران و مجاهدین و این بار نیز خانم مریم رجوی مثل همیشه بپردازند ، موضوع مضحک دلقک خبرنگاری از نشریه استعماری " کانارآنشنه " که دلال ... برای ملاهاست کاری که لوموند و پیش از آن عجوزه هزار داماد بی بی سی برای خوشامد گویی به آخوند ها انجام دادند .
صد البته این روند تهمت در طول تاریخ وجود داشته و دارد ، بویژه وقتی پای معامله در میان باشد ، خوشرقصی های سفارشی آنچنان مضحک میشود که کار " کانار آنشنه " را رقت انگیز جلوه می دهد . اما حنای گندیده معامله و مماشات شان در ایران رنگی ندارد و به قول خواهرمان مرضیه بابا خانی از قربانیان تروریستی استعمار در ژوئن 2003 در پاریس - و امروز درست در همین پاریس - :
« آیا کسی می داند چرا اردک وارد دریای خون بین فاشیسم دینی با مجاهدین خلق شده است ؟ چه کسی اجبار کرده است » ؟
و اینبار نیز با تکرار یاد آوری 60 ساله و باز هم یاد آوری و تکرار می کنیم : ما پشتیبانان رهبری مان و شورای ملی مقاومت و مجاهدین و خانم رجوی نمرده ایم و همچنان پای عزممان را در رکاب جزم داریم که :
دست از طلب نداریم تا کام دل بر آید ، یا تن رود به ایران یا جان ز تن بر آید