Iran-Spring
رسانه ها ۱۸ آذر ۱۴۰۱

سرمقاله لوموند: در ایران دستگاه سرکوب همچنان از آرام سازی وضعیت ناتوان است

سرمقاله لوموند: در ایران دستگاه سرکوب همچنان از آرام سازی وضعیت ناتوان است

«امتیازی ناچیز و بسیار دیر؟ این فراوان دیده شده که یک رژیم نامقبول و بی ثبات شده در نتیجه شورشی مردمی که قادر به خاموش کردن آن نیست، سرانجام به امتیازی رضایت دهد که در ابتدای قیام می توانست مهم تلقی شود، اما دیگر چنین نیست، بخصوص که در این بین یک سرکوب کور و ناتوان از کنترل وضعیت جریان داشته است.

آینده نشان خواهد داد که آیا اعلام سرشار از ابهام انحلال پلیس اخلاقیات از سوی رژیم ایران در روز 3 دسامبر را باید در همین طبقه بندی امتیازات ناچیز و دیرهنگام قرار داد یا خیر. در واقع بدست همین پلیس موسوم به گشت ارشاد تأسیس شده در سال 2005 بود که یک دختر جوان ایرانی که نامش به طرزی غم انگیز معروفیت جهانی یافته، روز 16 سپتامبر سه روز پس از بازداشت شدن در خیابان های تهران به خاطر یک روسری که گویا به نحو مورد نظر رژیم بر سر نداشته، جان خود را از دست داد.

در واقع امر همه چیز حاکی از تاکتیکی بودن این اعلامیه است. اول به  لحاظ شکلی که انحلال این نیروی پلیس به شیوه ای غیر عادی از سوی دادستان کل رژیم ایران اعلام شده، بدون آنکه چنین تصمیم حساسی بلافاصله با یک بیانیه رسمی تأیید و جزئیات آن بیان گردد. این اندازه بی اطمینانی به نظر می رسد برملا کننده نوعی سر در گمی در بالاترین سطوح رژیم در برابر آزمونی باشد که آشکارا قادر نبوده به خاطر کور بودن همیشگی اش در برابر واقعیات آن را پیش بینی کند.

به لحاظ محتوائی نیز اظهارات دادستان پرسش هائی بر می انگیزد. انحلال این نیروی مراقبت پلیسی ولو به عنوان شکست انکار ناپذیر کسانی در رژیم و در صدرشان شخص رئیس جمهور فوق محافظه کار، ابراهیم رئیسی، تلقی شود که قصد داشت نه تنها راجع به چگونگی پوشش زنان ایرانی تصمیم بگیرد، بلکه آن را کنترل هم بکند، هیچگاه در بین شعارهای بیان کننده خواست های معترضین از سه ماه پیش جائی نداشته است.

مرگ بیهوده و بی معنی این دختر جوان قطره اضافی بود که صبر جامعه ای که از دهه ها پیش زیر یوغ بی رحم جمهوری اسلامی قرار داشته که هدف اولویت دار آن چیزی جز در قدرت ماندن دار و دسته تحت سرکردگی علی خامنه ای... آن هم به هر قیمت ممکن نبوده، را لبریز کرد. شعاری که معترضان به آن احساس دلبستگی عمیق پیدا کرده اند به طوری که از مرزهای ایران نیز به خارج سرریز شده، "زن، زندگی، آزادی"، بازتابی است از خواست مبرم تغییرات ساختاری که تا کنون با مبانی جمهوری اسلامی در تباین تلقی می شد. این رژیم از بدو تأسیس در سال 1979 حجاب را اجباری اعلام کرده و به نحوی اندوهبار برای زنان ایرانی در سال 1984 آن را به یک قانون لازم الاجرا مبدل کرده بود.

جمهوری اسلامی از بیش از سه ماه پیش با یک سرکوب بی رحمانه که تا امروز به صدها کشته و هزاران مورد بازداشت منتهی شده، به این ابراز خشم و انزجار عمومی پاسخ داده است. شهادت هائی که از جمله در لوموند درج شده، نشان می دهد چه سطح و میزانی از خشونت بر زندانها و بازداشتگاههای ایران حاکم است. اما نتیجه این موج سرکوب گسترده برای حکومت ناچیز و ضعیف بوده است. رژیم در واقع نتوانسته بر موجی برخاسته از اعماق و سوار بر شهامتی خارق العاده و مثال زدنی از سوی زنان و مردان ایرانی غلبه کند. بلکه بر عکس تنها قدری بیشتر خندق بی اعتمادی بین مردم و قدرت حاکم را عمیق کرده است.

به رغم فقدان رهبری، که برای بقا و ادامه حیات کشوری تا این حد بسته و محبوس مانند ایران یک الزام است، این جنبش تا کنون قوت پایداری خود بخصوص از طریق نشان دادن توان خود به متحد ساختن جوانان شهرها و اقلیت های کرد و بلوچ را به خوبی به نمایش گذاشته و آماده می شود بار دیگر با فراخوانی به تظاهرات و اعتصابات از 5 تا 7 دسامبر که در شبکه های اجتماعی وسیعا پخش شده، رژیم را به چالش بگیرد. چنانچه مردم ایران به این فراخوان پاسخی معنی دار بدهند، بحران رژیمی که ازهفته ها پیش رو به شدت یابی داشته، این بار کاملا آشکار و علنی خواهد شد.»

https://www.lemonde.fr/idees/article/2022/12/05/iran-la-repression-toujours-impuissante_6152996_3232.html

به اشتراک بگذارید: