دانشگاهیان ایرانی هشدار میدهند: جایزه آزادی نباید به دیکتاتوری سلطنتی مشروعیت ببخشد
تاج شکسته © انجمن کمکهای بشردوستانه مستقل (Unabhängige Humanitäre Hilfe e.V. – UNHH e.V.)
سایت روزنامه آلمانی فرانکفورتر نویه پرسه Frankfurter Neue Presse
منبع اولیه پرسه پورتال – همزمان در سایت بیش از ۱۰ رسانه دیگر منتشر شده است
۷ اکتبر ۲۰۲۶
دانشگاهیان ایرانی هشدار میدهند: جایزه آزادی نباید به دیکتاتوری سلطنتی مشروعیت ببخشد
برلین (ots) – گروهی از دانشمندان و پژوهشگران سرشناس، استادان دانشگاه، پزشکان و کارشناسان از بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی درخواست کردهاند که در تصمیم خود برای اعطای جایزه آزادی ۲۰۲۶ تجدیدنظر کند. آنان در نامه خود بهصراحت از اعطای این جایزه به مردم ایران استقبال میکنند، اما با اینکه رضا پهلوی جایزه را «به امانت» و از جانب مردم ایران دریافت کند، مخالفت میورزند.
به گفته آنان، چنین تصمیمی ممکن است به فردی انتخابنشده مشروعیت سیاسی ببخشد و این تصور را ایجاد کند که او از اختیار نمایندگی برخوردار است.
متن کامل نامه:
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶
اشتفن زِبیش (Steffen Saebisch)، رئیس هیئتمدیره
فلوریان رِنچ (Florian Rentsch)، رئیس هیئت امنا
ماریو بورو (Mario Burow)، مدیر اجرایی کل
بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی
Karl-Marx-Straße 2, 14482 Potsdam-Babelsberg
آقای زِبیش گرامی،
آقای رِنچ گرامی،
آقای بورو گرامی،
ما، استادان دانشگاه، دانشمندان و پژوهشگران، پزشکان و اهل علمِ امضاکننده این نامه، از تصمیم بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی مبنی بر اعطای جایزه آزادی ۲۰۲۶ به مردم ایران استقبال میکنیم. این جایزه بهحق از مردمی قدردانی میکند که تلاش دیرینهشان برای دستیابی به نظمی مبتنی بر قانون اساسی، آزادیهای مدنی، برابری در برابر قانون و خودگردانی دموکراتیک، شجاعتی استثنایی و فداکاریهای بزرگ طلبیده است.
تاریخ معاصر ایران با تلاشهای مکرر برای برپایی حکومتی پاسخگو و ایستادگی در برابر حکمرانی اقتدارگرا رقم خورده است. از انقلاب مشروطه تا مقاومت در برابر اقتدارگرایی سلطنتی و نیز اقتدارگرایی روحانیت، ایرانیان پیوسته در پی حاکمیت مردم، کثرتگرایی سیاسی و حاکمیت قانون بودهاند. از این رو، مبارزه آنان را نباید بهمنزله حمایت از جریان سیاسی خاصی تلقی کرد، بلکه باید آن را مطالبهای پایدار برای حق تعیین سرنوشت به شیوه دموکراتیک دانست.
درست از آن رو که این جایزه به مردم ایران تعلق دارد، تصمیم به اینکه آقای رضا پهلوی جایزه را «به امانت» و از جانب آنان دریافت کند، ما را نگران کرده است. صرفنظر از نیتی که در پسِ این تصمیم وجود دارد، چنین ترتیبی به فردی مشروعیت نمادین میبخشد که هیچ مأموریت دموکراتیکی از مردم ایران دریافت نکرده است. دریافت یک جایزه ملی صرفاً اقدامی تشریفاتی نیست؛ بلکه میتواند این تصور را پدید آورد که دریافتکننده از اختیار نمایندگی و اجازه سخن گفتن به نام کسانی که از آنان تجلیل شده، برخوردار است.
نگرانی ما ناشی از پیشینه خانوادگی آقای پهلوی نیست. آنچه تعیینکننده است، کارنامه سیاسی و مواضع علنی خود اوست. تجلیل مداوم او از میراث پدرش، همراه با خودداریاش از اذعان صریح به سرکوبهای مرتبط با حکومت پهلوی – از جمله محدودسازی آزادیهای سیاسی، زندانی کردن و شکنجه مخالفان و نقش ساواک – این پرسشهای بجا را برمیانگیزد که آیا او بهراستی بهطور کامل از این گذشته اقتدارگرا فاصله گرفته است یا نه.
همچنین جنبههایی از الگوی گذار پیشنهادی آقای پهلوی ما را نگران میکند؛ الگویی که ظاهراً اختیارات گستردهای را در دست یک فرد واحد و انتخابنشده متمرکز میسازد. گذارهای دموکراتیک از همان آغاز به تضمینهای نهادی، تفکیک مؤثر قوا و نظارت متقابل، دستگاه قضایی مستقل و سازوکارهای روشن پاسخگویی نیاز دارند. وعده برگزاری انتخابات در آینده نمیتواند جایگزین مشروعیت دموکراتیک در خودِ دوره گذار شود.
افزون بر این، ستایش از ساواک و موارد ارعاب مخالفان ایرانی از سوی برخی هواداران آقای پهلوی عمیقاً نگرانکننده است. البته هیچکس را نمیتوان مسئول هر اقدامی دانست که به نام او انجام میشود. اما آرمانی جلوه دادن نهادهایی که با سرکوب سیاسی پیوند دارند، و نیز خصومت با کسانی که هم حکومت دینی و هم سلطنت را رد میکنند، با کثرتگرایی دموکراتیک و آزادی بیان در تعارض است.
اصول خودِ بنیاد، راهکار جایگزین سازندهای را نشان میدهد. جایزه میتواند تا زمانی که امکان اهدای آن به نمایندگانی فراهم شود که آزادانه از سوی مردم ایران انتخاب شدهاند، نزد بنیاد به امانت بماند. این کار ماهیت فراحزبی جایزه را حفظ میکند، از اعطای زودهنگام مشروعیت به یک جریان سیاسی جلوگیری میکند و بر این اصل دموکراتیک صحه میگذارد که نمایندگی تنها از رضایتِ آزادانه ابرازشده مردم برمیخیزد.
از این رو، با کمال احترام از بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی درخواست میکنیم در تصمیم خود مبنی بر سپردن امانی جایزه آزادی ۲۰۲۶ به آقای پهلوی تجدیدنظر کند. چنین اقدامی از ارجگذاری بنیاد به مردم ایران نمیکاهد، بلکه با تضمین اینکه جایزه بهطور کامل با ارزشهای دموکراتیکی که قرار است پاس داشته شوند همسو بماند، آن را تقویت میکند. مردم ایران به سبب ایستادگی در برابر استبداد و تلاش برای آیندهای دموکراتیک شایسته قدردانیاند. صدای جمعی آنان نباید به هیچ فرد انتخابنشدهای واگذار شود، بلکه باید برای کسانی محفوظ بماند که خودِ مردم با انتخابی آزادانه برای نمایندگی خویش برمیگزینند.
با احترام
کاظم کازرونیان (Kazem Kazerounian)
استاد و رئیس پیشین دانشکده مهندسی، دانشگاه کنتیکت؛ عضو آکادمی علوم و مهندسی کنتیکت
حسین صادقپور (Hossein Sadeghpour)
استاد و مدیر مؤسسه فیزیک نظری اتمی، مولکولی و اپتیکی، دانشگاه هاروارد
حسین سعیدیان (Hossein Saiedian)
استاد علوم رایانه، دانشگاه کانزاس
اشرف زادشیر (Ashraf Zadshir)
استاد و عضو هیئت علمی بالینی؛ مدیر بخش پزشکی اجتماعی، Eisenhower Health؛ دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، و دانشگاه سنت جورج
رامش سپهرراد (Ramesh Sepehrrad)
پژوهشگر مهمان، دانشکده صلح و حل منازعه جیمی و روزالین کارتر، دانشگاه جورج میسون
فیروز دانشگری (Firouz Daneshgari)
استاد بازنشسته (امریتوس) جراحی؛ سومین رئیس بخش اورولوژی دانشگاه کیس وسترن ریزرو
نسیم پارسا (Nasim Parsa)
پزشک؛ دانشیار پزشکی؛ مدیر بخش سلامت دیجیتال و نوآوری؛ مدیر مشترک برنامه بیماریهای مری، بخش گوارش، کبدشناسی و تغذیه، مرکز پزشکی دانشگاه مینهسوتا
پرهام علائی (Parham Alaei)
استاد و مدیر بخش فیزیک پزشکی، دانشگاه مینهسوتا
سولماز ابوعلی (Soolmaz Abooali)
استاد و عضو هیئت علمی دانشکده صلح و حل منازعه کارتر، دانشگاه جورج میسون؛ چهاردهبار قهرمان ایالات متحده و چهاربار قهرمان جهان در کاراته سنتی
سوفی سعیدی (Sofey Saidi)
پژوهشگر در حوزههای روابط بینالملل، گذارهای دموکراتیک و حکمرانی جهانی
متیو طسوجی (Matthew Tasooji)
استاد مدیریت بازرگانی، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، سن مارکوس
حسین جهانسوز (Hossein Jahansouz)
دانشمند، دکترا (Ph.D.)، شرکت زیستفناوری امجن (Amgen)
وابستگیهای سازمانی صرفاً بهمنظور معرفی ذکر شدهاند.