روزنامه آلمانی برانشوایگر سایتونگ: اپوزیسیون اصلی ایران یک زن را بهعنوان دبیرکل جدید انتخاب میکند
به قلم مارتین پاتسلت*
۸ سپتامبر ۲۰۲۶
(Ots) – برلین - در میانه یکی از پرتنشترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، در درون اپوزیسیون سازمانیافته این کشور تحولی رخ داده است که در اروپا نیز شایسته توجه بیشتری است. در ۶ سپتامبر، همزمان با شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI/MEK)، مهناز میمنت برای یک دوره دوساله بهعنوان دبیرکل جدید انتخاب شد.
انتخابات در سه مرحله و با مشارکت اعضای سازمان در فرانسه، آلمان، بریتانیا، سوئد، سوئیس، هلند و آلبانی برگزار شد. میمنت در دور نخست، در رقابت با دو نامزد زن دیگر، ۵۶ درصد آرا و در دور دوم ۸۵ درصد آرا را به دست آورد. در رأیگیری نهایی، او با موافقت تقریباً یکپارچه اعضای شرکتکننده انتخاب شد. میمنت سالهاست که از اعضای رهبری سازمان است و از سال ۲۰۲۱ در سطح دبیرکل فعالیت داشته است.
تغییر باید از درون ایران صورت گیرد
اهمیت این انتخاب به یک تغییر فردی محدود نمیشود. ایران در یک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. همزمان، نگرانی حاکمیت از اعتراضات جدید و یک قیام سراسری دیگر آشکار است. از این رو، اینکه یکی از مهمترین و سازمانیافتهترین نیروهای اپوزیسیون در چنین شرایطی رهبری خود را از نو تعیین میکند، نشانهای از استمرار و در عین حال آمادگی برای یک مرحله سیاسی جدید است.
خط سیاسیای که در ارتباط با این انتخاب بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت، از یک اصل روشن پیروی میکند: تغییر در ایران باید از دل جامعه ایران برخیزد و نتیجه یک مداخله نظامی خارجی نباشد. در کانون این رویکرد، اعتراضات و قیامهای مردم و همچنین گسترش شبکههای سازمانیافته مقاومت در داخل کشور قرار دارد. ناظران با توجه به نابسامانیهای اقتصادی، وقوع مرحله جدیدی از خیزشهای اجتماعی را بهطور فزایندهای محتمل میدانند.
حلقه مفقوده سیاست ایرانِ غرب
این دیدگاه همزمان یکی از نقاط ضعف بحث ایران در غرب را نیز برجسته میکند. ما معمولاً این کشور را از دو زاویه میبینیم: از یک سو رژیمی که به دلیل برنامه هستهای، سیاست منطقهای و سرکوب داخلیاش باید تحت فشار قرار گیرد؛ و از سوی دیگر جامعهای ناراضی که بارها به خیابان میآید. اما پرسش سومی کمتر مطرح میشود: آیا میان نارضایتی اجتماعی و یک آلترناتیو سیاسی، نیرویی سازمانیافته وجود دارد که در شرایط بحرانی واقعاً قادر به اقدام باشد؟
از همین رو، من صراحتاً از ابتکار مشترک آمریکا، آلمان، فرانسه و بریتانیا استقبال میکنم که در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پی آن هستند که شورای امنیت سازمان ملل متحد به تخلفات ایران از تعهدات هستهای خود رسیدگی کند. با این حال، فشار دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی در درازمدت تنها زمانی تأثیر راهبردی خواهد داشت که همزمان نیروهای تغییر در داخل ایران در کانون یک سیاست منسجم در قبال ایران قرار گیرند.
رفتار خود رژیم ایران نیز نشانههایی به دست میدهد که کدام بخش از اپوزیسیون را بهطور ویژه جدی میگیرد. گزارش سال ۲۰۲۵ اداره حفاظت از قانون اساسی ایالت هامبورگ تصریح میکند که «تمرکز اصلی» فعالیتهای اطلاعاتی وزارت اطلاعات ایران در کشورهای غربی متوجه مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران است. این امر به خودی خود چیزی درباره میزان حمایت اجتماعی از این جریان اثبات نمیکند. اما نشان میدهد که رهبری در تهران کدام نیروی اپوزیسیون را خود بهعنوان یک تهدید تلقی میکند.
نشانههای دیگری نیز از داخل ایران میآیند. سپاه پاسداران در تابستان امسال، در ارزیابی خود از اعتراضات ماه ژانویه، از «نقش مؤثر و پررنگ» مجاهدین خلق سخن گفت؛ اظهارنظری قابل توجه از سوی رژیمی که سالها وجود یک حضور سازمانیافته از این جنبش در داخل کشور را انکار کرده است. علاوه بر این، تنها یک روز پیش از اعلام انتخاب میمنت، گزارشهایی درباره بازداشت افرادی منتشر شد؛ پس از آنکه تصاویری از یک کاروان موتورسیکلت و خودرو در نزدیکی کرج منتشر شده بود که در آن پرچمهای مجاهدین خلق به نمایش درآمده بود.
کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد و سیاستمداران باتجربه در حوزه سیاست خارجی، از جمله پروفسور هورست تلچیک، رئیس پیشین و باسابقه کنفرانس امنیتی مونیخ، در نامه تبریک خود به مهناز میمنت بر یک اصل مهم تأکید کردهاند: اروپا نباید برای مردم ایران رهبری تعیین کند و نباید از بیرون درباره دولت آینده آنان تصمیم بگیرد. با این حال، باید نیروهایی را جدی بگیرد و با آنها وارد گفتوگو شود که دارای یک برنامه سیاسی، سازمان، حضور در داخل کشور و برنامهای قابل فهم برای یک گذار دموکراتیک هستند.
انتخاب یک زن در رأس این سازمان از جنبه دیگری نیز قابل توجه است. میمنت شخصاً سرکوب سیاسی را تجربه کرده است. مادر و دو برادر او در جریان آزار و سرکوب جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند. یکی از برادران او در جریان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ اعدام شد.
اینکه آیا رهبری جدید واقعاً خواهد توانست به تحولات سیاسی در ایران شتاب بیشتری ببخشد، در عمل مشخص خواهد شد. اما سیاست اروپا باید از هماکنون یک نکته را مورد توجه قرار دهد: هرکس درباره آینده ایران سخن میگوید، نباید تنها رژیم و جنبشهای اعتراضی خودجوش را ببیند. یک عامل سوم نیز بخشی از واقعیت سیاسی است: مقاومت سازمانیافته و توانایی آن برای پیوند دادن نارضایتی اجتماعی با یک چشمانداز دموکراتیک.
* مارتین پاتسلت (CDU) از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ نماینده پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) بود و در کمیته حقوق بشر و کمکهای بشردوستانه این مجلس، گزارشگر امور ایران بود.