انتخابات فرانسه از دید رسانه ها
با تشکر فراوان از دوستان و هموطنان عزیزم. از سرزمینهای ماورای بحار، خارج از فرانسه، ا یکشنبه 10 فروردین. شما بیش از 36 میلیون نفر بودید تا این حق را ارزیابی کنید. این حق توسط نسل های گذشته و حق رای تضمین شده است. از همه هموطنان تشکر می کنم. از همان دور اول که به کاندیداتوری من رای دادند. اعتماد آنها، اعتماد شما مرا ملزم مي كند و مرا متعهد مي سازد. همه شما می توانید برای اجرای این پروژه پیشرفت، گشایش و استقلال فرانسه و اروپا که در طول این مبارزات از آن دفاع کرده ایم، روی من حساب کنید. من هم می خواهم تشکر کنم. چند نفر امشب اینجا در کنار من هستند و در چند سال گذشته کارهای زیادی کردند. در همه جای کشور. شما انرژی، کار، روزها و شب هایتان را وقف کردید. من می دانم که به چه میزان به شما بدهکارم. متشکرم. و از همه کسانی که شش سال و تا عصر امروز متعهد شده اند که در کنار من کار کنند، فراتر از اختلافات خود می خواهم تا در یک حرکت سیاسی بزرگ وحدت و اقدام برای کشورمان گرد هم بیائیم.
من می خواهم به همه نامزدهای حاضر در دور اول سلام کنم: ناتالی آرتو، نیکلاس دو پوئیتیون، آن هیدالگو، یانیک ژادو ، ژان لاسال، ژان لوک ملانشون، والری پکرس، فیلیپ پوتو، فابین روسل و اریک زمور. امروز یک بار دیگر از همه شما تشکر می کنم که آنها را تشویق کردید. خیلی ممنونم. زیرا ما از ابتدا و همیشه با قدرت از اعتقادات دفاع می کنیم اما به تک تک آنها احترام می گذاریم وبابت آن تشکر می کنم. من ناامیدی کاندیداهایی را که نامشان را ذکر کردم و حامیان آنها و رای دهندگانشان را می دانم. دموکراسی ما در واقع سرشار از همه کسانی است که با قدرت و اشتیاق از ایده های خود دفاع می کنند.
از آن هیدالگو، یانیک ژادو، والری پکرس و فابین روسل تشکر می کنم.کسانی که امشب از من حمایت کردند.
من صمیمانه از همشهریانمان دعوت می کنم، با هر گرایشی که در دور اول داشتند و هر انتخابی که داشتند. برای پیوستن به ما. برخی این کار را برای مسدود کردن راست افراطی انجام می دهند. من کاملاً آگاه هستم که این کار ارزش حمایت از پروژه ای را که در حال انجام آن هستم نخواهد داشت و به آن احترام می گذارم. می دانم که این انتخابی است که برای مثال ژان لوک ملانشون انجام داده است. من می خواهم در اینجا به موضعگیری او علیه راست افراطی سپاسگزاری کنم که راه راست افراطی را مسدود میکنند. اما در این لحظه تعیین کننده. برای آینده ملت. هیچ چیز نباید مثل قبل باشد. به همین دلیل است که می خواهم با هر کسی که می خواهد برای فرانسه کار کند ارتباط برقرار کنم. من آماده ام. ایده های نوینی ابداع کنیم عقاید و گرایشهای مختلف را گرد هم بیاوریم تا با آنها اقدامی مشترک در خدمت ملت خود بسازیم. برای سالهای آینده این وظیفه ماست. تقدیم به همه هموطنانی که به رای ممتنع یا رای افراطی روی آوردهاند، یا به دلیل عصبانیت از نابرابریهای ادامهدار، نابسامانیهای زیستمحیطی، ناامنی زندگی روزمره، دشواری زندگی با عزت، حتی زمانی که فرد سخت کار میکند، یا به این دلیل که احساس میکنند به اندازه کافی نمایندگی نمیشوند ،باید گوش داد، همراه آنها شد.
من می خواهم آنها را در روزهای آینده متقاعد کنم که پروژه ما بسیار محکم تر از راست افراطی به ترس ها و چالش های زمانه پاسخ می دهد.
روی من حساب کنید.
اشتباه نکنیم هیچ چیز تا الان به سرانجام نرسیده و بحثی که در دو هفته آینده خواهیم داشت برای کشور ما و اروپا تعیین کننده است. آیا ما یک فرانسه ای مستقل می خواهیم زیرا از نظر علمی، فنی، اقتصادی و نظامی، کشاورزی و فرهنگی قوی است؟ آیا ما فرانسه ای را می خواهیم که با اشتغال کامل و جدیت بتواند دولت رفاه، حقوق بازنشستگی، مدرسه، بیمارستان و خدمات عمومی ما را تامین کند؟ آیا ما فرانسه ای می خواهیم که چالش های اقلیمی و زیست محیطی را از طریق انرژی هسته ای، انرژی های تجدیدپذیر، برنامه ریزی زیست محیطی انجام دهد؟ از طریق اکولوژی. قبض های گرمایش کاهش می یابد . ماشینهای برقی برای همه جایگزین ماشینهای با سوخت های فسیلی پرهزینه خواهد شد. آیا ما یک فرانسه عادلانه تر برای خودمان، برای کشورمان، می خواهیم؟ آیا ما فرانسه ای را می خواهیم که در مواجهه با بحران های فعلی و آینده همچنان به علم، عقل و شایستگی اعتماد کند، همانطور که در ماه های اخیر و در سال های اخیر انجام داده ایم؟
من فرانسه را میخواهم که قاطعانه علیه جداییطلبی اسلامگرا مبارزه کند، اما از طریق لائیسیته، به همه اجازه میدهد که به انجام دین خود باور داشته باشند یا باور نداشته باشند. و نه فرانسه ای که مسلمانان یا یهودیان را از خوردن غذای مقرر در دینشان باز دارد. این ما نیستیم. من فرانسه را می خواهم که برای همه، برای بزرگان ما، برای فرزندان ما، برای کارگران، برای خانواده ها، برای زنان و به ویژه مادران مجرد، برای افراد ناامن پیشرفت داشته باشد. نه فرانسه ای قهقرایی برای همه. این ما نیستیم که بهای امروز آنرا میپدازیم. من فرانسه را میخواهم که بخشی از اروپای قدرتمند باشد و به ایجاد اتحاد با دموکراسیهای اصلی برای دفاع از خود ادامه دهد. نه از فرانسه ای که پس از ترک اروپا، تنها انترناسیونال پوپولیست ها و بیگانه هراس ها را متحد می کرد. این ما نیستیم. من یک فرانسه وفادار می خواهم. من یک فرانسه وفادار به حقوق بشر، روشنگری، به روح 1789 می خواهم. همچنانچه که هموطنان عزیزم، دوستان عزیزم، این چنین هستند.
چالشهای 24 آوریل
این با انتخابی که پانزده روز دیگر باید انجام دهید، میسر میشود. و من می خواهم امشب به شما بگویم که تمام توان خود را به کار خواهم گرفت تا همه را متقاعد کنم که تنها پروژه است که پاسخگوی قدرت خرید است و تنها پروژه معتبر در برابر زندگی پرزهزینه وگران است. این ما هستیم وتنها ما.
من به خودمان باور دارم و همگی ما. درهر مسیر یا ملاٰ یا اصلیتی و هر عقیده واعتقادی که داشته باشیم، تمامی ما به این باور داریم. پس برای پانزده روز آتی به این باور داشته باشیم.
از هیچ تلاشی دریغ نکنید زیرا هیچ کاری انجام نشده است. بیایید متواضع باشیم و مصمم باشیم که تک تک نفرات را متقاعد کنیم. در 24 آوریل، ما می توانیم یک دوره جدیدی در فرانسه و اروپا را انتخاب کنیم. در 24 آوریل، ما می توانیم امید را انتخاب کنیم. در 24 آوریل، ما می توانیم انتخاب کنیم.
از فرانسه و اروپا با هم. زنده باد جمهوری! فرانسه.
سرمقاله فیگارو - ۱۱ آوریل ۲۰۲۲ - الکسی برزه، سردبیر،
ماکرون، چالش های یک پیروزی"
«دوئل ماکرون و لوپن، با آنکه به نظر می رسد خواست اکثریتی ازفرانسوی ها نبوده، بدون هیچگونه غافلگیری تجدید و برگزار می شود. نه ملانشون، به رغم صعود تماشایی نهایی اش، نه زمور با وجود تاخت و تاز اولیه باورنکردنی اش، و نه والری پکرس، با شهامتش که برای نجات "جمهوریخواهان" [راست سنتی] از غرق شدن کفایت نکرد، نتوانستند از این دوئل دوم جلوگیری کنند...
اما با توجه به پیشتازی بسیار قابل توجه امانوئل ماکرون در دور اول، همه چیز نشان می دهد که روز 24 آوریل، پیروزی ازآن رئیس جمهور خواهد بودکه البته باید این را آرزو کرد. زیرا با اینکه مارین لوپن از چشمگیرترین طرح های دیوانه وار خود (پایان دادن به یورو و بازگشت به فرانک فرانسه، بازنشستگی برای همه در 60 سالگی) دست کشیده، اما برنامه او به طرز خطرناکی فاقد بودجه بندی دقیق یا قانع کننده، تیم سیاسی پیرامون او شکننده و نامنسجم، تجربه او در حکومت و کشورداری صفر و مهارت ها و کاردانی های مدیریتی او مبهم باقی مانده است. با توجه به مشکلات اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی که کشورمان در سالهای آینده با آن روبرو خواهد بود، فرانسه در وضعیت ممتازینیست که بتواند هم انسجام، هم اعتبار بینالمللی و هم اعتبار مالی خود را با چنین انتخابی به خطر اندازد...
راست سنتی در پی چپ کلاسیک ناپدید شده، اما در ویرانه های به جا مانده از احزاب سیاسی قدیمی، یک بلوک متخاصم اجتماعی خود را نشان می دهد که فریادها و شعارهای آن در سال های آینده خاموش نخواهد شد. از این منظر مسئولیت بزرگی بر دوش رئیس جمهورسنگینی می کند...
فرمول نخ نما شده "فراخوان به تشکیل جبهه جمهوریخواهی در برابر راست افراطی و نئوفاشیست" و بازگشت به "روح مقاومت" نیز بخشی از یک جعبه ابزار زنگ زده است و بعید به نظر می رسد تأثیر قابل توجهی براذهان داشته باشد. تنها تأثیر این گونه درس اخلاق ها به نام ضد لوپنیسم این خواهد بود که در مقابل به شیوه فرمول پاولوف، نوعی ضد ماکرونیسم جنون آمیز تولید شود که به همان اندازه ابلهانه و نامعقول خواهد بود.
از سوی دیگر، آن طور که شنیده می شود عده ای به ماکرون توصیه می کنند برای جلب رأی دهندگان چپ گرا در چشم انداز دور دوم ابعاد اصلاح طلبانه پروژه خود (مثلا در خصوص سن بازنشستگی، آموزش ابتدائی و متوسطه یا مقرری حداقل برای بیکاران) را رقیق کند، یا مثلا کورکورانه وارد مسابقه وعده های "اجتماعی" و راه حل های پر هزینه برای "حفاظت از قدرت خرید" شود که این هم یک اشتباه توهم آلوده خواهد بود. بخصوص که از نیروهای چپ "معقول" دیگر چیز زیادی باقی نمانده که بتوان روی جلبشان حساب باز کرد... برای اشخاصی که به ملانشون رأی داده اند ماکرون هیچگاه به اندازه کافی چپ گرا نخواهد بود. بر عکس، این گونه چپ گرائی فرصت طلبانه باعث خواهد شد بخشی از رأی دهندگان راست که با شکست والری پکرس یتیم مانده اند در آغوش مارین لوپن بیافتند.در حالی که رئیس جمهور باید این جماعت را نیز به روشنی مخاطب قرار دهد. در بین آنان کم نیستند کسانی که به دلیل واهمه از پیروزی مارین لوپن آماده شنیدن حرف حساب آقای ماکرون خواهند بود...
خلاصه اینکه امانوئل ماکرون که به دلایل عدیده برای دور اول انتخابات کارزاری شایسته این نام انجام نداد یا نتوانست، برای دور دوم باید واقعا به عنوان کاندیدا وارد صحنه شود و از تمام استعدادها و خصوصیاتی که کارزارهای موفق دو دور را درسال 2017 ساخت، برای قانع ساختن رأی دهندگان به اولا، مشارکت انبوه و ثانیا رأی موافق به یک پروژه اصلاحی ضروری برای کشور به کار گیرد...»
سرمقاله لوموند - ۱۱ آوریل ۲۰۲۲- ژروم فنولیو، مدیر مسئول ،
"یک مسئولیت تاریخی"
«این وضعیتی نبود که قرار باشد به آن عادت کنیم. برای سومین بار ظرف بیست سال، گرایش راست افراطی روز یکشنبه 24 آوریل در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری حضور خواهد داشت که طی آن مارین لوپن برای بار دوم با امانوئل ماکرون رو در رو خواهد شد. از آغاز قرن حاضر، حزب خانواده لوپن به همان تعداد دفعاتی که حزب راست کلاسیک به دور نهائی انتخابات راه یافته، در این دور حضور یافته و یک بار هم بیش از احزاب چپ به دور نهائی راه یافته است...
پس این تکرار وضعیتی است که دیگر نباید دست کم گرفت. بین مارین لوپن و امانوئل ماکرون دوئل دور دوم از یک سو شبیه به مصاف آنان در پنج سال پیش است و از سوی دیگر هیچ شباهتی به آن ندارد. در آن سال مؤسسات نظرسنجی از همان شب اعلام نتایج دور اول، 20 پوئن بیشتر برای کاندیدای "جمهوری به پیش!" در دور دوم پیش بینی کرده بودند که سرانجام با 66% آرا انتخاب شد.
این بار نظرسنجی ها حدود 8 پوئن فاصله بین رئیس جمهور و رهبر حزب RN را پیش بینی می کنند با این تفاوت که ذخیره آراء کاندیدای راست افراطی به مراتب بیشتر از دور دوم انتخابات 2017 است. از آغاز جمهوری پنجم به ندرت دیده شده بود که دور دوم انتخابات ریاست جمهوری تا این اندازه فشرده برگزار شود...
انتخاب مارین لوپن به ریاست جمهوری فرانسه به مثابه تجاوزی خواهد بود به حکومت قانون، واپس نشستن در برابر فاجعه زیست محیطی که جهان را تهدید می کند و تجدید نظر در اتحادهای خارجی کشورمان در بدترین شرایط، یعنی زمانی که جنگ وحشیانه تحمیل شده از سوی ولادیمیر پوتین به اوکراین سرانجام ماهیت واقعی رژیمی را بر ملا کرده که خانم لوپن همواره با آن بشدت مماشات کرده است. منطقا تنها شیوه مؤثر برای شکست دادن او این خواهد بود که به رأی دادن به امانوئل ماکرون فرا بخوانیم.
این امر رئیس جمهور را در برابر یک مسئولیت تاریخی قرار می دهد : او باید موفق شود ظرف پانزده روز خطری را مهار کند که زمامداری پنج ساله قبلی او به اعتراف شخص وی نتوانسته آن را تضعیف کند...در این راستا او به مهارت و هوشمندی به مراتب بیش از آنچه که در کارزار کمرنگ دور اول نشان داد، نیاز دارد تا بتواند بر ویرانه های صحنه سیاسی سنتی کشور که خود طی دو انتخابات در منفجر کردن آن سهم داشته، یک اکثریت محکم و منسجم حول برنامه خود گرد آورد...»
پاریزین -۱۱ آوریل ۲۰۲۲
«همه تغییر کردند جز آنها»
همانند سال 2017، امانوئل ماکرون و مارین لوپن به مرحله فینال انتخابات ریاست جمهوری رسیدند. ژان لوک ملانشون که کمتر از یک درصد از کاندیدای مجمع ملی عقب تر است، به رأی دهندگانش فراخوان داد که راه راست افراطی را ببندند. (تلویحا خواست که به ماکرون رأی دهند-م)
در پایان حالت تعلیق آخرین روزهای انتخابات، که بین رئیس جمهور-کاندید و رقیب راست افراطی وی در نظرسنجی ها لانه کرده بود، نتایج انتخابات نشان می دهند که امانوئل ماکرون جلوتر از مارین لوپن است: با 27،6درصد در مقابل 23درصد (بر اساس ارزیابی انستیتو اپسو در ساعت 22شب گذشته). برای اولین بار از بیست سال پیش به این سو، رئیس جمهور در قدرت-موقعیت خود را به نسبت رأی سال 2017 بهتر کرد- در مرحله اول انتخابات به رتبه نخست رسید. بر اساس نظر سنجی انستیوت اپسو استریا ، ماکرون در مرحله دوم با کسب 54درصد آراء از مارین لوپن با 46درصد، به پیروزی می رسد.
رای کارا به طور کامل نقش داشت
برای اولین بار بعد از ژیسکار و میتران، در سالهای 1974 و 1981، که مشاهده می کنیم دو رقیب دوبار پشت سرهم با هم رقابت می کنند. در طول این کارزار واقعی-دروغین، از یک سو سردمداران (قدری) رنگارنگ بودند، والری پکرس و بخصوص اریک زمور با اختلاف مشابه برای کسب جایگاه قهرمان مجمع ملی ظاهر شدند. در چپ، ژان لوک ملانشون، همانند سال 2017، در نهایت موفق شد که به طور تماشایی «بالا» بکشد و با کسب 22،2 درصد آراء و فقط با اختلاف 0،8 با مارین لوپن به جایگاه سوم برسد. بهتر از رأیی که در پنج سال پیش بدست آورد
اما، همه اینها در شرابط بحرانهای ممتد، مثل واگیری (کروناویروس-م)، جنگ اوکراین، باعث شد که تقدم را به «حرفه ای» های سیاسی بدهد. در نتیجه رأی کارا، نقش عمیقی در هر کمپ بازی کرد. با وجود خیانت در خانواده سیاسی او- بنابر اظهاراتی که خودشان می گویند- مارین لوپن رأی دهندگان بالقوه حامیان زمور را تخلیه کرد. ملانشون رأی یک چپ پاره پاره به شیوه پازلی را جمع کرد. ماکرون، بعد از هشدار –و شاید نقش بازی کردن- هشدار نسبت به خطر لوپنیست، رأی دهندگان را جمع کرد و بدون تردید باز هم رأی ریزه خواران حزب جمهوریخواه را به چنگ آورد.
فراخوانها برای نبرد بزرگ
برای رئیس جمهور کننی، پیشروی گسترده است، 4امتیاز، اما نه الزامان کافی برای تضمین پیروزی در مرحله دوم. از سوی اینکه مارین لوپن، خود برای تشکیل یک جبهه ضد ماکرونی با جلب رأی دهندگان چپ و راست آماده می کند. چنانکه در میان افراطی ها تا اینکه در میان مدره ها، همچنانکه سخنرانی شیراک نشان داد –باور بر این بود که طنین «ترک خوردگی اجتمای» در سال 1995- در یکشنبه شب دیده شد. نه تنها امانوئل ماکرون، روی کاغذ آراء چشمگیر را ندارد، بلکه علاوه بر آن، خشم ضد سیستم که همچنان قویا در کشور می غرد، می تواند قدرت را جابجا کند.
اشتباه نمی کند، او یک قدم فراخوان به سمت رأی دهندگان چپ به طور خاص- دلسرد های گرایش به راست دوره پنجساله- داد با تعهد به اینکه فراتر از «اختلافات» یک «جنبش سیاسی متحد و عملگرا» شکل دهد. فراخوانهای بازندنگان بزرگ روز یکشنبه نیز شنیده شد. آن هیدالگو، یانیک ژادو، والری پکرس و ژان لوک ملانشون، بدون ابهام برای بستن راه مارین لوپن، فراخوان دادند و یا حداقل رک و پوست کنده خواستار رأی دادن به ماکرون شدند. اریک زمور از رأی دهندگانش خواست که به رقیب خود در راست افراطی (مارین لوپن-م) رأی دهند.
جلوه ملانشون
سخنرانی وی که همانند وداع در عصر یکشنبه طنین انداخت. کسی که در شب مرحله اول انتخابات پنج سال پیش که در جایگاه چهارم و بعد از فرانسوآ فیون قرار گرفت دوپهلو صحبت کرد، این بار سه بار تکرار «نباید یک رأی به مارین لوپن داد». برخی تأکید می کنند که البته این یعنی رأی سفید، چیزی که به طور مکانیکی کاندید به نفع کاندید مجمع ملی می شود. وی که 70ساله است، برای سومین بار در انتخابات ریاست جمهوری تلاش کرد، به جانشینان خود در حزب فرانسه نافرمان دستور داد که دستکشها را در بیاورند. یک چیز قطعی است، رأی یکشنبه وی، نقش کلیدی در مرحله دوم ایفا می کند.
درهم شکستن احزاب قدیمی
برای والری پکرس این سیلی خیلی جدی است. نه تنها جمهوریخواهان برای دومین بار از مرحله دوم حذف شدند، بلکه یکشنبه شب مطمئن شدند که هزینه کارزار انتخاباتی آنها هم پرداخت نمی شود، چرا که وی 4،8 درصد رأی آورد. یعنی 15 امتیاز کمتر از انتخابات سال 2017. (طبق قانون، کاندیداهایی که زیر 5درصد رأی بیاورند، هزینه انتخاباتی آنها توسط دولت پرداخت نمی شود و باید خودشان بپردازند-م). با وجود یک پرانتز کوتاه در انتخابات مقدماتی حزف از این به بعد، احزاب برزگ سابق راست، بین میانه لیبران ماکرونی ها و راست رادیکال یا افراطی زمور یا مارین لوپن قرار می گیرد. سکوت کننده نیکولا سارکوزی، در قواره آخرین رئیس حزب جمهوریخواه، که در حال حاضر هم در خانواده سیاسی خود سنگینی می کند، با کانداتوری پکرس به اتمام رسید.
یکشنبه شب، اظهارات اریک سیوتی، که رأی دادن به مارین لوپن را رد نکرد، نشان می دهد که تلاشی راست آغاز شده است. اورلین پرادیه، دبیرکل حزب جمهوریخواه با هشدار گفت که «ترسوها می خواهند از این طرف به آن طرف بروند. بقیه، از این انتخابات پیام سیاسی می گیرند». در حزب سوسیالیست، که پیشتر با رأی 6درصدی بنوآ هامون در انتخابات سال 2017، میرایی لانه کرده، با رأی کمتر از 2درصدی آن هیدالگو که فابین روسل کمونیست هم کمتر است، از این بعد روی زمین افتاده است............
نتیجه نهایی شمارش رأی که تا آخر شب دیشب اعلام شد:
1-امانوئل ماکرون: 27،6درصد
2-مارین لوپن: 23درصد
3-ژان لوک ملانشون: 22،2 درصد (تنها 8دهم درصد کمتر از مارین لوپن-م)
4-اریک زمور: 7،2درصد
5-والری پکرس: 4،8درصد.
6-یانیک ژادو: 4،7درصد
7-ژان لاسل: 3،1درصد
8-فابین روسل: 2،3درصد
9-نیکولا دوپون-آینان: 2،1درصد
10-ان هیدالگو: 1،7درصد
11-فیلیپ پوتو: 0،7درصد
12-ناتالی آرتو: 0،6 درصد
سایت رادیو فرانسه فارسی – ۱۱آوریل ۲۰۲۲
انتخابات ریاست جمهوری فرانسه: پیروزی امانوئل مکرون و مارین لوپن در دور اول و چشم انداز دور دوم
نخستین دور انتخابات ریاست جمهوری فرانسه دو نامزد رقیب در انتخابات پیشین را برای دور دوم در برابر یکدیگر قرار داد و فروپاشی احزاب سنتی و دیرپای این کشور را که از همان هنگام آغاز شده بود به سرانجام خود نزدیک تر کرد. امانوئل مکرون با کسب حدود ۲۸ درصد آراء، پیشتاز دور اول انتخابات شد و مارین لوپِن، رهبر حزب راست افراطی «اجتماع ملی» نیز با کسب اندکی بیش از ۲۳ درصد آراء به دور دوم راه یافت. اگر ژان لوک ملانشون، نامزد چپ رادیکال با کسب حدود۲۲ درصد آراء به مرز گذر به دور دوم نزدیک شد، نامزدهای دو حزب سوسیالیست و حزب «جمهوری خواهان» که تا پنج سال پیش به تناوب ادارۀ کشور را در اختیار داشتند از مرز ۵ درصد فراتر نرفتند.
امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، با کسب بیشترین آراء رایدهندگان در دور اول انتخابات، بر نخستین چالش پیش روی خود فائق آمد. او هر چند در کلیۀ نظرسنجیها پیشتاز رای گیری دور اول انتخابات ریاست جمهوری به شمار میآمد، در روزهای اخیر در برابر ریزش آراء «اریک زمور» و پویائی بازیافتۀ گرایش رای دهندگان راست افراطی بسوی «مارین لوپن» نگران فروافتادن در جایگاه دوم بود. نتیجۀ انتخابات دور اول این نگرانی را زدود.پیروزی رئیس جمهوری کنونی در دور نخست، با حمایت نیروهای سیاسی گوناگون برای گزینش وی در دور دوم و بستن راه بر رقیب وی، بخت او را برای باقی ماندن در کاخ الیزه بیش از پیش تقویت کرد.امانوئل مکرون در نخستین سخنان خود پس از اعلام نتایج اولیۀ رایگیری و ارزیابیهای انجام گرفته بر اساس آنها، از کلیۀ رقبای خود که خواستار حمایت از وی در دور دوم شدند، سپاسگزاری کرد و گفت «دست خود را بسوی همۀ کسانی که خواستار تلاش برای فرانسه هستند، دراز میکند» و افزود که آماده است رویکرد «تازهای برای گردهم آوردن باورها و گرایشهای گوناگون به منظور یک اقدام مشترک بیافریند». او در این باره توضیح بیشتری نداد و هواخواهان وی نیز که در برنامههای مختلف رادیوئی و تلویزیونی شرکت کرده بودند، قادر به بیان هدف او از این سخن نشدند.
فراخوان حمایت از امانوئل مکرون
خانم «اَن ایدالگو»، شهردار پاریس و نامزد حزب سوسیالیست، که تنها حدود ۲ درصد را در دور اول بدست آورده است، خانم «والری پِکرس»، نامزد حزب راست سنتی «جمهوری خواهان» که آراء وی از ۵ درصد فراتر نمیرود، «یانیک ژادو» نامزد حزب سبزها با حدود ۵ درصد آراء، و «فابیَن روسِل»، نامزد حزب کمونیست فرانسه، که حدود ۲٫۵ درصد آراء را کسب کرده است، تنها دقایقی پس از اعلام نتایج دور اول خواستار حمایت از امانوئل مکرون در دور دوم انتخابات شدند. رئیس جمهوری فرانسه در سخنان خود با نام بردن از یکایک آنها تاکید کرد که بخوبی آگاه است که فراخوان آنها به معنای «حمایت از برنامۀ انتخاباتی او نیست»، بلکه بویژه بستن راه بر نامزد حزب راست افراطی این کشور است.
هر چند ژان لوک ملانشون، رهبر چپ رادیکال، که با کسب نزدیک به ۲۲ درصد آراء در جایگاه ویژهای قرار دارد، آشکارا خواستار حمایت از امانوئل مکرون در دور دوم انتخابات نشد، اما چندین بار تکرار کرد که در رای گیری دو هفتۀ دیگر «حتی یک رای نیز نباید به نامزد راست افراطی، مارین لوپن تعلق گیرد». «فیلیپ پوتوُ» نامزد «حزب نوین ضد سرمایه داری» که کمتر از یک درصد آراء را کسب کرده است هر چند گفت خواستار حمایت از امانوئل مکرون نیست، اما تاکید کرد که «هیچ رائی نباید به راست افراطی داده شود».
حمایت از مارین لوپن
مارین لوپن، رهبر حزب «اجتماع ملی» که از چند سال پیش در جهت زدودن برچسب «راست افراطی» از حزب خود تلاش میکند، «بر نیاز فرانسه به یک قدرت جایگزین» تاکید کرد، از کلیۀ «کسانی که در دور اول به امانوئل مکرون رای ندادهاند» خواست در دور دوم انتخابات به وی بپیوندند و میان «دو نگرش کاملاً متضاد» راه او را که خواستار «عدالت اجتماعی» است برگزینند.«اریک زِمور»، نامزد دیگر راست افراطی، که در جایگاه چهارم حدود ٧ درصد آراء را بدست آورده است، به رغم اختلافات شدید با مارین لوپن، خواستار حمایت از وی در دور دوم انتخابات شد. «نیکلا دوپون اِنیان»، دیگر نامزد راست افراطی و نزدیک به مارین لوپن نیز چنانکه انتظار میرفت از رای دهندگان خود خواست در دور دوم به وی رای دهند. «نیکلا دوپون اِنیان» در دور اول حدود ۲ درصد آراء را بدست آورده است.
چشم انداز دور دوم
هر چند کلیۀ نظرسنجیهای پیش از برگزاری دور اول و نیز چند نظرسنجی انجام گرفته پس از آن، از پیروزی امانوئل مکرون در دور دوم حکایت میکند، تفاوت درصد آراء ممکن برای هر یک از آن دو در نظرسنجیهای مختلف یکسان نیست. در حالیکه یک نظرسنجی انجام گرفته از سوی موسسۀ «ایپسوس» یکشنبه شب از نیت ۵۴ درصد رای دهندگان در دور دوم برای حمایت از رئیس جمهوری کنونی حکایت میکند، موسسۀ «ایفوپ فیدوسیال» بر پایۀ ارزیابی یکشنبه شب خود، تنها ۵۱ درصد آراء دور دوم را از آنِ امانوئل مکرون برآورد کرده است.مطالعات انجام گرفته نشان میدهد که یک سوم رای دهندگان راست سنتی که در دور اول به امانوئل مکرون رای ندادهاند، در دور دوم آراء خود را به نام وی به صندوق رای خواهند انداخت. یک سوم آنان نیز از مارین لوپن حمایت خواهند کرد. شکاف میان هواخواهان حزب «جمهوری خواهان» در بارۀ دوری و نزدیکی به راست افراطی، پیش از این نیز آشکار بود و رهبر جناح متمایل به نزدیکی به راست افراطی، «اریک سیوتی» در انتخابات درون حزبی برای گزینش نامزد حزب در انتخابات ریاست جمهوری بیشترین شمار آراء را بدست آورد.اما، سرنوشت دور دوم انتخابات بویژه در دست رای دهندگان چپ است که بر اساس آراء دور اول برای شش نامزد این جناح، حدود یک سوم کل رای دهندگان را تشکیل میدهند. هر چند تردیدی نیست که شماری از آنها بسوی حزب راست افراطی کشیده خواهند شد، اما امانوئل مکرون نیز که برای گزینش خود به آراء آنان نیاز دارد، ناگزیر باید در فاصلۀ میان دو دور انتخابات، از حال تا ۲۴ آوریل، کفۀ چپ برنامۀ ریاست جمهوری خود را سنگین تر کند تا بتواند آراء شمار هر چه بیشتری از رای دهندگان این جناح را بدست آورد.از نتایج دیگر این انتخابات، تائید فروپاشیدن احزاب سنتی در فرانسه، حزب سوسیالیست در جناح چپ و حزب «جمهوری خواهان» در جناح راست است که تا پنج سال پیش به تناوب ادارۀ این کشور را در اختیار داشتند.دور دوم انتخابات ریاست جمهوری دو هفتۀ دیگر، در روز ۲۴ آوریل برگزار خواهد شد.
نامزدهای ریاستجمهوری فرانسه و مسئلۀ عضویت در ناتو: بمانیم یا برویم؟
با آغاز جنگ اوکراین، آنهم درست ۴۵ روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، موضوع عضویت فرانسه در پیمان آتلانتیک شمالی به یکی از بحثهای داغ کارزار انتخاباتی تبدیل شد. اگرچه حضور فرانسه در ناتو از همان زمان ژنرال دوگل مورد بحث بوده، اما تجاوز نظامی روسیه به یک کشور اروپایی همۀ نامزدهای ریاست جمهوری را به بازنگری و بررسی جدی این موضوع واداشته است فرانسه که خود یکی از مبتکران پیمان آتلانتیک شمالی است، از همان آغاز، یعنی از سال ۱٩۴٩ عضو آن بوده و هیچگاه به طور کامل از آن خارج نشده است. به طور معمول واژۀ مخفف "ناتو" نه تنها به معنای پیمانی است که میان کشورهای اروپایی و آمریکا امضا شد، بلکه به سازمان دفاعی و نظامی گستردهای نیز گفته میشود که در چارچوب پیمان شکل گرفته است.اگرچه فرانسه بعد از تجربۀ جنگ دوم جهانی شدیداً نیاز به تأمین امنیت نظامی خود داشت، اما ژنرال دوگل که کشورش را پیروز از آن جنگ بیرون آورد عمیقاً به لزوم استقلال دفاعی کشور معتقد بود. او که در سال ۱٩۵٩ به ریاست جمهوری دست یافت از مداخلۀ فزایندۀ ایالات متحد آمریکا در امور سایر کشورها دل خوشی نداشت و واشنگتن را به "دستدرازی" متهم میکرد. سرانجام نیز در سال ۱٩۶۶ دوگل تصمیم گرفت که ساختار فرماندهی مرکزی ناتو را ترک کند.ساختار فرماندهی ناتو مسئول تعیین استراتژیهای نظامی سازمان و پیاده کردن آن در میدان است. اما از نظر دوگل، عضویت در این فرماندهی در عمل به معنای اجرای تصمیمهای آمریکا بود.بدین ترتیب از سال ۱٩۶۶ تا ۲٠٠٩ فرانسه در ساختار فرماندهی ناتو حضور نداشت. ولی بالاخره بعد از حدود چهل سال، با تصمیم نیکلا سارکوزی رئیس جمهور وقت، فرانسه دوباره به این فرماندهی بازگشت.با اینهمه در تمام این سالها، مسئلۀ استقلال دفاعی و نظامی کشور همواره در فرانسه مطرح بوده است. در سالهای اخیر، برخی از سیاستمداران فرانسوی بر لزوم ایجاد یک ساختار دفاعی اروپایی تأکید کردهاند. به عقیدۀ آنان، اتحادیۀ اروپا باید از نظر دفاعی روی پای خود بایستد و به ناتو و آمریکا وابسته نباشد.
امانوئل ماکرون رئیس جمهوری کنونی تاکنون بارها از این عقیده دفاع کرده، او حتی قبلاً علت وجودی ناتو را زیر سؤال برده بود. اما با شروع جنگ اوکراین، دولتهای اروپایی بار دیگر به این نتیجه رسیدند که چتر دفاعی آمریکایی همچنان موضوعی حیاتی است و نمیتوان به سادگی از آن گذشت.
نظر نامزدهای ریاست جمهوری
هر یک از دوازده نامزد ریاست جمهوری فرانسه در مورد عضویت در ناتو اظهار نظر کردهاند. به طور کلی میتوان نظر آنها را به سه دسته تقسیم کرد:
- کسانی که خواستار ادامۀ وضعیت موجود هستند: امانوئل ماکرون، والری پکرس (راست سنتی)، آن هیدالگو (سوسیالیست) و یانیک ژادو (سبزها). البته این افراد انتقادهایی نیز دارند اما فعلاً جز ادامۀ عضویت و حضور در ساختار فرماندهی ناتو چارۀ چارۀ دیگری نمیبینند.
=کسانی که به تقلید از ژنرال دوگل خواهان ترک ساختار فرماندهی ناتو هستند: مارین لوپن، اریک زمور و نیکلا دوپون-انیان (هر سه از طیفهای گوناگون راست افراطی).
- و بالاخره کسانی که خواستار خروج کامل فرانسه از پیمان آتلانتیک شمالی هستند: ژان لوک ملانشون، ناتالی آرتو، فیلیپ پوتو (هر سه از طیفهای گوناگون چپ تندرو). فابین روسل نامزد حزب کمونیست نیز نه تنها خواستار خروج فرانسه از ناتو است که معقتد است باید برای انحلال ناتو اقدام کرد. ژان لاسال کاندیدای میانهرو نیز خواستار خروج تدریجی فرانسه از ناتو است.