Iran-Spring
رسانه ها ۰۷ مهر ۱۳۹۲

لوموند ـ ايران به يک دست بازي پوکر مي ارزد

لوموند ـ ايران به يک دست بازي پوکر مي ارزد

اما به جز معدودي استثناء هيچ کارشناسي به اين برداشت باور نداشت. «مگي» تاچر دست به کار قانع کردن دوست خود، رونالد ريگان، رئيس جمهور وقت ايالات متحده، که از جمهوريخواهان بسيار معتقد و يک ضد کمونيست دو آتشه بود، گرديد.
سرانجام معلوم شد اين دو رهبر حق داشته اند. شرط بندي روي «گوربي»، شرط بندي درستي بود و مي شد با دبير کل جديد حزب کمونيست شوروي کنار آمد. پنج سال بعد، جنگ سرد ـ يعني چهل سال رو يا روئي بين آمريکا و شوروي ـ به خاک سپرده شد. مرد سياست «شفاف سازي» در شوروي نقشي در اين رويداد نداشت.
در برابر ايران، کشوري که ايالات متحده با آن روابط ديپلماتيک ندارد و از سي و سه سال پيش درگير يک منازعه در اشکال و وجوه مختلف است، باراک اوباما نيز از خود مي پرسد : آيا حسن روحاني گورباچف ايراني خواهد بود؟ يا دست کم مي شود با پرزيدنت جديد جمهوري اسلامي «معامله» کرد؟
اوباما و روحاني از طريق سخنرانيهاي خود در سازمان ملل در روز سه شنبه 24 سپتامبر، گفتگو را آغاز کردند. روحاني دست خود را دراز کرده تآکيد مي کند که «ايران مي خواهد روابط تازه اي با ايالات متحده برقرار کند». او چند گام نشان دهنده تمايل وي به «فتح باب» و رويکرد نزاکت آميز به واشينگتن برداشته است. آقاي اوباما با دقت به اين ژستها مي نگرد. او قبول دارد فرصتي پيش آمده که نبايد از دست برود، اما همچنان محتاط است و مي گويد : «راه ديپلماتيک سزاوار است که تست شود».
داو اين مسأله عظيم است. عادي شدن روابط بين واشينگتن و تهران سيماي خاورميانه را در راستاي وضعيتي به مراتب بهتر از امروز تغيير خواهد داد. ذوب يخ روابط ايران و آمريکا بر ثبات منطقه – اعم از بحران سوريه، منازعه اسرائيل و فلسطين يا روياروئي شيعه و سني – تأثير کيفي خواهد داشت.
و اما کليد اين عادي سازي روابط در پرونده اتمي است. مشکل اينجاست که حل و فصل اين مسأله مستلزم وجود حداقلي از اعتماد بين طرفين يعني نوعي مرحله اول عادي سازي است...ايران به عمامه بزرگترين آيت الله هاي خود قسم مي خورد که قصد تجهيز خود به بمب اتمي را ندارد. اما سازمان ملل باور نمي کند. پنج عضو دائم شوراي امنيت خواستار مدارک عيني و مادي هستند. سال ها مذاکره بين جمهوري اسلامي از يک سو و پنج کشور مزبور به علاوه آلمان هيچ نتيجه اي نداده است : نه دليل و مدرکي ارائه شده و نه برنامه غني سازي اورانيوم متوقف شده است.
حسن روحاني البته يک پروفيل گورباچفي دارد. او که مردي عميقا متعلق به درون رژيم و شناختي حرفه اي از پيچ و خم هاي ساختار پيچيده قدرت در جمهوري اسلامي دارد، خود يک اصلاح طلب است. او به اين نتيجه رسيده که بقاء جمهوري اسلامي منوط به توان و ظرفيت آن به اصلاح خود از درون است که اين مستقيما به روابط رژيم با غرب و آن هم به حل و فصل برنامه اتمي منوط و مشروط است. او رژيم را به حد کافي قوي مي داند که بتواند ريسک چنين دگرگوني را بگيرد.
غرزنها باور ندارند ـ روحاني که بر يک پلاتفورم اصلاح طلبانه انتخاب شده، به قول خود عمل کرده است، البته به طور نسبي : يک دولت از عناصر مدره تشکيل داده؛ محمد جواد ظريف، يک ديپلمات آشنا به کار با آمريکائي ها، را به وزارت خارجه منصوب و سرپرستي مذاکرات اتمي را به او سپرده است؛ شماري زنداني سياسي آزاد کرده؛ به تبادل نامه با باراک اوباما پرداخته؛ روي توئيتر سال نو کليميان را تبريک گفته و قس الهذا.
و اما غرزنها که اغلب حافظه قوي دارند، نمي گذارند خام اين دلربائيها شوند. مشابه اين قضايا را در سال 1997 پس از انتخاب يک اصلاح طلب ديگر به رياست جمهوري شاهد بوده ايم. آمدن محمد خاتمي هم به همان اندازه نويد بخش بود که ظهور حسن روحاني. اما تمام ابتکارات او را رهبر انقلاب، آيت الله علي خامنه اي، يکي پس از ديگري دفن کرد.
اين بار يک تفاوت عمده وجود دارد : گويا رهبر چراغ سبز مشخصي به روحاني داده است. خامنه اي که خود از اصحاب و ارکان خط سخت سري است، امروز به تبليغ به قول خود « انعطاف شجاعانه» پرداخته است. او تا به حال پرونده مذاکرات هسته اي را کاملا در دست خود داشت. حال به نظر مي رسد اجازه داده روحاني پرونده را پيش ببرد که اين به گفته احمد سلامتيان، يکي از تيزبين ترين ناظران ايران معاصر، جايگاه سياسي به مراتب محکمتر و برتري در مقايسه با محمد خاتمي به روحاني مي دهد.
دليل اين چرخش چيست؟ شيوه ها و گردش کار در جمهوري اسلامي به ندرت شفاف بوده است. بسياري موضوع تأثير تحريم هاي بسيار شديد اروپا و ايالات متحده عليه ايران را عنوان مي کنند : رهبر رژيم براي سبک کردن اين تحريم ها حاضر شده در پرونده اتمي انعطاف نشان دهد. عده اي انزواي استراتژيک ايران را به عنوان دليل مطرح مي کنند: اتحاد بين تهران و دمشق، رژيم را در برابر اکثر کشورهاي عرب منزوي کرده است.
هنوز هيچ چيز بازي نشده و عاقبت کار معلوم نيست. اين محرز است که ايران مي خواهد دست کم بخش بزرگي از ظرفيت غني سازي اورانيوم خود را نگاه دارد که سازمان ملل و تعهدات بين المللي اين کشور مانع آن است.
برنامه اتمي يک گزينه استراتژيک براي رژيم است که در آن سرمايه گذاري هنگفتي کرده است. شکاکان هم از استدلالات مخالف کم نمي آورند و در مواضع حسن روحاني ظاهر و بزک و دوزک را به همان اندازه مشاهده مي کنند که محتواي کلام او را. اين ناظران مشکوکند که روند آغاز شده يک عقب نشيني تاکتيکي و امتيازاتي که ارائه مي شود، صرفا صوري باشد.
پرزيدنت ايران اگر واقعا صداقت دارد، بايد يک بازي ديالکتيک پيچيده را پيش برد. گرفتن امتيازاتي از واشينگتن تا آن انداره قوي که بتواند رهبر را قانع کند که ايالات متحده به دنبال تغيير رژيم در تهران نيست، يعني تنها عاملي که مي تواند باعث تغيير کيفي در سياست هسته اي ايران گردد. لذا مذاکراتي که آغاز مي شود هم براي حسن روحاني و هم باراک اوباما يک شرط بندي ريسک دار است.»

 

به اشتراک بگذارید: