رسانه ها
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
دسترسي به قراردادي بهتربا ايران
در خواست قراردادي بهتر كردن . و برعكس تهديدهاي پرزيدنت باراك اوباما اين به جنگ راه نميبرد .
ابتدا ، بياييد بررسي كنيم كه چرا اين قرارداد خطرناك است . غروب ناشي از اينست كه ــ يك نقض جدي در توافق ـ اجازه ميدهد كه محدوديتهاي هسته اي شدن ، تسليحات و موشكهاي بالستيك در عرض يك دوره 5 تا 15 ساله بصورتي جدي ناپديد شوند. تهران بسادگي بايد از توافق پيروي كند تا بتواند بزودي بعنوان كشوري در آستانه تبديل شدن به قدرت هسته اي با برنامه غني سازي صنعتي ظاهر شود.
مشابه همين ، او بايد سفت بچسبد و منتظر شود تا به نقطه زماني صفر براي گريز برسد : راهي را براي مخفي كردن دزدكي طراحي شده سانتريفيوژهاي پيشرفته ساده تر براي مخفي كردن پيدا كند: يك زرادخانه از موشكهاي بالستيك قاره پيما درست كند؛ بعد از لغو تحريمهاي تسليحات متعارف سازمان ملل بعد از 5 سال به سلاحهاي سنگين مثل هواپيماهاي پيچيده تر جنگي و هليكوپترهاي تهاجمي و تانك هاي جنگي دست پيدا كند؛ و به اقتصادي فزاينده دست پيدا كند كه بتواند در برابر فشار تحريمهاي آينده ايمن شود.
ايران ميتواند به همه اينها با تقلب و بسادگي بدون اينكه در انتظار غروب تاريخهاي مشخص شده برسد : فقط تقلب كردن تهران را سريعتر به آن نقطه ميرساند ، بعنوان مثال ، اگر دسترسي فيزيكي آژانس بين المللي اتمي در مورد سايتهاي مشكوك را رد كند و واشنگتن نتواند حمايت اروپاييان را براي مجازات ديوارهاي سنگي ايران بدست بياورد .
و اين بدتر ميشود . اگر قدرتهاي جهاني در جواب به سرپيچي ايران تحريمها را مجددا نصب كنند ، تهران ميتواند قرارداد را باطل اعلام كند . توافق هسته ای به صراحت در پاراگراف 26 و 37 از متن اصلی آورده است که اگر تحریم ها در پاسخ به نقض ایران مجددا نصب شود ایران از معامله كنار خواهد كشيد .
این قرارداد همچنین شامل یک نیاز صریح و روشن در بند 29 از متن اصلی برای ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عدم دخالت در "عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران است” . بياييد اين ” بازگشت ضربه محكم و ناگهاني تحريمها ” را به اينصورت بناميم كه اگر قدرتهاي جهاني تلاش كنند ايران را به انطباق با قرارداد مجبور كنند ، تهران با تشديد اتمي شدن آنها را تهديد خواهد كرد.
اما حتی بدون این تير در چله ، ایرانیان در طول زمان از شوک های اقتصادی مصون خواهند شد. هنگامی که شرکت های اروپایی به اندازه کافی در بازار سودآور ایران، سرمایه گذاری كنند ، هر گونه نقض ایران از معامله به احتمال زیاد به تحریک اختلافات میان واشنگتن و متحدان اروپایی ميانجامد.
در واقع چرا اروپا بايد با تحريمهاي جديد در حاليكه پول زيادي در خط دارد موافقت كند ؟ استدلالات آنها در برابر تحريمهاي جديد هسته اي شامل سوالاتي در مورد شواهد قابل تكيه ، جدي بودن تخلفات هسته اي ، سطح مناسب پاسخ به نقض و اقدامات تلافي جويانه محتمل ايران ميشود .
اين انگيزه غير قابل انكار ، تاثيركميسيون مشترك توافق ـ يك موجوديت با هشت عضو متشكل از ایالات متحده آمریکا، فرانسه، بریتانیا، آلمان، یک نماینده از اتحادیه اروپا، و همچنین روسیه، چین، و ایران ــ به منظور نظارت بر اجرا را بي اثر ميكند.
در حاليكه در صورتيكه ايران مانع دسترسي هاي مهم آژانس بين المللي اتمي به سايتهاي مشكوك ايران شود ، خيلي سخت تر است كه به يك تصميم با اتفاق آراء 5 به 3 مورد نياز دست يافت . دولت اين طرح را براي دور زدن روسيه و چين ، در صورتيكه آنها جانب ايران را بگيرند طراحي كرده است .
واشنگتن فرض ميگيرد كه هميشه ميتواند روي راي اروپاييها حساب كند . ولي اين يك اشتباه است . اروپا ، بخصوص وقتي فشارهاي لابي هاي تجاري اروپا رشد كند ، مشوق هاي سنگين اقتصادي با ايران خواهد داشت و اگر ايران يك بازگشت تحريمهاي هسته اي را مورد تهديد قرار دهد، دليل خوبي براي مخالفت با آمريكا دارد. در حاليكه اگر موضوع حل نشود آمريكا ميتواند به تنهايي تحريمهاي سازمان ملل را بازنصب كند و بايد بيانديشد كه اين موضوع بصورت قابل توجهي غير عملي ميباشد و احتمال اين نيست كه در مقابل مقاومت اروپاييان دست به چنين كاري بزند.
همين موتور محركه در مورد بازنصب تحريمهاي غير هسته اي مثل تحريمهاي تروريسم و يا حقوق بشر وجود دارد . در 20 ژوئيه، ايران به شوراي امنيت اطلاع داد كه ” بدون در نظر گرفتن اينكه اين تحريمهاي جديد مربوط به هسته اي باشند و يا هر زمينه ديگر” اگر ” تحريمهاي جديد” گذاشته شوند ، ايران ممكن است ” در تعهداتش نسبت به قرارداد بازنگري كند”.
اگر دريافتيم كه ايران مجددا تروريسم را حمايت مالي ميكند ، آيا اروپا با طرح آمريكا براي بازنصب تحريمهاي تروريستي روي بانك مركزي ايران موافقت خواهد كرد؟ اين مشكوك است چرا كه تهران تهديد خواهد كرد كه به فعاليتهاي هسته اي اش باز ميگردد كه شامل غني سازي در ابعاد بزرگ خواهد بود و اين نه تنها سرمايه گذاري اروپاييان ، بلكه تماميت قرارداد هسته اي را به خطر مياندازد .
به عبارت ديگر ، ترس اروپاييها از ويران شدن قرارداد و از دست رفتن ملياردها دلار ، اهرم آمريكا را ميسايد و توانايي ما را براي درخواست بازگشت مجدد تحريمهاي اقتصادي كاهش ميدهد .
و در حاليكه نفوذ واشنگتن پيوسته رو به ضعف ميگذارد ، گزينه ها بصورت افزايش يابنده اي محدود خواهند شد . به مرور زمان وقتي تحريمها از روي ميز برداشته شدند ، نيروي نظامي اسرائيلي يا آمريكايي تنها راه توقف تسليحات هسته اي ايران خواهند شد . اينكه چه زماني اين جنگ فرا ميرسد ، ايران به لحاظ اقتصادي و نظامي خيلي قوي تر از امروز خواهد بود .
بنابراين ، جايگزين چيست ؟ پرزيدنت ميگويد هيچ . او اشتباه ميكند . كنگره ميتواند و بايد از دولت بخواهد كه شكافها را در مورد عبارت غروب زمان توافق و بازگشت تحريمها در توافق ببندد .
اصلاح معامله پيشينه درازي دارد . كنگره تا كنون درخواست اصلاح بيش از 200 توافق را قبل از دريافت رضايت سنا داشته است كه شامل توافق دوجانبه مهم در كنترل تسليحات در جنگ سرد با شوروي بعنوان ” پيمان منع آزمايشات هسته اي” ، ” پيمان انفجارات هسته اي صلح آميز” ، بعلاوه توافق چند جانبه مثل ” كنوانسيون تسليحات شيميايي” كه بين 87 كشور شركت كننده مذاكره شد ، وشامل ايران ، در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون ميشود . و اين تنها باري نيست كه جمهوريخواهان سد و مانع قرار ميدهند .
در طول جنگ سرد، سناتورهاي دموکرات مانند هنری جکسون در مقابل فشارهاي ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر ايستادند در حاليكه آنها اصرار داشتند که معاملاتي كه آنها مذاكره كرده اند تغيير ناپذير باقي خواهد ماند . همه اينها در زماني اتفاق افتاده است که مسکو هزاران موشک با كلاهك هسته ای با هدف امریکا داشت .
آيا كنگره بايد اين سنت پرغرور را ادامه داده و با توافق ايران توافق نكند ، 3 سناريو از احتمالات وجود دارد . هركدام از اينها درگيريهايي را بهمراه خواهند داشت . ولي همه آنها قابل ترجيح است كه روي توافق جاري شود.
در سناريوي اول عليرغم اينكه كنگره با عدم توافق خود بمنظور چكاندن ماشه بر عليه خلاصي اتوماتيك و اساسي از تحريمهاي سازمان ملل و اتحاديه اروپا تحت مفاد قرارداد براي ايران حاصل ميشود ، ايران تصميم بگيرد كه با نيت خوب به تعهداتش عمل كند .
اگر پرزيدنت اوباما بخواهد با توافق به جلو حركت كند ، او ميتواند تلاشهاي قانوني براي مسدود كردن خلاصي از تحريمها را دور بزند . او احتمالا اينكار را با استفاده از قدرت اجرايي خواهد كرد كه تمامي سيستم مالي و ديگر ارگانهاي تجاري ايراني را كه هدف تحريمهاي كنگره قرار دارند را از ليست خارج كند و طراحي هاي قانوني در مورد بانك مركزي ايران را كه او قبلا آنها را بعنوان تصميمات قانوني مشخص كرده است را ناديده بگيرد ، و از جواز هاي خزانه داري براي تاييد معاملات مالی و تجاری استفاده كند و باز نصب تحريمهاي كليدي انرژي را در دسامبر 2016 رد كند .
مابه ازء پرزيدنت ميتواند به كنگره توجه كند و تهديد كند كه بر عليه اروپايي ها و ديگر جستجوگران تجارت وكار با ايران ، تحريمهاي ثانويه را استفاده خواهد كرد ، كه يك مانع قوي براي متوقف كردن شركتها براي شتاب به سمت ايران خواهد بود و اينكه فضاي بيشتر ديپلماتيك با شركاي اصلي 5+1 مثل فرانسه و انگلستان و آلمان ايجاد كند تا به برخواست آمريكا براي مفاد بهتر بپيوندند .
در سناريوي دوم ، ايرانيها تعهدات خود تحت قرارداد را ترك ميكنند اما به سمت سلاح هسته اي شتاب نميكنند . ايران از خلاصي تحريمها متمتع نميشود ولي سعي ميكند از رد كردن كنگره بصورت داخلي بهره برداري كند و ادعا كند كه اين خطاي آمريكا بوده است . چنانچه او در بين دهه 1990 و 2013 اينكار را كرد ، ايران احتمالا سپس شروع به تسريع برنامه هسته اي بصورت تدريجي خواهد كرد . ايران ممكن است قدمهاي تدريجي به جلو در برنامه هسته اي اش بردارد تا از متحد شدن قدرتهاي جهاني ممانعت كند و به تحريمهاي اقتصادي فلج كننده يا حتي ضربات نظامي آمريكا اهميتي ندهد. در اين حالت واشنگتن در موضع قوي تري خواهد بود كه از اجبار اقتصادي و ديپلماتيك استفاده كند كه ايرانيها را مجبور به بازگشت به ميز مذاكره براي قرارداد بهتري بكند تا اينكه غروب مواد توافق و بازگشت ضربه تحريمها را جبران كند .
در يك سناريوي سوم ، ايرانيان ابتدا از سردرگمي موقت ناشي از رد كردن كنگره براي شقه كردن گروه 5+1 بهره برداري ميكند .اين يك سناريوي درهم ريخته ديپلماتيك است ــ و احتمالا محتمل ترين آنها. در اين سناريو ايران برخي تعهدات خاص اتمي را اجرا ميكند ولي به بقيه آنها عمل نميكند . در اختلافات سياست كه بدون شك بدنبال آن رخ خواهد داد ، ايران ميتواند تلاش كند كه روسيه و چين را از غرب جدا كند و اروپاييها را از آمريكا تا بتواند تحريمهاي چندجانبه را تضعيف كند .
چين و روسيه ممكن است به برخي از تجارتها با ايران بازگردند ــ آنها متلاشی کننده تحریم های ایالات متحده حتی در اوج اجرای تحریم توسط اوباما بودند. ولي آنها نيز احتمال دارد كه در ميز مذاكره باقي بمانند تا به هدف اصلي خود برسند : مانع شدن ايران به دستيابي به هسته اي. پكن خواهان ايران مسلح به هسته اي با بهاي انرژي جهاني نيست ؛ مسكو اهميتي به قيمتهاي بالاي انرژي نميدهد اما با رژيم اسلامي انقلابي هسته اي مشكل ساز در همسايگي اش منجمله جمعيت بزرگ مسلمان روسيه موافق نميباشد.
هرچند كه اروپا ، كليد است . بازارهاي اروپا همواره غنيمت اقتصادي بزرگ تهران بوده اند. نكته كليدي براي كنگره و كاخ سفيد استفاده از اقتناع ديپلماتيك و تحريمهاي اقتصادي آمريكا براي كنار نگه داشتن اروپاييان از ايران است .قبل از اينكه اروپا به سمت ورود مجدد به بازار ايران بشتابد . آمريكا اينك اين امكان و سطح را داراست. تكيه كردن به بازگشت تحريمها براي اينكه اروپاييها را مجددا ( از تجارت با ايران ) بيرون بكشد ، يك بازي ضعيف است . چنانچه مقام سابق خزانه داري خوان زاراته ” Juan Zarate” اشاره كرد ، ” ما نميتوانيم در يك آن ، هم در مورد تحريمهاي ” ضربه محكم و ناگهاني” كه يك شمشير داموكلس ” ” معلق بالاي سر ايرانيها براي سالها باشد ، و در عين حال بحث از اين كنيم كه اينك راهي براي آمريكا براي حفظ انزواي اقتصادي و مالي فلج كننده كه ايران را مجبور كرد به ميز مذاكرات آورد وجود ندارد ”.
اگر واشنگتن واضح كند كه اگر اروپاييها با بانكهاي ايراني تجارت كنند ، بانكهاي اروپايي با ريسك جريمه و بخطر افتادن توانايي داد و ستد با دلار خواهند شد ، آن كمپانيهاي انرژي و بيمه و صنايع اروپايي براي مسير اقتصادي خود با ايران با مانع مواجه خواهند شد .
قدرت تحریم های مالی آمریکا همواره به اشتهاي بخش خصوصی برای خطر بستگی دارد. در مورد مخالفت کنگره، و یا رایي که در آن اکثریت سناتورها معامله را رد كنند ، شرکت های بزرگ اروپایی به احتمال زیاد در سرمایه گذاری دست نگه ميدارند تا زمانی که رئيس جمهور در سال 2017 بر سر كار بيايد . آنها همچنين در مورد ريسكهاي قانوني و ريسك شهرت خود در مورد تجارت با سپاه پاسداران ايران نگران خواهند بود ( چراكه (سپاه) بخشهاي استراتژيك اقتصادي ايران مثل امور مالی، انرژی، ساخت و ساز، و خودرو سازي را تحت سلطه دارد و توسط آمريكا بعنوان يك اسپانسر تكثير ( هسته اي ) نامگذاري شده است).
وزارت خزانه داری شرکت های بین المللی را راهنمایی است که باید قبل از بازگشت به بازار سپاه پاسداران تحت سلطه ایران بسیار احتیاط كنند .
اين اهرم ميتواند براي يك معامله بهتر استفاده شود ، معامله اي كه محدوديتهاي موشكهاي بالستيك ، تسليحاتي ، هسته اي ، تا زماني كه شوراي امنيت سازمان ملل ( جايي كه آمريكا در آن حق وتو دارد ) راي به برداشتن آنها بدهد غروب نخواهند كرد .
اين ميتواند زبان ” ضربه ناگهاني ” را بردارد و تهران را شامل اذعان صریح و روشن كند كه تحريمها ميتواند براي تروريسم ، نقض حقوق بشر ، توسعه موشكهاي بالستيك ( ICBM ) و زمينه هاي ديگر بازگردند . اين همچنين ميتواند شامل تغييرات ديگري باشد ، مثل خواست آژانس بين المللي انرژي هسته اي براي ورود بازرسان بصورت فيزيكي و تحقيقات در مورد هر سايت نظامي و غير نظامي مشكوك ، چيزي كه رئيس مذاكره كنندگان آمريكايي وندي شرمن در استماع اخير كنگره گفت كه اين موضوع هميشه مورد نياز نيست چرا كه نمونه برداري خاک توسط ایران کافی خواهد بود.
اينگونه كه اينك بنظر ميرسد دستيابي تغييرات به اين سادگي نخواهد بود . اين نياز به اهرمهاي اضافي دارد . ولي آمريكا هرگز چنين قدرت اهرم تحريمهاي ثانويه را كه امروز دارد را نخواهد داشت . كنگره اينك يك فرصت دارد كه اطمينان دهد كه ما قدرت را حفظ و از آن استفاده ميكنيم . هدف نبايد ديپلماسي اژدر باشد. در عوض ، اينست كه بمب ساعتي را با انتقادات سازنده در مورد اين قرارداد ايران ،كه خطر جنگ آينده را كاهش ميدهد ،خنثي كنيم .
ابتدا ، بياييد بررسي كنيم كه چرا اين قرارداد خطرناك است . غروب ناشي از اينست كه ــ يك نقض جدي در توافق ـ اجازه ميدهد كه محدوديتهاي هسته اي شدن ، تسليحات و موشكهاي بالستيك در عرض يك دوره 5 تا 15 ساله بصورتي جدي ناپديد شوند. تهران بسادگي بايد از توافق پيروي كند تا بتواند بزودي بعنوان كشوري در آستانه تبديل شدن به قدرت هسته اي با برنامه غني سازي صنعتي ظاهر شود.
مشابه همين ، او بايد سفت بچسبد و منتظر شود تا به نقطه زماني صفر براي گريز برسد : راهي را براي مخفي كردن دزدكي طراحي شده سانتريفيوژهاي پيشرفته ساده تر براي مخفي كردن پيدا كند: يك زرادخانه از موشكهاي بالستيك قاره پيما درست كند؛ بعد از لغو تحريمهاي تسليحات متعارف سازمان ملل بعد از 5 سال به سلاحهاي سنگين مثل هواپيماهاي پيچيده تر جنگي و هليكوپترهاي تهاجمي و تانك هاي جنگي دست پيدا كند؛ و به اقتصادي فزاينده دست پيدا كند كه بتواند در برابر فشار تحريمهاي آينده ايمن شود.
ايران ميتواند به همه اينها با تقلب و بسادگي بدون اينكه در انتظار غروب تاريخهاي مشخص شده برسد : فقط تقلب كردن تهران را سريعتر به آن نقطه ميرساند ، بعنوان مثال ، اگر دسترسي فيزيكي آژانس بين المللي اتمي در مورد سايتهاي مشكوك را رد كند و واشنگتن نتواند حمايت اروپاييان را براي مجازات ديوارهاي سنگي ايران بدست بياورد .
و اين بدتر ميشود . اگر قدرتهاي جهاني در جواب به سرپيچي ايران تحريمها را مجددا نصب كنند ، تهران ميتواند قرارداد را باطل اعلام كند . توافق هسته ای به صراحت در پاراگراف 26 و 37 از متن اصلی آورده است که اگر تحریم ها در پاسخ به نقض ایران مجددا نصب شود ایران از معامله كنار خواهد كشيد .
این قرارداد همچنین شامل یک نیاز صریح و روشن در بند 29 از متن اصلی برای ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عدم دخالت در "عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران است” . بياييد اين ” بازگشت ضربه محكم و ناگهاني تحريمها ” را به اينصورت بناميم كه اگر قدرتهاي جهاني تلاش كنند ايران را به انطباق با قرارداد مجبور كنند ، تهران با تشديد اتمي شدن آنها را تهديد خواهد كرد.
اما حتی بدون این تير در چله ، ایرانیان در طول زمان از شوک های اقتصادی مصون خواهند شد. هنگامی که شرکت های اروپایی به اندازه کافی در بازار سودآور ایران، سرمایه گذاری كنند ، هر گونه نقض ایران از معامله به احتمال زیاد به تحریک اختلافات میان واشنگتن و متحدان اروپایی ميانجامد.
در واقع چرا اروپا بايد با تحريمهاي جديد در حاليكه پول زيادي در خط دارد موافقت كند ؟ استدلالات آنها در برابر تحريمهاي جديد هسته اي شامل سوالاتي در مورد شواهد قابل تكيه ، جدي بودن تخلفات هسته اي ، سطح مناسب پاسخ به نقض و اقدامات تلافي جويانه محتمل ايران ميشود .
اين انگيزه غير قابل انكار ، تاثيركميسيون مشترك توافق ـ يك موجوديت با هشت عضو متشكل از ایالات متحده آمریکا، فرانسه، بریتانیا، آلمان، یک نماینده از اتحادیه اروپا، و همچنین روسیه، چین، و ایران ــ به منظور نظارت بر اجرا را بي اثر ميكند.
در حاليكه در صورتيكه ايران مانع دسترسي هاي مهم آژانس بين المللي اتمي به سايتهاي مشكوك ايران شود ، خيلي سخت تر است كه به يك تصميم با اتفاق آراء 5 به 3 مورد نياز دست يافت . دولت اين طرح را براي دور زدن روسيه و چين ، در صورتيكه آنها جانب ايران را بگيرند طراحي كرده است .
واشنگتن فرض ميگيرد كه هميشه ميتواند روي راي اروپاييها حساب كند . ولي اين يك اشتباه است . اروپا ، بخصوص وقتي فشارهاي لابي هاي تجاري اروپا رشد كند ، مشوق هاي سنگين اقتصادي با ايران خواهد داشت و اگر ايران يك بازگشت تحريمهاي هسته اي را مورد تهديد قرار دهد، دليل خوبي براي مخالفت با آمريكا دارد. در حاليكه اگر موضوع حل نشود آمريكا ميتواند به تنهايي تحريمهاي سازمان ملل را بازنصب كند و بايد بيانديشد كه اين موضوع بصورت قابل توجهي غير عملي ميباشد و احتمال اين نيست كه در مقابل مقاومت اروپاييان دست به چنين كاري بزند.
همين موتور محركه در مورد بازنصب تحريمهاي غير هسته اي مثل تحريمهاي تروريسم و يا حقوق بشر وجود دارد . در 20 ژوئيه، ايران به شوراي امنيت اطلاع داد كه ” بدون در نظر گرفتن اينكه اين تحريمهاي جديد مربوط به هسته اي باشند و يا هر زمينه ديگر” اگر ” تحريمهاي جديد” گذاشته شوند ، ايران ممكن است ” در تعهداتش نسبت به قرارداد بازنگري كند”.
اگر دريافتيم كه ايران مجددا تروريسم را حمايت مالي ميكند ، آيا اروپا با طرح آمريكا براي بازنصب تحريمهاي تروريستي روي بانك مركزي ايران موافقت خواهد كرد؟ اين مشكوك است چرا كه تهران تهديد خواهد كرد كه به فعاليتهاي هسته اي اش باز ميگردد كه شامل غني سازي در ابعاد بزرگ خواهد بود و اين نه تنها سرمايه گذاري اروپاييان ، بلكه تماميت قرارداد هسته اي را به خطر مياندازد .
به عبارت ديگر ، ترس اروپاييها از ويران شدن قرارداد و از دست رفتن ملياردها دلار ، اهرم آمريكا را ميسايد و توانايي ما را براي درخواست بازگشت مجدد تحريمهاي اقتصادي كاهش ميدهد .
و در حاليكه نفوذ واشنگتن پيوسته رو به ضعف ميگذارد ، گزينه ها بصورت افزايش يابنده اي محدود خواهند شد . به مرور زمان وقتي تحريمها از روي ميز برداشته شدند ، نيروي نظامي اسرائيلي يا آمريكايي تنها راه توقف تسليحات هسته اي ايران خواهند شد . اينكه چه زماني اين جنگ فرا ميرسد ، ايران به لحاظ اقتصادي و نظامي خيلي قوي تر از امروز خواهد بود .
بنابراين ، جايگزين چيست ؟ پرزيدنت ميگويد هيچ . او اشتباه ميكند . كنگره ميتواند و بايد از دولت بخواهد كه شكافها را در مورد عبارت غروب زمان توافق و بازگشت تحريمها در توافق ببندد .
اصلاح معامله پيشينه درازي دارد . كنگره تا كنون درخواست اصلاح بيش از 200 توافق را قبل از دريافت رضايت سنا داشته است كه شامل توافق دوجانبه مهم در كنترل تسليحات در جنگ سرد با شوروي بعنوان ” پيمان منع آزمايشات هسته اي” ، ” پيمان انفجارات هسته اي صلح آميز” ، بعلاوه توافق چند جانبه مثل ” كنوانسيون تسليحات شيميايي” كه بين 87 كشور شركت كننده مذاكره شد ، وشامل ايران ، در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون ميشود . و اين تنها باري نيست كه جمهوريخواهان سد و مانع قرار ميدهند .
در طول جنگ سرد، سناتورهاي دموکرات مانند هنری جکسون در مقابل فشارهاي ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر ايستادند در حاليكه آنها اصرار داشتند که معاملاتي كه آنها مذاكره كرده اند تغيير ناپذير باقي خواهد ماند . همه اينها در زماني اتفاق افتاده است که مسکو هزاران موشک با كلاهك هسته ای با هدف امریکا داشت .
آيا كنگره بايد اين سنت پرغرور را ادامه داده و با توافق ايران توافق نكند ، 3 سناريو از احتمالات وجود دارد . هركدام از اينها درگيريهايي را بهمراه خواهند داشت . ولي همه آنها قابل ترجيح است كه روي توافق جاري شود.
در سناريوي اول عليرغم اينكه كنگره با عدم توافق خود بمنظور چكاندن ماشه بر عليه خلاصي اتوماتيك و اساسي از تحريمهاي سازمان ملل و اتحاديه اروپا تحت مفاد قرارداد براي ايران حاصل ميشود ، ايران تصميم بگيرد كه با نيت خوب به تعهداتش عمل كند .
اگر پرزيدنت اوباما بخواهد با توافق به جلو حركت كند ، او ميتواند تلاشهاي قانوني براي مسدود كردن خلاصي از تحريمها را دور بزند . او احتمالا اينكار را با استفاده از قدرت اجرايي خواهد كرد كه تمامي سيستم مالي و ديگر ارگانهاي تجاري ايراني را كه هدف تحريمهاي كنگره قرار دارند را از ليست خارج كند و طراحي هاي قانوني در مورد بانك مركزي ايران را كه او قبلا آنها را بعنوان تصميمات قانوني مشخص كرده است را ناديده بگيرد ، و از جواز هاي خزانه داري براي تاييد معاملات مالی و تجاری استفاده كند و باز نصب تحريمهاي كليدي انرژي را در دسامبر 2016 رد كند .
مابه ازء پرزيدنت ميتواند به كنگره توجه كند و تهديد كند كه بر عليه اروپايي ها و ديگر جستجوگران تجارت وكار با ايران ، تحريمهاي ثانويه را استفاده خواهد كرد ، كه يك مانع قوي براي متوقف كردن شركتها براي شتاب به سمت ايران خواهد بود و اينكه فضاي بيشتر ديپلماتيك با شركاي اصلي 5+1 مثل فرانسه و انگلستان و آلمان ايجاد كند تا به برخواست آمريكا براي مفاد بهتر بپيوندند .
در سناريوي دوم ، ايرانيها تعهدات خود تحت قرارداد را ترك ميكنند اما به سمت سلاح هسته اي شتاب نميكنند . ايران از خلاصي تحريمها متمتع نميشود ولي سعي ميكند از رد كردن كنگره بصورت داخلي بهره برداري كند و ادعا كند كه اين خطاي آمريكا بوده است . چنانچه او در بين دهه 1990 و 2013 اينكار را كرد ، ايران احتمالا سپس شروع به تسريع برنامه هسته اي بصورت تدريجي خواهد كرد . ايران ممكن است قدمهاي تدريجي به جلو در برنامه هسته اي اش بردارد تا از متحد شدن قدرتهاي جهاني ممانعت كند و به تحريمهاي اقتصادي فلج كننده يا حتي ضربات نظامي آمريكا اهميتي ندهد. در اين حالت واشنگتن در موضع قوي تري خواهد بود كه از اجبار اقتصادي و ديپلماتيك استفاده كند كه ايرانيها را مجبور به بازگشت به ميز مذاكره براي قرارداد بهتري بكند تا اينكه غروب مواد توافق و بازگشت ضربه تحريمها را جبران كند .
در يك سناريوي سوم ، ايرانيان ابتدا از سردرگمي موقت ناشي از رد كردن كنگره براي شقه كردن گروه 5+1 بهره برداري ميكند .اين يك سناريوي درهم ريخته ديپلماتيك است ــ و احتمالا محتمل ترين آنها. در اين سناريو ايران برخي تعهدات خاص اتمي را اجرا ميكند ولي به بقيه آنها عمل نميكند . در اختلافات سياست كه بدون شك بدنبال آن رخ خواهد داد ، ايران ميتواند تلاش كند كه روسيه و چين را از غرب جدا كند و اروپاييها را از آمريكا تا بتواند تحريمهاي چندجانبه را تضعيف كند .
چين و روسيه ممكن است به برخي از تجارتها با ايران بازگردند ــ آنها متلاشی کننده تحریم های ایالات متحده حتی در اوج اجرای تحریم توسط اوباما بودند. ولي آنها نيز احتمال دارد كه در ميز مذاكره باقي بمانند تا به هدف اصلي خود برسند : مانع شدن ايران به دستيابي به هسته اي. پكن خواهان ايران مسلح به هسته اي با بهاي انرژي جهاني نيست ؛ مسكو اهميتي به قيمتهاي بالاي انرژي نميدهد اما با رژيم اسلامي انقلابي هسته اي مشكل ساز در همسايگي اش منجمله جمعيت بزرگ مسلمان روسيه موافق نميباشد.
هرچند كه اروپا ، كليد است . بازارهاي اروپا همواره غنيمت اقتصادي بزرگ تهران بوده اند. نكته كليدي براي كنگره و كاخ سفيد استفاده از اقتناع ديپلماتيك و تحريمهاي اقتصادي آمريكا براي كنار نگه داشتن اروپاييان از ايران است .قبل از اينكه اروپا به سمت ورود مجدد به بازار ايران بشتابد . آمريكا اينك اين امكان و سطح را داراست. تكيه كردن به بازگشت تحريمها براي اينكه اروپاييها را مجددا ( از تجارت با ايران ) بيرون بكشد ، يك بازي ضعيف است . چنانچه مقام سابق خزانه داري خوان زاراته ” Juan Zarate” اشاره كرد ، ” ما نميتوانيم در يك آن ، هم در مورد تحريمهاي ” ضربه محكم و ناگهاني” كه يك شمشير داموكلس ” ” معلق بالاي سر ايرانيها براي سالها باشد ، و در عين حال بحث از اين كنيم كه اينك راهي براي آمريكا براي حفظ انزواي اقتصادي و مالي فلج كننده كه ايران را مجبور كرد به ميز مذاكرات آورد وجود ندارد ”.
اگر واشنگتن واضح كند كه اگر اروپاييها با بانكهاي ايراني تجارت كنند ، بانكهاي اروپايي با ريسك جريمه و بخطر افتادن توانايي داد و ستد با دلار خواهند شد ، آن كمپانيهاي انرژي و بيمه و صنايع اروپايي براي مسير اقتصادي خود با ايران با مانع مواجه خواهند شد .
قدرت تحریم های مالی آمریکا همواره به اشتهاي بخش خصوصی برای خطر بستگی دارد. در مورد مخالفت کنگره، و یا رایي که در آن اکثریت سناتورها معامله را رد كنند ، شرکت های بزرگ اروپایی به احتمال زیاد در سرمایه گذاری دست نگه ميدارند تا زمانی که رئيس جمهور در سال 2017 بر سر كار بيايد . آنها همچنين در مورد ريسكهاي قانوني و ريسك شهرت خود در مورد تجارت با سپاه پاسداران ايران نگران خواهند بود ( چراكه (سپاه) بخشهاي استراتژيك اقتصادي ايران مثل امور مالی، انرژی، ساخت و ساز، و خودرو سازي را تحت سلطه دارد و توسط آمريكا بعنوان يك اسپانسر تكثير ( هسته اي ) نامگذاري شده است).
وزارت خزانه داری شرکت های بین المللی را راهنمایی است که باید قبل از بازگشت به بازار سپاه پاسداران تحت سلطه ایران بسیار احتیاط كنند .
اين اهرم ميتواند براي يك معامله بهتر استفاده شود ، معامله اي كه محدوديتهاي موشكهاي بالستيك ، تسليحاتي ، هسته اي ، تا زماني كه شوراي امنيت سازمان ملل ( جايي كه آمريكا در آن حق وتو دارد ) راي به برداشتن آنها بدهد غروب نخواهند كرد .
اين ميتواند زبان ” ضربه ناگهاني ” را بردارد و تهران را شامل اذعان صریح و روشن كند كه تحريمها ميتواند براي تروريسم ، نقض حقوق بشر ، توسعه موشكهاي بالستيك ( ICBM ) و زمينه هاي ديگر بازگردند . اين همچنين ميتواند شامل تغييرات ديگري باشد ، مثل خواست آژانس بين المللي انرژي هسته اي براي ورود بازرسان بصورت فيزيكي و تحقيقات در مورد هر سايت نظامي و غير نظامي مشكوك ، چيزي كه رئيس مذاكره كنندگان آمريكايي وندي شرمن در استماع اخير كنگره گفت كه اين موضوع هميشه مورد نياز نيست چرا كه نمونه برداري خاک توسط ایران کافی خواهد بود.
اينگونه كه اينك بنظر ميرسد دستيابي تغييرات به اين سادگي نخواهد بود . اين نياز به اهرمهاي اضافي دارد . ولي آمريكا هرگز چنين قدرت اهرم تحريمهاي ثانويه را كه امروز دارد را نخواهد داشت . كنگره اينك يك فرصت دارد كه اطمينان دهد كه ما قدرت را حفظ و از آن استفاده ميكنيم . هدف نبايد ديپلماسي اژدر باشد. در عوض ، اينست كه بمب ساعتي را با انتقادات سازنده در مورد اين قرارداد ايران ،كه خطر جنگ آينده را كاهش ميدهد ،خنثي كنيم .