چرا توافق قدرت رژيم را تضعيف مي كند؟
ایران در سال گذشته ۱۵ میلیارد دلار هزینه نظامی کرده است. در مقایسه، عربستان سعودی ۸۰ میلیارد دلار هزینه کرده و پنج کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس ۳۵ میلیارد دلار هزینه کرده اند. کشورهای عربی بیشتر نگران هزینه های شریرانه ایران با یک حاشیه ۸ به ۱ هستند. ایران دارای یک نیروی هوایی نیست و نیروهای زمینی و دریایی آن در فن آوری از رقبای خود عقب است. معامله هسته ای این شکاف را عمیقتر خواهد کرد. در یک اجلاس در کمپ دیوید در ماه مه، پرزیدنت اوباما به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج وعده سخت افزای نظامی بیشتر و کمک به بهبودی توانایی آنها در پلیسي کردن در منطقه را داد. در همین حال، تحت شرایط معامله هسته ای، ایران باید پنج سال دیگر برای برداشته شدن تحریمهای تسلیحاتی ا ز طرف سازمان ملل منتظر بماند.
معامله فشار اقتصادی بر روی ایران را کاهش میدهد اما نه آنقدر که تعادل قدرت در منطقه تغییر کند. وزیر خارجه جان کری تخمین زده است که بعد از آنکه ایران پول اعتبار دهندگان خود را پرداخت کند ثروت باد آورده مالی ناشی از این معامله بیش از ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار نخواهد بود که بخش عظیمی از آن صرف نیازهای داخلی ایران خواهد شد.
در گذشته، ایران برای جبران کسری بودجه خود در هزینه های متعارف نظامی از گسترش شبکه شبه نظامیان مسلح که توسط سپاه پاسداران آموزش دیده، حمایت مالی شده و مدیریت شده اند استفاده کرده است. از طریق این قابلیت های نامتقارن است که ایران كشورهاي منطقه را در مرزهای خود تهدید کرده است، موقعیت خود را در عراق تقویت و شورشیان حوثی در یمن در سمت عربستان سعودی را پایدار نگاه داشته است.
این پایان اجرا در حول و حوش توازن نظامی منطقه ای وقتی پایدار است که توسط یک چتر هسته ای محافظت شود. مانند استفاده پاکستان از استراتژی مشابه علیه هند، تحریک نامتقارن فقط وقتی کار میکند که بازدارندگی علیه تلافی جویی پر هزینه وجود داشته باشد. بدون آن، تحریک ایران منجر به دعوت تکرار عملیات تلافی جویانه اسرائیل در جنوب لبنان یا جنگ عربستان سعودی در یمن خواهد شد.
با امضا کردن این معامله هسته ای، ایران این چتر هسته ای را به مدت دو دهه رها کرده و زمینه را برای آمریکا برای تقویت بیشتر ظرفیتهای نظامی متعارف اسرائیل و شورای همکاری خلیج فراهم آورده است. برعکس آنچه که مخالفان میگویند، توافق هسته ای ایران را تضعیف و رقبای منطقه ای آن را تقویت کرده است.
پس چرا ایران یک معامله ای را انجام داد که استراتژی منطقه ای آن را تضعیف میکند؟ پاسخ روشن این است که تحریمهای اقتصادی ایران را مجبور به انتخاب بین ثبات سیاسی در خانه و هژمونی بر منطقه کرده است. با این حساب، معامله هسته ای در یک حرکت نزولی سریع به تهدید هسته ای ایران خاتمه داده و دستور کار منطقه ای آن را لنگ کرده است.
اما به همان اندازه مهم این است که نگرانی اصلی منطقه ای ایران داعش شده است. این نیروی افراطی گرا به عنوان یک نیروی عظیم منهدم کننده ضد شیعی و ضد ایرانی ظهور کرده است که اکنون بخشهای وسیعی از عراق و سوریه را تحت کنترل و حضور رشد یابنده ای در افغانستان دارد. داعش ظرفیت گسترش در سایر کشورهای سنی عرب را دارد و بنابراین یک تهدید استراتژیک قابل توجهی برای ایران و متحدان شیعی آن دارد.
ایران در جنگ با داعش در عراق و سوریه بوده است و میتواند برای مدتهای طولانی این کار را در افغانستان بکند. این میتواند یک جنگ طولانی مدت باشد و این واقعیت ایران را مجبور به تجدید نظر در محاسبات استراتژیک خود کرده است. مقابله با داعش نه به یک چتر هسته ای بلکه به کاهش تنش با جامعه بین المللی و منابع بیشتر اقتصادی دارد. تهدید داعش بیش از هر وعده هژمونی بر منطقه به احتمال زیاد یک عامل تعییین کننده در تصمیم ایران برای امضای پوشش هسته ای برای استراتژی منطقه ای آن بوده است.
آمریکا به طور آشکار با ایران در جنگ علیه داعش همکار نمیکند و همراه با ترکیه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس واشینگتن همچنان منتقد حمایت تهران از رژیم اسد در سوریه باقی مانده است. با این حال، آمریکا و متحدان آن از ایران میخواهند به فشار علیه داعش در سوریه و همچنین در عراق ادامه دهد.
مخالفان معامله هسته ای سناریویی را تصوير میکنند که در آن این معامله میتواند عقب رانده شود و ایران را منزوی تر و تحت تحریمهای اقتصادی بیشتر قرار دهد و ظرفیتهای منطقه ای آن را از بین ببرد حتی در حالی که جلودار جنگ علیه داعش باقی بماند. این احتمال وجود ندارد. در عوض، ایران میتواند به فروپاشی معامله با دوبرابر کردن برنامه هسته ای خود پاسخ دهد در حالی که تنشهای منطقه ای را افزایش داده و همچنین بار بیشتر مبارزه علیه داعش را بر دوش واشینگتن و متحدان آن بگذارد.
ایران با این وجود هنوز با داعش جنگ خواهد کرد تا از مراکز جمعیت شیعی و اماکن مقدس در عراق همراه با دمشق و پایگاه های علوی ها در سوریه محافظت کند اما ممکن است برای کنترل مناطق سنی در عراق و سوریه از آن عقب نشینی کند. این برای آمریکا و متحدان آن باقی خواهد ماند تا برای رمادی، موصل و سایر مناطق سنی جنگ کند.
تورپیدو [نوعی موشک] زدن به معامله هسته ای فقط یک تنظیم مجدد به چیزهایی که قبل از شروع گفتگوها در سال ۲۰۱۳ قرار داشت نخواهد بود و این به مزیت و آوانتاژ آمریکا نیست. برعکس، آمریکا با وظیفه مدیریت چالش ایران با استفاده از یک چتر هسته ای تازه به دست آمده برای ایجاد اثر آن بر منطقه مواجه خواهد شد در حالی که مجبور است خود به تنهایی داعش را در کنترل بر منطقه شرق مدیترانه متوقف کند. این چیزی است که بایستی آمریکا و متحدان آن را نگران کند.