مرجان ساتراپي در نگاه رسانه هاي جهان: بخاطر ارزشهاي انساني نشان لژيون دونور فرانسه را نپذيرفت
روزنامه فرانکفورتر آلگماینه: با او، همه چیز در کمیکها تغییر کرد
نوشته آندریاس پلاتهاوس
به نظر میرسید مرجان ساتراپی فرزند خوششانسی است. اولاً، به این دلیل که او دو بار از ایران دیکتاتوری و تحت حکومت اسلامگرایان فرار کرد: ابتدا، به عنوان یک دختر مدرسهای پانزده ساله در سال ۱۹۸۴، به اتریش، به عنوان یک زن جوان که توسط والدینش به آزادی فرستاده شد، و سپس دوباره ده سال بعد، پس از فارغالتحصیلی از یک مدرسه فرانسوی در وین، برای تحصیل در وطن خود. اما او همچنین فرزند خوششانسی بود زیرا داستانی که او در مورد این دوران کودکی و نوجوانی تعریف کرد، به یکی از موفقترین کمیکهای دوران اخیر تبدیل شد. نام آن "پرسپولیس" است و بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ به زبان فرانسه در چهار جلد منتشر شد. در سال ۲۰۰۴، در آلمان و تقریباً در هر جای دیگر جهان (البته رسماً، نه در ایران) نیز منتشر شد. پس از آن، ژانر کتابهای مصور متحول شد.
و مرجان ساتراپی مشهور شد. او پیش از این کتابهای مصور را تصویرگری کرده بود، اما در آتلیه افسانهای دِ وُژ در میدانی به همین نام در منطقه ماره پاریس، با همکارانی مانند لوئیس تروندهایم، جوآن سفار، کریستوف بلین، امیل براوو و ریاد ساتوف - که همگی هنرمندان کمیک هستند و امروزه ستاره هستند - آشنا شد. و دیوید بی.، خلاقترین نویسنده کتابهای مصور فرانسوی دهه ۱۹۹۰، که در آن زمان در حال انتشار حماسه خانوادگی خودزندگینامهای خود، "بیماری مقدس"، در شش جلد جداگانه بود. سبک روایت و طراحی او، ترکیب تصاویر خاورمیانهای با دروننگری غربی، الگویی برای "پرسپولیس" شد. با این تفاوت که ساتراپی با خوانندگان در سراسر جهان ارتباط برقرار کرد. تا حدودی به این دلیل که او یک هنرمند زن در صحنه کمیک تحت سلطه مردان بود، الگویی برای خوانندگان زن. فرانسه منتظر چیزی شبیه به آن بود.
او حتی بیشتر مدیون خانه جدیدش بود. او در سال ۱۹۹۴ از تهران به پاریس آمد و پس از ملاقات و ازدواج با عشق زندگیاش، بازیگر ماتیاس ریپا، در سال ۱۹۹۶، در آنجا ماند. سپس موفقیت «پرسپولیس» از راه رسید و استارپی آن را با دو کمیک دیگر، «تیزینگ» و «مرغ با آلو» دنبال کرد که در آنها به روایت داستان خانوادهاش ادامه داد؛ اما مهمتر از همه، خودش اقتباس «پرسپولیس» را به عنوان یک فیلم انیمیشن بر عهده گرفت. این فیلم در سال ۲۰۰۷ اکران شد و جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد و پس از آن دو جایزه سزار، معتبرترین جوایز فیلم فرانسه، را از آن خود کرد. مخاطبان آن اکنون به میلیونها نفر میرسیدند.
به همین دلیل، او کمیک را کنار گذاشت. فیلمهای بیشتری از راه رسیدند، اما دیگر کارتونی نساختند. برای مرجان ساتراپی، به نظر میرسید که حرفهاش به عنوان تصویرگر به پایان رسیده است؛ او کارگردان فیلم شد. زندگی زنان متعهد همچنان یک موضوع اصلی بود: او «مرغ با آلو» خودش را به یک فیلم تبدیل کرد، و همچنین زندگی ماری کوری را. او حتی در فرانسه نیز نمونهای از رهایی بود.
او به عنوان یک ایرانی تبعیدی، خستگیناپذیر علیه رژیم سرزمین مادری خود مبارزه کرد و علیه آن سخن گفت. به عنوان مثال، در جلد ۲۰۲۳ «زن، زندگی، آزادی»، که برای آن هنرمندان طنزپرداز برجسته متعددی را برای حمایت از جنبش اعتراضی در ایران در آن زمان با داستانها گرد هم آورد، او همچنین پس از تقریباً بیست سال تمرکز بر حرفه فیلمسازی، آثار هنری خود را نیز ارائه داد: تصاویری از قهرمانان مقاومت ایرانی برای مقدمهاش و یک صفحه دو صفحهای درباره سپاه پاسداران، که او بسیار از آنها متنفر بود. این به نظر بازگشت به رسانه اصلیاش میرسید و گویی برای تأیید این موضوع، در سال ۲۰۲۴ جایزه پرنسس آستوریاس اسپانیا را در بخش «ارتباطات»، یکی از معتبرترین جوایز جهان در زمینه فرهنگ و علم، دریافت کرد. همه ما به دنبال جوایز بیشتری بودیم.
من خودم به ندرت با زن تأثیرگذاری مانند مرجان ساتراپی ملاقات کردهام. مکالمات ما همیشه حول محور کلیت میچرخید و او با همان خشمی که میتوانست علیه اسلامگرایان در ایران صحبت کند، از تکبر غرب نسبت به مقاومت جامعه ایران در برابر القائات مذهبی نیز خشمگین بود. او یک دهه و نیم پیش از نقش ایالات متحده ناامید شده بود و وقایع اخیر تنها این ناامیدی را تشدید کرده بود.
اما ویرانگرترین ضربه در سال ۲۰۲۵ رخ داد، زمانی که ماتیاس ریپا درگذشت. او تنها ۵۶ سال داشت و نزدیکان مرجان ساتراپی میگویند که او به سادگی نمیخواست بیشتر از او زنده بماند. همکار و دوست او، جوآن اسفار، در کتاب اخیر خود با عنوان "Terre de sang" (F.A.Z.، ۲۳ آوریل)، توصیف میکند که چگونه ساتراپی را در مراسم تشییع جنازه ریپا دیده است: زنی شکسته.
دیروز خودش در سن پنجاه و شش سالگی، مانند شوهرش، درگذشت. این خبر در سراسر جهان پخش شد، همانطور که قبلاً با "پرسپولیس" انجام شد.
دويچه وله فارسي: مرجان ساتراپی، نویسنده و فیلمساز سرشناس در ۵۶ سالگی درگذشت ـ نویسنده و فیلمساز ایرانی-فرانسوی و خالق "پرسپولیس"، در ۵۶ سالگی درگذشت؛ هنرمندی که هم در ادبیات و سینما شناخته شد و هم در سالهای اخیر، به یکی از صداهای پررنگ حمایت از جنبش "زن، زندگی، آزادی" تبدیل شد.
مرجان ساتراپی، نویسنده و فیلمساز سرشناس در ۵۶ سالگی درگذشت
خبرگزاری فرانسه به نقل از یکی از افراد نزدیک به مرجان ساتراپی گزارش داد این نویسنده و فیلمساز ایرانی-فرانسوی، که بیشتر با رمان گرافیکی و فیلم "پرسپولیس" شناخته میشد، در ۵۶ سالگی درگذشته است. در بیانیهای که برای خبرگزاری فرانسه فرستاده شد، آمده است که مرجان ساتراپی "از غم" و اندکی بیش از یک سال پس از مرگ ماتیاس ریپا، همسر و شریک زندگیاش، از دنیا رفت.
از "پرسپولیس" تا صدایی برای زنان ایران
مرجان ساتراپی متولد ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) در شهر رشت بود. او در سال ۱۹۹۴ به فرانسه رفت و در سال ۲۰۰۶ تابعیت فرانسوی گرفت. "پرسپولیس" روایت سالهای آغازین زندگی او در تهران است؛ سالهایی که در فضای محدودیتهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ گذشت، پیش از آنکه خانوادهاش او را به اروپا بفرستند و زندگی در تبعید آغاز شود.
او در سال ۲۰۰۷ نسخه سینمایی "پرسپولیس" را همراه ونسان پارونو ساخت؛ فیلمی که جایزه هیات داوران جشنواره کن را گرفت و نامزد اسکار شد. ساتراپی آن زمان گفته بود با وجود جهانشمول بودن فیلم، میخواهد این جایزه را به همه ایرانیان تقدیم کند.
منتقد جمهوری اسلامی و چهرهای فعال در عرصه عمومی
ساتراپی از منتقدان صریح جمهوری اسلامی بود. پس از اعتراضهای سال ۱۴۰۱ در ایران، او به یکی از صداهای شناختهشده در حمایت از زنان ایران تبدیل شد. در تجمعی در پاریس به مناسبت دومین سالگرد مرگ مهسا امینی نیز در میان کسانی بود که شعار "زن، زندگی، آزادی" سر میدادند.
او سال گذشته نشان لژیون دونور فرانسه را در اعتراض به آنچه "ریاکاری" پاریس در قبال ایران خواند، نپذیرفت و به سیاستهای ویزایی فرانسه اشاره کرد که به گفته او مانع خروج مخالفان از ایران و ورودشان به فرانسه میشد.
اهمیت همراهی او با مردم معترض ایران فقط در موضعگیری سیاسی او نبود، بلکه در نوع نگاهش به جامعه ایران هم دیده میشد. ساتراپی در مقدمه کتاب "زن، زندگی آزادی"نوشته بود رسالت دوم کتاب این است که به ایرانیان بگوید "شما تنها نیستید" و تاکید کرده بود هرچند سیاستمداران جهان لزوما برای منافع مردم ایران قدمی برنمیدارند، اما جامعه مدنی غرب در کنار آنان ایستاده است.
او در همان مقدمه، با لحنی احساسی، اثر خود را به مهسا امینی و مردم ایران تقدیم کرده و نوشته است که این کار را "در راه آزادی که ایرانیان تا این حد سزاوار آن هستند" انجام میدهد. همین جملات نشان میداد ساتراپی فقط ناظر تحولات ایران نبود، بلکه میخواست از جایگاه هنری خود برای همبستگی با جامعه ایران استفاده کند.
زندگی پس از مرگ همسر
ماتیاس ریپا، تهیهکننده، بازیگر و فیلمنامهنویس سوئدی و همسر مرجان ساتراپی، ۸ آوریل سال گذشته درگذشت. به گفته نزدیکان ساتراپی، این فقدان ضربهای سنگین به او وارد کرد.
پس از مرگ ریپا، ساتراپی بنیاد سینمایی "ماتیاس و مرجان ریپا-ساتراپی" را برای حمایت از دانشجویان خارجی علاقهمند به تحصیل فیلمسازی در پاریس راهاندازی کرد. صفحه اینستاگرام او نیز از آن زمان تقریبا فقط شامل تصاویری بود که جمله "زیرا عشق زندگیام را از دست دادهام" را بازتاب میداد، همراه با تصویری از همسرش و اطلاعیه تاسیس این بنیاد.
فیگارو: مرجان ساتراپی، خالق پرسپولیس، تسلیم غم و اندوه شد ـ کارتونیست ایرانی تبار در 56 سالگی، یک سال پس از مرگ همسرش، Mattias Ripa، به زندگی خود پایان داد. او که عضو آکادمی هنرهای زیبا است، مجموعهای قدرتمند از آثار گرافیکی و صدایی رسا در مورد ایران از خود برجا گذاشته. زندگی او الگویی از آزادی خواهد ماند.«شوک عمیقی بود. و همچنین غافلگیری. در طول سالها، ما اغلب مرجان ساتراپی را در جشنوارههای کتابهای کمیک یا در طول مصاحبهها ملاقات میکردیم. انگیزه، اشتیاق و انرژی او آنقدر قوی بود که پذیرش مرگ او در سن 56 سالگی دشوار است. ساتراپی در سال 1969 در رشت به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در تهران گذراند. در 14 سالگی برای تحصیل به اتریش رفت و سپس در 1994 به فرانسه مهاجرت کرد و در مدرسه هنرهای تزئینی استراسبورگ تحصیل کرد. او در 2006 تابعیت فرانسه را دریافت کرد. شهرت جهانی او با مجموعه کمیک پرسپولیس آغاز شد، اثری نیمهزندگینامهای که روایتگر کودکی و جوانی او در دوران انقلاب ایران، جنگ ایران و عراق، مهاجرت و تبعید است. این مجموعه در2000 منتشر شد و جوایز مهمی در جشنواره آنگولم به دست آورد . پرسپولیس به یکی از شناختهشدهترین آثار کمیک درباره ایران در جهان تبدیل شد و به زبانهای متعدد ترجمه شد. ساتراپی بعدها نسخه سینمایی پرسپولیس را ساخت که در جشنواره کن نمایش داده شد و نامزد جایزه اسکار شد. او از آن پس به چهرهای فرهنگی و سیاسی تبدیل شد که همواره درباره آزادی زنان، استبداد و وضعیت ایران سخن میگفت. در سال 2023 از جنبش زن زندگی آزادی حمایت کرد و رمان گرافیکی زن، زندگی، آزادی را در پشتیبانی از اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی هماهنگ کرد. علاوه بر کمیک و سینما، در سالهای اخیر به نقاشی روی آورد. او طراح اثر رسمی فرشینه بازی های المپیک پاریس بود و در 2024 به عضویت آکادمی هنرهای زیبا انتخاب شد. ساتراپی به صراحت لهجه و استقلال فکری مشهور بود. او از پذیرش نشان لژیون دونور فرانسه نیز خودداری کرد و در مواضع سیاسی خود، چه درباره ایران و چه درباره سیاستمداران فرانسوی، بیپرده سخن میگفت. پس از انتشار خبر مرگش، شخصیتهای فرهنگی بسیاری از او تجلیل کردند و او را هنرمندی آزاداندیش، تأثیرگذار و الهامبخش دانستند. مرجان ساتراپی با پرسپولیس تصویری انسانی و شخصی از ایران معاصر به جهان ارائه کرد. او هنرمندی بود که هنر، آزادی بیان و تعهد اجتماعی را در هم آمیخت و به یکی از مهمترین صداهای فرهنگی نسل خود تبدیل شد. او زنی "کاملاً آزاد" بودد که زندگیاش را با استقلال و جسارت زیست و سرانجام پس از تحمل اندوهی عمیق، از دنیا رفت.»
لوموند: تبعیدیی که به یک نماد کتابهای مصور تبدیل شد ـ این هنرمند فرانسوی-ایرانی که به خاطر رمان مصور پرسپولیس و اقتباس سینماییاش، مشهور بود، در 56 سالگی درگذشت. مرجان ساتراپی، هنرمند، نویسنده و فیلمساز ایرانی-فرانسوی که با مجموعه کمیک پرسپولیس به شهرت جهانی رسید، کمی بیش از یک سال پس از مرگ همسرش، ماتیاس ریپا، که عشق بزرگ زندگی او بود، از دنیا رفت.ساتراپی در سال 1969 در ایران به دنیا آمد. پس از انقلاب اسلامی و در دوران جنگ، خانوادهاش او را برای حفظ امنیتش به وین فرستادند. او بعدها به ایران بازگشت، اما سرانجام در سال 1994 برای همیشه کشور را ترک کرد و به فرانسه مهاجرت کرد.در فرانسه، با تشویق دوستانش در دنیای کمیک، خاطرات کودکی و نوجوانی خود را در قالب پرسپولیس منتشر کرد. این اثر که روایت زندگی او در دوران انقلاب و مهاجرت است، موفقیتی بزرگ به دست آورد، به بیش از یک میلیون نسخه فروش رسید و نگاه بسیاری از غربیها به ایران را تغییر داد. منتقدان آن را یکی از مهمترین آثار رمان گرافیکی معاصر میدانند. ساتراپی بعدها آثار دیگری مانند Broderies و Poulet aux prunes را منتشر کرد و سپس به سینما روی آورد. اقتباس سینمایی پرسپولیس در سال 2007 جایزه هیئت داوران جشنواره کن و دو جایزه سزار فرانسه را دریافت کرد. او در سالهای اخیر نیز از جنبش زن زندگی آزادی حمایت میکرد و در دفاع از زنان و آزادی در ایران فعال بود. در سال 2025 حتی نشان لژیون دونور فرانسه را نپذیرفت و از سیاستهای فرانسه در قبال ایران انتقاد کرد. مرجان ساتراپی برای بسیاری از ایرانیان مهاجر و دوستداران هنر، نماد مقاومت، آزادیخواهی و روایت صادقانه تجربه تبعید بود، هنرمندی که توانست داستان شخصی خود را به روایتی جهانی تبدیل کند.
پاریزین: «مرجان ساتراپی، خالق«پرسپولیس و هنرمند فرانسوی-ایرانی» ـ خانواده مرجان ساتراپی، که به خاطر رمان گرافیکی و فیلم «پرسپولیس» شناخته میشود، روز پنجشنبه اعلام کردند که او در سن ۵۶ سالگی درگذشت.
مرجان ساتراپی، هنرمند فرانسوی-ایرانی که با کتاب مصور و فیلم «پرسپولیس» به شهرت جهانی رسید، روز پنجشنبه در سن ۵۶ سالگی درگذشت.
طبق بیانیهای که خانوادهاش به خبرگزاری فرانسه ارسال کردند، «مرجان ساتراپی کمی بیش از یک سال پس از مرگ ماتیا ریپا، همسر و عشق زندگیاش، از غم و اندوه درگذشت». ماتیا ریپا، تهیهکننده، بازیگر و فیلمنامهنویس، در ۸ آوریل ۲۰۲۵ درگذشت. در صفحه اینستاگرام او تنها یک پیام باقی ماند: «چون عشق زندگیام را از دست دادم».
مرجان ساتراپی که از سال ۱۹۹۴ در فرانسه پناهنده شد و در سال ۲۰۰۶ تابعیت فرانسوی گرفته بود، با نگارش حماسهی «پرسپولیس» به شهرت بالایی دست یافته بود. او در این اثر، دوران کودکی خود در ایران تحت سلطهی ملاها، سرکوب مردم ایران و عزیمت دردناکش به اروپا را روایت میکند.
این فیلم که در سال ۲۰۰۱ در جشنواره آنگولم جایزه گرفت، پس از آن سه فیلم دیگر نیز ساخته شد و در سال ۲۰۰۷ توسط مرجان ساتراپی به کارگردانی مشترک ونسان پارونو به روی پرده سینما رفت و جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم کن ۲۰۰۷ را از آن خود کرد. مرجان ساتراپی که در سالهای اخیر اقدامات جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده است، در آن زمان اعلام کرد: «اگرچه این فیلم جهانی است، اما میخواهم آن را به همه ایرانیان تقدیم کنم».
در سال ۲۰۰۵، یکی دیگر از آلبومهای او که در ایران روایت میشد، با نام «پولت او پرونس» جایزه بهترین آلبوم را در جشنواره آنگولم از آن خود کرد و مرجان ساتراپی نیز در سال ۲۰۱۱ به همراه متیو آمالریک، ادوارد بائر و ماریا دِ مدیروس، اقتباس سینمایی آن را به طور مشترک کارگردانی کرد.
او در بسیاری از رویدادهای مهم فرانسه شرکت کرده است، برای مثال، طراحی یک اثر بدیع برای تصویرسازی المپیک ۲۰۲۴ پاریس.
نپذیرفت مدال لژیون دونور
این کارگردان در ژوئیه ۲۰۲۴ به درجه شوالیه لژیون افتخار ارتقا یافته بود. او توضیح داد که به دلیل «اصول» و «دلبستگی» به «کشور محل تولدش» تصمیم گرفته از دریافت این نشان «خودداری کند» و «به رویکرد ریاکارانه فرانسه نسبت به ایران اشاره میکند».
او در ژانویه ۲۰۲۵ توضیح داد: «رد نشان لژیون دونور به هیچ وجه اقدامی یا اندیشهای علیه فرانسه نیست. برعکس، من عمیقاً عاشق این کشور هستم که کشور من است.» اما «مدتی است که واقعاً برای درک سیاست فرانسه در قبال ایران مشکل دارم» و ابراز تاسف میکند که «جوانان ایرانی که آزادی را گرامی میدارند، مخالفان، هنرمندان، ویزا دریافت نمیکنند»، در حالی که فرزندان «الیگارشهای ایرانی» «به راحتی در سن تروپه و بدون هیچ مشکلی در پاریس قدم میزنند».
رادیو فرانسه: مرجان ساتراپی؛ نویسنده و کارگردان ایرانی-فرانسوی درگذشت ـ خبرگزاری فرانسه امروز پنجشنبه خبر داد که مرجان ساتراپی، نویسنده و کارگردان ایرانی و خالق داستانهای مصور «پرسپولیس» در سن ۵۶ سالگی در پاریس درگذشتهاست.
مرجان ساتراپی، هنرمند فرانسوی-ایرانی که با کتاب کمیک و فیلم «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت، در سن ۵۶ سالگی درگذشت. خبرگزاری فرانسه روز پنجشنبه این خبر را به نقل از نزدیکان او منتشر کرد.
در بیانیهای که خانواده و نزدیکان او در اختیار این خبرگزاری قرار دادهاند، آمده است: «مرجان ساتراپی از اندوه درگذشت؛ کمی بیش از یک سال پس از مرگ ماتیاس ریپا، همسر و عشق زندگیاش». ماتیاس ریپا که تهیهکننده، بازیگر و فیلمنامهنویس بود، در ۸ آوریل ۲۰۲۵ درگذشت.
امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه در بیانیهای که پس از اعلام خبر درگذشت خانم ساتراپی منتشر شد، از «هنرمندی بزرگ» یاد کرد که «کودکیِ خود در ایران را به داستانی جهانشمول تبدیل کردهبود». او همچنین «مراتب تسلیت و تأثر عمیق» خود را به خانواده و نزدیکان این هنرمند ایرانی-فرانسوی ابراز کرد.
ساتراپی که از سال ۱۹۹۴ در فرانسه زندگی میکرد و در سال ۲۰۰۶ تابعیت این کشور را دریافت کرده بود، با مجموعۀ خودزندگینامۀ «پرسپولیس» به اوج شهرت رسید. او در این اثر، کودکی خود در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، سرکوب مردم ایران و مهاجرت دشوارش به اروپا را روایت کرده بود.
نخستین جلد «پرسپولیس» در سال ۲۰۰۱ جایزه جشنواره کمیک آنگولم را از آن خود کرد. پس از آن سه جلد دیگر نیز منتشر شد. ساتراپی در سال ۲۰۰۷ با همکاری ونسان پارونو این اثر را به فیلم سینمایی تبدیل کرد؛ فیلمی که همان سال موفق به دریافت جایزه هیئت داوران جشنواره کن شد. او هنگام دریافت این جایزه گفته بود: «با وجود آنکه این فیلم اثری جهانی است، آن را به همه ایرانیان تقدیم میکنم». ساتراپی در سالهای اخیر نیز بارها از عملکرد جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده بود.
در سال ۲۰۰۵، یکی دیگر از آثار او با عنوان «خورش آلو با مرغ» که داستان آن نیز در ایران دهۀ سی میگذرد، جایزه بهترین آلبوم جشنواره آنگولم را دریافت کرد. ساتراپی همچنین در سال ۲۰۱۱ با همکاری ونسان پارونو نسخه سینمایی این اثر را ساخت. در این فیلم بازیگرانی چون ماتیو آمالریک، گلشیفته فراهانی (در نقش دختری به نام ایران) ادوار بائر و ماریا د مدیروش ایفای نقش کردند.
امتناع از دریافت نشان لژیون دونور
مرجان ساتراپی که از منتقدان سرسخت حکومت ایران بود، در سال ۲۰۲۵ نشان لژیون دونور فرانسه را نپذیرفت تا به گفته خود، نسبت به «رویکرد ریاکارانه فرانسه در قبال ایران» اعتراض کند. او در توضیح عدم پذیرش این نشان، این اقدام خود را نه بیاحترامی به نهادهای فرانسوی، بلکه در چارچوب همبستگی با مردم ایران که به گفتۀ وی از سوی حکومت «گروگان» گرفته شدهاند، توصیف کرد.
ساتراپی در نامه به وزیر فرهنگ فرانسه از مقامات این کشور انتقاد کرد و گفته بود که حمایت از «انقلاب زنان ایران» نباید به گرفتن عکس یادگاری با قربانیان و مشاهیر در مراسم مرگ مهسا امینی محدود شود، بلکه بایستی با اقدامات عملی همراه باشد.
این هنرمند ایرانی از حدود دو سال پیش به عضویت بخش هنرهای سینمایی و سمعی-بصری آکادمی یا فرهنگستان هنرهای زیبای فرانسه درآمده بود. این آکادمی اعلام کرد که در نشست عمومی روز ۲٨ فوریه / ٩ اسفند، کرسی شماره پنج بخش هنرهای سینمایی به مرجان ساتراپی تعلق گرفته است. این کرسی قبلاً به ژاک پِرَن، تهیهکننده و بازیگر سرشناس فرانسوی تعلق داشت که حدود دو سال قبل از آن درگذشته بود.
حساب اینستاگرام مرجان ساتراپی بازتابی از اندوه عمیقش پس از درگذشت همسرش در سال گذشته بود. او در مجموعهای از پستها نوشته بود: «عشق زندگیام را از دست دادهام