لیبراسیون ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶
نوشته زوئه وزیروغلو
یونیسف در گزارشی که روز پنجشنبه ۱۶ ژوئیه منتشر کرد، برآورد کرده است که این درگیری میتواند بین ۱۸٫۳ تا ۲۳٫۴ میلیون کودک را، بهویژه در آفریقا و آسیا، به فقر بکشاند. سودهانشو هاندا، مدیر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی این نهاد، از «پیامدهای بسیار گسترده» این بحران سخن میگوید.
در حالی که جنگ در خاورمیانه ادامه دارد و طولانیتر میشود، پیامدهای اقتصادی این درگیری در سایر نقاط جهان نیز احساس میشود و پیش از همه، کودکانِ خانوادههای فقیر را تحت تأثیر قرار داده است. یونیسف در گزارشی که روز پنجشنبه ۱۶ ژوئیه منتشر کرد، نسبت به این موضوع هشدار داده است.
این گزارش میگوید افزایش بهای سوخت، که به بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در منطقه خلیج فارس مربوط میشود، و در نتیجه افزایش هزینه حملونقل و مواد غذایی در بسیاری از مناطق جهان، تأثیری مستقیم بر «زندگی و آینده کودکان» دارد.
بر اساس یافتههای این پژوهش، یونیسف برآورد میکند که بسته به مدت زمان جنگ و شدت شوک اقتصادی، بین ۱۸٫۳ تا ۲۳٫۴ میلیون کودک ممکن است به فقر پولی گرفتار شوند.
سودهانشو هاندا، مدیر اقتصادی و مسئول سیاستهای اقتصادی و اجتماعی یونیسف، درباره نتایج این گزارش و پیامدهای جبرانناپذیر جنگ بر رشد و توسعه میلیونها کودک توضیح میدهد.
این درگیری در خاورمیانه چگونه بر فقر کودکان تأثیر گذاشته است؟
این جنگ از راههای مختلف و از طریق سازوکارهای گوناگون بر کودکان تأثیر میگذارد. نخست آنکه نوعی گلوگاه در زنجیره تأمین ایجاد کرده است؛ قیمت سوخت افزایش یافته و همچنین قیمت کودهای شیمیایی نیز بالا رفته است.
کمتر به این موضوع پرداخته میشود، اما بخش بزرگی از مواد اولیه مورد نیاز برای تولید این کودها نیز از تنگه هرمز عبور میکند.
در نتیجه، این وضعیت موجب افزایش تورم در کشورهای مختلف جهان شده و قدرت خرید خانوارها را کاهش داده است.
خانوادههای فقیر که پیش از این نیز آسیبپذیر بودند، اکنون بیش از گذشته تحت فشار قرار گرفتهاند؛ زیرا سهم بیشتری از درآمد خود را صرف غذا میکنند و افزایش قیمت سوخت نیز تأثیر شدیدتری بر زندگی آنها گذاشته است. خانوادههای فقیر و حتی خانوادههایی که در آستانه فقر قرار دارند، با کاهش قدرت خرید روبهرو شدهاند، ناچار به سازگاری با شرایط شدهاند و با انتخابهایی غیرممکن مواجه هستند.
گاهی ناچار میشوند فرزندان خود را زودتر یا بیشتر به کار بفرستند تا درآمد بیشتری به دست آورند؛ اقدامی که به معنای محروم کردن آنان از تحصیل است. آنها همچنین مجبور میشوند هزینههای درمانی خود را کاهش دهند و دیگر توان پرداخت هزینه درمان فرزندانشان را در صورت بیماری ندارند. در زمینه تغذیه نیز یا یک وعده غذایی را حذف میکنند، یا مقدار غذای خود را کاهش میدهند، یا به مصرف غذاهایی با ارزش غذایی کمتر روی میآورند.
در بلندمدت، چه خطراتی کودکان را تهدید میکند؟
نخستین خطر، ترک تحصیل است؛ موضوعی که بر رشد و توسعه انسانی آنان در بلندمدت تأثیر میگذارد.
به همین ترتیب، صرفنظر کردن از خدمات درمانی در زمانی که به آن نیاز دارند نیز بر سرمایه انسانی آنان، بهویژه رشد جسمی و مغزیشان، اثر میگذارد و پیامدهای بلندمدتی به همراه دارد.
واکنشهایی که امروز خانوادهها برای مقابله با مشکلات اقتصادی ناشی از این جنگ نشان میدهند، پیامدهایی خواهد داشت که تا پنج، ده سال آینده، یا حتی شاید تا پایان عمر کودکانی که امروز زندگی میکنند، ادامه خواهد یافت.
والدین تلاش میکنند از پیامدهای شرایطی جان سالم به در ببرند که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتهاند و برای مقابله با آن، تصمیمهایی میگیرند که ممکن است تمام آینده فرزندانشان را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، دولتها نیز با محدودیتهای شدیدتر بودجهای روبهرو هستند و ناچار به کاهش خدمات عمومی میشوند.
برای نمونه، در پرو، به دلیل افزایش هزینههای حملونقل، آموزش به طور رسمی به صورت برخط برگزار شده است؛ در حالی که پاکستان و سریلانکا آموزش آنلاین را با کاهش تعداد روزهای حضور در مدرسه ترکیب کردهاند. این اقدامات پیامدهای بسیار گستردهای بر رشد انسانی و اجتماعی کودکان دارد.
کدام مناطق جهان بیش از همه تحت تأثیر قرار گرفتهاند؟
آسیا و آفریقا بیشترین تأثیر را پذیرفتهاند. بر اساس برآوردهای ما، حدود ۸۰ درصد افزایش فقر کودکان در همین دو منطقه متمرکز است. این مسئله کاملاً منطقی است، زیرا آسیا بیشترین تعداد کودک را در جهان دارد و آفریقا نیز فقیرترین منطقه جهان به شمار میرود. با این حال، سایر مناطق نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ موضوعی که نشان میدهد حتی اگر جنگ در منطقهای بسیار مشخص از جهان متمرکز باشد، آثار آن در سراسر جهان و در فاصلهای بسیار دور از محل آغاز جنگ نیز احساس میشود.
چرا کودکان نخستین قربانیان درگیریهای بینالمللی هستند؟
کودکان به دیگران وابستهاند؛ این یک واقعیت بنیادی است. استقلال آنها، یعنی توانایی واکنش و پاسخ دادن به شرایط، کاملاً محدود و وابسته به تصمیمهایی است که اطرافیانشان میگیرند. از این رو، چون وابستهاند، کودکان همواره آسیبپذیرترین قشر هستند. بهویژه در زمان جنگ، هنگامی که نزدیکانشان با انتخابهایی غیرممکن روبهرو میشوند، کودکان آسیبپذیرتر میشوند و آثار این وضعیت برای مدت طولانی بر زندگی آنان باقی میماند.
توصیههای یونیسف چیست؟
ما بر توسعه برنامههای حمایتی اجتماعی قدرتمند و فراگیر تأکید میکنیم؛ برنامههایی که پوشش گستردهای داشته باشند و بتوانند از شدت پیامدهای این بحران بر خانوادههای آسیبپذیر بکاهند.
برای مثال، برنامههای انتقال نقدی به خانوادههای آسیبپذیر، سیاستی بسیار مؤثر و نوعی مداخله مناسب برای کاهش آثار شوکهایی مانند جنگ در خاورمیانه به شمار میروند.
موضوع دیگری که مطرح کردن آن اندکی حساستر است، اما ما نیز بر آن تأکید داریم، ضرورت حفاظت از خدمات اساسی مربوط به کودکان، یعنی مدارس و خدمات اولیه بهداشتی و درمانی است.
برای نمونه، باید برنامههای واکسیناسیون، خدمات بهداشت مادر و کودک، امکان زایمان ایمن برای مادران در مراکز درمانی با حضور ماماهای آموزشدیده، و همچنین برنامههای تغذیهای حفظ و حمایت شوند.
این خدمات پایه سلامت، تأثیری کاملاً ملموس بر زندگی کودکان دارند.
هر زمان که این خدمات کاهش یابد، خطر بروز آنچه «آسیبهای جبرانناپذیر» نامیده میشود، پدیدار خواهد شد.
اکنون زمان اقدام است تا از وارد آمدن این شوکها، سختیها و عقبگردهایی به کودکان جلوگیری شود؛ آسیبهایی که ممکن است هرگز نتوانند از آنها بهبود یابند.