شك و ترديد در نقض خطوط قرمز خامنه اي
ابهامات و ترديدهاي جدي پديد آمده است .بهعنوان مثال، يكي از خطوطقرمز اصلي ما كه طي 10سال گذشته بر آن اصرار ورزيدهايم، بهرسميت شمردن حق غنيسازي در داخل كشور و با تعريف روشن و صريح ماده 4 معاهده بوده است. دراينباره تيم مذاكرهكننده كشورمان تأكيد ميورزد كه در توافقنامه ژنو حق غنيسازي ايران بهرسميت شناخته شده است ولي از سوي ديگر حريف با صراحت اعلام ميكند كه اين حق در توافقنامه نيامده و بهرسميت شناخته نشده است. مسئولان هستهاي كشورمان در توضيح اين تناقض ميگويند كه ادعاي حريف مصرف داخلي دارد و مقامات آمريكايي براي راضي كردن مخالفان داخلي خود به اينگونه ادعاهاي بياساس روي آوردهاند. اين توضيح اگرچه خالي از واقعيت نيست ولي نميتواند پاسخ قابل قبولي تلقي شود، چرا كه ادعاكنندگان، افراد عادي و يا رسانهها نيستند، بلكه اين ادعاها از سوي بلندپايهترين مقامات مذاكرهكننده حريف مطرح ميشود مقاماتي نظير اوباما رئيسجمهور، جانكري وزيرامورخارجه، وندي شرمن مذاكرهكننده ارشد آمريكا، وزيرخارجه فرانسه، نخستوزيرانگليس و... بنابراين چگونه ميتوان پذيرفت ادعاي آنان فقط مصرف داخلي داشته باشد. چرا كه متن توافقنامه منتشر شده است و براي افكار عمومي طرف مقابل پوشاندني و انكاركردني نيست، و از سوي ديگر مقامات حريف از اين نكته بديهي به خوبي آگاهند كه اگر ادعاي خلاف واقع كرده باشند از سوي افكار عمومي ملتهايشان و از جمله مخالفان سياسي خود مورد بازخواست قرار ميگيرند، زيرا مخالفان داخلي آنها نيز توان مراجعه به متن توافقنامه و درك محتواي آن را دارند. پس ماجرا چيست؟! اين فقط يك نمونه بود و نمونههاي ديگري از تناقض و تضاد ميان برداشت طرف خودي و حريف از توافقنامه ياد شده وجود دارد ...