بزرگداشت دكتر منوچهر هزارخاني وجدان تابناك فرهنگ و ادب ايران ـ قسمت آخر
به بزرگداشت نويسنده شورشي نشسته ايم كه با آرمان زيست و تا آخرين نفس با آرمان ماند .منوچهر هزارخاني چه در زمان شاه و چه در زمان شيخ نماد يك انسان والا و روشنفكر متعهد بود كه تمامي ظرفيتهاي خود را وقف مقاومت و مبارزه براي آزادي نمود و تا آخرين لحظه به آن وفادار بود و بهاي آنرا هم پرداخت.
هر چند وداع با دكتر هزارخاني بسيار سخت و جانكاه است، اما آنچه تسلي بخش ماست، ميراث ماندگاري است كه براي نسل جوان بويژه روشنفكران و نويسندگان بجاي گذاشت كه قلم و هنر و تواناييهاي خود را جز در راه مبارزه با فاشيسم ديني و در مسير آزادي خلق و ميهن به كار نبندد
امروز من از آرشيو دبيرخانه شورا يكي از دستنوشته هاي آقای دكتر منوچهر هزارخاني را آورده ام که برايتان بخوانم. پس از درگذشت جناب سرهنگ ؛ سرهنگ معزی و انتشار پيام خواهر مريم ؛ دكتر هزارخاني كه از علائق ايشان به جناب سرهنگ مطلع بود از من وضع و حال ایشون از من پرسيد و سراین موضوع یک مقدار با هم صحبت كرديم و دكتر فهميد كه خواهرمريم خيلي ناراحت و از بابت سرهنگ خيلي متاثر هستند خیلی در غم و اندوه هستند. و اين يادداشت را براي من فرستاد و براي اولين بار من براي شما ميخوانم. البته لازم به توضیحه که آقای هزار خانی با توجه به اون طنز و صمیمیتی که داشت خواهر مريم را مادام خطاب ميكرد. و قبل از اينكه اين پيام را بخونم لازم به توضیحه که بگم همچنانكه تو نشريه مجاهد 1372 هم آمده بود مال 1372 و از سيماي آزادي هم پخش شده ، دكتر هزارخاني به قول خودش قبول اين مسئوليت را براي خواهر مريم شهيد شدن و يك عمليات انتحاري ميدانست. البته او در شرايطي اين نكته را گفته بود كه هيچكس نميدانست كه در آينده چه سختي ها و چه مسايلي از قبيل 17 ژوئن و موضوع استرداد و بسياري مسائل دیگه و توطئه هاي ديگر که خواهر مریم در پیش داشته از بمب گذاري ويلپنت گرفته و از ماشين انفجاريکه در شب عيد سال 97 در آلباني قراربود منفجر بشه و مسائل دیگر که هیچکی از اون مطلع نبود بگذارید بقيه مطلب را از خود دكتر هزارخاني برايتان بخونم . البته من بعدش هم براي حفظ و نگهداري در موزه مقاومت این رو خواهم فرستاد.
مادام گرامي ، از مهناز شنيدم كه درگذشت ”جناب سرهنگي كه در اين چهل ،پنجاه سال همچنان جناب سرهنگ باقي ماند” شما را سخت غمگين كرده است . اميدوار بودم كه به قول شاعر، ”خود راه بگويدت كه چون بايد رفت”ظاهرا خود راه اين وظيفه را فراموش كرده و مهناز خواسته است كه من عهده دارش شوم ؛مني كه خيلي بيش تر درباره خودتان گفته بودم كاري كه در پيش گرفته ايد ، بي كم و كاست يك عمل انتحاري است . حالا هم، با شناخت عميق تري كه از رژيم به دست آورده ايم ، در اين اعتقاد راسخ تر شده ام . بنابراين از اين بابت كاري از دستم بر نمي آيد.
اما يك اعتقاد راسخ ديگر هم دارم كه آن را براي گوشهاي شنوا تا كنون گفته و تكرار كرده ام : از وقتي شما اين عمل انتحاري را پذيرا شده ايد ، بي هيچ ادعاي پيشگويي پيامبرانه ـ ولي با اعتقاد راسخ حكم ميكنم كه ذهن كل جامعة سنت گراي ايران را از قرون وسطي بيرون كشيده و به قرن بيست و يكم انتقال داده ايد. هيچ دليل محكمه پسندي براي اين حكم قاطع ندارم ، فقط به درست بودنش صد در صد اعتقاد دارم. شايد شما بگوييد اين، پرداخت بهاي آن عمل انتحاري است، من اما طور ديگري آن را ارزيابي ميكنم ؛ عملي كه اگر بتوانم با دليل محكمه پسند هم ثابتش كنم، آن را يك كار استثنايي تاريخي ارزيابي خواهم كرد. پس ، اگر به هر صورت و با هر ايمان و اعتقادي آن را انجام داده باشيد، درست، مبارك و شايستة مردم ستمديده ماست، پس به اميد پيروزي
در پايان ، با تسليت به تك تك شما عزيزان واعضاي محترم شورا و بويژه به افشين و شاهين گرامي و خانواده محترم آقاي هزارخاني برنامه را ادامه ميدهيم و از برادر حبيب ميخواهم كه تشریف بیارند ؛ بفرماييد
ابوالقاسم رضایی معاون دبیرخانه شورای ملی مقاومت
دوستان و ياران شوراي ملي مقاومت ايران هموطنان عزيزم
گرد هم آمده ايم براي وداع و البته بزرگداشت يك يار و همسنگر عزيز كه مسؤل شورا اورا اينچنين وصف كرده است :
«وجدان تابناك فرهنگ و ادب ايران، استاد نويسندگان در تاريكترين و دردناكترين ايام تاريخ ايران» .
منوچهر هزار خاني كه من در ۴۰سال گذشته افتخار شناختن و همسنگري وي در شورا را داشتم بدون شك دوست دارد كه پرواز او به سوي ابديت هم الهام بخش پروازهاي بسيار در مسير آزادي ايران و رهايي مردم از ارتجاع مذهبي و ديكتاتوري خونريز حاكم بر ميهنمان باشد.
دوستان عزيز هزارخانی فقط نویسنده جهان بینی ماهی سیاه کوچولو نبود، بلکه زندگي و نقشه مسير پرفراز ونشيب او ترجمه وتفسير عملي جهان بيني ماهي سياه كوچولو بود . ومنوچهر به زيبايي در عمل و نظر آنرا ترسيم كرد و با زندگي اش آموزش داد .
در”جهانبيني ماهي سياه كوچولو“ ميخوانيم :
- فلسفه زندگي ماهي سياه كوچولو فلسفه شورش بود..... اينها كه فكر ميكنند انقلاب و تغيير فقط از عوامل خارجي نشأت ميگيرد مفعولان تاريخ اند
- نفرتي كه بهرنگ ياد انسانها ميدهد نفرت ازبدي و خيانت است .....بكوشند تا غصب حق ديگران برانداخته شود خواهند ديد كه آنوقت ديگر خبر ي از نفرت نخواهد بود
- هميشه در رودررويي با خطر است كه عيار هركس محك ميخورد
آري منوچهر به اين دليل باتمام قوا از اين مقاومت حمايت كرد و زندگي خود را وقف آن نمود كه بطور روزمره، در طول چند دهه، با تمام وجود تجربه كرده بود كه اين مقاومت و رهبري آن ، بر عليه ظلم و ستم شورش كرده است و باتمام قوا قيمت اين شورش را ميپردازد و بارها وبارها در رودر رويي با سهمگين ترين خطرات محك خورده و عيار آن و يا به زبان مجاهدين صدق و وفای آن مشخص شده است.
او در آن سالهاي دور در دهه ۶۰ ، با تيزبيني و نقادي خاص خودش ساعتها با من در باره زواياي گوناگون تاريخچه و نظرگاههاي مجاهدين صحبت و سوال ميكرد.
من به دليل مسؤليتم در شوراي ملي مقاومت، اين افتخار را داشتم كه در بسياري از فراز و نشيب ها و تصميم گيريهاي شورايي از نزديك شاهد بودم منوچهر عزيزمان ساعتها ي متوالي با مسؤل شورا در جلسات شورا و يا در ديدارهاي دونفره در باره مسائل حياتي شورا گفتگو ميكردند و او همانطور كه خودش بارها گفته بود بخوبي و از نزديك نقش مسعود را در گذار شورا و جنبش مقاومت ، از عقبه هاي پرپيچ و خم نبرد براي آزادي تجربه كرده بود و اين مقاومت در مقابل چشمانش درمواجهه با خطر محك ميخورد .
وآخر سخنم اينكه هر چند که ما همگی بی تردید قلب هایمان مالامال از اندوه و غم ازدست دادن یک انسان بزرگ و اندیشمندی متعهد می باشد و هر چند بايد گفت «از شمار دوچشم يك تن كم و از شمار خرد هزاران بيش» اما یقین دارم که منوچهر هزارخانی سنت و روشي از خود بجاي گذاشت كه او را جاودانه كرد.
متعهد بودن و پرداخت اين تعهد؛ تا به آخر. الگوي گرانبهايي كه بدون ترديد راهنماي نسل جديد روشنفكران و نويسندگان و هنرمندان خواهد بود.
از همین رو ضمن اینکه عمیق ترین تسلیت های خودم را و همچنین همسنگرانم شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران را به شاهین و افشین عزیز و بستگان و مردم ایران و قبل از همه به مسئول شورا و رئیس جمهور برگزیده مقاومت تقدیم میکنم ولی میدانم زبان حال همه این است که :
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما
منوچهر در جنبش مقاومت ، و در کانونهای شورشی برای آزادی ایران و در تک تک ما زنده است و او را پیوسته در کنار خودمان خواهیم داشت با تشکر
زیرنویس: ابراهیم مازندرانی-مسئول کمیسیون اصناف در شورا
با سلام. از جانب خودم و یارانم در کانون توحیدی اصناف،درگذشت همرزم و همسنگرم برجسته ترین نویسنده و روشنفکر آزاده و متعهد ایران دکتر منوچهر هزارخانی عضو شورای ملی مقاومت ایران را خدمت رهبر مقاومت ایران آقای مسعود رجوی و رئیس جمهور منتخب شورا خانم مریم رجوی که سردار شورشی نبرد ادبی و فرهنگی شان را از دست دادند تسلیت عرض می کنم. همچنان درگذشت آن راد مرد شورانگیز را به خانواده بزرگ مقاومت ایران به مجاهدین خلق و کانون های شورشی و نیز خانواده محترم هزارخانی بویژه افشین و شاهین عزیز تسلیت عرض می کنم. به اعتبار حضور ۴۰ سال که افتخار حضور در کنار دکتر هزارخانی در جلسات شورا و مناسبت های دیگر را داشتم باید شهادت بدهم که شاقول اظهارنظرها و بحث هایش بی وقفه حمایت از مقاومت و رهبری مقاومت و خانم رجوی و مجاهدین خلق بود. لحظه ای در این مسیر لغزش و عقب گرد نداشت و شمشیر آخته قلمش سرتاپای رژیم خونریز و غارتگر آخوندی و مزدوران و خائنین رنگارنگ آنها و نیز پشتیبانان و سیاست بازان بین المللی شان و تسلیم طلبان و عافیت جویان را رسوا و افشا می کرد. دکتر هزارخانی چه در کلام و چه در قلم حرفش و نظرش را به صورتی چشمگیر خلاصه و روشن و بدون ملاحظه و البته با طنزی که خاص خودش بود بیان می کرد. به طوریکه همه را مشتاق خواندن آنها می کرد. هزارخانی ایمان کم نظیری به خطوط مقاومت داشت و بویژه از زمان اعلام استراتژی کانون های شورشی در هر فرصتی بر صحت این مسیر اذعان می کرد و به همه این دلایل همیشه چه در گذشته و چه پس از پروازش به ابدیت آماج کینه توزانه آخوندها و مزدورانش بوده و هست. آقای دکتر هزارخانی چون ماهی بود که نور می افشاند و به عوعوی سگان ولگرد اعتنایی نداشت. همچنان مشعلی فراراه عاشقان آزادی میهن از چنگال دیوان عمامه به سر آخوندی خواهد بود. روحش شاد و یادش جاودان. قربان شما.
دکتر حمیدرضا طاهرزاده عضو شورای ملی مقاومت
بحری است بحر عشق که هیچش کرانه نیست. آنجا که جز جان بسپارند چاره نیست
در وصف خصایل نیکو و ارزشهای مبارزاتی و انقلابی دکتر منوچهر هزارخانی سخنها بسیار گفته شد و بهترینش رو امروز ما در بیانات رئیس جمهور برگزیده مقاومت خانم رجوی خواهر بزرگورمون شنیدیم که من دیگه فکر می کنم جان کلام بود و چیزی بیشتر از آن نمی شه گفت به واقع.
خوب دوستان عزیز گناه بزرگ دکتر هزارخانی چه بوده است. چه گناهی؟ الا مبارزه با این رژیم الا پافشاری و استواری بر ارزشهای مبارزاتی و انقلابی و اون هم در درون این مقاومت سازمان یافته به طور خاص با سازمان مجاهدین و رهبری این مقاومت. این گناه نابخشودنی دکتر هزارخانی از نقطه نظر رژیم و رجالگان اونها و مزدوران خودفروخته شون که حتی بر پیکر خاموش هزارخانی هم اینها رحم نمی کنند و او را می بینیم که این روزها آماج تیر واقعا فساد بریدگیهای خودشون کردند. سخنگوی مجاهدین چقدر خوب گفته است که اجازه بدهید بخوانم حتما خوانده اید. الان در شرایط خاصی هستیم. لجن پراکنی سگهایی زنجیره یی اطلاعات آخوندی، انجمنهای نجاست و نیروی تروریستی قدس علیه دکتر منوچهر هزار خانی پس از درگذشتش حاکی از سبعیت و کینه حیوانی نسبت به وجدان تابناک فرهنگ و ادبیات ایران است. جانوران وزارتی که یک سال پیش سرهنگ خلبان قهرمانمان بهزاد معزی را پس از درگذشت رو در روی مجاهدین قرار دادند اما مفتضح شدند اکنون در مورد هزارخانی پرده ها را کاملا کنار زده و دهانهای کثیف خود را رو به او تخلیه می کنند. اما مردم ایران جواب رژیم و مزدورانش را یک جا خواهند داد و خواهیم داد. همین امروز که جمع شدیم
همین امروز که دوستان عزیز اینجا ما جمع شده ایم از اقصی نقاط کشورهای مختلف از همه جا حضور دارید. همین برگزاری با این عظمت و با این شکوه و با این یگانگی و پیوند عظیمی که بین تک تک نیروهای این مقاومت و این مردم شریف و این انسان وارسته و این انقلابی. من از روشنفکر خیلی ایشون رو بالاتر می دیدم. یک انقلابی بزرگ بود دکتر هزارخانی و آبروی روشنفکران ایران
پس بنابراین تسلیتهای عمیق خودمون رو از جانب همه شما اگه اجازه بدهید خدمت اون که بیش از همه و پیش از همه ارزشهای دکتر هزارخانی را می فهمید و قدر گذاشت و ارج گذاشت یعنی برادر مسعود و خواهر مریم به اونها تسلیت می گوییم. و من می دانم که چقدر قلبهای اونها سوخته است. در جریان فقدان این مرد بزرگوار.
ببینید این مرد وجودش تمام سلولهای بدنش مقاومت و ایستادگی بود و ارزشهای انسانی وآزادی چیزی که 60سال تمام بدنبالش بود.پس بنابراین درود می فرستیم به دکتر هزار خانی
و افتخار می کنیم که در معیت ایشون بودیم و راه دکتر هزارخانی رو اونجوری که او می خواست تعهد می دهیم راهش رو ادامه می دهیم و تا آخر آن چیزی را که ایشون دنبالش بود به سر منزل مقصود خواهیم رسید و محقق خواهیم کرد یعنی ارتش آزادی. ارتش شرف برای فتح تهران در امسال
رضا اولیاء - استاد نقاشی و مجسمهساز، عضو شورای ملی مقاومت ایران
دوستان ، دوست عزیزم منوچهر هزارخانی را برای اولین بار در جلسه کنفدراسیون دانشجویان در آلمان در سالهای ۶۸آشنا شدم و بعد از چند سال در مسافرتم به پاریس برای پیوستن به شورای ملی مقاومت و دیدارم با دوست عزیزم مسعود رجوی بود آنروز با هزار خانی قرار گذاشتم که همدیگر را در پاریس ببینیم
آنروز سر آغاز دوستی من با منوچهر بود
درمدت دو سالی که هزارخانی در روم بود در تمام نمایشگاه هایی که از آثارم ترتیب می دادم اوشرکت میکرد درمدت اقامتش او با بسیاری از شخصیت های سیاسی، فرهنگی و هنری از جمله نقاش معروف « رنا تو بوتوزو» و نویسنده بزرگ « آلبرتو براوییا » سناتور حزب کمونیست ایتالیا و مسئول فعالیت های فرهنگ و هنری حزب معرفی کردم
که منوچهر هزارخانی نامه های « آنتونیو گرامشی » مبتکر به اصطلاح حزب کمونیست ایتالیا، گرامشی می دانید که در زندان موسولینی بود ونامه های زیادی نوشته بود آنها رو به فارسی ترجمه کرد و چند کپی که همراه آورده بود به سناتور مسئول کمیسیون فرهنگی و هنری حزب کمونیست اهداء کرد
هزارخانی با بینش قوی و ذهن خلاقش مسائل سیاسی را موشکافی میکرد و آنرا با تحلیل های ساده دراختیار دیگران قرار میداد همه میدانند که منوچهر هزارخانی مجاهد نبود و اساسا مذهبی هم نبود و اما بی شک در این ۴۰سال اخیر نزدیک ترین دوست دوست مجاهدین بود بخصوص نزدیکتر ین فرد به مسئول شورای ملی مقاومت یعنی دوست عزیزم مسعود رجوی بود چرا که هزارخانی به اصالت مبارزه اعتقاد عمیقی داشت و آنرا در مجاهدین به روشنی می دید با این که پر کردن بعضی جاها مشکل و گاه غیر ممکن باشد اما سعی می کنم جای دکتر منوچهر هزارخانی روشنفکر برجسته ایران را با وفاداری به آرمانش و ادامه راهش بپردازم منوچهر هزارخانی یادت و راهت را گرامی میدارم
مهدی سامع - سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
دوستان عزیز اجازه دهید قبل از هر صحبتی تسلیت بگم خدمت شاهین عزیزم و افشین. و خانوادة بسیار بسیار پرسابقه و محترم منوچهر هزار خانی بامداد روز جمعه ۲۷ اسفند سال پیش قلب و مغزدکتر منوچهر هزارخانی از کنش باز ایستادو جنبش مقاومت از وجود تاثیر گذارش محروم شد.
با اندوه فراوان با فقدان این انسان همیشه انقلابی روبرو هستیم. اما چه میتوان کرد. چه میتوان کرد که سرنوشت همة انسانها چنین است دیریا زود. بهنگام یا نا بهنگام. منوچهر هم رفت اما نابهنگام.
او را به خاک سپردیم و جای خالی او همیشه احساس خواهد شد. ای خاک ای خاک اگر سینة تو بشکافند. بس گوهر قیمتی که در سینة توست
پر روشن است که جسم او آن گوهر قیمتی نیست که عمرخیام سروده است به گمانم در بین نحله های فکری در بین نحله های فکری گوناگون این اتفاق نظر وجود دارد که شاکلة فیزیکی انسانها فنا پذیر است و آنچه از او باقی می ماند پندار - گفتار و رفتار اوست.
با این معیار به دو شاخصة اصلی این رفیق فراموش نشدنی تاکید میکنم:
۱.از جنبة نظری دکتر هزارخانی یک چپ انقلابی و مدافع همیشگی منافع توده های تهیدست بود. او نظریه را از درون واقعیت جستجو میکرد و بدون جزم اندیشی آن را در خدمت تغییر واقعیت به کار می برد. نگاهی به ترجمه های او به این جنبه از خصوصیت او مهر تایید می زند.
۲. منوچهر هزارخانی از جمله نخبگان همیشه شورشی و همیشه انقلابی ایرانزمین بود. هفتاد سال مبارزة سیاسی او این را گواهی می دهد او به انقلاب فرودستان برای رهایی اعتقاد عمیق داشت. او مدافع مبارزه برای آزادی بود. او همیشه در جبهة رزمندگان علیه استبداد و ستم قرار میگرفت و برای همین پیش از انقلاب بهمن از مبارزه ی مسلحانه حمایت میکرد. ترازنامة فعالیتهای او پس از انقلاب هم برای همگان روشن است. باید باید شهادت دهم که منوچهر هزار خانی به طور عمیق عاشق رزمندگان مجاهد خلق بطور خاص و هر رزمندة آزادی در سراسر گیتی بطور عام بود. او به رهایی می اندیشید در این مورد برای این که اون عشق و شیفتگی او را به درستی بیان کنم از مولوی کمک می گیرم که در یکی از نوروزیهایش سروده است
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند خورشید شما عشق شما بام شمایید
هم آینة مهر و هم آتشکدة عشق هم صاعقة خشم بهنگام شمایید
امروز اگر می چمد ابلیس غمی نیست در فن کمین حوصلة دام شمایید.
سپاسگزارم.
عزیز پاکنژاد - عضو شورای ملی مقاومت ایران
با سلام و درود خدمت همه شما با تشکر از خانم سلیمیان و با درود و سلام خدمت خانم رجوی و عرض تسلیت خدمت ایشون خدمت شاهین عزیزم خدمت افشین و خانواده استاد همه مون
گفتم یه دوستان خیلی صحبت کردند و گفتند که تحت تاثیر دکتر هزارخانی بودند هر کس یک جوری ازش تاثیر پذیرفته همه ازش خاطره دارند
حالا سعی میکنم خیلی سریع چند تا از برخوردهایی رو که با من داشته و به اصطلاح تاثیرپذیری خودم رو از اون خدمت شما بگم بخاطر اون جنبه از دکتر هزارخانی که جنبه طنزش بود امیدوارم این مسایلی که میگم بخوره به اون جنبه ولی واقعا از این زاویه هم استاد من بود ببینید خیلی ساده من هر وقت میخواستم باهاش صحبت کنم باید مواظب می بودم که چی میگم چون همیشه زیر ضرب بیانی و نوشتاریش بودم یعنی هم در بیان باید مواظبت میکردم که چی میگم و هم اگر جرات میکردم و یک چیزی مینوشتم یه روز همینجا شنیدم گردنشون درد میکنه اومدم گفتم آقای دکتر من یه بالشتک دارم این برای ماساژ خیلی خوبه و فلان من استفاده نکردم یه دفعه برگشت گفت اگه استفاده نکردی چه جوری میگی خوبه
تازه اونجا باز فهمیدم که بیخودی حرف زدم باز یعنی همه آموزش هایش را کنار گذاشتم باز اومدم میگم آقای دکتر اینجوری و فلان و با جرات در این مورد گذشت نداشتند
در مورد من خوشبختانه آقای معصومی خوب میدونن من چی میگم
وقتی الان داشتم فکر میکردم که دارم میام اینجا که دکتر رو به خاک بسپاریم یا باش وداع بکنیم اصلا برای من قابل قبول نبود همانطور که شاهین هم میگفت که هنوز باورم نشده من تا همین لحظه هم باورم نشده چون من همیشه به اون وابسته بودم یعنی هر وقت گیر میکردم اون بود خیالم راحت بود میگفتم خوب حالا ازش می پرسم این اواخر دیگه می اومد میگفت دیگه از طرف خودش نمیگفت اگر ایرادی میدید توی یه چیزی که من نوشته بودم میگفت که یه نفر گفته که این دو تا ایراد رو داری
بهرحال واقعا یادش گرامی من دیگه بیشتر از این نمیدونم درسته وقت زیاد گرفتم ببخشید امیدوارم خوب مسلما دوستان جای اون را حتما پر میکنند در مقاومت ایران با وجود رهبران این مقاومت، اشرفیان قهرمان و شما اشرف نشانان و بخصوص اعضای شورای ملی مقاومت یارانمون و تمام کسانی که اینجا هستند این راه ادامه پیدا خواهد کرد و همانجور که دکتر خواست و میخواد این رژیم سرانجام چاره ای به جز سرنگونی نداره اونهم به دست همین مقاومت و مردم ایران
ببخشید که زیاد طول کشید . با درود به شما
استاد محمد شمس - عضو شورای ملی مقاومت ایران
با درود خدمت شما عزیزان و عرض ادب خدمت خانم رجوی و کوهمردان و سالار زنانی که در اشرف ۳ هستند درود بر شما
قبل از هر چیز سپاسگذاری میکنم از مهمان نوازی شما در اشرف ۳ سپاسگزارم که منو مدیون مهر خودتون قرار دادید و امیدوارم که هرچه زودتر باز این سعادت نصیبم بشه البته قبل از هر چیزی در ایران آزاد در کنار شما باشیم
به شاهین عزیز و افشین عزیزم قبل از هر چیز تسلیت عرض می کنم و امیدوارم ما را در غم خودتون شریک بدونید
فقدان همرزم فرهیخته و ارجمندمان دکتر منوچهر هزار خانی مرا چون دگر همرزمانش در شورای ملی مقاومت ایران بسیار اندوهگین ساخت. زنده یاد دکتر هزار خانی با درک عمیقش از آرمانهای آزادیخواهانه مقاومت پایدار و با صلابت تا آخرین دم حیات پر افتخارش به سوگند خود برای آزادی مردم بی پناهش از چنگ اهریمنان زشت خوی حاکم بر میهنش وفادار ماند. بدون شک نام این فرزانه فرهنگی و ادبی و مبارز پایدار و خستگی ناپذیر ایران زمین در کنار بزرگانی چون فرخی، عارف قزوینی، غلامحسین ساعدی، احمد شاملو و سایر روشنفکران همدرد مردمشان در تاریخ مبارزات مردم ایران ماندگار خواهد ماند. فقدان این بزرگمرد فرزانه را به بازماندگان محترمش، مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی ، یارانش در مقاومت و جامعه فرهنگی کشور تسلیت عرض می کنم و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
درود بر شما
منشور وارسته عضو شورای ملی مقاومت
باسلام وعرض تسلیت به خانواده مقاومت و شما شاهین و برادر گرامیتان. با سرنگونی استبداد سلطنتی در ایران و آغاز هژمونی خمینیسم و رشد پدیده بنیادگرایی شاهد بودیم که در طیف صاحبان اندیشه و روشنفکران ایران دگرگونی بینادین روی داد و برخی به تبعید رفتند و پاسیو شدند و برخی زیر قبای آخوند ها قرار گرفتند و ذلت را پسنده کردند و برخی نیز به مبارزه برای تحقق مطالبات مردم ایران که خمینی سارق آن بود در دستور کار قرار دادند ترقی خواهی و متعهد بودن یک روشنفکر حقیقی نه صوری درجهت گیری سیاسی اوست که برجسته میشه ظرفی که دکتر هزار خانی درآن قرار گرفت قبل از هرچیز شجاعت و فدای همه چیز را می طلبید
هزارخانی ریسک و خطری که مسعود قدم در آن نهاد را باورداشت ولی به افق آزادی و محو بنیادگرایی مذهبی از ایران نیز عمیقا معتقد بودچرا که وقتی فرد جایگاه تاریخی و رسالت هویت مداری خویش را درک و باور داشته باشد انتخاب راه با تمام ابهامات و موانع برایش هموار می گردد.
زنده یاد هزارخانی از چهره هایی بود که حضورش درشورا به نسل جوانتر رهنمود می داد که در مبارزه برای محو استبداد آخوندیسم مسعود تنها نیست در همین راستا نیز چه ناسزا ها که از جانب عناصر خائن وسازشکار با استبداد بیعملان عزلت طلب و تنزه طلب که ضعف خود را در غالب تهاجم به هزار خانی و شورا ابراز می نمودند پدیدار شد. در ورای تمام تحلیل ها و نظرات سیاسی درخصوص تاریخ معاصر ایران دوران برقراری حاکمیت استبداد دینی تاریک ترین دوران است اگر اروپا توانست بعد از جنگ های صلیبی دوران رنسانس را خلق کند و کلیسا را به کلیسا سپارد و آزادی و خلاقیت را به کرسی بنشاند با بودن روشنفکران وهنرمندانی که همچون «دیدرو» ، «ولتر » ، « روسو » ،« منتسکیو» و « کانت » که درعصر روشنگری برجسته شدند و درخشیدند در دوران هژمونی آخوندیست نیز مسعود رجوی ونهضت مجاهدین خلق پرچم روشنگری و رهایی از سلطه انگیزاسیون را بر افراشت تا همچون نهضت « مارتین لوتر» در مسحیت ، بنیادگرایی اسلامی را به چالش کشاند و مغلوب سازد و با اصالت بخشیدن به عنصر ترقی خواهی در مقابل ارتجاع دینی سنگ بنای انقلاب نوین دموکراتیک را بنا کند بر همین سیاق دکتر هزار خانی همواره تاکید داشت که مجاهدین خلق برای زودن غبارهای ارتجاع از چهره اسلام رسالت تاریخی دارند با آنکه با آثاری که دکتر هزارخانی خلق و یا ترجمه نمود می توان به مسیری که او در حال تکوین آن بود پی برد «کانت » فیلسوف آلمانی در دوران روشنگری میگوید « دلیر باش در بکار گرفتن فهم خویش »این است شعار روشنگری
و دکتر هزارخانی در عصر روشنگری تاریخ معاصر ایران با درایت و شجاعت ناشی از فهم خود از استراتژی قهر آمیز مقاومت باتمام قوا پشتیبانی نمود ودرتشخیص خود در برقرار گرفتن در سمت درست تاریخ حتی با وجود نا پایداری برخی از هم مسلکان سابق، خللی در ماندگاری پای فشاری بر پرنسیب هایش ایجاد نکرد شرافت او در قلم اش و قلم ش نیز برخاسته از وجدان بیدارش بود که در بطن خود آزادیخواهی و دموکراسی طلبی سر مشق او بود
دکتر هزار خانی با معرفی آخرین اثرش که ترجمه کتاب فلسفی «قدرت بنیانگذار » است پیام روشنی به نسل جوان و مبارز میدهد خودش می گوید قدرت بنیانگذار درباره کسی است که از صفر شروع کرد و تبدیل شد به قدرت تاثیر گذار در واقع دربیانی فلسفی هدف او این است که بگوید اگر در مبارزه امید و پشت کار داشته باشیم از هیچ چیز به همه چیز خواهیم رسید محصول این تفکر درمقاومت ایران بخوبی مشهود است و به اختصار همان « می توان و باید » است که تکیه کلام فلسفی خانم رجوی است بی جهت نبود که مسول شورای ملی مقاومت آقای رجوی ۳۲سال پیش منوچهر هزارخانی را وجدان تابناک فرهنگ و ادب ایران و استاد نویسندگان در تاریک ترین دوران ایام تاریخ ایران توصیف کرد یادش گرامی وراهش پر رهرو باد
برادر مجاهد حسن سلطانپور
با سلام به خواهر مریم عزیز. قبل از هر چیز به شما به برادر خیلی خیلی تسلیت میگم به دلیل اینکه یار شورشی و دوست خوبتون رو از دست دادید و سلام میگم به همه برادران و خواهران اشرفیم خواهران و برادران مجاهد اشرف تسلیت زیاد میگم به دلیل اینکه عموی خوبشون رو از دست دادن سلام میگم به افشین و شاهین که بابای خوبشونو از دست دادن و از همه شما تشکر می کنم که برای مراسم وداع با این مرد بزرگ و مرد همیشه شورشی آمدید
من فقط میخواستم بعنوان فردی که افتخار اینو داشتم که مدتی در کنار ایشان بودم خصوصا در هنگام ترجمه کتاب قدرت بنیانگذار و تا حدودی شاهد تلاشهای فوق العاده طاقت فرسای ایشان بودم ميخواهم تأكيد كنم كه :
اول اينكه آقاي هزارخاني یک انسان سختکوش بود. من شاهد بودم وقتی میخواست کلمات گویا و موجزی برای ترجمه این کتاب آخری انتخاب کند علیرغم همه تیز هوشی و تسلطی که به فرهنگ لغات داشت ولی باز هم به لغت نامه ها و نوشته های نویسندگان بزرگ ایران مراجعه میکرد تا بهترین کلمه مناسب را که در خور این کتاب بود را پیدا میکرد و وارد جملات خودش می کرد
دوم اینکه دکتر هزارخانی یک شورشی سر موضع بود. آقای هزارخانی هیچگاه، خصوصا در شرایط سخت لحظه ای از دشمن اصلی ملت ایران یعنی از آخوندهای رذل و سفاک غافل نمیشدند که در این رابطه خاطرات زیادی از ایشان دارم. وقتی اشرف و لیبرتی زیر خمپاره باران بود و منادیان سازش و تسلیم و چوب زیر بغل های رژیم دم گرفته بودند که باید از آنجا خارج بشند میگفت اینها فکر میکنند اشرفیها یک سری انسانهای بی اراده هستند که یک جایی گیر افتاده اند ولی نمیفهمند که اینها انسانهای انقلابی هستند که خودشان انتخاب کردند که مقاومت کنند.
از آنجا که یکی از خصوصیات دکتر هزارخانی طنز گوییش بود سخنم را با یک نکته طنزی که در پیاده روی با ایشان داشتیم که مستمرا در همین کوچه در همین خیابان داشتیم با همدیگه به پایان میبرم. وقتی در حال پیاده روی از کنار بعضی از خانه ها رد میشدیم و سگی واق واق میکرد. آقای دکتر میگفت امروز که جمعه نیست. می گفتم آقای دکتر امروز که جمعه برای چی می پرسین؟ گفت آخه علم الهدی باید جمعه ها واق واق بکنه.
در آخر درود میگم بر آقای هزارخانی که همواره و در همه لحظاتش با مقاومت و برعلیه رژیم دجالان بود. با تشکر
محسن عضدانلو - عضو شورای ملی مقاومت
با عرض سلام خدمت همه عزیزان و عرض ارادت خدمت خواهر مریم و عرض تسلیت به شاهین و افشین عزیز و همه خانواده دکتر هزارخانی انشا الله آخرین غم تان باشه آرزوی سلامتی برای همه تان دارم
همسنگر و همرزمی پایدار و نویسنده و هنرمندی متعهد و ارزشمند از کنار ما پرواز کرد. همانطورکه مسئول شورا به زیباترین شکل بیان کرده منوچهر وجدان تابناک فرهنگ و ادب ایران استاد نویسندگان در تاریکترین ، دردناکترین ایام تاریخ ایران بود بنابراین جامعه هنری و ادبی ایران یک گوهر تابناک که شورای ملی مقاومت ، یک عضو و مسول بی نظیر و مردم ایران یک زبان گویای دردها و رنج هایشان و یک مدافع خستگی ناپذیر آزادی ایران و ایرانی را دیگر درکنار خود ندارند ولی همانطوریکه همه تاکید کردند بی تردید منوچهر عزیزم برای همیشه جاودانه است . جاودانه در آثار ادبی و نوشته های آموزنده و زیبایش که همه آنها درس های آزاد زیستن و برای آزادی جنگیدن است . جاودانه است هرجا کانون شورشی می شورد و میجنگد وهرجا فریاد آزادی خواهی بر علیه رژیم سفاک آخوندی بلند می شودآری منوچهر آنجاست والبته او بی تردید در روز آزادی میهن منوچهر را در کنار خودمان و مردم ایران خواهیم داشت. انقلابی عزیزمان دکتر هزار خانی با توجه به اینکه پزشک ومتخصص بود همانند چه گوارا از این شغل که شامل درمان بیماران بود، دست کشید تا بتواند تمام وقت دردها و زخم های بجا مانده شیخ و شاه را از جسم و روح تمامی خلق و میهنش برهاند
راه زنده یاد دکتر منوچهر هزارخانی پر رهرو و مستدام باد. ممنون
آسوشیتدپرس: مراسم خاکسپاری و تشییع دکتر منوچهر هزارخانی در اورسوراواز

دکتر منوچهر هزارخانی در گورستان اور سوراواز به خاک سپرده شد، جایی که وینسنت ون گوگ، نقاش نامدار هلندی، و مرضیه، نماد افسانه ای موسیقی ایرانی در آنجا آرام گرفته اند. ایرانیان در مراسم تشییع و خاکسپاری دکتر منوچهر هزارخانی روشنفکر، نویسنده و مخالف سیاسی برجسته ایرانی شرکت کردند. دکتر هزارخانی مسئول کمیسیون فرهنگ و هنر شورای ملی مقاومت ایران بود.
محمد شمس آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته ایرانی در این مراسم یادبود موسیقی می نوازد .