Iran-Spring
رسانه ها ۱۵ مرداد ۱۳۹۴

افشاگري لوموند: عمليات خنثي شده ويلژوئف

افشاگري لوموند: عمليات خنثي شده ويلژوئف


تحقيق گران ميگويند فرانسويهايي را كه از سوريه دستورات را به سيد احمد غلام براي عمليات تروريستي عليه كليسايي در منطقه ويل ژوئف در پاريس داده بودند، شناسايي كرده اند. بنا به اسنادي كه به دست بازرسان رسيده است، اين دانشجوي الجزايري از خارج هدايت ميشده است. جنبه قابل توجه اين مبادلات در دقت دستوراتي است كه به وي ارسال ميشده است. يكي از اين دستورات به او چگونگي تحويل سلاح در يك ماشين دزديده شده در محل يك پاركينگ در اورلني سوبوا در حومه پاريس را به وي ميدهد. در يكي از اين دستورات گفته ميشود: وقتي كه به محل ميرسي، سراغ رابي را ميگيري. تا او را ميبيني به او ميگويي: من از طرف وگا و توماس آمده ام كه ب.ام.و 318 را تحويل بگيرم. اشتباه آنها دادن اين دو اسم بود كه يكي از آنها اسم مستعار و ديگري اسم كوچك يكي از افراد بوده است. اين داده ها به تحليلگران اجازه ميدهد آن اشخاص را شناسايي كنند. اسم واقعي وگا ، ماكرم . آ ميباشد و همدست او توماس است. اين دو شخص مقيم سن سنت دني كه در گاراژ تعميراتي ماشين كار ميكنندكه در اوائل 2015 به سوريه رفته اند.
تحليلگران در جريان تحقيقات خود از يك رستوران كشف كردند كه سه تن از افراد تحت پيگرد در آنجا كار ميكردند. اين سه نفر متهم به شركت در تحويل سلاح به مظنون اصلي، يعني سيد احمد غلام، ميباشند. آنها اكثر اوقات در اين رستوران حضور داشتند. عبدالقادر.ج ، فريد . ب و ربا .ب . صاحب اين رستوران در اكتبر2008 بخاطر وابستگي به گروه انصارالفتح به سه سال زندان محكوم شده بود. اين گروه متهم به اعزام رزمنده به عراق و تدارك عمليات تروريستي درخاك فرانسه بوده است.يكي از سه كارمند اين رستوران يك زنداني سابق گوانتانومو بوده است كه درسال 2002 در افغانستان دستگير شده بود و در سال 2004 آزاد گرديده بود . دومين كارمند يك فعال سلفيست ميباشد كه در محافل راديكال فعال است. سومين نفر در پرونده سيد احمد غلام تحت پيگرد قضايي قرار دارد و درارتباط با گروه اسلامي مبارزان مراكشي بوده است كه اوائل سال 2000 متلاشي شد.
سيد احمد غلام، در ابتداي دستگيري به مدت طولاني سكوت پيشه كرده بود. در مواجهه به عناصر پرونده سيد احمد غلام، مظنون اصلي در پروژه سوء قصد ناموفق در ويل ژوئف در ماه آوريل، بلاخره تصميم گرفت كه توضيح بدهد. در جلسه استماع در برابر قاضي ضد تروريستي در 19 ژوئن او يك توضيح با جزئيات در باره آغاز پروژه خود داد. همه چيز از يك سفر به تركيه در اكتبر2014 شروع شد. غلام يك الجزايري است كه مرتب به كشور زادگاهش باز ميگردد. اما آنچه پليس نميداند كه او از اين سفر به استانبول و ماندن به آنجا به مدت سه ماه استفاده ميكند. او گفت با يك شخصي در الجزاير كه داراي روابط با داعش بوده است، به استانبول رفته است. در يك خانه پذيرايي داعش در استانبول، يك جهاديست فرانسوي تحت نام ابوالمثني كه اهل شهر ويلپنت در حومه پاريس ميباشد، به او توضيح داد كه بايد به فرانسه بازگردد. با تحويل 2000يورو براي مخارج بازگشتش به فرانسه به او توضيح ميدهد كه با وي در ارتباط باقي بماند . در اوائل 2015 ابو المثني از وي ميخواهد كه به تركيه بازگردد. وي در 3 فوريه به تركيه ميرود و ده روز در آنجا ميماند. از آنجا به شهري به نام غازيان تپه در 40 كيلومتري مرز سوريه ميرود. در آنجا شش نفر من جمله ابوالمثني به وي توضيح ميدهند كه بايد به آنها در فرانسه كمك كند. المثني اشاره به يك سوء قصد به ايستگاه قطار ويلپنت ميكند كه شهر زادگاهش خودش ميباشد. وقتي به فرانسه باز ميگردد، دانشجوي الجزايري يك دستور شفاهي براي ماموريت خود دارد. در ايستگاه قطار ويلپنت متوجه ميشود كه همه افراد در آنجا عرب هستند لذا اين هدف را كنار ميگذارد. لذا مخاطبينش از وي ميخواهند يك كليسا با جمعيت زياد پيدا بكند. او دو هدف را در ويلژوئف شناسايي ميكند وهمچنين پيشنهاد ميكند كه سوء قصدي عليه كليساي سكره كور در پاريس انجام بدهد. او همچنين پيشنهاد حمله عليه يك قطار را ميكند. مخاطبش براي دلگرمي به وي ميگويد در همان روز سوء قصدهاي ديگري تدارك ديده شده اند.
دانشجو مينويسد: آنها ميتوانند حداقل 160 تا 400 نفر را بكشند. يكي از مخاطبينش از وي ميخواهد كه به پاركينگ اورلي سوبوا رفته و از آنجا سلاح و جليقه ضد گلوله را در يك ماشين دريافت بكند. از وي همچنين خواسته ميشود كه يك ماشين ب.ام.و را در گاراژي در پيرفيت با عنوان كردن خود از اينكه جانب وگا و توماس آمده است، تحويل بگيرد. غلام به قاضي گفت كه هيچيك از آنها را نميشناخته است. تحقيق گران فرانسوي سه جهاديست فرانسوي را شناسايي كرده اند. وگا، توماس و فابين كلان. اما سئوال اين است كه ابوالمثني چه كسي ميباشد؟ در 17 آوريل دستوري به اين دانشجو ميرسد كه يكشنبه آينده دست به عمل بزند. مخاطب به وي اطلاع ميدهد كه «برادري» كه قرار بود با وي بيايد، ممكن است، نباشد. غلام ترديد ميكند و توضيح ميدهد كه احساس آمادگي نميكند. غلام اكنون ادعا ميكند كه آن «برادر» نهايتا در ويل ژوئف حضور يافت و او بود كه بطور تصادفي خانم اورلي شاتلن را در ماشينش در نزديكي كليسا به قتل رساند، زيرا ضامن سلاح بطور خودكار عمل كرد. غلام ميگويد كه در اينجا بود كه از وضعيت آگاه شد و تصميم گرفت كه همه چيز را متوقف كند. او ميگويد عمدا به پاي خود شليك كرده تا خود را به پليس تحويل بدهد، اما تحقيق گران ميگويند كه او بدليل ناشي گري اين كار را كرده است. اين ناشي گري سودمند براي سرويسهاي اطلاعاتي فرانسوي بود كه نتوانسته بودند كه بفهمند كه اين دانشجوي كامپيوتر و بدون پرونده قضايي در طي ماه هاي گذشته تبديل به يك سرباز كوچك جهاد شده است.
g6c&)?m41~Y9'7S

به اشتراک بگذارید: