وقتی جایزه آزادی به نماد ابهام سیاسی بدل میشود
روزنامه آلمانی برانشوایگر سایتونگ
۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶
بقلم مارتین پاتسلت
تصمیم بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی (بنیاد نزدیک حزب لیبرال) مبنی بر اعطای جایزه آزادی ۲۰۲۶ به «مردم ایران» در نگاه نخست اقدامی شایسته و قابل استقبال به نظر میرسد. مردم ایران، پس از دههها سرکوب، زندان، شکنجه، اعدام و محرومیت از ابتداییترین حقوق شهروندی، توسط دیکتاتوری آخوندی بیتردید شایسته همبستگی و احترام جامعه دموکراتیک جهانیاند. اما درست به همین دلیل، نحوه اجرای این تصمیم اهمیت تعیینکننده دارد. اگر قرار است از مردم ایران تقدیر شود، نباید نام آنان به ابزاری برای ارتقای سیاسی یک فرد یا جریان خاص بدل گردد.
بنیاد ناومان اعلام کرده است که جایزه رسماً به مردم ایران تعلق میگیرد، اما رضا پهلوی آن را بهصورت امانی دریافت خواهد کرد. همین نکته قلب مسئله است. پرسش ساده اما اساسی این است: چه کسی به رضا پهلوی مأموریت داده است که به نام مردم ایران و به نمایندگی از آنان بر صحنه کلیسای پاول فرانکفورت ظاهر شود؟ مردم ایران هنوز فرصت آن را نیافتهاند که در انتخاباتی آزاد، نمایندگان خود را برگزینند. شهرت نام خانوادگی یا حضور رسانهای، نمیتواند از سوی یک ملت متکثر چنین جایگاهی را اشغال کند.
این تصمیم از آن جهت نگرانکنندهتر است که بنیاد ناومان خود را مدافع آزادی، جامعه مدنی لیبرال و حق تعیین سرنوشت معرفی میکند. بنیاد در توضیح خود گفته است که نمیخواهد یک فرد را تجلیل کند، بلکه میخواهد مردم ایران را گرامی بدارد. اما هنگامی که همان جایزه در یکی از نمادینترین مکانهای تاریخ دموکراسی آلمان، یعنی کلیسای پاول، به دست یک چهره سیاسی مناقشه برانگیز و جنجالی سپرده میشود، پیام عمومی مراسم چیز دیگری خواهد بود. تصویر باقیمانده از آن روز، نه مردم ایران، بلکه رضا پهلوی را در مقام سخنگوی آنان نشان خواهد داد.
این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند به اعتبار بنیاد ضربه بزند. یک بنیاد لیبرال باید بیش از هر نهاد دیگری نسبت به مشروعیت سیاسی، تنوع اجتماعی و مرز میان همبستگی و دخالت سیاسی حساس باشد.
مسئله تنها اختلاف سلیقه سیاسی نیست. رضا پهلوی میراثدار یک سلطنت اقتدارگراست که هنوز برای بسیاری از ایرانیان یادآور سرکوب، پلیس مخفی مخوف ساواک، سانسور و حذف مخالفان سیاسی است. او هرگز نه تنها از آن گذشته فاصله نگرفته بلکه در ماههای گذشته تاکید کرده که به عملکرد خاندان پدر و پدربزرگش افتخار میکند او همچنین به خصومت آشکار با اقلیتهای اتنیکی دامن میزند. او احزاب اپوزیسیون کرد ایرانی را که اتحادی علیه دیکتاتوری تهران تشکیل داده بودند را با برچسب «جدایی طلبی» سعی کرد بی اعتبار کند. او فراتر رفته گفت میتواند تصور کند که ارتش ایران در آینده با این احزاب با قدرت مقابله کند. وعده جنگ در آینده فقط تخم تفرقه میپراکند. افزون بر این، مواضع او و اطرافیانش درباره گذار سیاسی، نقش رهبری، آینده قدرت و کنترل دموکراتیک آن، پرسشهای جدی و بیپاسخی در باره نقشه مسیری بسمت توتالیتاریسم را برمیانگیزد. وعده مراجعه به رأی مردم در آینده، جای خالی مشروعیت در امروز را پر نمیکند.
برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه آنان که در سالهای اخیر بهای مقاومت برای آزادی را با شرکت در اعتراضات مردمی، دستگیری، شکنجه، تبعید، از دست دادن عزیزان یا آسیب جسمی پرداختهاند، این انتخاب حتی میتواند توهینآمیز تلقی شود. اگر جایزه به شجاعت مردم ایران تعلق دارد، چرا دریافت آن نباید به کسانی سپرده شود که واقعاً این شجاعت را در خیابانهای ایران، در زندانها، در اعتصابات، در جنبش زنان و در دفاع از قربانیان سرکوب نشان دادهاند؟ چرا صدای خانوادههای اعدامشدگان، زندانیان سیاسی، زنان شجاع، فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و اقلیتهای تحت ستم نباید روی آن صحنه شنیده شود؟
کلیسای پاول فقط یک محل برگزاری مراسم نیست. این مکان در حافظه سیاسی آلمان جایگاهی ویژه دارد؛ نماد مبارزه برای قانون اساسی، پارلمانتاریسم و آزادیهای مدنی است. هر مراسمی در آنجا معنایی فراتر از یک رویداد تشریفاتی پیدا میکند. بنابراین، حضور رضا پهلوی در چنین جایگاهی، بهویژه در قالب دریافت جایزه به نام مردم ایران، ناگزیر بهعنوان نوعی تأیید سیاسی فهمیده خواهد شد؛ حتی اگر بنیاد چنین نیتی نداشته باشد.
بنیاد نآومن باید تصمیم خود را بازنگری کند
از بنیاد فریدریش ناومان انتظار میرود که پیش از تبدیل یک تصمیم بحثبرانگیز به بحران اعتبار، آن را بازنگری کند. احترام به مردم ایران یعنی احترام به حق آنان برای سخن گفتن به نام خود. همبستگی واقعی یعنی شنیدن صداهای متکثر و قربانیان واقعی سرکوب، نه برجسته کردن فردی که نه مأموریت دموکراتیک دارد و نه نماینده تنوع جامعه ایران است.
آزادی را نمیتوان با نادیده گرفتن حق تعیین سرنوشت پاس داشت. اگر بنیاد میخواهد پیام درستی به مردم ایران و جامعه آلمان بفرستد، باید شکل اهدای این جایزه را تغییر دهد: جایزه باید توسط کسانی دریافت شود که بهای آزادی را پرداختهاند، نه کسانی که صرفاً نام و عنوانی سیاسی را به ارث بردهاند. در غیر این صورت، جایزهای که قرار بود پیام همبستگی باشد، به نمادی از سوءفهم سیاسی و آسیب به اعتبار یک بنیاد لیبرال تبدیل خواهد شد.
- مارتین پاتسلت (CDU) از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ نماینده پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) بود و در کمیته حقوق بشر و کمکهای بشردوستانه این مجلس، گزارشگر امور ایران بود.