مقاله بروس مککولم مدیر مؤسسة راهبردهای دموکراتیک در آمریکا تاونهال ۲۷دسامبر ۲۰۲۱
قبل از پاندمی (کرونا)، ایران رشد غیر مترقبهیی را در ناآرامیها تجربه میکرد و یک قیام سراسری در بیش از ۱۰۰مکان در ژانویه۲۰۱۸ و دیگری که تقریباً ابعاد آن دو برابر بود در نوامبر۲۰۱۹ رخ داد.
در هر دو قیام شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» سر داده شد که حمایت عمومی را برای هدف تغییر رژیم نشان میداد. این پیام بعداً با سلسله تظاهرات و سپس تحریم نه تنها انتخابات ریاستجمهوری بلکه قبل از آن انتخابات مجلس تقویت شد. در هر مورد «کانونهای شورشی» که با مجاهدین خلق مرتبط هستند عدم شرکت در انتخابات را ترویج کردند.
نقش مجاهدین در تحریم این انتخابات بهوضوح ادامة همان نقشی است که در جریان قیامها نشان داده بود. گرچه مقامهای رژیم مدتهاست تلاش کردهاند اپوزیسیون داخلی را رد کنند، ولی این داستان بهطور مؤثری در سال۲۰۱۸ هنگامی که خامنهای تصدیق کرد که مجاهدین «از ماهها قبل برنامهریزی کرده» بودند تا شعارهای ضد حکومتی را عمومی کنند و (آنها) اعتراضات را در همة استانها رهبری کردهاند، بر باد رفت.
بسیاری از (اعتراضات) همچنان مشخصة فراخوان بهتغییر رژیم را در بردارند؛ همان مشخصة قیامهای۲۰۱۸ و ۲۰۱۹. این خواسته همچنین توسط «کانونهای شورشی» تکرار شده است؛ آنهم (با اقداماتی) مانند (نصب) تصاویر خانم رجوی و یا آتشزدن تصاویر ولیفقیه.
بروس مک کولم در ادامه نوشت: در ورای همة این فعالیتها این احساس در حال رشد است که مشکلات فعلی جامعة ایران فقط با سرنگونی دیکتاتوری آخوندی حل خواهد شد. خانم رجوی این دیدگاه را در کنفرانس ماه ژوئیه برجسته کرد و نتیجه گرفت که این، نیروی پیشبرنده در پس افزایش بیسابقة «خصومت و دشمنی بین رژیم ایران و جامعه» در سراسر سالی است که در پیش روست. اعمال رژیم ایران هم در داخل و هم خارج کشور اغلب باعث شده است که همه آسیبپذیری آنرا ببینند. حتی گزینش «ابراهیم رئیسی» بهعنوان رئیسجمهور درست رو در روی مخالفت مردم ایران نشانی از این است که این رژیم چهقدر از طرف رشد اخیر ناآرامیها احساس تهدید میکند. رئیسی از دست اندرکاران اصلی قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در تابستان۱۳۶۷ است. این میراث نقض حقوقبشر در جریان قیام۲۰۱۹ (آبان۹۸) هنگامی که رئیسی بر روی وجوه اصلی سرکوب بهعنوان رئیس قضاییه نظارت کرد، تقویت شد.
البته، خامنهای با تصور اینکه رئیسی «جلاد۶۷» قادر به فائقآمدن بر ناآرامیهاست، او را انتخاب کرد. ولی توانایی او برای انجام این کار ممکن است بهمیزان زیادی بهاین برگردد که آیا جامعة بین المللی انتخاب میکند که چشمانش را بر روی مسئولیت او در نقض حقوقبشر ببندد و یا اینکه فشاری بیشتری را بر روی رژیم وارد کند. تنها با اتخاذ گزینة دوم است که قدرتهای غربی وظیفة مبرم خود را برای حفاظت از حقوقبشر در را در سراسر جهان بهسرانجام خواهند رساند....
فارغ از آن، فشار جدید بینالمللی بر روی رژیم ایران بهحمایت از اپوزیسیون داخلی برای تسهیل تغییر رژیم کمک خواهد کرد. این هدف مدتهاست که از سیاستگذاری غربیها بهدور بوده است؛ ولی روند جریان ناآرامیهای داخلی در (ایران) باید (سیاستمداران) را نسبت بهاین (واقعیت) بیدار کند که تغییر رژیم بیش از هر زمانی و بیش از آن اندازه که بسیاری از ناظران فکر میکردند ممکن باشد، در دسترس است.