Iran-Spring
سیاسی ۰۶ شهریور ۱۴۰۰

لوموند : تهران روی حکومت طالبان حساب باز می کند

لوموند : تهران روی حکومت طالبان حساب باز می کند

«در جمهوری اسلامی ایران، عملیات مشروعیت دادن به طالبان بسیار پیش تر از سقوط کابل در روز 15 اوت آغاز شده بود. مسئولان بلند پایه ایرانی در ماه ژانویه گذشته پذیرای هیئتی از طالبان در تهران بدون حضور نمایندگان دولت قانونی اشرف غنی، رئیس جمهور وقت افغانستان، شده بودند... از نظر حکومت شیعه تهران، طالبان سنی از همان زمان و حتی پیش از خروج آمریکا، اربابان آینده افغانستان محسوب می شدند.

در مطبوعات و در گفتار رسمی مسئولان ایران تلاش برای سفید سازی طالبان مشهود است. روزنامه فوق محافظه کار کیهان که سردبیر آن را رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه ای، منصوب می کند، در اواخر ژوئن

تأکید کرد که طالبان تغییر کرده اند و "دیگر آن کسانی که قبلا می شناختیم و سر می بریدند، نیستند". کیهان روز 28 ژوئن نوشت که در جریان تهاجمات این شورشیان اسلامیست "برخلاف جنایات [داعش] در عراق، هیچ جنایت هولناکی روی نداده است" و بر این اظهارات طالبان تأکید کرد که آنها در کشورشان "کاری به کار شیعیان نخواهند داشت" که اشاره ای است به کشتارهای اقلیت شیعه هزاره در افغانستان توسط طالبان در دوران حکومت اولشان از سال 1996 تا 2001... اما در شرایطی که اطلاعات رسیده بخصوص از شهرستانهای افغان از تعقیب و آزار اعضاء این اقلیت حکایت دارد، به نظر می رسد تهران ترجیح می دهد این اخبار را نادیده بگیرد...

مقاله کیهان چه در افغانستان و چه در ایران جنجالی، بخصوص در شبکه های اجتماعی، بر پا کرد و کاربران تغییر لحن تهران در قبال بنیادگرایان سنی را محکوم کردند. مخالفان این خط رژیم شباهت هائی بین افراطیون سنی و جناح سخت سر حکومت در ایران می بینند. اما این انتقادات سبب تغییر خط حکومت ایران نشد. در واقع آنچه امروز برای مقامات ایران مهم است خروج آمریکائیها از افغانستان است، چرا که نهایتا آنان را از شر حضور دشمن اصلی شان در شرق کشور رها می سازد.

بازنویسی تاریخ

روز 7 اوت تهران در این عملیات "عادی سازی" طالبان باز هم فراتر رفته، حتی به بازنویسی تاریخ پرداخت. برای نخستین بار در مراسم سالگرد قتل محمود صارمی، نماینده تلویزیون دولتی در مزار شریف (شمال افغانستان)، در سال 1998، بدون هیچگونه اشاره به هویت مسئولان قتل او برگزار شد. در آن زمان ایران نزدیک بود با طالبان که علاوه بر این روزنامه نگار هشت دیپلمات ایرانی را نیز در حمله به ساختمان کنسولگری ایران در مزار شریف کشته بودند، وارد جنگ علنی شود.

به گفته سیامک رحمانی، روزنامه نگار مقیم ایران، وزارت ارشاد اسلامی حتی به کار بردن الفاظی نظیر "وحشیگری"، "جنایت" و دیگر "الفاظ مشابه" جهت توصیف اعمال طالبان را ممنوع ساخته است. و نهایتا حمایت تهران از افراطیون سنی روز 12 اوت پس از سقوط هرات، سومین شهر بزرگ افغانستان، بدست طالبان از سوی یک مقام رسمی ایران اعلام شد. همان روز رسول موسوی، معاون وزارت خارجه ایران، از گروه طالبان با عنوانی که بر حکومت خود گذاشته اند، نام برد : "امارت اسلامی"...

در فردای سقوط کابل نیز ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور فوق محافظه کار جدید، آنچه را که در محافل قدرت درون حکومت ایران به تلویح مورد اشاره بود، را به صدای بلند اعلام کرد و روز 16 اوت گفت : "شکست نظامی آمریکا و خروج آن از افغانستان باید به فرصتی برای برقراری امنیت و صلح پایدار در این کشور مبدل شود". حتی کلمه ای در تقبیح یا انتقاد از سقوط دولت اشرف غنی که به شیوه دموکراتیک انتخاب شده بود، گفته نشد در حالی که رئیس جمهور پیشین افغان به دفعات از ایران دیدار و حتی با رهبر عالی رژیم ملاقات کرده بود...

در پی پیشروی های طالبان، سفارت ایران در کابل مانند سفارتخانه های روسیه و چین که همچنان باز مانده اند، هیچگاه تعطیل نشد و در همان حال که طالبان در حال تصرف پایتخت بودند در مقاله ای که در سایت خبرگزاری رسمی ایرانی ایسنا منتشر شد، تأکید گردید که "هیچیک از رزمندگان طالبان" وارد کنسولگری ایران نشده و حتی یکی از این رزمندگان به نگهبانان ساختمان "درود" فرستاده است. این در حالی است که شماری از دیپلمات های ایرانی مأمور در دیگر شهرهای افغانستان – مزار شریف، جلال آباد و قندهار – کنسولگری های مربوطه را بسته و خود را به سفارت ایران در کابل رسانیده، اما کارمندان محلی (افغان) کنسولگری های ایران در شهرهای مزبور به کار ادامه داده بودند. این خبر تنها پس از سقوط کابل از سوی تهران تأیید شد تا احیانا باعث برانگیختن احساسات ضد طالبان در داخل ایران نشود...

به گفته حمیدرضا عزیزی، استاد مدعو در انستیتوی آلمانی امور بین الملل و امنیت در برلن، ایران بازگشت طالبان به قدرت را هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم استراتژیک با دیده مساعد می نگرد، "زیرا تهران کل استراتژی خود را بر پایه ضدیت با واشینگتن بنا می کند". این تحلیلگر در ادامه می گوید : "و اما در میان مدت، جمهوری اسلامی از بابت مسائل گذشته از جمله سانحه کنسولگری ایران در مزارشریف و همچنین خطر تشویق بلوچ های سنی ایرانی به قیام علیه حکومت مرکزی به تحریک طالبان، نگرانی هائی دارد. لیکن در حال حاضر طالبان نشان داده اند که مایل به برقراری پیوندهای تنگاتنگ با ایران هستند"...

ایران به نوبه خود با بازگرداندن سربازان فراری افغان که از صحنه جنگها گریخته و در ایران پناه گرفته بودند، به کابل، برچیدن کمپ های هلال احمر پناهندگان غیرقانونی افغان در طول مرز بین دو کشور و تعقیب و بازداشت پناهجویان افغان در شهرهای ایران و باز گرداندنشان به افغانستان، قصد دارد با نشان دادن حسن نیت خود به طالبان این پیام را منتقل کند که ایران پناهگاهی برای مخالفانشان نخواهد شد... باز به گفته حمیدرضا عزیزی، اینکه به نظر می رسد تهران دست به هر تلاشی جهت برقراری روابط حسنه با رژیم جدید در کابل می زند به این دلیل نیز هست که به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان می تواند "در بلند مدت تر به سود پیوندهای استراتژیک در محور ضد آمریکائی متشکل از روسیه، چین و ایران باشد". این همکاری می تواند حتی به رغم ادامه آزار اقلیت شیعه هزاره ادامه یابد زیرا به باور حمیدرضا عزیزی، "ایران در دیپلماسی خود نگاه مذهبی ندارد. این امر در موارد بسیار دیده شده بخصوص در چین که ایران هیچگاه به سرکوب اقلیت [مسلمان] اویغور اعتراض نکرده است. تهران همچنان از سیاست واقع گرائی (realpolitik) پیروی می کند".»  

https://www.lemonde.fr/international/article/2021/08/26/l-iran-fait-le-pari-des-talibans_6092409_3210.html

 

سرمقاله لوموند ۲۷ اوت ۲۰۲۱

"بدترین سناریو"

«این بدترین سناریوی ممکن بود که گرچه آمریکائیان توانسته بودند پیش بینی کنند، اما نتوانستند از آن پیشگیری کنند... در دو حمله انتحاری در اطراف فرودگاه کابل که مملو از جمعیت عازم ترک کشور بود، به گزارش آسوشیتدپرس، بیش از یکصد تن از جمله 13 آمریکائی کشته شدند. شاخه افغان سازمان "دولت اسلامی" [داعش] مسئولیت این دو حمله را برعهده گرفت...

با نزدیک شدن بیستمین سالگرد حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 که ماه بعد مداخله نظامی آمریکا در افغانستان را به دنبال داشت، نیروهای آمریکائی بار دیگر زیر آتش یکی از شاخه های منشعب از القاعده قرار می گیرند، یعنی همان سازمان تروریستی که توانسته بودند بیست سال پیش از پناهگاه آن در افغانستان بیرون برانند...

پرزیدنت بایدن پنجشنبه شب با عنوان کردن پخش "متاستاز"های سرطان تروریسم اسلامی تلویحا به شکست آمریکا در غلبه بر این سرطان اعتراف کرد. پس از جنگیدن علیه القاعده، واشینگتن و متحدانش با سازمان "دولت اسلامی" [داعش] در عراق، سوریه و "ساحل" [آفریقا] مبارزه کردند. غده های این سرطان که همچنان در آفریقا حاضر است به آسیا (افغانستان تا اندونزی) نیز پخش شده است.

درس دیگری که از تراژدی روز گذشته کابل باید آموخت اینست : طالبان که به لحاظ تئوریک حاکمان جدید افغانستان به شمار می روند، کنترلی بر این گروههای تروریست ندارند...

فاجعه روز پنجشنبه 26 اوت در فرودگاه کابل برای آمریکائیان یاد آور شکست های دردناک دیگری درگذشته است : مانند تلاش نافرجام برای نجات گروگان های آمریکائی در ایران در سال 1980 در دوران جیمی کارتر، یا حمله به ساختمان شعبه سفارت آمریکا در بنغازی (لیبی) در روز 11 سپتامبر 2012... جمع بندی و نتیجه گیری از کارنامه و عملکرد بیست ساله آمریکا شروع شده و ضرورت هم دارد. اما به فرض که واشینگتن واقعا قصد عقب نشینی از منطقه را داشته باشد، چاره دیگری جز ادامه نبرد علیه تروریسم نخواهد داشت. تروریسم جهادی امروز ابعاد بین المللی به خود گرفته و آمریکا و متحدانش همچنان هدفهای اولویت دار آن به شمار می روند...»

به اشتراک بگذارید: