Iran-Spring
سیاسی ۰۷ اسفند ۱۴۰۰

کره شمالی، ایران، یوگسلاوی - اکنون روسیه: تحریم ها چقدر موثر هستند؟

کره شمالی، ایران، یوگسلاوی - اکنون روسیه: تحریم ها چقدر موثر هستند؟

درخواست ها برای تحریم های شدیدتر علیه روسیه بلندتر می شود. اما آیا چیزی به دست مي دهد؟ کلاوس باخمن، محقق علوم سیاسی، همه احتمالات را بررسی می کند.

کلاوس باخمن Klaus Bachmann استاد علوم اجتماعی در دانشگاه خصوصی SWPS [دانشگاه علوم اجتماعی و انسانی] در ورشو است. جایی که او با دموکراسی‌سازی، عدالت کیفری بین‌المللی و استعمار سروکار دارد. او در آفریقای جنوبی، فرانسه، اتریش، ایالات متحده آمریکا و چین به تحقیق و تدریس پرداخت و تا سال 2001 خبرنگار اروپای شرقی در ورشو، ویلنیوس، کیف و مینسک بود.

بايدن يكي از طرفداران تحريم

یکی از حامیان قوی تحریم ها علیه روسیه: رئیس جمهور ایالات متحده جو بایدن.

با تهاجم همه جانبه به اوکراین، روسیه به عنوان یک کشور و ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهور و حاکم واقعی کرملین، منشور سازمان ملل متحد، تفاهم نامه بوداپست را نقض كرد. بر اساس اين تفاهم نامه اوکراین در دهه 1990 سلاح های هسته ای خود را كه از اتحاد جماهیر شوروی به ارث رسيده بود در مقابل تعدادی قرارداد دوجانبه و قراردادهاي بین المللی ديگر تحت فشار غرب به روسیه واگذار کرد. آنها آلمان را از خواب 30 ساله بیدار کردند که چگونه به بومی سازی دیکتاتوری های تهاجمی از طریق تجارت و تمایل به مشارکت به گفتگو پردازد.

در شرایطی که جنگ در نهایت یک ابزار سیاسی است، ما درمانده با تحریم هایی که حداکثر آسیب را به او و کشورش وارد مي کند ایستاده ایم و خواهان مجازات شدید مجرم هستیم. این از نظر روانی قابل درک است زیرا احساس درماندگی را کاهش می دهد و به سیاستمداران درمانده اجازه می دهد عزم خود را نشان دهند و "کاری" انجام دهند. رسانه ها، رای دهندگان و کارشناسان همگی موافقند: "کاری" باید انجام شود. بنابراین باید تحریم ها اعمال شود. فقط مشخص نیست که با مرتکب چه باید کرد. آیا او نیز باید متضرر شود، آیا باید از تشدید تنش جلوگیری کرد، آیا روسیه باید تا حدی تضعیف شود که نیروهایش را خارج کند یا حداقل در مرز اوکراین بماند؟

هیچ "تحریم سخت" علیه روسیه وجود نخواهد داشت

اگر هدف از تحریم ها سرپوش گذاشتن بر درماندگی غرب باشد، تحريم تنها می تواند به عنوان عملي نمادین بماند، همانطور که پس از الحاق کریمه و اشغال دونباس توسط چریک های روسی انجام شد. در این مورد، تحريم ها فقط تا زمانی مورد نیاز هستند که جنگ علیه اوکراین در انظار عمومی توسط رویدادهای دیگر پنهان شود و سیاستمداران ما بار دیگر شایسته و قابل اعتماد ظاهر شوند. همچنین اگر سیاستمداران روسی همچنان به ما دروغ بگویند که تحریم های ما برای آنها چقدر ناراحت کننده است، مفید خواهد بود. این امر احساس درماندگی را تا حد زیادی کاهش می دهد و لغو تحریم ها را تسریع می بخشد.

همانطور که اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا گفت، «سخت‌ترین تحریم‌های تمام دوران‌ها» به هر حال اینطور نخواهد بود. چنین مواردی بر ایران و کره شمالی تحمیل شده است که هر دو از محدودیت های تجاری شدید رنج می برند و پرداخت های بین المللی ندارند. و با این حال این تحریم ها فقط برنامه هسته ای ایران را به تاخیر انداخت و حتی برنامه هسته ای کره شمالی را متوقف نکرد. مجازات و تهدید به مجازات، در سیاست بین‌الملل بسیار بدتر از حوزه داخلی است. حتی در آنجا، مجازات معمولاً فقط در صورتی به عنوان یک بازدارنده عمل می کند که برای مرتکب غیرقابل اجتناب به نظر برسد و حداقل بيشتر از مزایای جرم او باشد.

هر متجاوز دو راه برای مقاومت و پاسخ به مجازات دارد

این تقریباً هرگز در سطح بین المللی صدق نمی کند. برای متجاوزان، چشم انداز مجازات شدن به نحوی در مقطعی در آینده، بسیار دور و انتزاعی است بطوري که نمی تواند از پرخاشگری آنها جلوگیری کند. حتی در مواردی که چشم انداز مجازات قابل پیش بینی بود، از جدی ترین جنایت جلوگیری نکرد: کشتار سربرنیتسا. اولین نسل کشی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد، اگرچه در آن زمان دادگاه یوگسلاوی کار خود را آغاز کرده بود و نیروهای غربی در بوسنی بودند و می توانستند علیه عاملان آن اقدام کنند. سخت ترین تحریم ها و تحریم تسلیحاتی سازمان ملل مانع از این نشد که رژیم عمر البشیر، رئیس جمهور اخیراً برکنار شده سودان، در دارفور نسل کشی نکند. محاسبه هزینه و فایده برای مجرمان در سطح دولتی نیز بسیار متفاوت از محاسبه برای مجرمان عادی است. آیا تحریم هایی وجود دارد که هزینه آن از ارزش فتوحات روسیه در گرجستان و اوکراین بیشتر باشد؟

اگر تحریم ها به عنوان مجازات بازدارنده نیستند، چه کاربردی دارند؟ پوتین باید ”سرجايش بنشيند“  زیرا “او فقط از خشونت طفره می رود“، اغلب به سیاست مماشات بریتانیا در قبال هیتلر در سال 1938 اشاره می کنند. این استدلال فرض می کند که متجاوزان را می توان با مقاومت مصمم متوقف کرد چيزي كه در سال 1938 در مونیخ وجود نداشت و هیتلر به چکسلواکی حمله کرد. ما نمی دانیم که اگر چمبرلین طور دیگری عمل می کرد، داستان متفاوت بود یا خیر. هر متجاوز دو راه برای مقابله با مقاومت دارد.

عوارض تحریم ها

تحريم می تواند موجب عقب نشینی شود یا می تواند مانند زمانی که ناتو در سال 1999 یوگسلاوی را بمباران کرد تا اسلوبودان میلوسویچ را مجبور به خروج از کوزوو کند، اوضاع را تشدید كند. اما ميلوسويچ بعد از سه ماه با اخراج دسته جمعی آلبانیایی های کوزوو اوضاع را تشدید كرد. پوتین نیز همیشه تشدید کرده است: پس از تحریم‌های نمادین‌تر که پس از حملات او به دونباس و کریمه انجام شد، روسیه در سوریه مداخله کرد و با بمباران در آنجا به آغاز موج پناهجویان در سال 2015 کمک کرد. اکنون مزدوران او در مالی هستند، اما این باعث نشده است که فرانسه، آلمان یا ایالات متحده در آنجا از آنها سرپیچی کنند - برعکس، فرانسه در حال خروج نیروهای خود است و دولت فدرال آلمان نیز در حال بررسی این کار است. پس این باور از کجا می آید که می توانید روسیه را در اوکراین متوقف کنید اما در مالی نه؟

مخالفان تحریم های بیشتر دوست دارند با عواقب آن بر اقتصاد خودشان بحث کنند. در واقع، تشدید مارپیچ تسلیحات و تحریم ها، درست مانند مسابقه تسلیحاتی، برای هر دو طرف مضر است. اما این همه ماجرا نیست. آنها همچنین می توانند منجر به عوارض جانبی نسبتاً غیرمنتظره شوند.

یوگسلاوی و تمام جمهوری‌هایی که از آن جدا شدند در تمام مدت درگیری تحت تحریم تسلیحاتی سازمان ملل بودند که ایالات متحده با کمک ایران در آن زمان برای تسلیح کرواسی و بوسنی آن را دور زد. تحریم تا حدودی در صربستان کارساز بود، اما دقیقاً به این دلیل که مواد اولیه ضروری را کمیاب می‌کرد، مافیایی مرتبط با سرویس مخفی را ثروتمند و قدرتمند کرد، که کالاهای تحریم شده را به کشور تحت حکومت میلوسویچ قاچاق می‌کرد و پس از سقوط میلوسویچ، کشور را با موفقیت بی‌ثبات کرد. در سال 2003، اعضای آن زوران جینجیچ، نخست وزیر دموکرات و طرفدار غرب را ترور کردند.

اگر می‌خواهید چیزی را با تحریم‌ها اجرا کنید، باید قدرت را حفظ کنید

تحریم ها به ویژه زمانی مفید هستند که هدف آنها بازگرداندن طرف مقابل به میز مذاکره یا مجبور کردن آنها به عقب نشینی باشد زیرا دیگر نمی توانند تشدید شوند. مورد دوم در مورد امتیاز میلوسویچ در سال 1999 که کشورش از نظر بین المللی منزوی و از نظر اقتصادی ویران شده بود صادق است. تحریم ها علیه آفریقای جنوبی تحت آپارتاید نیز نسبتاً موفقیت آمیز بود. تحت فشار آنها، دولت مذاکره با مخالفان را آغاز کرد و هشت سال بعد با انتقال مسالمت آمیز قدرت موافقت کرد.

فقط هیچ فشار قابل مقایسه ای از پایین در روسیه وجود ندارد که - برخلاف آفریقای جنوبی - تا حد زیادی خودکفا و مسلح باشد. حتی در زیر آستانه هسته‌ای، روسیه تقریباً امکانات نامحدودی برای تشدید تنش دارد: مانند سوریه می‌تواند موجی از پناهجویان را تحریک کند. می‌تواند از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شود، که ممکن است منجر به استقرار سلاح‌های هسته‌ای در ونزوئلا، کوبا و سایر کشورهایی شود که چندان دلسوز ایالات متحده و اروپای غربی نیستند.

و می تواند بسیاری از تحریم ها را از طریق متحدان خود یا کشورهای ثالثی مانند چین دور بزند. این یکی از دلایلی است که نمی توان وضعیت را با شرایط دوران جنگ سرد مقایسه کرد. در آن زمان دو بلوک وجود داشت، امروز پنج یا شش قدرت بزرگ جهانی وجود دارد. چین، با ذخایر ارزی تقریبا تمام نشدنی خود، می تواند تقریباً هر گونه تحریم اقتصادی آمریکا و تحریم روسیه را جبران کند. اگر می‌خواهید با تحریم‌ها مذاکره را تحمیل کنید، به قدرت زیادی نیاز دارید.

هزینه ای که یک استراتژی سخت برای اروپا خواهد داشت

و او باید با این ایده خداحافظی کند که با تحریم‌ها می‌تواند «متجاوزان را سر جايشان بنشاند». در سال‌ها و ماه‌های اخیر، پوتین تلاش کرده است از نیروی نظامی برای مذاکره در مورد وضعیت موجود در اروپا استفاده کند، چیزی که او دوست نداشت. اکنون او در حال تغییر یک جانبه این وضعیت موجود به نفع خود است. به نوبه خود، اگر قرار است مذاکراتی انجام شود، غرب باید اکنون وضعیت موجود را به اندازه کافی تغییر دهد تا آسیب هایی که روسیه از این کار متحمل می شود، مزایای به دست آمده از تسخیر اوکراین را جبران کند و در عین حال روشن کند که این مضرات خواهد بود. در صورت موفقیت در مذاکرات، معکوس می شود.

این كار امكان پذير است، اما حداقل در اروپا به سختی قابل اجرا است. غرب این پتانسیل را دارد که این جنگ را به اندازه جنگ اتحاد جماهیر شوروی پس از سال 1979 در افغانستان برای روسیه پرهزینه کند، مشروط بر اینکه ارتش اوکراین بتواند به اندازه کافی مقاومت کند تا تسلیحات لازم را بپذیرد. سیاست تحریم های اقتصادی سخت و تقویت نظامی در اوکراین احتمالا می تواند روسیه را به زانو درآورد، اما هزینه ها و سختی ها برای اروپا بسیار بیشتر از افغانستان خواهد بود. در آنجا، پناهندگان عمدتاً توسط همسایگان نزدیک خود پذیرفته شدند و هیچ ایالت غربی با منطقه جنگی هم مرز نبود.

سناریوی مشابهی در اروپا سنگ تمام می گذارد. در پایان، روسیه آماده مذاکره است، اوکراین شبیه به افغانستان است و وضعیت موجود جدید که پس از آن مورد مذاکره قرار خواهد گرفت، احتمالاً با ايده هاي بیش از یک هفته پیش پوتین مطابقت دارد

به اشتراک بگذارید: