کاظم رجوی: ما تاريخ حقوق بشر را با خونمان مي نويسيم
دکتر کاظم رجوی
«شرایط هر چه باشند ما در برابر محراب مقدس تاریخ ایران به وظیفه انسانی، وجدانی، میهنی و مردمیمان برای نجات شرف، اعتبار و حیثیت و افتخارات مردممان، تمامی مردممان تا آنجا که در قوه داشتیم، قیام و اقدام کردیم. ما مردانه ایستادهایم، بیچاره شبگرایان، وقتی مردمی بهاین درجه از آگاهی بهاین درجه از پایمردی بهاین مرحله از بلندای ایمان و تعهد و قاطعیت دست یافتهاند، همهکس و قبل از همه، شیادان و جنایتکاران تهران حساب کار خودشان را میکنند».
(از نامههای کاظم رجوی به رئیس جمهور برگزیدهٔ مقاومت)
***
عشقی آتشین به مسعود
کسانی که سخنرانی کاظم رجوی را در مراسم ۳۰خرداد سال۶۴ شنیده یا دیده باشند، گواهی خواهند داد که او عاشق مسعود بود. این عشق، بیش و پیش از آنکه عشق به یک برادر تنی باشد، عشقی پرداختگرانه و از جنس آرمانی بود. او در مسعود، تجسم آرزوهای سرکوفت خوردهٔ یک خلق محروم را میدید. وقتی او را مینگریست در نینی نگاهش، واپسین فروغ چشمان شهیدانی را میدید که تنها تمنایشان ـ در دقیقههای آخر اعدام ـ این بود که کسی سلامشان را به مسعود برساند. از این رو مسعود را هزاران بار به برادری خود انتخاب کرده بود و از داشتن چنین برادری به خود میبالید (۱).
او برادری با مسعود را در مداری شناخته بود که هر مجاهد یگانه شده با آرمان مسعود، با گذار از آزمایشهای صعب مبارزه به آن دست مییابد.
عشق پرداختگر
آری او عاشق مسعود بود و از ابراز این «عشق خوشسودا» هرگز خودداری نمیکرد. این عشق پرداختگر، زندگی او را دگرگون کرد و به مسیری انداخت که عاشقان بهتر میدانند و در شرح و بیان و تفسیر و مقال نمیگنجد.
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
گر چه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بیزبان روشنتر است
تاریخ چه دقیق تب و تابها و دغدغههای او را با شنیدن خبر اعدام مسعود ثبت کرده است. او با شرکت در یک مصاحبهٔ تلویزیونی، مردم سوئیس را مخاطب قرار داده و گفته بود:
«ده روز است که حکم اعدام برادرم برای بار دوم تأیید شده و قطعیت یافتهاست. ده روز است که بیش از پیش، وقتی زنگ در به صدا در میآید، وقتی تلفن زنگ میزند یا کسی بهسادگی میپرسد: آیا اطلاع داری؟ دلم فرو میریزد. زیرا فکر میکنم که خبر بد، خبر اعدام، خبر تیرباران، خبر سرنوشت را آوردهاند. دلم بهکار نمیچسبد. کمکم زندگی و زیباییهایش را فراموش کردهام. ای کاش! مرا میگرفتند و به جای برادر جوانم زندانی میکردند».
این همان عشقی است که باعث شد بهقول پرفسور ژان زیگلر، کاظم زمین و زمان را برای نجات جان مسعود بسیج نماید. او در این زمینه میگوید:
«من فهمیدم کاظم رجوی از چه ساخته شده بود، و نیروی باور نکردنی جنبشی که او شکل داد از کجا نشأت میگرفت. البته از آن نقطه، در من یک دوستی خللناپذیر نسبت به وی متولد شد».
پایهگذاری و پیشبرد دفاع از حقوق زندانیان
دکتر کاظم رجوی نخستین کسی بود که در جنبش مقاومت ایران، به دفاع از حقوق زندانیان پرداخت. اقدامات او برای نجات جان مسعود از خطر اعدام هنوز در نوع خود بینظیر است. مراجعه به کورت والدهایم، دبیرکل وقت سازمان ملل و متقاعد کردن او برای اعتراض به شاه و راهاندازی یک کارزار گستردهٔ حقوقی، با فراخوان دادن به کمیسیونهای بینالمللی حقوقدانان، شوراها، کلیساها و سازمانهای حقوق بشری؛ و نیز فرستادن پیر گرایر، رئیس کنفدراسیون سوئیس به سنت موریس برای گفتوگو با شاه، بخشی از این اقدامات است. در اثر فعالیتهای روشنگرانهٔ او بود که شاه مجبور شد، حضور دو وکیل سوئیسی را در دادگاه محاکمهٔ اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران بپذیرد.
اقدامات ارزشمند او، مبنایی شد تا بر اساس آن فعالیتهای روشنگرانهٔ مقاومت ایران در زمینهٔ حقوقبشر، نهادینه و سیستماتیک شود و به این ترتیب، خونهای فرو ریخته، به سلاحی کارآمد در مسیر سرنگونی تبدیل گردد.
خونی افشاگر، جوشان و ناآرام
ساعت ۱۱۰۵روز ۴اردیبهشت ۱۳۶۹
گلولههای شلیک شده از لوله سلاح تروریستهای اعزامی، اگر چه توانستند پیکر او را سوراخ سوراخ کنند اما نتوانستند آرمان و صدای او را از تپش بیندازند. زد و بند قاتلان او با پیشبرندگان سیاست کثیف مماشات، نتوانست پرونده این خون افشاگر، جوشان و ناآرام را در دادگاه سوئیس ببندد. تصمیم اعلامشده از سوی دفتر دادستانی کانتون وو در ۲۹مه ۲۰۲۰ بیدرنگ با اعتراض شدید مقاومت ایران مواجه شد. شورای ملی مقاومت با صدور بیانیهیی خواستار بازماندن این پرونده و صدور حکم جلب بینالمللی برای علی خامنهای، حسن روحانی و علیاکبر ولایتی شد.
کارزار بینالمللی مقاومت ایران باعث شد که در تاریخ ۹سپتامبر۲۰۲۰ این تصمیم ملغی شود و پرونده ترور دکتر کاظم در کادر نسلکشی و جنایت علیه بشریت در تاریخ ۲۸سپتامبر۲۰۲۱به دادستانی کنفدراسیون سویس ارجاع داده شود. متعاقباً همین دادستانی فدرال در تاریخ ۱۴اکتبر۲۰۲۱ اعلام کرد که پرونده باز شده و دستور تحقیق صادر شده است.
این خون هماره بیدار و تأثیرگذار، بیگمان در پیوند با رود خون جوشان شهیدان، دامن قاتلان را خواهد گرفت و در کارزار سرنگونی مددکار رزمآوران آزادی خواهد بود.
او چه زیبا به شهید مجسم ارزشی تبدیل شد که خود آن را بنیان گذاشته و در توصیف آن گفته بود:
«ما تاریخ حقوقبشر را با خونهایمان مینویسیم»
پانوشت:
(۱) ـ این جمله از شهید بزرگ حقوقبشر، کاظم رجوی، در مورد رابطهاش با مسعود، به زیبایی حق مطلب را ادا میکند:
«به این برادر نه از جنبه برادری یعنی همخونی بلکه بهلحاظ عمل اجتماعی شخصیت و توان مبارزاتی و مواضع مسعود افتخار میکنم. اگر میتوانستم روزی صدبار او را به برادری انتخاب میکردم».
سخنان خانم مریم رجوی در کربلا – 10 اردیبهشت 1369
همة دولت ها از شرق و غرب باید بدونن که, تا این رژیم بر سر کاره, چشم دوختن به هر به اصطلاح میانه روی و از این قماش, چشم دوختن به سرابی بیش نیست. تا این رژیم هست نه از صلح و آزادی خبریه نه از میانه روی و بازسازی. جنایت اخیر این رژیم هم یکبار دیگه این حقیقت رو روشن کرد که این رژیم هیچ مشروعیتی نداره و هرکس که چه داخل ایران و چه خارج ایران دست در دست این رژیم داره و با اون همکاری می کنه, بر ضد مردم ایرانه و بر خلاف آرمان صلح و آزادی برای مردم ایران قدم بر می داره. کما اینکه جای هیچ تردیدی نیست که تنها جانشین مردمی، مستقل و آزادیخواه برای این رژیم, تنها شورای ملی مقاومته. که سالهاست بی دریغ از پیکرش خون می ره و خون بهای آزادی رو به تمام و کمال پرداخته
از مصاحبه دکتر کاظم رجوی با رادیو صدای مجاهد –تاریخ پخش ۵اردیبهشت ۶۹ - (یک روز پس از شهادت)
دکتر کاظم رجوی : دهها میلیون ساعت کار توضیحی از سال1360 یعنی از سالی که آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت به فرانسه آمدند دهها میلیون ساعت کار توضیحی ابتدا در سطح شهرها انجام شد به بیان دیگر بنای دیپلماسی و سیاست شورای ملی مقاومت به مثابه یک بنایی که خشتهاشو را دانه دانه از پایین شروع کنند روی همدیگر بگذارند تا به سقف برسد این جوری بنا شد از پایین به بالا مردم شهرهای مختلف دنیا کم کم از آنچه که در زندانهای خمینی میگذرد از جنایات خمینی از آدم کشیهاش در داخل ایران و همچنین از جنگ طلبیش به وسیله همین پیام آوران رهایی و مقاومت خلق ما اطلاع پیدا کردند
مصاحبة رادیو صدای مجاهد با دکتر کاظم رجوی پس از تصویب قطعنامة کمیتة سوم مجمع عمومی ملل متحد
بهخاطر نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی در 12آذر1367 پس از قتل عام زندانیان سیاسی
دکتر کاظم رجوی : در پی تلگرافات متعدد مسئول شورای ملی مقاومت به دبیرکل سازمان ملل، بیش از ابتدا ۱۷۰نفر از اعضای مجلس نمایندگان طوماری امضا کردند و دادند به دبیرکل برای جلوگیری از این کار ،متعاقبا مشخصا ۲۳۰نفر از اعضای کنگره آمریکا قطعنامه ای تصویب کردند و نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کردند لیست کسانی که اخیر اعدام شده اند در صدها نسخه در بین اعضای هیات نمایندگی سازمان ملل و سازمان های ناظر توزیع شد و بیش از صد ملاقات حضوری با روسای هیات های نمایندگی صد کشور جهان طی همین ماه گذشته در نیویورک انجام گرفت .
لیستگذاری قاتلان شهید بزرگ حقوق بشر اول شهریور ۱۳۹۹
دکتر کاظم در تظاهرات آمریکا : شرایط هر چه باشند ما در برابر محراب مقدس تاریخ ایران به وظیفة انسانی وجدانی، میهنی و مردمیمان برای نجات شرف، اعتبار و حیثیت و افتخارات مردممان ، تمامی مردممان تا آن جا که در قوه داشتیم، قیام و اقدام کردیم.
نامة دکتر کاظم رجوی 30اردیبهشت 1365
بیستم ماه می 1986: به مریم و مسعود، رهبران و پرستشگاههای انقلاب نوین خلق ایران، در این لحظات خطیر و پر اضطراب و تعیینکننده با قلبی عمیقاً آکنده از عشق به شما و شور رهاییبخشتان خدا را گواه میگیرم که خود و همسر و فرزندانم ـ که مطمئنم در احساس شوهر و پدرشان شریکند ـ آمادگی کامل داریم که همراه و یا در راه شما پیشمرگ و قربانی راه پرعظمتی بشویم که در آن قدم گذاشتهاید. تمنا دارم این سعادت را نصیب من و خانوادهام بکنید. فدای شما، کاظم رجوی
سخنرانی خانم مریم رجوی 27فوريه2013 ـ 9اسفند91
هموطنان عزيز!
خوشحالم كه بار ديگر در ژنو در كنار شما هستم؛ در پايتخت اروپايي ملل متحد، در شهر نهادهاي عالي حقوق بشر و پناهندگي، شهري كه مهمترين معاهدات بشر دوستانه به نام آن ثبت شده است.
براي مردم ايران، ژنو يادآور شهيد بزرگ حقوق بشر، دكتر كاظم رجوي، است
كه در چند كيلومتري مقر ملل متحد توسط تروريستهاي اعزامي خامنهاي و رفسنجاني خونش به زمين ريخته شد.
سالها پيشتر، وقتي كه كاظم در همين ژنو استاد دانشگاه بود، درست در روز اول مهر 1350 نامهيي به دستش رسيد. كه در آن نامه آمده بود كه ديكتاتوري شاه، برادرش مسعود را دستگير كرده است. اين خبر آتشي به جانش انداخت و زندگيش را به كلي دگرگون كرد.
فعاليت دامنهدار او براي نجات جان مسعود را نميدانم چگونه توصيف كنم. من مستقيماً بارها از خود كاظم شرح بخشهايي از آن كار بزرگ را شنيدهام و يا نكات بسياري را در كتاب دستنويس كاظم خواندهام كه حقيقتاً اعجاب آور است.
در اصل، بازهم داستان انسان است و درياي تواناييش كه وقتي برانگيخته ميشود و تصميم ميگيرد، غير ممكنها را ممكن ميكند.
و همين تلاشهاي بيوقفة دكتركاظم بود كه نهايتاً منجر به لغو حكمِ اعدام مسعود و تبديل آن به حبس ابد شد.
در ميان آن گفتهها و نوشتهها، نامهاي دوستان و همدلان كاظم در آن پيكار سخت، بارها تكرار ميشود كه دلم مي خواد براي قدرداني از آنها ياد كنم:
نخست، بزرگ زن سوئيسي خانم ماري لوئيز دوموييد فقيد كه رئيس كميته سوئيسي دفاع از زندانيان سياسي بود. او هيچگاه مسعود را نديده بود و تا آخر عمر هم نديد. اما هفت سال براي آزادي مسعود جنگيد. يك بار كه از سكوت حاكم درباره ديكتاتوري شاه به خشم آمده، به وزير خارجه وقت سوئيس در اون زمان نوشت
«ديوار سكوت، ديواري است كه ما آن را هرگز نميپذيريم.»
و پرسيده بود كه «تا كي براي فروشِ مقاديري اسلحه به رژيمهاي ديكتاتوري ميپذيريم كه شرافتِ خود را واگذار كنيم؟».
همچنين من بايد از نامهايي كه از كاظم بسيار شنيدم و در دستنوشته هاش هست از پروفسور ژان زيگلر ياد كنم كه دوست نزديك، دوست نزديك و همفكر و همكاركاظم بود و حامي او در آن سالها و حالا هم حامي بزرگ اشرفيهاست.
باز از كريستين گروبه كه به درخواست كاظم، شجاعانه وكالت مسعود را قبول كرد، به تهران رفت عليرغم همه خطراتش و در دادگاه نظامي كه مسعود را محاكمه ميكرد، شركت نمود.
و همچنين دلم مي خواد نام ببرم از برتيه پرگو كه رياست انجمن بينالمللي خانوادههاي زندانيان سياسي ايران را برعهده گرفت. و همچنین كريستين پرگو.
درود بر همة آنها
آنها همه در يك كارزارِ ارزشمند، كاظم را همراهي كردند؛ و نتيجه اون كارزار به بهترين وجه تاثيرش رو در تاريخ ايران در تاريخ مقاومت ايران و در تاريخ منطقه گذاشت
اجازه بدهيد كه در اينجا من چند سطر از كتاب دكتر كاظم را برايتان بخوانم.
كاظم مي نويسه: «عصر روز28بهمن1350 كه آقاي كريستيان گروبه از تهران بازگشت. او در فرودگاه مصاحبه مطبوعاتي افشاگرانه يي عليه دادگاههاي نظامي ايران نمود و از همانجا مستقيماً به منزل من آمد و نامه هايي راكه مسعود به وي داده بود به من داد و تأكيد نمود كه در دادگاه به مسعود گفته است «چرا اينقدر سعي ميكند همة اتهامها را خودش بهگردن بگيرد؟»
و مسعود به او جواب داده بود: «من ميدانم كه مرا اعدام خواهند كرد پس بگذار از جرمِ ديگران كاسته شود».
آقاي گروبه گفت: «مسعود و سه نفرِ ديگر كه دادستان براي آنها حكم اعدام تقاضا كرد، سعي داشتند كلية اتهامها را به گردن بگيرند.
گويي در اين زمينه مسابقه گذاشته بودند. اما مسعود بيش از ديگران موفق بود».
بعد از شنيدن حكم دادگاه در مورد مسعود دكتر كاظم در يك مصاحبه تلويزيوني با تلويزيون سراسري سوئيس گفت كه:« امروز 10 روز است كه محكوميت به اعدام برادرم براي بارِ دوم تأييد و قطعيت يافته است. ده روز است كه وقتي زنگِ در به صدا درميآيد، وقتي تلفن زنگ ميزند،يا كسي بسادگي ميپرسد آيا اطلاع داري؟ دلم فرو ميريزد. زيرا فكر ميكنم كه خبر بد، يعني خبر اعدام، خبرتيرباران، و بالاخره خبر سرنوشت را آوردهاند.
دلم به كار نميچسبد، زندگي و زيبائيهايش را فراموش كردهام. اي كاش مرا ميگرفتند و بجاي برادر جوانم زنداني ميكردند. حالا ببينيد شكنجة رواني پدر و مادر سالخوردهام چهاندازه است؟»
و دكتر كاظم در ادامة اين مصاحبه، خطاب به مردم سوئيس ميگويد:
«حالا مشخصاً از شما بينندة محترمي كه اين خوشبختي را داشتهايد كه چنين اضطرابهايي را نشناسيد. تقاضا ميكنم بيكار ننشينيد فكر نكنيد ايران آن سرِ دنياست و به من مربوط نيست.
نه! به شما مربوط است؛ چرا كه قيام براي آزاديِ ديگران، از ويژگيهاي مردمِ آزاده است».
فكر مي كنم كه تمام مسأله همين است كه آنروز كاظم آن را فرياد كرد: قيام براي آزادي ديگران.
صحبت دکتر کاظم در اتاق کارش
می دونید یک جنبش مقاومت طبعاً کارها - فعالیتهای بسیار گوناگون و مختلفی داره بعنوان مثال من که در ژنو بعنوان نماینده شورای ملی مقاومت کار می کنم کارهای مختلف در رده های مختلف و با اشخاص و سازمانهای مختلف دارم نه تنها نماینده شورای ملی مقاومت هستم در اونجا یعنی اینکه مقامات مملکت من رو بعنوان نماینده مقاومت ایران می شناسند و اگر کاری - مطلبی - موضوعی داشته باشند به من مراجعه می کنند بلکه مطبوعات - رسانه های گروهی - رادیو - تلویزیون اینها هم هر وقت موضوعی در رابطه با ایران و یا مقاومت مطرح باشه طبعاً به من مراجعه می کنند همچنین سازمان های بین المللی می دونید که مرکز اروپائی سازمان ملل در ژنو هست و همچنین دهها سازمان بین المللی دولتی و غیر دولتی و منطقه ای مراکزشان در ژنو هست بعنوان مثال مرکز کمیسیاریای عالی پناهندگان که کارش رسیدگی به مسائل و مشکلات پناهنده ها در سطح دنیا هست مرکزش در ژنوه همچنین مرکز سازمان بین المللی کار - مرکز سازمان بهداشت جهانی - مرکز سازمان بین المللی مخابرات دور و غیره و غیره خلاصه می کنم و طبعاً ما با همه اینها کار داریم مقاومت یک جنبش مقاومت وسیع مانند مقاومت شورای ملی مقاومت ایران یا سازمان مجاهدین خلق دائماً بدلایل مختلف با این سازمانهای بین المللی روابطی خواهی نخواهی و بالاجبار خواهد داشت بعنوان مثال فرض کنید که هفته گذشته چند نفر از ایرانی ها و همچنین چند نفر از سمپاتیزانهای هواداران مجاهدین در ترکیه آمدند و اونها رو چون از مرز گذشتند و ویزا نداشتند اونها را گرفتند زندان کردند طبعاً مجاهدین با من تماس می گیرند یا شورا وقتی که در مورد اشخاص دیگری باشه باهام تماس می گیرند و من با کمیساریا عالی پناهندگان تماس می گیرم که آقا این اشخاص رو این خواهران و برادران یا این اشخاص رو گرفتند زندانشان کردند تهدید می کنند که میخوایم پس بدیم به رژیم خمینی شما دخالت کنید اونها بلافاصله تلکس می زنند به نمایندشان در ترکیه و مانع از این میشند این عمل انجام بشه و براشون ویزا دست و پا می کنند یک کشور محل اقامت اروپایی دست و پا می کنند و اون برادرها و خواهرها یا اون اشخاص ناشناسی که دورادور با شورای ملی مقاومت ارتباطاتی داشتند و یا در جنبش مقاومت به نحوی از انحاء و یا به شکلی از اشکال شرکت می کردند مساله شان حل میشه کمیسیون بین المللی کار تشکیل میشه طبعاً پیام برادر مسعود را ما به اونجا می بریم توزیع می کنیم به مطبوعات میدیم به نماینده ها میدیم در مباحث و انواع مختلف دخالت می کنیم به نمایندگان مثلاً سه گانه کنفرانس بین المللی کار که عبارتند از نمایندگان کارفرمایان - کارگران و دولتی با همه اینها تماس می گیریم وضع ایران وضع کارگران فشاری رو که خمینی دجال روی همه طبقات مردم ایران اقشار مردم ایران میاره بهشان میدیم و سعی می کنیم که مسائل مربوط به طبقه کارگر به اقشار مختلف مردم ایران که در اونجا مطرح میشه فقط یکجانبه نباشه از طریق نمایندگان دجال خمینی که در عین حال که میگه من کنوانسیون ها و قراردادهای بین المللی رو قبول ندارم همیشه هیاتهای 40-50 نفری میفرسته طبعاً ما هم در اونجا و از جمله من بعنوان نماینده شورا میرم و میام با نماینده های مختلف تماس میگیرم بهشان مدارک میدم اسناد میدم به زبان فرانسه به زبان انگلیسی -ایران لیبرالیسیون میدم سایر انتشارات مجاهدین رو میدم و میگم آقا وضع مملکت وضع کارگران وضع زندگی مردم اینه و به نتیجه این مطرح میشه در اونجا و همچنین کمیسیون حقوق بشر میدونید که مرکب از 43 کشور دنیا هست سالی یکبار در ژنو تشکیل میشه مثلاً هفته آینده در ژنو تشکیل خواهد شد ما هرسال میریم اونجا به اتفاق سایر برادران و خواهران سازمان مجاهدین خلق پیامهای برادرمان مسعود رو به نمایندههای دولت ها به سفرای دولتها به هیاتهای نمایندگی میدیم و از اونها تقاضا می کنیم که در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران قطعنامه بگذرانند به این مسائل توجه شان را جلب می کنیم و به همین دلیل هم هست که طی این 5 سال اخیر یعنی از روزی که مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی به اروپا آمدند تاکنون بطور بی سابقه ای در تاریخ کمیسیون حقوق بشر و بطور کلی کل سیستم سازمان ملل کمیسیون حقوق بشر و دستگاههای وابسته اش در رابطه با ایران عجیب فعال شده و به همین دلیل طی این 5 سال اخیر عرض می کردم 5 قطعنامه در رابطه با ایران در کمیسیون حقوق بشر فقط تصویب شد که و همچنین 6 قطعنامه در کمیسیون فرعی حقوق بشر که وابسته به کميسیون اصلی هست تصویب شد در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران طی این همین 5 سال اخیر و بدون اغراق هر ساله ما در سیستم سازمان ملل ژنو فقط که اصولاً تمام کارهای حقوق بشری و عرض کنم که تمام فعالیتهای انساندوستانه اگر بخوام لغات سازمان ملل را استعمال کنم در اونجا انجام میشه بدون اغراق دهها هزار نامه و سند و مدرک از جانب مسئول شورای ملی مقاومت از طرف جنبش مجاهدین و مقاومت ایران توزیع کردیم و اینها کمک کردند به بهاصطلاح بازشدن جمع از یک طرف تنویر افکار عمومی مجامع بین المللی و سازمان ملل متحد از طرف دیگر به این دلیل میگم تنویر افکار عمومی مجامع بین المللی و بطور کلی افکار عمومی جهانی که همانطوری که اطلاع دارید در سازمان ملل متحد به ویژه در ژنو که مرکز اروپائی حقوق بشر سازمان ملل در اونجا هست حدوداً هزار و صد و چند سازمان غیر دولتی ناظر بر فعالیتهای کمیسیون حقوق بشر مرکزشان در ژنوه فرض بفرمایید که مرکز مثلاً فدارسیون بین المللی حقوق بشر یا عفو بین الملل اینها اگر چه در ژنو ممکنه نباشه ولی اونجا نمایندگی دارند دفتر دارند و بسیاری از سازمانها بطور کلی مرکزشان اصلاً اونجاست اکثریت سازمان های غیر دولتی ناظر بر فعالیتها و کارهای سیستم سازمان ملل مرکزشان در ژنو هست یعنی از هزار و صد و چند سازمان غیر دولتی حدوداً 950تاش مرکزش توی ژنوه بالنتیجه ما در اونجا یکی از کارهامون در رابطه با سازمان ملل متحد هست با کمیسیون حقوق بشر هست کمیسیون فرعی هست کنفرانس بین المللی کار - سازمان بین المللی کار هست سازمان بهداشت جهانی و وو و یک فعالیتهای از این قبیل از اون جمله البته همانطوری که عرض کردم کارهای مربوط به پناهندگان و همه مسائلی که مربوطه به ایرانیاني هستند که از زیر فشار -جبر و بیدادگری خمینی و رژیمش فرار کردند این یک نوع کارها و فعالیتهایست که در ژنو انجام میشه البته من وقتی اینجا میام یعنی مشخصاً به پاریس اینجا می نشینم توی این اطاق که محل به اصطلاح هم کار و هم زندگی ام هست و می بینید که بیشتر از دو متر در دو متر نیست اینجا می نشینم گزارشاتم را می نویسم گزارش ملاقاتها گزارشات مربوط به فعالیتها در سطوح بین المللی در مجامع بین المللی همین اواخر اطلاع دارید دو هفته قبل رفته بودم به نیویورک و در اونجا خب حدوداً طی 5 هفته 97 تا سفیر ما و نماینده دولتهای مختلف رو ملاقات کردیم در سطح بسیار وسیعی به افشاگری علیه جنایات رژیم پرداختیم و وقتی که میام اینجا می نشینم گزارش این مسائل رو می نویسم و میدم به اصطلاح بخشهای مربوطة شورای ملی مقاومت
در سازمان ملل خب میرید اونجا اونجا باید این کارت کذایی رو بزنیم به سینه مان ده بدو بدو از صبح تا شب اونجا دیگه وقت چیز نداریم بریم تو سازمان ملل بریم توی عرض کنم که بخش حقوق بشر مجمع عمومی - کمیسیون سوم و غیره اشخاص مختلف رو ببینیم مطبوعات را ببینیم با اینها بحث کنیم افشاگری کنیم خواهش کنیم قطعنامه بگذرانند هر چی بیشتر وضعیت اونچه رو که در ایران میگذره براشون توضیح بدیم طبعاً در نیویورک در واشینگتن یا در ژنو که البته اگر فرصتی دست آمد می تونیم بنشینیم گزارشی رو بنویسیم یا احیاناً مقاله ای رو هم برای اینکه به اطلاع افکار عمومی به ویژه هموطنانمان مطالب را برسانیم هستیم البته چون وقت همیشه کافی نیست متاسفانه و در این مقاومت بایستی عمر مضاعف آدم باید داشته باشه تا بتونه علاوه بر عمل و به اصطلاح آکسیون - تحلیل و نظر خودش رو هم بگه من از این فرصتها مثل همه دوستان و همکاران دیگرم استفاده می کنم وقتی میام توی این خونه توی این اطاق در حقیقت بنحوی می تونم بگم استراحته استراحت به این معنا که خب می نشینم اینجا و گزارشات مربوطه را می نویسم آخرین گزارشی که نوشتم همین گزارش مربوط به تصویب قطعنامه این بود که در مجمع عمومی ابتدا در کمیسیون سوم و بعد در مجمع عمومی در مورد محکوم کردن رژیم خمینی در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران تصویب شد که همانطوری که می دونید وقت میگیره و آدم بایستی واقعا عمر مضاعف داشته باشه تا بتونه که با اونها اون مسائل مقابله کنه میگم عمر مضاعف برای اینکه بعنوان مثال من چند روز قبل پام مدتها قبل زمین خورده بودم پام درد گرفته بود بشدت و ورم کرده بود تمام روز اصلا به پام نگاه نکردم که ببینم چه کارش میشه بطوری که بعد دوسه روز بعد یکی یک شخصی ازم گله میکرد که آقا شما به ما گفتید فلان کار را برای ما انجام خواهید داد چرا هنوز انجام نشده .البته در خارج از اینجا .بهش گفتم آقا بنظر تو از من به من به خودم نزدیکتر کیه؟ گفت که فرض کنید پسرت، مسعود .گفتم نه آقا جان از من به خودم نزدیکتر از همه پامه. تمام روز دردکرده ورم کرده من نگاش نکردم شلوارم را وقت نکردم بالا بزنم نگاه کنم ببینم این پا چی کارش میشه ؟ هم مسائلی هست که ما ناچاریم بر مبنای الویتها بهاصطلاح اونا رو بیشتر دنبالش بریم، یا در اولویت قرارش بدیم،
آره آخرین موضوعی که دردسر برای شخص من شده برای این که باید کار کنم روش این است که روزنامة مردم، ارگان بهآصطلاح حزب توده یک مقالهیی نوشته هفتة گذشته در شمارة یکی از آخرین شمارش و در اونجا گفته که بله در آن آیام براتون ذکر میکنم عیناً روزنامه رو:
در آن ایام که آقای رجوی و یارانش مسعود، منظور آقای مسعود رجوی هست برادر و یارانش در دست رژیم جلاد شاه گرفتار بودند و هر آن احتمال صدور فرمان اعدامشان میرفت حزب تودة ایران کلیة امکانات خود را در دفاع از آنان بهکار گرفت.
اگر فعالیتی که ما در راه نجات جان آقای رجوی و یارانش کردیم منظورش همون سالهای 14 سال قبل هست ده دوازده سال 15سال قبل، برای همگان پنهان باشد برای آقای کاظم رجوی یعنی برای بنده روشنتر از روز است.
حالا ببینین این آقا این حرف رو برداشته نوشته این حرف دروغ رو اسم من رو هم آورده خودش رو هم متهم کرده به دفاع از مجاهدین در زمان شاه و روزی که در خطر اعدام بودند در زندان و به این ترتیب برای بنده تکلیف ایجاد کرده که برم بهش جواب بدم، بنویسم که آقا جان البته با مراجعة به اسناد و مدارک و دوسیه ها و آرشیو و بایگانی 14سال قبل که بدون اغراق شاید بیشتر از 100کیلو شده باشه، اعم از بریدههای روزنامهها ، اسناد و مدارک اقدامات تلگرافات، عرض کنم که فیش آدرس سازمانی که درست کرده بودیم کمیتة سوئیسی دفاع از زندانیان سیاسی، انجمن بینالمللی خانوادگان زندانیان سیاسی که کارش فقط مدت 10سال با انتشار میلیونها کاغذ و فعالیت برای نجات جان مبارزین و بهویژه مجاهدین و بهخصوص مسعود بود و بهحمدالله شکر خدا، لااقل در رابطة مسعود و بعضی از بچهها کاملاً موفقیتآمیز بود،
حالا این آقایون پیدا شدند اعم از حزب توده که به حساب خودش میخواهد بگذاره طلبکاری داره میکند بنده باید برم آرشیوها و اسناد و مدارک را بیاورم بریزم تموم دسته بندی کنم اثبات کنم که نه آقا جان ، قطاری راه افتاده بود ترن قطاری راه افتاده بود
... قطار راه افتاده بود برای اینکه عقب نمانید امدید برداشتید یک بار در روزنامه تون نوشتید چون من تمام روزنامه هفت سالشون را بررسی کردم سه چهار تا روزنامه داشتند یکی مردم یکی روزنامه دنیا و غیرو .یک بار برداشتید اونجا نوشتید که بله ما اگر چه با راه ماجراجویانه اینها مخالفیم اما مخالف این هم هستیم که اینها بدون دادگاه اعدام بشوند
....
فرض کنید یکی از کارهایی که من دارم میکنم روش خیلی انرژی میگیره نوشتن و جواب دادن به این آقایونه.
از یکطرف اینا اینجوری طلبکاری میکنن،
از یک طرف خب آقای بختیار میاد میگه نه خیر کسی که باعث نجات، نجات جان آقای مسعود رجوی و خلاصی جان ایشون شد شخص پود گورمی بود
از یکطرف حزبالله و خمینی و دار و دستهاش دارو دستة متعفنش میگن که آقا چرا ایشون اعدام نشدن ....
من فکر کردم باید به این مسائل جواب بدم بخصوص که اسم منم برده
بالنتیجه خوب این وقت ما رو میگیره، گرفتن وقت انرژی گذاشتن برای نوشتن و سرجمع کردن اسناد و مدارک و نوشتن همچین جوابی باعث میشه که از کارهای اساسی از کارهای فوری دیگرمون که گفتم مسألة پناهندگی، مسألة زندگی مسألة بیماری و و و هزارتا کارهایی که یک جنبش مقاومت خواهی نخواهی داره و بهشکرانة وجود رهبری مقاومت در خارج از کشور بهخوبی پیش میره، در لا بهاصطلاح گیر و دار این کارهای جنبی و بهاصطلاح کارهایی که دارای اولویت نیستند، ما هم وقتمون گرفته بشه.
اینهاست یک شمه از کارهایی که من شخصا ً دارم میکنم و مثل همة دیگران همونطور که گفتم، مسألهمون مسألة وقته،
...مساله دیگری نیست
...اینکه راحت باشیم راحت طلبی کنیم
...کار ما کار جدیه آقا .کار مقاومت است و کار مقاومت
پیش بردن کار به معنی واقعی اینه مثل همة آدمای دیگه مثل همة بهاصطلاح خواهرها و برادرها و زنان و مردانی که توی این بهاصطلاح کورة گدازان مقاومت افتادن و من امیدوارم که همهمون از اون جمله بنده هم از این کوره سرفراز، آبدیده و سرفراز بیرون بیایم.
پروفسور ژان زیگلراستاد حقوق از سوئیس نایب رئیس کمیته مشورتی شورای حقوق بشر ملل متحد
دوست من اریک (سوتاس) از کاظم رجوی یاد کرد. کاظم رجوی اولین نمایندة شورای ملی مقاومت ایران در شورای حقوق بشر بود. وی فردی بسیار فعال در جامعة مدنی در سطح بینالمللی و در ژنو بود و بهیمن کاظم رجوی و آنهایی که جای او را پرکردند ، تماس با شورای حقوق بشر هرگز قطع نشد و سازمان ملل همیشه به شکل خارقالعاده و هوشیارانه و در جزئیات توسط شورای ملی مقاومت ایران در جریان امور قرار گرفت. از کاظم رجوی صحبت میکنم، چرا که وی در روستایی در چند ده کیلومتری اینجا بهنام «تانه» توسط آدمکشان رژیم تهران به قتل رسید. این جنایت از ماه آوریل 1989 تاکنون بدون مجازات باقی مانده و من نمیتوانم جلو چنین جمعی از مستمعین صحبت کنم بدون اینکه از تلاش و یاد این مرد کاملاً خارقالعاده تقدیر کنم که او نیز با جانش قیمت را پرداخت، او کاظم رجوی بود و این کار را برای افشای جنایات آخوندها انجام داد. از آنجایی که ما به یکدیگر بسیار نزدیک بودیم و او در همان دانشگاه من در ژنو استاد دانشگاه بود. میخواستم در این فرصت یک نکته در رابطه با کاظم بگویم: من مدتها با یکی از همکارانم در شورای ملی بنام آقای «لوبا» صحبت کردم. او مشاور حکومتی در زمینة عدالت و پلیس در ایالت «وو» بود. کاظم و خانوادهاش نیز در «تانه» در همین ایالت زندگی میکردند. من از دولت و از این وزیر دادگستری ایالت درخواست کردم حفاظت کاظم رجوی را تأمین کنند. کاظم رجوی مخالفت کرد. دولت ایالتی موافقت کرد و درخواست کرد که او به دیدار آنها برود و گفت، ما نظارت و حفاظت توسط پلیس را در «تانه» در منطقة سکونت او تأمین خواهیم کرد، ولی کاظم جواب داد: «هرگز!». من به او گفتم: «مگر دیوانه شدهیی؟ چرا نه؟ خودت میدانی که تهدیدت کردهاند»؛ او پاسخ داد: «رفقای من در هیچ جای جهان حفاظت ندارند و من هم نخواهم داشت». او به همین دلیل کشته شد. اینها ارزشهایی است که از قهرمانان سال 67 به ارث رسیده است؛ و اکنون امید جدیدی با تظاهرات چند هفته پیش دمیده شده است. این تظاهرات قطعاً ادامه خواهند داشت و بهای آن نیز برای تظاهرکنندگان، خون است. جا دارد جملهیی از «ژان ژورس» را یادآوری کنم که میگفت: «این جاده مملو از جسد است، ولی انتهای آن به عدالت میرسد». آنچه امروز در ایران رخ میدهد، بیانگر امیدی درخشان است، چرا که (و نکات مقدماتیام را با این یادآوری به پایان میرسانم)، میراث، الگو، شهادت و فداکاری زنان و مردان قهرمان سال 67 بار دیگر در نسل جوانی که امروز بپاخاسته احیا میشدند. آنها برای همان ارزشهای دموکراسی، استقلال و آزادی در ایران برخاستهاند.
از مصاحبة صدای مجاهد با دکتر کاظم 22آذر1364
- باید با کمال صمیمیت و فروتنی عرض کنم که این قطعنامه ثمره فعالیتهای مداوم آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت مردم ایران و نتیجه مجاهدتها و خون شهدای خلق و رنج و شکنج زندانیان و اسرای مقاومت و بالاخره حاصل فعالیتهای افشاگرانه و خستگی ناپذیر نیروهای مقاومت و انجمنهای دانشجویان مسلمان در سرتاسر دنیا و از آن جمله آمریکاست والا می دونید من که ادعای مجاهد بودن نداشته و ندارم و چنین افتخاری را هم ندارم که در نتیجه نقش مهمی در این رابطه و سایر روابط داشته باشم برای اینکه تصور نکنیم که این حرفها تعارفه اجازه بدید دربارة سابقة امر یک توضیحاتی بدم از فردای ورود آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت در ماه ژوئیه 1981به اروپا به دستور و تحت نظر ایشان فعالیتهای پیگیر گسترده و همه جانبهای در سطح جهانی برای افشای جنایات و تخلفات رژیم خمینی در رابطه با کلیه سازمانهای بین المللی و از آنجمله سیستم ملل متحد و مراجع مختلف آن شروع شد خوب به خاطرم میاد که 4 سال پیش اولین نامه ها و پیامهای رهبر مقاومت عادلانه مردم ما آقای مسعود رجوی در رابطه با نقض شدید حقوق بشر وسیله رژیم خمینی در صدها نسخه به زبانهای سازمان ملل متحد بین اعضا و ناظرین کمیته حقوق بشر و مطبوعات در نشست سپتامبر 1981 کمیته مذکور در ژنو توزیع شد متعاقباً این پیامها به انضمام اسناد و مدارک مختلف در زمینه رفتار ضدبشری دژخیم جماران و شرکای او با مردم میهن ما مرتباً به مراجع مختلف سیستم ملل متحد از جمله کمیسیون حقوق بشر ملل متحد- کمیسیون فرعی حقوق بشر و یا کمیسیون مبارزه با تبعیض سازمان ملل - کمیته حقوق بشر ملل متحد - گروه کار و تحقیق سازمان ملل در مورد غائبین مفقودالاثر که در مورد آدم ربایی تحقیق می کنه سازمان بین المللی کار و غیره و غیره و همچنین سازمانهای غیر دولتی ناظر بر سیستم ملل متحد مثل عفو بین الملل - صلیب سرخ جهانی - فدراسیون بین المللی حقوق بشر تسلیم شدند خلاصه کنم طی 4 سال اخیر هر ساله چندین پیام مستند آقای مسعود رجوی در دهها هزار نسخه و به زبانهای مختلف به سیستم ملل متحد و سازمانهای وابسته به اون رسیده بدون کمترین اغراق سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران طی چهارسال اخیر از آن جمله در زمینه افشای رژیم خمینی و برملا کردن جنایات او فعالیت بی نظیر و بی سابقه ای در سطح جهان انجام داده اند بعنوان مثال لیست شهدای مقاومت که سازمان مجاهدین هرساله اون رو منتشر می کنه در بین جنبشهای مقاومت و درسطح جهان نمونه کاری بی سابقه و بی نظیر تلقی شده و زبانزد همه محافل بینالمللی به لحاظ نحوه کار و قدرت سازماندهی یک جنبش مقاومت هست و این مساله را دهها بار نماینده های سازمانها و جنبشهای مقاومت و دیگران كه مي ديدند به شخص خود من یادآوری کردند و در نتیجه کل این اقدامات میخوام بگم و فعالیتهاست که به آنها اشاره کردم بود که طی 5 سال اخیر یعنی از سال 1981 تا حالا مراجع مختلف ملل متحد هرساله طی قطعنامه های رژیم خمینی را محکوم کردند
مصاحبة رادیو صدای مجاهد با دکتر کاظم رجوی پس از تصویب قطعنامة کمیتة سوم مجمع عمومی ملل متحد
بهخاطر نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی در 12آذر1367 پس از قتل عام زندانیان سیاسی
دکتر کاظم : در طی تلگرافات متعدد مسئول شورای ملی مقاومت به دبیرکل سازمان ملل، بیش ازابتدا ۱۷۰ نفر از اعضای مجلس نمایندگان طوماری امضا کردند و دادند به دبیرکل برای جلوگیری از این کار ،متعاقبا مشخصا ۲۳۰نفر از اعضای کنگره آمریکا قطعنامه ای تصویب کردند و نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کردند . لیست کسانی که اخیر اعدام شده اند در صدها نسخه در بین اعضای هیات نمایندگی سازمان ملل و سازمان های ناظر توزیع شد و بیش از صد ملاقات حضوری با روسای هیات های نمایندگی صد کشور جهان طی همین ماه گذشته در نیویورک انجام گرفت .
بسیاری از این قطعنامه های باصطلاح اعضای مجلس نمایندگان امریکا و کنگره امریکا و بیش از هزار و هشتصد نفر از شخصیت های بین المللی که به تقاضای مسئول شورای ملی مقاومت نقض حقوق بشر را در ایران شدیدا محکوم کرده بودند در مطبوعات مهم بین المللی و بویژه در کشورهایی که این کشورها در زمینه حقوق بشر فعال هستند منتشر شد از جمله در روزنامه نیویورک تایمز که بزرگترین روزنامه امریکا هست روزنامه لاتریبون که یک روزنامه بین المللی هست که در چندین کشور دنیا در سراسر دنیا هر روزه چاپ و منتشر میشه و روزنامه لوموند و در سایر کشورها
ارسال بیش از ۵۰نوع اطلاعیه ها کتابچه های مربوط به نقض حقوق بشر در زندانهای خمینی اعدام ها انواع شکنجه ها و چیزهایی اسنادی از این قبیل که سازمان ملل هزاران نسخه از آنها ارسال شد و همچنین به مطبوعات بین المللی .
قطعنامه پارلمان اروپا که ده دوازده روز قبل تصویب شد و نقض شدید حقوق بشر را بشدت محکوم کرد
تظاهرات بسیار وسیعی که در پانزده کشور دنیا انجام شد در رابطه با نقض حقوق بشر و قطعنامه هایی که صادر کردند و به سازمان ملل فرستاده شد .
تماس های بسیار زیادی با شخصیت های بین المللی علمی سیاسی سندیکایی پارلمانی بیش از ۲۵کشور دنیا تلگرافاتی که آنها به سازمان ملل و به دبیرکل زدند در مورد تایید تقاضای رهبر مقاومت ایران و اینها خلاصه شمه ای بود از اقداماتی که در رابطه با این کار شده
لیستگذاری قاتلان شهید بزرگ حقوق بشر توسط آمریکا اول شهریور 1399
بیانیه مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا لیست گذاری برای نقض حقوق بشر
21 اوت 2020 -31مرداد99
رژیم ایران برای گسترش حاکمیت تروریسم در خارج از مرزهای خود ، ترور و تروریسم در خارج از کشور را انجام می دهد.
اقدام امروز، شامل محدودیت های ویزا برای 13 مقام رژیم ایران است که درگیر یک ترور وحشیانه و از پیش برنامه ریزی شده پیچیده در سال 1990 در سوئیس به عنوان بخشی از اقدامات تروریستی رژیم ایران در سراسر جهان است.
این 13 قاتل ،در پوش دیپلمات های رژیم ایران ، بر اساس دستورات بالاترین مقامات دولتشان برای ساکت کردن اپوزیسیون و نشان دادن این عمل میکردند که هیچ کس، صرفنظر از اینکه در کجا زندگی کند، از گزند رژیم ایران در امان نیست.
..............................
ایالات متحده چشم انتظار روزی است که عاملان نقض بی شمار حقوق بشر در ایران با عدالت واقعی روبرو شوند و ابراز امیدواری می کند که این اقدامات باعث آرامش و اطمینان خاطر بستگان و دوستان کسانی شود که در خشونت و ظلم رژیم ایران در داخل و خارج از کشور ناپدید شده اند.
منبع :بیانیه مایک پمپئو در مورد لیست گذاری برای نقض حقوق بشر 21اوت 2020-31مرداد99
حکم دادگاه فدرال سوئیس در مورد مفتوح ماندن پروندة ترور دکتر کاظم رجوی و ارجاع پرونده به دادستانی کنفدراسیون سوئیس برای رسیدگی مجدد بر اساس نسلکشی و جنایت علیه بشریت
شاکی اعلام کرده است که اعمال ارتکابی توسط متهمین مصداق نسلکشی و جنایت علیه بشریت میباشد
دکتر صالح رجوی معتقد است که اعدام برادرش در ارتباط با قتل عام سی هزار زندانی سیاسی بوده
که در ایران در نیمه دوم سال 1988 با فتوای صادره از خمینی انجام شده است
از عوامل ثابت شده در جریان تحقیقات نتیجه می شود اعدام کاظم رجوی نمایندة شورای ملی مقاومت ایران
که از پیش تصمیم گیری شده می تواند جرم نسل کشی و یا جنایت علیه بشریت باشد
از آنجا که نسلکشی و جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمیشوند این دو موضوع می توانند بدون مهلت زمانی تحت تعقیب قرار گیرند در نتیجه دادستانی کنفدراسیون باید رسیدگی به این پرونده را به عهده بگیرد
سرانجام پس از 15 ماه کارزار حقوقی استینافخواهی مقاومت ایران در پرونده ترور دکتر کاظم رجوی پذیرفته شد. دادگاه فدرال سوئیس طی حکمی پرونده ترور را که مقرر شده بود پس از 30 سال مشمول مرور زمان شناخته و بسته شود، مفتوح نگه داشت و برای رسیدگی مجدد بر اساس نسلکشی و جنایت علیه بشریت به دادستان کنفدراسیون سوئیس ارجاع داد.
در سال 2020 و همچنین در سال 2021 در دو نوبت، قرار بستن پرونده ترور دکتر کاظم رجوی صادر شد. اما خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت قویاً اعتراض کرد و خواهان رسیدگی مجدد به این پرونده در چارچوب نسلکشی و جنایت علیه بشریت گردید
رئیس جمهور برگزیده مقاومت همان زمان گفت :
مقاومت ایران با تمام توان توطئههای زنجیرهیی دوران پایانی حکومت آخوندی را درهم میشکند. در پرونده 17 ژوئن نیز رژیم با ردیف کردن یک دوجین بریده مزدور و احسان نراقی تحت عنوان جامعهشناس و پژوهشگر و همچنین شوالریاس تحت عنوان محقق وخبرنگار و چندین خانواده و مادر پیر و به اصطلاح دلتنگ عمل میکرد و آنها ابزار کار رژیم برای سر بریدن مقاومت بودند. طرف جنگ برای مقاومت ایران، رژیم ولایت فقیه در تمامیت آن بهویژه گشتاپوی دینی و قضاییة جلادان و وزارت دیپلوماتتروریستهاست
بدنبال موضعگیری خانم رجوی، برجستهترین وکلا و حقوقدانان در یک کارزار حقوقی که 15 ماه به درازا کشید، به کار پرداختند
-کمیته بین المللی در جستجوی عدالت با حمایت 4هزار پارلمانتر در اروپا و آمریکا به تصمیم بستن پرونده ترور دکتر کاظم رجوی قویاً اعتراض کرد و آنرا توهین به عدالت، لگدمال کردن ارزشهای دمکراتیک و حقوق بشری و ناشی از یک زد و بند سیاسی و مشوق فاشیسم دینی حاکم بر ایران به ترورهای بیشتر دانست
- کمیته بریتانیایی برای یک ایران آزاد با اعتراض به بستن پرونده اعلام کرد قاتلان باید بدون هیچ ارفاقی محاکمه شوند
-جولیو ترتزی وزیر خارجه سابق ایتالیا گفت بستن پرونده توجیه جنایت علیه بشریت است
سرانجام استیناف مقاومت ایران در دادگاه فدرال پذیرفته شد و دادگاه فدرال سوئیس طی حکمی به تاریخ 23 سپتامبر 2021 تصمیم ممانعت از تحقیق بر اساس نسلکشی و جنایت علیه بشریت را باطل اعلام کرد و با ارجاع پرونده به دادستانی کنفدراسیون سوئیس دستور تحقیقات مجدد را صادر کرد .
در حکم دادگاه فدرال سوئیس ابتدا پیشینة پرونده ترور دکتر کاظم رجوی مورد بررسی قرار گرفته و آمده است
فاکتهای در دست بررسی می توانند حاکی از جرم نسل کشی و/ یا جنایت علیه بشریت باشند، امری که دادستان کنفدراسیون بنظر نمی آید اعتراضی نسبت به آن داشته باشد.
در سایه ملاحظات قبلی، ولو با استناد به اصل برائت، قتل انجام شده در نوع خود، می تواند با قصد نسل کشی یا شروع جنایت علیه بشریت صورت گرفته باشد. از آنجا که این دو موضوع در اول ژانویه 1983 و اول ژانویه 2011 مشمول مرور زمان نمیشدهاند میتوانند بدون مهلت زمانی تحت تعقیب قرار گیرند.
در نتیجه مقتضی است که دادستانی کنفدراسیون رسیدگی به این پرونده را بعهده بگیرد.
استیناف خواهی علیه تصمیم خودداری از گسترش [جرم به نسل کشی و جنایت علیه بشریت] صائب بوده و باید مورد قبول واقع شود. هزینه های دادگاه از صندوق دولت تأمین خواهد شد. پیش پرداخت شاکی نیز باید به او برگردانده شود.
بر اساس این ادله، دادگاه شکایات اعلام می کند:
-فرجام پذیرفته است.
-حکم رد تعمیم تعریف قضایی [ به نسل کشی و جنایت] در 28 آوریل 2021 لغو می شود.
-موضوع به دادستان کنفدراسیون عودت داده می شود.