زنان در طول تاريخ نقشي برجسته در رهبري مردم خود به جانب آزادي و پيشرفت ايفا كرده اند
اين مخالف ديرپاي ايراني در گفتگو با روزنامه الزمان گفت كه سياست قرون وسطايي ديكتاتوري بر ايران حاكم است. وي تاكيد كرد كه روحاني كه رئيس جمهور اين رژيم از سال گذشته شده است يكي از مسئولان امنيتي است كه بيشترين فعاليت را در مرحله قبل داشته در اين رژيم در زمينه سركوب و تروريسم وجنگ افروزي داشته است. وي افزود كه او به هيچ وجه به تغيير يا تخفيف دادن در سياست اعدام و شكنجه و صدور تروريسم و بنيادگرايي به منطقه نزديك نشده است. كما اينكه از زمان انتخاب شدنش، هزار تن در ايران اعدام شده اند و اين يك ركورد در مقايسه با سالهاي قبل است، او به صراحت از دخالتهاي تروريستي وجنايتكارانه رژيم در سوريه وعراق دفاع ميكند و اين اعدامهاي گسترده را اجراي قانون مي داند. وي گفت صرف نظر از ماهيت اين شخص وموضع او، مهم ترين چيزي كه بايد درك شود ماهيت ضد تاريخي و واپسگرا اين رژيم است كه به هيچ وجه ظرفيت اصلاح ندارد. او توضيح داد كه بر اساس قانون اساسي ولايت فقيه، رهبر اين رژيم از اختيارات بي حد وحصري برخوردارست، از جمله فرماندهي كل نيروهاي مسلح و انتخاب رئيس قوه قضاييه و رئيس اداره راديو و تلويزيون و تعيين اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي ( كه آنها به نوبه خود مصوبات مجلس و صلاحيت عزل و بركناري رئيس جمهور و اختيارات بسيار ديگري ( ماده 110) را دارد. وي گفت بند 11 قانون اساسي تصريح ميكند كه دولت ملتزم است «وحدت سياسي اقتصادي وفرهنگي جهان اسلام» را بوجود آورد و اين چيزي نيست جز صدور بنيادگرايي و تروريسمي كه رژيم در حال حاضر با تمام قوا به آن مشغول است.
زنان در طول تاريخ نقشي برجسته در رهبري مردم خود به جانب آزادي و پيشرفت ايفا كرده اند ، و اگر تاريخ نام بينظير بوتو در پاكستان و خانم تاچر در انگليسي را بخاطر خواهد سپرد، خانم مريم رجوي نيز يكي از اين زنان است كه تاريخ سازند، چرا كه اين بانوي صاحب اراده پولادين و ايماني كه نسبت به آرمان خلق اش دچار لرزه اي نمي شود، توانسته است خلق ايران و مقاومت ايران در رويارويي با ديكتاتوري فاشيستي رژيم آخوندي در ايران، رهبري كند، ديكتاتوري اي كه خود را زير پرده دين پنهان كرده تا بتواند اراده خلق ايران را در هم بشكند و نقشه هاي توسعه طلبانه اش را در منطقه به اجرا در آورد..
اهميت حكم اخير دادگاه فرانسه در منع تعقيب از مجاهدين و شوراي ملي مقاومت و تاثير اين حكم در عمل مقاومت در داخل وخارج چيست؟
اين حكم اثبات كننده مشروعيت مقاومت مردم ايران براي سرنگوني رژيم و همچنين شكست بزرگي براي حكومت ولايت فقيه است.
اين حكم، نقطة پايان پرونده و تحقيقاتي است كه نزديك به 14 سال پيش عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت، بر اساس خواست ملاهاي ايران و در نتيجه يك معامله كثيف ميان دولت وقت فرانسه با رژيم ايران گشوده شد.
سردبير سابق نشريه ژورنال ديمانش چاپ پاريس، كلود موريس، فاش ميكند كه شخصاً در ملاقات دوويلپن وزير خارجه پيشين فرانسه و كمال خرازي وزير خارجه پيشين ملاها در سال 2003 در تهران بوده و شاهد بوده كه دو طرف در مورد حمله پليس فرانسه به دفاتر شوراي ملي مقاومت در حومه پاريس به توافق ميرسند. حمله اي كه با 1300 پليس با سر و صداي زياد، در 17 ژوئن 2003 صورت گرفت.
در آن زمان فرانسه كه بدليل اشغال عراق توسط آمريكا بازار خود را در عراق از دست داده بود، براي جبران به ايران چشم دوخته بود و به اين منظور بايد مقاومت ما قرباني و متلاشي ميشد تا رضايت ملايان فاشيست بدست بيايد. اما پايداري اعضاي مقاومت و حمايت هموطنان ايراني و پارلمانترها و شخصيتهاي فرانسوي و اروپايي، اين طرح را با شكست مواجه كرد.
با اينكه هيچ چيز غير قانوني از دفاتر و مراكز مقاومت ما بدست نياوردند، اما ملاها براي تحت فشار قرار دادن مقاومت ايران، تلاش كردند پرونده قضايي عليه مقاومت را با پرونده سازي زنده نگهدارند. آنها با مخارج بسيار و به كار گيري جمله شوراي عالي امنيت، وزارت خارجه و قوه قضاييه و بسيج مأموران و شبكههاي اطلاعاتي و ديپلماتيك خود انواع اتهامهاي دروغ را وارد اين پرونده ميكردند. ولي نبرد حقوقي و سياسي جنبش ما سرانجام اين پروندهسازي را در هم شكست.
ابتدا در سال 2011 قضايي فرانسه حكم داد كه نه مجاهدين و نه شوراي ملي مقاومت و نه ارتش آزاديبخش در راستاي سرنگوني رژيم ايران مرتكب تروريسم نشده اند. سپس در سال 2014 در حكم ديگري هر گونه افترائات مالي عليه مقاومت ايران را بياعتبار كرد.
قضاييه فرانسه تأكيد كرد:« صفت تروريسم در اين پرونده بايد به كنار گذاشته شود ... مجاهدين از شيوه هايي كه ماهيت تروريستي دارد استفاده نكرده اند....
در اين پرونده، سندي دال بر اقدام مسلحانه يي كه غير نظاميان را عمدا هدف قرار داده باشد وجود ندارد
در شهرهاي ايران، هدفها بطور سيستماتيك نهادهاي سركوبگر امنيتي و انتظامي و نظامي و حكومتي بوده و عمليات در پاسخ به سركوب و شكنجه و هزاران اعدام و جنايتهاي رژيم ايران، انجام ميشده است...».
دولت فرانسه با اختصاص دادن انبوهي وقت و انرژي به اين پرونده ساختگي، عملا ظرفيتهاي خود را به جاي مبارزه با بنيادگرايي و تروريسم به مقابله با آنتي تز بنيادگرايي و آلترناتيو رژيم ولايت فقيه دست زدند. و اين ضربهيي بود به مردم منطقه و همه جهان. اين عينا همان وضعيتي است كه در آمريكا و انگليس و اتحاديه اروپا و كانادا افتاد كه سالها ظرفيتهايي كه مي توانست به مبارزه با تروريسم اختصاص يابد با زدن برچسب تروريستي به مقاومت ايران هدر رفت.
تغيير در سياستها
آيا تغييري در سياستهاي حكومت ايران پس از روي كار آمدن رئيس جمهور جديد حسن روحاني كه برخي او را جزء كبوترها محسوب ميكنند، ايجاد شده است؟
خير، تغييري در سياستهاي اين رژيم بوجود نيامده و اين انتظار كه در سياستهاي استبداد قرون وسطايي حاكم تغييري ايجاد شود، بيهوده است.
روحاني كه سال گذشته رئيس جمهور رژيم شد، يك چهره امنيتي است و بيشتر فعاليتاش در اين حكومت در امور سركوب، تروريسم و جنگافروزي بوده است. به مدت ربع قرن او نماينده خامنهاي در شوراي عالي امنيت بوده است. بنابراين تا آن جا كه به او برميگردد، هرگز به تغيير يا هرگونه كاهشي در سياست اعدام و شكنجه و صدور تروريزم و بنيادگرايي به منطقه نزديك نميشود. كما اين كه از هنگام انتخاب او تا كنون هزار نفر در ايران اعدام شدهاند كه بيشتر از سالهاي گذشته است. او صريحاً از دخالتهاي تروريستي و جنايتكارانه رژيم در سوريه و عراق دفاع ميكند و اعدامهاي گسترده را حكم قانون مي داند
اما صرفنظر از ماهيت و مواضع اين شخص، آن چه اهميت اساسي دارد، ماهيت ضدتاريخي و پسافتاده كل رژيم است كه ظرفيت هيچ گونه رفرمي را ندارد.
برطبق قانون اساسي ولايت فقيه، سردمدار رژيم از اختيارات نامحدود برخوردار است. از جمله فرماندهي كل قوا، انتصاب رئيس قضاييه و رئيس راديو تلويزيون، انتصاب اعضاي شوراي نگهبان( كه آنها به نوبه خود تصويب قوانين مجلس را برعهده دارند)، اختيار عزل رئيس جمهور و بسياري اختيارات ديگر.(اصل110)
اين قانون دولت را موظف به تحقق بخشيدن به« وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام» كرده است.(اصل 11) كه هيچ معنايي جز صدور بنيادگرايي مذهبي و تروريسم كه هم اكنون رژيم با تمام قوا به آن مشغول است ندارد.
سپاه پاسداران ارتش ايدئولوژيك و ستون فقرات ولايت فقيه است و بر طبق قانون اساسي « نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن» را برعهده دارد.(اصل 150)
و در مورد متعدد خود همين قانون، تبعيض ديني را نهادينه كرده است.
روح قانون اساسي ملاها كه اصول مورد اشاره نمودهايي از آن است، ولايت فقيه يا حاكميت تحميلي «آخوند» بر سرنوشت يك ملت است. اين ولايت از يك طرف حاكي از يك استبداد افسارگسيخته است از طرف ديگر بيان ضعف و پوسيدگي است. يعني اگر در قدرت مطلقه ولايت فقيه، يا در سياست شكنجه و اعدام روزانه يا در سياست صدور بنيادگرايي يا نقش سپاه پاسداران يا انواع تبعيضها كمترين تغييري بدهد، چنان شكافهايي در سراپاي حكومت ايجاد ميشود كه به نابودي آن منجر ميشود.
پس از سركوب قيام دانشجويان و مردم كه در زمان رئيس جمهور سابق احمدي نژاد صورت گرفت آيا اين ، به معناي خاموش شدن صداي اپوزيسيون است؟ آيا شما در انتظار قيامهاي ديگري هستيد؟
جامعة ايران لبريز از نارضايتي است. اين نارضايتي عوامل بيشماري دارد: حاكميت يك رژيم ارتجاعي و مطلقه كه با اعتقادات، فرهنگ و خواستها و آمال مردم در تعارض است، اعدام 120 هزار مخالف سياسي(كه 90 درصد آنها اعضاي مقاومت ايراناند) از جمله قتل عام سي هزار زنداني سياسي در سال 1988، اعمال سركوب و كنترل دائمي و خفهكننده در تمام بخشهاي جامعه، تبعيض و تحقير هموطنان اهل سنت و نيز پيروان ساير اديان و مليتهاي مختلف ايران (كردها، عربها، بلوچها، تركمنها، آذريها و ...) و بالاخره فقر و محروميت و گراني و بيكاري بسيار شديد تحت تأثير سرازير كردن عمده درآمد ايران به تنور جنگ سوريه و عراق و ماشين سركوب.
در يك كلام جامعه ايران يك وضعيت انفجاري دارد و به همين دليل ملاها سازمان دهي سپاه پاسد اران با مأموريت مقابله با قيامهاي مردم هر استان تنظيم كردهاند.
يكي از دلائل وحشت ملاها از مجاهدين، نقش آنها در برانگيختن قيامهاست.
در خلال قيامهاي 2009، دادستان وقت تهران در گزارش رسمي خود به مجلس كه در مطبوعات منتشر شد تأكيد ميكرد كه «مجاهدين به صورت سازمان يافته و حساب شده در اين حوادث و تشديد آن نقش داشتهاند».
كليه افرادي كه بدليل آن اعترضات سال 2009 اعدام شدند از هواداران مجاهدين بودند. اتهام آنها سازماندهي آن تظاهرات بود. در همان موقع ملا علمالهدي، عضو خبرگان و نماينده خامنهاي در مشهد در اجتماعي در تهران گفت: اين مجاهدين بودند كه اغتشاشها را فرماندهي كردند.
شوراي ملي مقاومت چه نهادي است و چه نقشي دارد؟
شوراي ملي مقاومت يك ائتلاف ديرپا از سازمانها و شخصيتهاي دمكراتيكي است كه خواهان سرنگوني رژيم هستند و سازمان مجاهدين خلق ايران يك عضو آن است. اين شورا به مثابه پارلمان در تبعيد مقاومت از نمايندگان اقوام و مذاهب مختلف جامعه ايران، همچنين از گروهها و سازمانهايي با گرايشهاي سياسي و عقيدتي گوناگون تشكيل شده كه همگي در سرنگوني رژيم ولايت فقيه و برقراري آزادي و دمكراسي مشتركاند.
شوراي ملي مقاومت از سال 1981 تأسيس شده. و تاكنون طرحها و مصوبات راهگشايي در مورد مسائل اساسي مبارزه كنوني و دمكراسي، كثرت گرايي، حقوق بشر و برابري زنان براي ايران آزاد فردا ارائه كرده است.
آخرين وضعيت در محل استقرار اعضاي مجاهدين در كمپ ليبرتي چگونه است؟ آيا از فشارها عليه رژيم كاسته نشده؟
اعضاي مجاهدين، يعني مهمترين نيروي مخالف رژيم، از سال 2012 از كمپ اشرف در استان ديالي به زندان ليبرتي منتقل شدند.
آنها به مدت ربع قرن اشرف را از يك بيابان لم يزرع به شهر پيشرفتهيي با زيرساختها و تأسيسات مدني، آموزشي، تبديل كردند. در اين مكان اعضاي مجاهدين روابطي بر اساس آزادي و دمكراسي و برابري ميان خود شكل دادند.
آن جا در واقع شهر آزادي بود و الگويي براي زنان و جوانان ايران. به نحوي كه از اشرف براي مبارزه عليه ملاها الهام ميگرفتند.
انتقال مجاهدين از اشرف به ليبرتي، يك جابه جايي اجباري و يك بي خانمانسازي تحميلي بود كه دولت عراق بر اساس سفارش خامنهاي آن را به اجرا گذاشت و از همراهي و همسويي ملل متحد و دولت آمريكا و اتحاديه اروپا برخوردار شد. دولتهاي غرب حمايت از اين طرح با اين بهانه فريبكارانه توجيه ميكردند كه مجاهدين به يك كمپ ترانزيت موقت منتقل ميشوند تا سپس به كشورهاي ديگر انتقال يابند. در حاليكه پس از گذشته سه سال تنها 10 در صد آنها به كشور ثالث منتقل شده اند
رژيم ايران
دولت مالكي بنا به دستورات رژيم ايران محاصره ضدانساني سختي عليه اين كمپ برقرار كرده بود كه هنوز هم ادامه دارد. از جمله دسترسي آزادانه ساكنان كمپ به پزشك و بيمارستان را سلب كرده بود. بر اثر اين محاصره تاكنون21 نفر از بيماران كه امكان درمان آنها وجود داشت، جان سپردهاند. در هشت سال اخير دولت عراق با اجراي طرحهاي ملاهاي ايران 27 بار به اشرف و ليبرتي حمله كردهاند. اين شامل شش قتل عام است كه شهيدان و مجروحان بسياري برجا گذاشت.
من از ملت مصر كه ملت دوست و برادر ملت ايران هستند و از دولت اين كشور ميخواهم كه از حقوق پايمال شده خواهران و برادرانشان در كمپ ليبرتي حمايت كنند و از دولت عراق بخواهند كه به محاصره ظالمانه اين كمپ پايان دهد و ملل متحد اين محل را به عنوان يك كمپ پناهندگي به رسميت بشناسد. به خصوص كه ساكنان آن پناهندگاني هستند كه حفاظت شده در چارچوب كنوانسيون چهار ژنو نيز مي باشند.
اعضاي جنبش شما در اشرف و سپس در ليبرتي بيش از 11 سال است در محاصره و زير فشار انواع محدوديتها و حملهها و كشتارها هستند. رژيم ايران بارها براي نابودي تشكيلات سازمان شما اقدام كرده. دولت آمريكا و ساير دولت هاي غرب با پروندهسازي و ليست گذاري سعي كردهاند اين جنبش را از كار بيندازند. و در داخل ايران هر كس از مجاهدين حمايت كند به مجازات سنگين و حتي اعدام محكوم ميشود. چه عاملي باعث شده كه با وجود همه اين فشارها، مقاومت ايران پابرجا ماند و همچنان نيروي اصلي اپوزيسيون ايران باشد؟
بله اين درست است كه رژيم ولايت فقيه بي وقفه در حال توطئه و حمله و شيطان سازي براي نابودي اين جنبش است، اما مجاهدين با پايداري و فداكاري خود خود توانستهاند اين فشارها را خنثي كنند و يك جنبش رويان و متحد و قدرتمند داشته باشند كه بر مهمترين تحولات ايران اثرگذار است و ملاها هميشه آن را تهديد اصلي خود ميبينند. اعضاي اين جنبش براي رسيدن به مقصد آزادي ايران از همه چيز خود گذشتهاند دو شعار اصلي اعضاي اين جنبش فدا و صداقت است
عوامل اين پايداري، قبل از هر چيز حمايت مردم ايران است. خواست نيرومندي در جامعه ايران براي دستيابي به آزادي و سرنگوني رژيم ولايت فقيه وجود دارد و اين خواست در اين مقاومت تبلور يافته.
هموطنان ما با پذيرش ريسكهاي بسيار اين جنبش را از نظر مالي تأمين ميكنند. شبكههاي مقاومت در داخل ايران و تشكيلات هواداران جنبش در خارج ايران تحت تأثير همين حمايت مردمي گسترش پيدا ميكنند يا ضربات دشمن را بازسازي ميكنند.
عامل ديگر تشكيلات نيرومند اين مقاومت است. اعضاي اين مقاومت آموختهاند كه با روابط انساني پيشرفته و با همبستگي پرشوري در ميان خود، روابط متحد و يگانهيي برقرار كنند كه در برابر فشارهاي دشمن دوام بياورد.
عامل ديگر مرزبندي خدشه ناپذير با رژيم ملاها و هدف قرار دادن سرنگوني اين رژيم با همه دستهبنديهاي آن است. آزادي ايران از نظام ولايت فقيه و استقرار دمكراسي در ايران براي جنبش ما يك آرمان خدشه ناپذير است. در غير اين صورت جنبش ما در مقابل اين رژيم آسيبپذير ميشد و به سرعت راه زوال را طي ميكرد.
رهبر مقاومت، مسعود رجوي گفته است: بدون آزادي و احترام به اختيار و انتخاب انساني، دم زدن از خدا و اسلام بيهوده است. در انسان شناسي اسلام و قرآن مهمترين خصيصة انسان كه او را از ساير موجودات جدا ميسازد، آزادي اوست. و بر همين اساس مي تواند مسئوليت بپذيرد.
اين پيامي است كه ما از اسلام حقيقي و اصيل گرفتيم. اسلامي كه به آزادي انسان بيشترين ارزش را قائل است. ما
با پايبندي به پيامها و ارزشهاي اساسي اسلام، ما به برابري زن و مرد معتقديم و اين آرمان را در مبارزه و عمل جنبشمان محقق كردهايم. برابري زنان آزاد كننده انرژي عظيمي است كه قرنها به بند كشيده شده بود و اكنون چه در شكست بنيادگرايان و چه در ساختن بناي دمكراتيك جامعه يك نيروي تعيين كننده است.
اين اعتقادي است كه آنتي تز مؤثر و قدرتمند بنيادگرايي است و كليد رهايي را در دست دارد.
حقوق خلق
موضع شما در قبال اقليت هاي به حاشيه رانده شده و تحت ستم در داخل ايران مانند عربهاي اهواز چيست؟ آيا براي مقابله با خشونت رژيم ايران، با آنها هماهنگي ميكنيد؟
ما مبارزه هموطنان عربمان براي استيفاي حقوق مردم عرب را ارج مينهيم و بر لزوم پيوند آن با مبارزه مردم سراسر كشور براي سرنگوني رژيم ولايت فقيه تأكيد داريم. ما قويا سركوب آنان را محكوم ميكنيم و در سطح داخلي و بين المللي افشا ميكنيم.
شوراي ملي مقاومت از آغاز بر «رفع ستم مضاعف از همه شاخهها و تنوعات ملي ايران و تأمين جميع حقوق و آزاديهاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي براي آنها در چارچوب وحدت، حاكميت و يكپارچگي تجزيه ناپذير كشور» تأكيد كرده است. بايد استفاده از زبان عربي و ترويج آن براي هموطنان عرب به رسميت شناخته شود. كما اين كه زبان بلوچي، كردي، تركي، و .. براي هموطناني كه زبان مادريشان همينهاست.
بايد خاطرنشان كنم كه شماري از اعضا و مسئولان مقاومت چه در سازمان مجاهدين و چه در شوراي ملي مقاومت ما از فرزندان مردم عرب هستند.
جنبش ما همان قدر تهراني است كه كرد و ترك و بلوچ و تركمن و عرب است. شمار زيادي از اعضا و مسئولان ما از جمله بنيانگذار مجاهدين از همين مليتها بوده و هستند.
آيا خودداري رژيم ايران از شركت در حمايت در جنگ عليه داعش برخاسته از رابطه ايران با اين جريان و حمايت اش از آن است؟
مهم اين است كه ببينيم منشا مشكل در كجاست. من فكر ميكنم امروز هيچ ترديدي وجود ندارد كه اگر صدور تروريسم و بنيادگرايي و اشاعه اين پديده شوم توسط رژيم و تلاشش براي سلطه بر جهان اسلام و عرب نبود ما امروز با چنين پديده اي مواجه نبوديم به وضعيت سوريه نگاه كنيد: اگر از شروع قيامهاي ملت سوريه عليه ديكتاتوري اسد، سپاه پاسداران با تمام قوا به سركوب و كشتار و نسل كشي در اين كشور دست نزده بود، از مدتها پيش رژيم اسد سقوط كرده و شرائطي كه در آن گروه داعش شكل گرفت، بوجود نميآمد.
در عراق نيز اگر رژيم ولايت فقيه پس از خروج آمريكا از اين كشور، آن را اشغال نكرده بود، و به وسيله دولت دست نشانده خود يعني دولت مالكي اين همه سركوب نمي كرد و بخش عظيمي از مردم عراق را به حاشيه نميراند، زمينهيي براي رشد داعش فراهم نميشد.
در نتيجه، اين گروه زاييده شرائطي است كه رژيم ولايت فقيه ايجاد كرده است. به همين دليل راه حل ريشهيي در برابر آن نيز خلع يد از ملاها از همه اين كشورهاست و انتظار اينكه اين رژيم در جنگ عليه اين پديده شركت فعال داشته باشد، بيهوده است در فارسي ما ضرب المثلي داريم كه ميگويد چاقو دسته خود را نمي برد.
درست به عكس ملاها از تشكيل ائتلاف بينالمللي و مبادرت آنها به عمل نظامي در سوريه و عراق عميقاً بيمناكاند.
خامنهاي سردمدار اين رژيم در 15 سپتامبر گذشته با تشكيل ائتلاف بينالمللي و مقابله با داعش به شدت مخالفت كرد. قاسم سليماني فرمانده نيروي تروريستي قدس نيز به شبه نظاميان عراقي گفته است: «دشمن مشترك ما آمريكا و ائتلاف است و نبايد از آن منحرف شويم».
اين مخالفتها بي سبب نيست. به عنوان مثال پس از شروع بمبارانها بود كه نوري مالكي كه رژيم ايران 8 سال بر روي او سرمايه گذاري كرده بود ناچار به كنارهگيري از نخستوزيري شد. در حالي كه ملاهاي تهران تا آخرين دقيقه بر حفظ او اصرار ميكردند.
مطابق گزارشها از درون رژيم حالا ملاها در مباحث دروني خود اين نگراني را ابراز ميكنند كه وقايعي كه با تشكيل اين ائتلاف و گسترش بمبارانها در سوريه شروع شده، ممكن است به ساقط كردن بشار اسد بينجامد. ملاها حضور ائتلاف را با سلطهجويي و اشغالگري خود در اين كشورها در تعارض ميبينند.
جالب اينجاست كه رژيم در عين حال ميخواهد با دخالت خود تا آنجا كه بتواند از نتائج عمليات بينالمللي عليه داعش بهره مند شود و سلطه ضربه خورده خود در عراق و سوريه را بازسازي كند. رژيم در صدد تكرار تجربه سال 2003 است. رژيم ميخواهد با استفاده از شرايط بمباران عمليات نظامي و ارتكاب جنايت عليه بشريت براي حفظ بشار اسد شرا افزايش دهد و در عراق هم به وسيله گروههاي شبه نظامي سفاكش به نسل كشي سني ها و مخالفان سلطه رژيم ادامه دهد.
دولتهاي غرب نبايد اشتباه فاجعهبار آمريكا در سال 2003 را تكرار كنند كه براي استفاده از همكاري رژيم درهاي عراق را به رويش باز كرد و در قدم بعد عراق را در سيني طلايي به ملاها تقديم نمود.
ملاها براي پيش بردن منافع خود، اين تصوير غلط را ارائه ميكنند كه گويا ائتلاف بينالمللي يا دولتهاي غرب مجبورند كه يا با داعش هم جبهه شوند، يا با رژيم تهران.
بلكه درست بعكس مشكل اصلي در منطقه رژيم ايران است، بحران در عراق و سوريه حاصل سياستهاي رژيم ايران است و گسترش تروريسم و افراطي گري در منطقه محصول سركوب و جنايات اين رژيم و دست نشاندگانش مانند اسد و مالكي است و اولين قدم براي حل مشكل خلع يد كامل از رژيم ايران در سوريه و عراق است. بايد همه دستگاههاي سياسي و امنيتي و نظامي اين كشورها از عوامل رژيم ايران پاكسازي شود و الا مشكل همچنان ادامه خواهد يافت.
مذاكرات ايران و كشورهاي پنج به علاوه يك بر سر برنامه اتمي ايران از يك سال پيش پي در پي تكرار ميشود. بدون اين كه اختلافهاي اساسي ميان دو طرف كاهش پيدا كند. و روشن نيست سرانجام آن چه خواهد بود. شما در اين مورد چه ديدگاهي داريد؟
پايهيي ترين حقيقت كه بايد مبناي هر بررسي قرار گيرد اين است كه ملاها ـ چنان كه دو دهه پيش رفسنجاني تصريح كرد ـ بمب اتمي را براي بقاي نظام خود ميخواهند. آنها ميخواهند با دستيابي به سلاح اتمي از يك طرف رژيم خود را در برابر خطر سرنگوني تضمين كنند از طرف ديگر كشورهاي منطقه را با آن تهديد كنند.
روزنامه الزمان – شنبه 08 نوامبر 2014