سرچشمههای ذهنی و عینیِ نسلکُشی توتْسیها در روآندا
بعضی وقتها خودستاییِ قومی که پدیدهای کاملاً ذهنی است میتواند بیش از عنصر عینی به احساسات و غرایز مهارناپذیر آدمیان میدان دهد.
شنبه ۱۶ ماه مه ۲۰۲۰ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹) دادستانیِ عمومی پاریس و ژاندارمریِ فرانسه در بیانیۀ مشترکی خبر دستگیریِ فِلیسیَن کابوگا، یکی از متهمانِ اصلیِ پروندۀ نسلکُشیِ روآندا، را اعلام کردند. او که اکنون پیرمردی ۸۴ ساله است، توانسته بود ۲۶ سال از چنگ قانون بگریزد، مدتی در کُنگوُ کینشاسا و کِنیا و سپس با هویت جعلی در فرانسه و چند کشور دیگر اروپایی از جمله آلمان، بلژیک و سویس مخفیانه زندگی کند. به گفتۀ یک منبع دیوان بینالمللیِ دادگستری در لاهه، او از چند سال پیش در فرانسه میزیست. آخرین محلِ اقامت او آپارتمانی بود در شهر انییِر- سور- سِن در نزدیکی پاریس. فرزندانش سیستم کارآمدی برای مخفی کردن او تهیه دیده بودند. این بازرگان ثروتمند متهم به مسلح کردنِ شبهنظامیان هوتو برای کشتار جمعی توتْسیها و پرداخت دستمزد به آنان است. ایالات متحد آمریکا در سال ۲۰۰۲ برای دادن اطلاعات به منظور دستگیری او 5 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.
نسلکُشیِ روآندا در ۷ آوریل ۱۹۹۴ آغاز شد. در ۶ آوریل هواپیمای حاملِ «ژووِنال هابیاریمانا»، رئیس جمهور روآندا از قبیلۀ «هوتو»، و «سیپْریَن اِنتاریامیرا»، رئیس جمهور بوروندی، و چند تن از مسئولان بلندپایۀ دو کشور بر اثر برخورد موشکِ زمین به هوا در نزدیکی فرودگاه کیگالی، پایتخت روآندا، منفجر شد. هوتوهایِ تندرو شلیک موشک را به اقلیتِ قومیِ «توتْسی» نسبت دادند و از فردای آن روز کشتار جمعیِ توتْسیها وهوتوهای میانهرو را آغاز کردند. قتل عام تا ۱۷ ژوئیۀ یعنی درست صد روز ادامه یافت. در آن صد روز بیش از ۸۰۰ هزار توتْسی و هوتوی میانهرو به دست هوتوهای تندرو کشته شدند. 2 میلیون توتْسی به کشورهای همجوار به ویژه جمهوری دموکراتیک کُنگوُ (کُنگوُ کینشاسا) گریختند.
کشاکشهایِ قومی در روآندا تاریخِ دور و درازی دارد. دربارۀ سرچشمههایِ آن پژوهشهای ارزندهای انجام گرفته است. در دورۀ استعمارِ آن کشور به دست بلژیکیها، توتْسیها که ۱۴ درصد جمعیتِ روآندا را تشکیل میدادند، جایگاه برتری نسبت به هوتوها داشتند و درعمل به صورت کاسْتِ حکومتی درآمده بودند. آنان از گذشتههای دور بر آن کشور فرمان میراندند. اعتقادی در میان مردم رواج داشت و آن اینکه توتْسیها منشاء الاهی دارند. آنان خود را «ایبیمانوکا» مینامیدند یعنی کسانی که از آسمان نازل شدهاند. میگفتند مدنیت را آنان به روآندوا آوردهاند. توتْسیها از ۱۰۹۱ زمام آن کشور را در دست داشتند. از اوایل دهۀ ۵۰ میلادی اعتراضِ هوتوها به جایگاه برتر توتْسیها آغاز شد. در ۲۴ مارس ۱۹۵۷ نُه روشنفکرِ وابسته به قوم هوتو با انتشار مانیفستی به جایگاه فرودستِ هوتوها اعتراض کردند و در پی آن جنبشی نیرومند به راه افتاد. با گسترش آن جنبش استعمارگران بلژیکی مصلحت را در آن دیدند که توتْسیها را رها کنند و از آن پس از هوتوها که اکثریت جمعیت روآندوا را تشکیل میدادند، حمایت کنند.
در ۱۹۵۹ هوتوها حزبی به نام «پارمههوتو» (حزب جنبشِ رهایی هوتو) تشکیل دادند و رفته رفته عرصه را بر توتْسیها تنگ کردند. پس از مدتی آتش زدنِ خانههای توتْسیها و کشتن آنان عادی شد. هزاران توتْسی به کشورهای اوگاندا، بوروندی و کُنگوُ کینشاسا گریختند. در دسامبر ۱۹۶۳ یک سال و نیم پس از اعلام استقلال روآندا (اول ژوئیۀ ۱۹۶۲) و تصرف قدرت به دست هوتوها بزرگترین کشتار توتْسیها تا آن زمان روی داد. در واکنش به حملۀ مسلحانۀ توتْسیهای تبعیدی به شمال کشور هوتوها در حدود ۱۰ هزار توتْسی را در روآندا کشتند. در فاصلۀ میان ۱۹۵۹ و ۱۹۶۳ نزدیک به ۳۰۰ هزار توتْسی به کشورهای اوگاندا، زئیر، بوروندی و تانزانیا پناهنده شدند. هوتوها در ۱۹۷۳ نیز کشتار دیگری به راه انداختند.
در ۱۹۸۷- ۱۹۸۸ توتْسیها «جبهۀ میهنپرستانِ روآندا» را در اوگاندا تشکیل دادند و در اول اکتبر سال ۱۹۹۰ با حمایت ارتشِ اوگاندا شمال روآندا را به تصرف خود درآوردند. بدینسان جنگ داخلی روآندا آغاز شد. در ۱۹۹۳ دولتِ روآندا مجبور شد با «جبهۀ میهن پرستان روآندا» مذاکره کند و دو طرف در ۴ اوت آن سال موافقتنامهای برای پایان دادن به جنگ داخلی امضا کردند. قرار شد قدرت را در آن کشور میانِ دو قوم هوتو و توتْسی تقسیم کنند و پناهندگانِ توتْسی به کشور بازگردند. اما ژووِنال هابیاریمانا، رئیس جمهور روآندا، با آوردن بهانههایی از کاربستِ مُفاد آن موافقتنامه که در «آروشا» شهری در شمال تانزانیا امضا شده بود، شانه خالی کرد. درنتیجه، برنامۀ تشکیلِ دولت انتقالی تعطیل شد. هر یک از دو طرف گناه را به گردن دیگری میانداخت.
هوتوهای تندرو در ۷ آوریل، درست در فردای سقوطِ هواپیمای حامل رئیس جمهور روآندا، نخست وزیر، چند تن از شخصیتهای سیاسیِ میانهرو و صلحطلبِ هوتو و ده تن از کلاه آبیهای بلژیکی و صلحبانان سازمان ملل را در دم کشتند. در ۸ آوریل فرانسه و بلژیک شهروندانِ خود را از روآندا خارج کردند. سازمان ملل به سربازانِ کلاه آبی دستور داد خارجیان را از روآندا بیرون ببرند. شبه نظامیان هوتو نخست در کیگالی و سپس در سراسر کشور گذرگاهها و جادهها را بستند و از رهگذران شناسنامه خواستند. آنان توتْسیها را از روی شناسنامههاشان شناسایی میکردند و در حال میکشتند. بسیاری از توتْسیها به مدرسهها و کلیساها پناه بردند. هوتوهای تندرو که گاه از حمایت گارد ریاست جمهوری نیز برخوردار بودند به آن پناهگاهها نیز تاختند. در ۱۴ آوریل دولت بلژیک به کلاه آبیهایش و سازمان ملل به صلحبانانش دستور دادند از روآندا بیرون بروند.
در این میان «جبهۀ میهن پرستان روآندا» که به سوی پایتخت پیشروی میکرد سرانجام در ۴ ژوئیۀ ۱۹۹۴ کیگالی، پایتخت روآندا، را تصرف کرد و در ۱۹ ژوئیه برپایۀ «موافقتنامۀ آروشا» دولتی انتقالی تشکیل داد. در ۸ نوامبر ۱۹۹۴ شورایِ امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامۀ ۹۵۵ «دادگاه بینالمللی کیفری برای روآندا» را برای رسیدگی به نسلکُشی و جنایتهای جنگی رواندا تشکیل داد. آن دادگاه که بنا به قطعنامۀ شورایِ امنیت در شهر آروشا تشکیل شد می بایست به جنایتهایی نیز رسیدگی کند که از اول ژانویۀ ۱۹۹۴ تا ۳۱ دسامبر آن سال به دست روآنداییها در کشورهای همجوار روآندا روی داد.
در این میان نیروهای فرانسویِ حاضر در روآندا متهم به بیعملی در روزهای قتل عام توتْسیها و حتی متهم به همکاری با شبهنظامیان هوتو شدند. «کمیسیونِ تحقیق روآندا» با انتشار گزارشی در ۵ اوت ۲۰۰۸ نظامیان و مسئولان بلندپایۀ سیاسی فرانسوی از جمله فرانسوامیتران، رئیس جمهور، و ادوار بَلَدور، نخست وزیر فرانسه، را رسماً متهم به دست داشتن در نسلکُشی توتْسیها کرد.
مطالعۀ تاریخ کشاکشهایِ قومی در روآندا که به نسلکُشی توتْسیها انجامید، نشان میدهد که فاجعههایی از این دست تنها نتیجۀ اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی جامعهها نیستند. تصویرهای ذهنی مردمان گوناگون از خویشتن نیز میتوانند سببساز چنین رویدادهای هولناکی باشند. بعضی وقتها خودستاییِ قومی که پدیدهای کاملاً ذهنی است میتواند بیش از عنصر عینی به احساسات و غرایز مهارناپذیر آدمیان میدان دهد. کم نیستند کشورهایی در جهان که در آنها قومهای گوناگون در کنار هم زندگی میکنند. مشکل زمانی آغاز میشود که قومی خود را تافتۀ جدابافته میداند و دیگران را خوار میدارد.
نقل از رادیو فرانسه ۲۲ مه ۲۰۲۰