سخنرانان كنفرانس بينالمللي در بروكسل ۱۲ مهر ـ ۴ اکتبر۲۰۱۸
تمامي پروسه حقوقي در اين زمينه كه در اختيار مقامات قضايي است، با استرداد تفاوت بزرگي وجود دارد، در واقع اين تسليم، يك استرداد نيست، اين يك تحويل دهي است كه بسيار متفاوت است وقتي كه از جوانب قضايي به آن نگاه مي كنيم، براي اينكه استرداد يك پروسه قانوني از طرف يك دولت به دولت ديگر است كه از طريق يك شعبه اجرايي دولتي صورت مي گيرد اما ما در اين قضيه مشخص با استرداد روبرو نيستيم بلكه اين يك تحويل دهي بوده است كه از برخي جوانب بسيار متفاوت است، اما نگران نباشيد من زياد وارد جزئيات اين پروسه نمي شوم. جالب است كه مقامات قضايي آلمان به طور كامل اعتراض به عمل آمده را وارد ندانستند، اعتراضي كه بر پايه مصونيت ديپلماتيك اين ديپلمات ايراني عنوان شده بود كه به آن مصونيت ديپلماتيك مجرم مفروض مي گويند. بر اساس معاهدة ۱۹۶۱ روابط ديپلماتيك، اعتبار قضايي اين ديپلمات تنها در كشوري است كه آن ديپلمات خارجي به صورت رسمي برسميت شناخته شده و به علاوه كشورهايي كه آن ديپلمات خارجي از كشور ميزبان به كشور ديگري براي ملاقات مي رود و متقابلاً به كشور ميزبان بر مي گردد و يا وقتي كه به عنوان عضوي در تركيب يك هيئت مخصوص قرار داشته باشد كه همچنين نمونه اي است كه واجد شرايط مصونيت ديپلماتيك مي شود، ولي اين مورد شامل اين شرايط نبوده است و ديپلمات رژیم ایران كه دستگير شده در هيچكدام از اين موقعيت ها قرار نداشته است، قبل از هر چيز آنچه كه جالب است اين است كه براي اولين بار است كه تروريسم دولتي در سطح حقوقي بررسي مي شود كه اين بسيار مهم است و عواقب حقوقي فوق العاده اي به دنبال خواهد داشت از جمله اينكه دولت ايران مي تواند كه در احكام قضايي كه توسط هيئت قضات در آينده اتخاذ مي شود ، دولت ايران مي تواند به عنوان يك دولت تروريستي توصيف شود و اين چيزي است كه از نقطه نظر حقوقي بسيار جديد است در عين حال كه اين تحويل دهي يك پيروزي بزرگ محسوب مي شود، از يك طرف گفته شده كه اين يك پيروزي براي سرويس هاي امنيتي بوده است كه توانستند به صورت موفقيت آميزي اين توطئه را كشف كرده و آنرا عقيم كرده و مانع اجراي يك عمليات تروريستي دولتي شدند و در نهايت اين تحويل دهي يك پيروزي براي اجراي قانون بوده است. از توجه شما بسيار متشكرم.
لرد کارلایل ، عضو برجسته مجلس اعیان انگلستان
دولت حامی تروریسم پدیده زشتی است که باید از آن ممانعت شود. این یک پدیده غیرقانونی در برابر قانون بین المللی است که مایه شرم و روسیاهی برای مرتکبین آن است و در نهایت باید امید داشت که سزای آنچه که سزاوارش هستند برسند. اما البته پیدایش دولت حامی تروریسم و گسترش آن همچنین برای کسانی از ماکه سالهای متمادی با تروریسم در جنگ بوده اند مبین چیز دیگری هم هست. زیرا این نشاندهنده نوعی ضعف و موضع تدافی دولتی است که بانی این تروریسم می باشد. از نظر من، و فکر می کنم نظر همه کسانی که امروز در این پنل هستند و همه کسانی یا حداقل بیشتر کسانی که در این سالن هستند نیز باشد، سازمانهای بین المللی و دولتهای متمدن وظیفه دارند برای جنگیدن با دولت حامی تروریسم یا هر نوعی از تروریسم، از تمامی امکانات مشروع و مناسب استفاده کنند. من در گردهمایی بزرگ پاریس مشارکت داشته ام هر چند که امسال نمیتوانستم حضور داشته باشم اما می خواهم ازکارهایی که شورای ملی مقاومت ایران انجام شده و بخوبی توسط خانم مریم رجوی رهبری شده مخصوصا طی۱۲ ماه گذشته ، ستایش کنم. سطح ناآرامیها و احساسی که مردم در داخل ایران دارند مبنی بر اینکه می توانند و باید خشم و مخالفتشان را علیه این رژیم نشان دهند طی سال گذشته خیلی سازمانیافته تر شده و خیلی بهتر در سطح بین المللی مشهود است و تا حد زیادی مرهون شورای ملی مقاومت ایران در اروپا و ایالات متحده آمریکاست. من همچنین مایلم آنچه که در آلبانی انجام شده را مورد تحسین قرار دهم، جایی که تعداد زیادی از ساکنان اشرف و لیبرتی مستقر هستند. من نمی دانم چه تعداد از شما با آنها دیدار کرده اید اما من ۲ بار با آنها دیدار کرده ام.. همانطور که قبلا هم گفته شده، آنها هم در معرض اقدامات تروریستی با حمایت دولتی توسط رژیم ایران بوده اند. و اگر شما حاصل کار رسانه ها را در مورد ایران دنبال کنید، همانطور که من هر روز بدون استثنا دنبال می کنم، خارق العاده ترین فوران اخبار جعلی و ساختگی را خواهید یافت تا به اعتبار و حسن نیت آنها (اشرفی ها) را در نزد مردم در داخل ایران حمله کنند . حال اگر شما آن مطالب را بخوانید و دچار برخی ابهامات شوید ، کافی است به تیرانا بروید و با آنها ملاقات کنید و خواهید دید که این خبرها تا چه حد واقعا جعلی هستند.
من در گذشته، یعنی تصادفا از ۱۱ سپتامبر، زمانی که جهان تا حدی دستخوش تغییر شد، تا سال 2011، که می شود اغلب این ۱۰ سال، نقد کننده مستقل قانون تروریسم برای بریتانیا بوده ام. من همچنین از آن زمان تا کنون به موشکافی مسائل تروریستی در سراسر جهان ادامه داده و خدمات مشاورتی حول این موضوع در بخش خصوصی ارائه داده ام. علاقمندی اصلی من در مورد آینده ایران به من کمک کرده تا متوجه شوم چطور دولت ایران از هر آنچه که می تواند استفاده می کند تا به آرمان یک دولت خوب و دمکراسی در آینده ایران حمله کند. یکی از کارهایی که می کند این است که روزانه و بطور ۲۴ ساعته و هفت روز هفته در پی متزلزل کردن خانم رجوی و شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است. آنها در تمام مدت در لندن در حال سو استفاده کردن هستند و وانمود می کنند که خبرنگاران اصیلی هستند، وانمود می کنند که نمایندگان کانالهای مستقل تلویزیونی هستند، ولی سیاسی کاران لابی کننده غیرواقعبینانه و ناخوشایندی هستند و حرفشان این است که گویی ما باید رفتاری را با رژیم ایران در پیش بگیریم که گویی این حکومت هم تنها یکی مثل سایر دولتها در خانواده کشورهاست. اما اینطور نیست و ما باید این را بخاطر بسپاریم و دولتهای ما و اتحادیه اروپا هم باید همین حرف را بزنند. در نتیجه برای اروپاییان و نهادهای بین المللی خیلی مهم است که همچنان با هم کار کنند تا بتوانند گروههای جنایتکار مسلح و سازمانیافته و تروریستها را درهم بشکنند. و این بطور خاص در زمینه بریتکس حائز اهمیت است و من متاسفم که حرف B را در این سخنرانی بکار می برم اما این در این رابطه خیلی مهم است. این کاملا حیاتی است که همکاری در داخل اروپا، در درون اتحادیه اروپا و در واقع در درون شورای اروپا حول موضوعات ضد تروریستی باید امر مفروضی باشد و نه اینکه موضوع مذاکرات بدرد نخور باشد. من معتقد نیستم که پارلمان بریتانیا ، جدا از اینکه دولت چه می خواهد، معتقد نیستم که پارلمان بریتانیا هر گونه طفره رفتن حول موضوع همکاری اروپاییان علیه تروریسم را تحمل کند. اکنون زمان آن است که دولتهای کشورهای اتحادیه اروپا و خود اتحادیه اروپا که صدایشان را بلند کرده اند و واقعیت تلاشهای رژیم ایران در پهنه تروریسم سایبری را که ابعاد آن به اندازه تروریسم فیزیکی است برملا کنند. بسیار تاسف آور است که خانم موگرینی با صدا و ازسوی اروپا علیه تلاشهای اخیر دولت حامی تروریسم ایران در اروپا و نقاط دیگر سخنی نگفته است. همچنین اگر اجازه بدهید در حضور نمایندگان برخی از رسانه ها مایلم کلامی به آنها بگویم. من سی و چند سال است که در صحنه سیاسی بریتانیا پرسه زده ام و دریافته ام که در مجموع خبرنگاران و افراد دوست دارند در مورد داستانهای بی دردسر بنویسند. آنها دوست دارند میوه هایی را از درختان بچینند که پایین و دم دستشان آویزانند. این یک داستان پیچیده است، داستان کاری که رژیم ایران دارد در فضای سایبری و در ارتباط با تروریسم انجام می دهد. اما خبرنگاران پژوهشگر خوب که تعداد آنها اندک است وظیفه دارند که آن را به تفصیل در معرض انظار عمومی قرار دهند. در بریتانیا، کما اینکه فکر می کنم در ایتالیا، بلژیک، فرانسه، آلمان و جاهای دیگر اروپا، حتی سیاستمداران، سیاستمداران حرفه ای یا تمام وقت چندان در این مورد مطلع نیستند زیرا آنها بخش زیادی از اطلاعات خود را از رسانه ها دریافت می کنند. کار زیادی در آگاه نمودن سیاستمداران و تا حد زیادی افکار عمومی لازم است در مورد خطر رژیم ایران انجام شود، خطری که متوجه امنیت ملی ما در هر کشور در اروپاست که ما در آن زندگی می کنیم و نیز متوجه سازمانهایی همچون شورای ملی مقاومت که محل گرد آمدن بسیاری از مردمان خوب و شریف ایرانی است.
رژیم ایران بدترین کارنامه اعدام نسبت به جمعیتش در کل جهان را دارد. و ما دیده ایم که افراد چگونه اعدام می شوند. اگر شیوه متمدنانه ای برای اعدام کردن وجود داشته باشد، از این شیوه در ایران استفاده نمی شود. افراد در انظار عمومی و توسط جراثقالهای ساختمانی و سایر شیوه های وحشتناک و احمقانه مانند آن اعدام می شوند که اعمال قرن شانزدهم در اروپا در مقابل آن متمدنانه به نظر می رسد. در نتیجه، اینها افراد خیلی شجاعی هستند و ما نسبت به آنها وظیفه داریم که صدایمان را بلند کنیم، از آنها حفاظت کنیم، به سود آنها اعتراض کنیم، کمکشان کنیم و به دولتهایمان اجازه ندهیم از این وضعیت به سود چند معامله تجارتی برای ساختن یک مدرسه در اینجا و یک دانشگاه در آنجا و یک کارخانه در جایی دیگر، شانه خالی کنند. کشوری که مردم را به این شکل در ابعاد کلان اعدام می کند ، کشوری نیست که ما با آن باید تجارت کنیم. و از نظر من، توافق اتمی که به نظر می رسد در حال فروپاشی است که مطمئن هستم با حسن نیت بود، به نظر می رسد از وقتی شروع شد، در پیشرفت یا فقدان پیشرفت در ایران خیلی ضعیف عمل کرده است. معذالک من نمی خواهم با بد بینی صحبتهایم را تمام کنم. من معتقدم اگر ما بتوانیم با هم کار کنیم تا با دولت حامی تروریسم ایران برخورد کنیم، اگر ما بتوانیم دست به اقدامات سازنده بزنیم و نشان دهیم که دولت بهتری می تواند در ایران وجود داشته باشد و شورای ملی مقاومت است که در این لحظه تنها سازمانی است که در معرض توجهات است و برنامه ای از یک سیاست روشن را برای دولت آلترناتیو ایران فرموله کرده است. اگر ما بتوانیم این کارها را در یک چهارچوب مثبت فکری انجام دهیم در آنصورت روزی خواهد رسید که ما در مورد این مسائل ، نه در یک سالن زیبا در مرکز بروکسل بلکه بعنوان یک واقعه تاریخی در سالن زیبایی در تهران صحبت خواهیم کرد.