مقاومت
۱۵ آبان ۱۳۹۳
نهيب مجاهد قهرمان احمد رضايي به علي شريعتي و واكنش بعدي او
پيش از آن يادآور ميشويم، منبع اصلي بخش اول، در معرفي اصل مباحث، خود كتاب «حسين وارث آدم» بود و منبع اصلي توضيح فضاي مباحث، كتاب «مسلماني در جستوجوي ناكجاآباد» است. به عنوان مثال نويسنده كتاب مذكور، علي رهنما، درباره اتفاقات پيش از سخنراني «شهادت» مينويسد: در يكي از غروبهاي سرد جمعه آذرماه 1350، احمد رضايي، عضو كادر مركزي سازمان مجاهدين كه در آن زمان به صورت مخفي زندگي ميكرد، در مقابل ساختمان حسينيه ارشاد با شريعتي برخورد كرد و در همين فرصت شريعتي را به خاطر سرگرم كردن جوانان با حرفهاي پوچ و بيمعني و بازداشتن آنان از مبارزه مسلحانه به باد سرزنش و شماتت گرفت. او شريعتي را حتي به تامين منافع رژيم متهم ساخته بود. شريعتي هم در دفاع از عملكرد خود پاسخ داده بود كه سخنرانيهايش باعث تسريع گذار فرهنگي خواهد شد و با چنين تحولي، مجاهديني نظير احمد رضايي ديگر نيازي به فرار كردن از مردم عادي كوچه و بازار نخواهند داشت. شريعتي افزوده بود «روزي كه مردم تو را در خانه خود پناه دهند، خواهي فهميد كه حرفهاي من اثر خودشان را گذاشتهاند و در آن روز رسالت من به انجام رسيده است.» كمتر از دو ماه پس از اين برخورد، رضايي در حالي كه به محاصره «دشمن» سرتاپا مسلح درآمده بود، شهادت را انتخاب كرد. شريعتي در سخنراني «شهادت» خود، با ابلاغ پيام احمد و تجليل از نقش شهيد و نماد جديد آن، احمد رضايي، رسالت خود را به انجام رساند.
شايد به همين دليل است كه شريعتي سخنراني «شهادت» را با اين جمله شروع ميكند: «يا رب المستضعفين. امروز براي من سخن گفتن مشكل است، به خصوص درباره «شهادت»، و بالاخص امروز، كه عيد خون شيعه است.»
مشابه همين داستان درباره سخنراني «پس از شهادت» اتفاق ميافتد. سخنراني «پس از شهادت» در اسفند 50 در مسجد جامع نارمك ايراد شد. اين سخنراني به فاصله كوتاهي پس از تيربارانهاي 20 و 21 اسفند برگزار گرديد. دوستان شريعتي، مسعود و مجيد احمدزاده، و چهار نفر از شاگردان قديمي او در دانشگاه مشهد، حميد توكلي، بهمن آژنگ، غلامرضا گلوي و سعيد آريان كه خاطره ماندگارشان همواره در ذهن او بود، از جمله تيربارانشدگان بودند. در طول سخنراني كه با يكي از شبهاي پاياني ماه محرم مقارن شده بود، صداي شريعتي از شدت اندوه به لرزه افتاده بود و در حالي كه قادر نبود ذهن فعال خود را از بار سنگين مصيبت رهايي بخشد، هر از گاهي از بيان صحيح و روان عبارات باز ميماند و يك عبارت را چندين بار تكرار ميكرد. حالا شايد بتوان فهميد آن شاعرانگي «پس از شهادت» از كجا آمده است و چرا آن سخنراني را با اين جملات آغاز ميكند: «اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه- وقتي نميتوانستند زنده بمانند- مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم».
روزنامة اعتماد ـ15آبان 1393 ـ6 نوامبر 2014
شايد به همين دليل است كه شريعتي سخنراني «شهادت» را با اين جمله شروع ميكند: «يا رب المستضعفين. امروز براي من سخن گفتن مشكل است، به خصوص درباره «شهادت»، و بالاخص امروز، كه عيد خون شيعه است.»
مشابه همين داستان درباره سخنراني «پس از شهادت» اتفاق ميافتد. سخنراني «پس از شهادت» در اسفند 50 در مسجد جامع نارمك ايراد شد. اين سخنراني به فاصله كوتاهي پس از تيربارانهاي 20 و 21 اسفند برگزار گرديد. دوستان شريعتي، مسعود و مجيد احمدزاده، و چهار نفر از شاگردان قديمي او در دانشگاه مشهد، حميد توكلي، بهمن آژنگ، غلامرضا گلوي و سعيد آريان كه خاطره ماندگارشان همواره در ذهن او بود، از جمله تيربارانشدگان بودند. در طول سخنراني كه با يكي از شبهاي پاياني ماه محرم مقارن شده بود، صداي شريعتي از شدت اندوه به لرزه افتاده بود و در حالي كه قادر نبود ذهن فعال خود را از بار سنگين مصيبت رهايي بخشد، هر از گاهي از بيان صحيح و روان عبارات باز ميماند و يك عبارت را چندين بار تكرار ميكرد. حالا شايد بتوان فهميد آن شاعرانگي «پس از شهادت» از كجا آمده است و چرا آن سخنراني را با اين جملات آغاز ميكند: «اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه- وقتي نميتوانستند زنده بمانند- مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم».
روزنامة اعتماد ـ15آبان 1393 ـ6 نوامبر 2014