مجاهد کبیر حمید اسدیان دادخواه خون شهیدان قتل عام ۶۷ : ما برای تقاص خون آنها سوگند سر بهداری خوردیم و ادامه خواهیم داد
و میجوشد همچنان سرخِ سرخ
در رگهای آسمان.
در کهکشانهای سفر
جای شما خالی نیست
ای جملههای همیشه آبی دریا!
همة اشکهایم از آن شما!
حمید اسدیان در ارتباط مستقیم ۲۴مرداد۱۳۹۵
مجری: یعنی خمینی چرا دست به چنین اقدام جنایتکارانهیی زد؟
حمید اسدیان: والله آره این که چرا به چنین چیزی دست زد جنایتی خوب یک جوابهای سیاسی اینا می شه داد من خودم شخصا فکر می کنم بعد از جام زهری که تو جنگ ایران و عراق خورد قاعدتا باید خیلی چیزها عوض میشد چون دیگه جنگ تمام شده بود قاعدتا باید سپاه پاسداران منحل میشد قاعدتا باید یک انتخابات ولو نیم بند آزاد راه میافتاد و زندانیان باید آزاد میشدند و این چیزها ولی خوب خمینی این به شرطی اینا انجام میشد که یک ذره اصلاح پذیری در این رژیم بود ولی خوب نیست نبود این آزمایشی بود که نشون داد نه تنها هیچ تغییری نکرد بلکه فضای اختناق وسرکوب بیشتر تشدید شد این از این نظر
حمید اسدیان: ولی یک نکته را باید بگیم ببین این جنایت این فاجعه که اتفاق افتاده هیچ نمونه تاریخی دیگهیی نداره یعنی یک بار شایدهم شبه برانگیز باشه که خوب قتل عام زیاد شده تو تمام شهرها تو تمام کشورهای مختلف آی تو نمیدونم اینقدر زیاد بوده تو آفریقا ۳۰هزار نفر رو کشتند نمیدونم تو جنگ جهانی دوم هیتلر اینقده کشت تو آمریکای لاتین این قتل عام هیچ قابل مقایسه نیست با هیچ کدوم از اینا مثال بزنیم مثلا من رفتم تک به تک تقریبا قتل عامهایی که در سراسر جهان اتفاق افتاده از مثلا جنگ جهانی دوم به بعد شما در نظر بگیرید رفتم تک به تک خوندم اصلا قابل مقایسه با این نیست این یک نمونه منحصر به فرد تاریخیه چرا ببینید مثلا وقتی ما می گیم تو آفریقا مثلا قتل عام زیاده اتفاق افتاده کشورهای مثلا رواندا را میگیم میبخشین مثلا وقتی رواندا را مثال میزنیم بیشتر یک درگیری قومیه قبیلگیه این قبیله با اون قبیله حمله میکنه یا تو اوگاندا مثلا میگن مثلا آره چند ده هزار نفر مثلا کشته شدند خوب این کجا اینکه یک اسیری را ببین از سال ۶۰ خمینی هر چی تونست این درخت تناور مجاهدینو خواست اره بکنه و کرد ۱۰هزار، ۲هزار ۳۰هزار ۵۰تا ۱۲۰ هزار هر چی تونست کرد بعد مطابق قوانین خودش اومد یک تعدادی را محکوم کرد
حمید اسدیان: ولی ببینید در واقع اینها اسیر بودند اسیری که حکم داشتند خیلی هاشون بعد خیلی هاشونو دوره زندانشون اصلا تمام شده بود آزادشون نکرده بودند حتی نمونههایی داریم من الان. گزارشش پیشم هست که مثلا در مشهد زندانی که آزاد شده بوده رفتن گرفتن آوردن دوباره تو همین جریان قتل عام مثلا اعدامش کردند ببین این اصلا فقط برای چی اون هم به چه جرمی فقط به خاطر یک کلمه یعنی در ته قضیه فقط برخورد مطلق یعنی ناب ایدئولوژی از اونطرف و ایدئولوژی این این طرف یا مثلا شما در نظر بگیرید ببینید مثالهای دیگه خیلی می شه زد مثلا تو اسپانیا خوب یک جنگی شده زمان فرانکو یک جنگی شده کشته و کشتاری شده البته البته خوب چیز زشتی و قباحت قضیه را نمیشه منکر شد مثلا تو گرنیکا یه دهکده ی ۵هزار نفرهیی بوده که هواپیماهای هیتلری اومدند از فاصله بسیار پایین و ۳۰متری بمباران کردند مردم هم با گلوله و مسلسل و اینا بستن وحدود هزار و خوردهیی نفر هم کشتند ولی خوب آخه اینا مردم عادی بودند ببینید این بهترین جوانان آگاه این خلق را در واقع نسل انقلاب ضد سلطنتی را خمینی چون نمیتونست به کار بگیره از ماهیتش در نمیاومد یا باید می برد تو کوره جنگ از بین می برد یا باید روشنفکرهایی که زیر بارش نمیرن اعم از مجاهد و غیرمجاهد اینا رامی آورد تو زندان نگه می داشت قبل از این هم تا اونجایی که می تونست می کشت و اعدام می کرد ولی خوب بقیشون باقی مونده آخه مطابق چه حکمی این که خمینی دستورم میده که فلان حتی با قوانین فقهی ارتجاعی خودش هم نمی خونه ببین منتظری بی خود که نمی گه که من هیچ قرابتی با مجاهدین ندارم خوب درست می گه هیچ قرابتی نداره ولی آخه بر اساس این هم میآید می گه بابا شما جنایت کارترین آدمها هستین می گه مردم از ولایت فقیه چندششون گرفت می گه اسم خمینی به عنوان خون ریز سفاک ثبت می شه
ببین این مییاد این کارو می کنه این فرق داره با مثلا شما تو شیلی در نظر بگیریم پینوشه هم اومد کودتا کرد علیه آلنده حکومت ملی آلنده را زد کنار و بعد طی حاکمیت خودش ۵هزار نفرو کشت مردمو دستگیر کرد بسیاری از اونا را برد تو اون ورزشگاه معروف سانتیاگو اونجا ولی خوب آخه این یک کودتا شده بعدش هم گروه کشتار راه انداخت عملیات کندور بهش میگن با ساتور و چاقو اینجور چیزها افتاد به جون زندانیای سیاسی تو شهرستانها مثلا پینوشه که اینقدر هم سرو صدا کرد یک آقای خان گارسه که وکیل خود آنها بود این از دستیارها این کسانی بود که پیگیری میکرد طی سالیان دستگیری چیزو خود پینشه را یک روز مهمون ما بود من رفتم براش گفتم این قضیه را باور کنید اصلا شاخ در آورده بود میگفت اصلا چنین چیزی تو شیلی نیست یک چنین چیزی توی شیلی نبوده که مثلا خوان گارسه آدم شناخته شدهیی هم هست در سطح بینالمللی همه هم میدونند که کیه خوب در نتیجه من میخوام بگم که اصلا نباید دنبال نمونه های کلاسیک بریم
حمید اسدیان: ارزیابی ما کاملا با یک پدیده جدیدی که درست مثل خود پدیده ارتجاع مذهبیه اینجوری
مجری: یک سوالی بکنم در مورد این کتاب کتابیست به اسم تا این مهتاب ارغوانی است این کتاب جدیدیه که شما تنظیم کردید
حمید اسدیان: والله نه این کتاب مجموعه چند مقاله و چند تحقیق منه در مورد قتل عام و همچنین چند شعر و قصه و اینجور چیزا از اونجا که موضوع قتل عام هیچ وقت برای من موضوع حاشیهیی نبوده من اینا را جمع کردم امسال منتشرشون کردم
مجری: بله
حمید اسدیان: اسمش گفتم تا این مهتاب ارغوانی است خون این شهدا میجوشه و ما تقاص خون اینها را سوگند سربداری خوردیم ما سوگند سربداری خوردیم و ادامه خواهیم داد
تا این مهتاب ارغوانی است
گمکرده جانان من!
آوازهایتان گذشت از دیوارهای سیمانی
وقتی که از سکوی غربت و غرور
جان را در قطرهیی خلاصه کردید.
با دهانی از عطر و میخک سرخ
با گلویی از پرندگان شهید
خواندید آخرین ترانههایتان را
در برگ برگ خاطرات کودکان خیابانی.
تا این مهتاب ارغوانی است
خونتان زلال است
و میجوشد همچنان سرخِ سرخ
در رگهای آسمان.
سپیداران صبر
در دشتهای برف دیدند
خورشیدهای دوباره
دوباره مثل شما جوانه زد
از پیشانی آسمان.
در کهکشانهای سفر
جای شما خالی نیست
ای جملههای همیشه آبی دریا!
همة اشکهایم از آن شما!
تا این خاک، این خاک خونی،
خونین است
قطره در دریا گم نخواهد بود
و ما در جستجوی شما
فراموش نخواهیم کرد چهرههای قاتلان را