خبرگزاری دانشجو: انفجار خطرناک نوترونی توسط مجاهدين در قلب و فکر جوانان ایرانی
این گزارش گویای بخشی از واقعیت نقش تاثیرگذار و راهگشای پیام های مسعود رجوی و فعالیت کانونهای شورشی در پیشبرد امر سرنگونی و ریزش و فرار نیروهای رژیم نیز است .
این بخش ناچیز از واقعیتی است که دشمن مجبور به اذعان آن است. واقعیت قدرت مجاهدین و کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران در قیام آخرین همراه با تمامی خلق بپاخاسته بنمایش در خواهد آمد. این زمان دور و دیر نیست.
خبرگزاری دانشجو : «خطرناکتر از انفجار در نطنز!» ۳۱ فروردین ۱۴۰۰
حادثة تروریستی توسط رژیم صهیونیستی در نیروگاه هستهای شهید احمدی روشن، زنگهای هشدار را بهصدا در آورد و ضرورت افزایش هوشیاری تمامی ارگانهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی نظام را باعث شد.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، حادثة تروریستی توسط رژیم صهیونیستی در نیروگاه هستهای شهید احمدی روشن، زنگهای هشدار را بهصدا در آورد و ضرورت افزایش هوشیاری تمامی ارگانهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی نظام را باعث شد. بهویژه در دورانی که دشمن صهیونیستی از ایستادگی و مقاومت جمهوری اسلامی در برابر تمامی فشارها، زخمخورده است و از این رو دست به چنین اقدامات ایذایی میزند. حادثة عملیات تخریب در نطنز بسیار مهم و قابل تأمل بود. اما باید حواسمان باشد که تخریب بسا بزرگتری هم در جریان است که متأسفانه بسیاری نسبت به آن غافل هستند. گویا زنگهای خطری که باید برای غفلتی بزرگتر و خطرناکتر بهصدا در آید، هنوز خاموشند. غفلت از تخریب ذهن، ضمیر و روان جوانان توسط دشمن قسم خوردة نظام و انقلاب، یعني مجاهدين ، بهویژه از طریق فضای مجازی.
البته آقا (مقام معظم رهبری) با تدبیر و ریزبینی همیشگی، پیشاپیش هشدار دادند که «متأسفانه فضای مجازی ول است» (اول فروردین)؛ و انتظار این بود که با این زنهار بهموقع، تمامی دستگاههای نظام زنگهای خطر را بهصدا در آورند و تمام نیروی خود را برای مقابله با دشمنی که در جنگ روانی تا دندان مسلح است، بسیج کنند. اما تا این لحظه واکنشی در خور نمیبینیم؛ در حالی که از لحظة انفجار در سایت نطنز، شاهد موجی از موضعگیریها و اقدامات عملی (غنیسازی ۶۰درصد و نصب سانترفیوژهای آر. ای.۶) هستیم.
علت روشن است. انفجار در نطنز مادیست و هر کس بهچشم میبیند. اما کسی انفجار خطرناک نوترونی توسط مجاهدين را در قلب و فکر جوانان نمیبیند. دشمنی که ۴۰سال است به زبان اشهدش میگوید هیچ چیز نمیخواهد جز براندازی نظام جمهوری اسلامی؛ مجاهديني که امام خمینی (ره) ۴۱سال پیش نسبت به آنها بارها و بارها هشدار دادند. بهویژه پس از سخنرانی رجوی در امجدیه که با تجمع صدها هزار جوان اغفال شده و بههیجان آمده همراه بود، امام با اشاره به رجوی گفت: «دشمن ما نه آمریکاست و نه شوروی و نه هیچ کس دیگر، دشمن همین جا در تهران بیخ گوش ماست!» (۱۳۵۹).
امروز هم همان دشمن قسم خورده نوک تیز حملاتش را بهسمت جوانان ما گرفته و از طریق فضای مجازی آنها را زیر بمباران سنگین قرار میدهد. هر روز مشکلات واقعی جامعه را با بزرگنمایی علم میکند و جوانان را به آشوب و تخریب تهییج میکند. هر روز تلاش میکند اینگونه القا کند که مقصر قربانی شدن مردم توسط کرونا، سیاستهای نظام است و حتی با رندی لفظ «کرونای ولایت» را در جامعه جا میاندازد و ورد زبان مردم میشود؛ دشمنی که تلاش میکند با بیشرمی و بدون یادآوری خدمات شبانهروزی مسئولان، به جوانان بقبولاند که عامل بیکاری گسترده، نه مؤلفههای اقتصادی، نه سیاستهای غلط دولت، نه اقدامات دل بستگان بهغرب و مذاکره، بلکه فساد و دزدی در تمامیت ساختار است. مجاهديني که تلاش میکنند با پروپاگاندا، بر روی مطالبات جامعه موجسواری کرده و با تزریق حس ماجراجویی، جوانان را تشویق به تهیة سلاح برای استفاده در اغتشاشات بعدی بکنند؛ و تصادفی نیست که شاهد هستیم اکنون موج ورود سلاحهای شورشی، مانند وینچستر، کلت، کلاش و یوزی به داخل کشور چندین برابر سالهای گذشته شده و بهگفتة فرماندهان نیروی انتظامی، تقریبا غیر قابل مهار شده است.
مجاهدين آنقدر در این جنگ روانی پیش رفتهاند که مسعود رجوی پیام صوتی میدهد و به صراحت میگوید «در ایران یک جنگ عظیم داخلی بین خلق و مجاهد خلق با» نظام جریان دارد؛ و اینگونه امواج جوانان ناراضی از فقر و مسائل اقتصادی را سربازگیری میکند.
بیجهت نیست که ۴۱سال پس از آن هشدار تاریخی امام دربارة مجاهدين ، آقا میگوید: «دشمن در کمین است، بهطور دائم کار میکند برای اینکه جوانها را مأیوس کند، منحرف کند، از راه باز بدارد» (۱۰فروردین). هشداری که بسیار جدیست و جای تأمل و اقدامات مشخص دارد. چرا که مگر نمیبینیم هر شب تیمهای شورش(كانونهاي شورشي) آتش افروزی میکنند و مراکز حساس امنیتی را تخریب میکنند و آتش میزنند؟ مگر نمیبینیم هر روز تلاش میکنند قاعدة نارضایتی اجتماعی را گستردهتر کنند؟ مگر نمیبینیم چگونه جوانان را از پشت میز درس و کلاس و دانشگاه، به میدان شوم جنگ و خطر و شورش میکشانند و آنها را تبدیل به عصیانگرانی میکنند که با نگاهی تک بْعدی به مشکلات و مسائل، راه نجات را رویارویی با نظامی میدانند که از بطن خواستههای مردم ایران روئیده است؟
کار بهجایی رسیده که جنگ روانی مجاهدين حتی بر روی بسیجیها و نیروهای جوان نظام تأثیرات مخرب گذاشته، در گام نخست ایمان آنها را سست میکند، در گام بعد حس خستگی را در تار و پود آنها میدمد، سپس باعث ریزش و نشست کردن آنها شده و حتی در بسیاری مواقع آنها را جذب خود میکند. همان که آقا گفت: «تلاش شما باید این باشد که جوانهایتان را حفظ کنید، نگذارید وسوسة دشمن در جوانها اثر بگذارد و بتواند آنها را سرد و در نهایت به خدمت بگیرد» (۱۰فروردین).
بنابر این بدانیم که تخریب انگیزهها بسیار خطرناکتر از تخریب سایتهای هستهای و امنیتی است. ضربه به مراکز حساس امنیتی، البته جدی و مهم است، اما ضربهای تاکتیکی و قابل جبران است. اما ضربه بهارکان و ساختار انسانی جامعه و نظام، ضربهای استراتژیک و غیر قابل جبران است. پس در این زمینه زنگهای خطر و هوشیاری را بهصدا در آوریم، رهنمودهای مقام معظم رهبری را سرلوحة خود قرار دهیم، در برابر دشمن، بهویژه در فضای مجازی آتش به اختیار عمل کرده و با سدی سدید، پیشروی مرگبار و پر شتاب مجاهدين در اعماق روح و قلب جوانان را متوقف کنیم.
نگاهی به ۴۲سال فراز و نشیب جمهوری اسلامی نشان داده هر جا انقلابی عمل کردیم، هر جا یاد شهدا را توشة راه کردیم، هر جا رهنمودهای آقا را سرلوحة قرار دادیم، سختترین گردنههای خطرناک را هم با سرفرازی و موفقیت پشت سر گذاشتیم.