Iran-Spring
مقاومت ۱۴ خرداد ۱۳۹۹

حكم قتل عام مجاهديني كه بر سر موضع خود پافشاري كرده و مي‌كنند

حكم قتل عام مجاهديني كه بر سر موضع خود پافشاري كرده و مي‌كنند

iraq

افسوس و صدافسوس كه روح پليد شيطان, همون خميني دجال و ضدبشر، اين دزد بزرگ قرن بر فضاي انقلاب استيلا پيدا كرد و كلمه ذبح شد. كلمه ذبح شد، كلمه اصلي كه به قربانگاه رفت, كلمه آزادي يعني همون جان كلام انقلاب بود. آزادي, خجسته آزادي. كلمهاي كه شاه و شيخ اون رو خوش نميدارند و ازش مثل جن از بسمالله گريزان هستند و چنين بود كه خميني با خيل اموات و اوباش سياسي با انواع ميوهچينها و فرصتطلبها و اونهايي كه به گواهي مصدق در آزمايش جانبازي و فداكاري و وفاداري به ملت ايران مردود شده بودند سررسيد. خيليهاشون رسما يا عملا در برابر حكومت كودتاي 28مرداد سرتسليم فرودآورده بودند. خميني با اونها سررسيد ولي هنوز از خاك راه نرسيده چماق برداشت و منطق يا روسري يا توسري و حزب فقط حزبالله رو بكار انداخت. بگذريم كه بعدها حتي احزاب دستساز خودش مثل حزب جمهوري اسلامي و يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي رو هم منحل كرد. بازرگان درباره علت تشكيل حزب جمهوري اسلامي گفته بود كه اونچه كه اونها رو بهم نزديك ميكرد تصميم به احراز قدرت و شكست دادن مخالفان اعتقادي و سياسي بويژه سازمان مجاهدين خلق بود. مخالفت اين جناحها با آن سازمان يعني سازمان مجاهدين ناشي از اختلاف عقيده و اختلاف سياسي و برخوردهايي بود كه در دوران اسارت در زندان شاه به وجود آمده بود و به وسيله مأمورين ساواك در خارج و داخل زندان دامن زده شده بود. اين مربوط است به اعلاميه نهضت آزادي در تيرماه 1366 كه خميني حزب جمهوري اسلامي رو منحل كرده بود. پس معلوم ميشود كه علت تشكيل اين حزب يا به اصطلاح حزب هم چيزي نبوده است جز سركوب مجاهدين و شگفتا كه همين خميني كه 25سال در برابر ديكتاتوري دستنشانده شاه حكم جهاد نميداد وقتي كه به قدرت رسيد, خيلي ساده و سريعا دربرابر مردم كردستان و مردم سراسر ايران در برابر همه نيروهاي طرفدار آزاديهاي دموكراتيك مخصوصاً مجاهدين حكم جهاد داد و با فتواي رسمي, جان, مال و نواميس اونها رو بر آخوندها و پاسدارانش حلال كرد. راستي كه خميني از آل ابيسفيان به مثابه ابنملجم دوران, يعني كه اشقيالاشقياء

دشمن حريت و انسانيت و در رديف قاتلان امير مؤمنان علي عليهالسلام و امام حسين بود. پرپر كننده اميد و اعتماد يك خلق, بليه تاريخي و عقيدتي و ميهني, سربرداشته از عمق قرون و اعصار جاهليت و ارتجاع و به مثابه آزمايش بود و نبود, وجود و لاوجود ايران و ايراني كه فقط بايستي رژيمش رو در تماميتش نابود و سرنگون كرد.

شرح جنايتها و خيانتها و سركوب و چپاول رژيم آخوندي البته در اين مختصر نميگنجه و مثنوي پردرد و حرمان ملت ايران در اين روزگار هفتاد من هست. كه لحظه به لحظه و روز به روزش با شكنجه و شهادت با جنگ و جدال با فراق و هجران و با اندوه و ملال همراهه به قول اشرف شهيد جهان خبردار نشد كه بر ملت ما در اين روزگار چه گذشت و من هم در صحبتهاي امروز راجع به وضعيت خلق و ميهن اسيرمون اندوه دل نگويم الا يك از هزاران.

 

به اشتراک بگذارید: