گری کاسپارف قهرمان شطرنج جهان از قیام مردم ایران حمایت میکند
با توجه بهتمام دخالتهای در خارج، تروریسم و جنگی که رژیم نامشروع حاکم بر ایران ایجاد کرده، حیاتی است بهیاد بیاوریم که هیچکس بیش از مردم از دست این رژیم رنج نمیکشد
ایران بهمردمش شناخته میشود و مثل همهٔ خلقها در هر کجا، آنها شایستهٔ آن هستند که خودشان زندگیشان را تعیین کنند.
آنچه در ایران بر سر کسانی میآید که چنین خواستهیی دارد، در سال۱۳۶۷ روشن شد. ۳۰هزار زندانی در ایران در آن سال بهقتل رسیدند. ۳۳سال گذشته، اما هنوز عدالت برای قربانیان و خانوادههایشان برقرار نشده است. هیچ حسابرسی بر سر فرامین خمینی یا کسانی که آنرا بهاجرا گذاشتند وجود نداشته؛ فهرست بالابلندی که شامل رئیسجمهور جدید (رژیم) ایران ابراهیم رئیسی است؛ طبعاً که او «انتخاب» نشده است. واژهٔ «انتخابات» در یک دیکتاتوری مثل (رژیم) ایران یک جوک است. او انتخاب شده تا نقشی را بازی کند. اینکه چنین هیولایی دستچین شد، پیامی است از سوی این رژیم بهایرانیان و بهجهان: «ما مرتکب جنایات وحشتناکی در گذشته شدهایم و از انجام موارد بسا بیشتر، تردید نخواهیم کرد».
چهطور جهان آزاد، جهان دموکراسیها که قرارست جان انسان را ارج بدارد میتواند با رژیم قاتلها مذاکره کند؟
چهطور رهبران کشورهایی مثل ایالات متحده که عموماً درباره اهمیت حقوقبشر صحبت میکنند، میتوانند بر سر یک میز با رئیسی بنشینند که نقشش در قتلعام۱۳۶۷ بهخوبی اثبات شده است؟ قطعاً که نباید این کار را بکنند
بهجای آن، ایالات متحده دارد یک اشتباه وحشتناک را تکرار میکند، با مذاکره با سران (رژیم) ایران در وین. این مذاکرات برای همه وقت تلفکردن است، بهجز برای سران بیرحم (رژیم) ایران که از این ترفیع جایگاه بهره میبرند. آنها همچنین زمان میخرند تا در پی دستیابی بهخطرناکترین تسلیحات باشند. ایالات متحده بار دیگر مدعیست که ولیفقیه خامنهای علاقهمند بهبرخورد با حسننیت در این مذاکرت است. در واقع، تنها چیزی که برای او و دار و دستهاش اهمیت دارد، باقی ماندن در قدرت است.
این فاجعهبارست که ما همچنان باید از آزادی بهعنوان هدفی صحبت کنیم که باید برای آن جنگید، حال آنکه این حق بنیادین همه در هر کجاست. ایرانیها شایستهٔ آزادی تعیین سرنوشت خود و زندگی بدون ترس هستند دسترسی بهاین هدف، با دادن آنچه رژیمهای بیرحم خواهانش هستند، امکانپذیر نیست. دیکتاتوریها خودشان بهدموکراسی تبدیل نمیشوند. جامعهٔ بینالمللی باید حداکثر فشار را بر رژیم ایران اعمال کند، سران آنرا منزوی سازد و از کسانی حمایت کند که برای دموکراسی و حقوقبشر در ایران مبارزه میکنند. هر کاری کمتر از این، فراموش کردن جنایتهای گذشته، نادیدهگرفتن جنایتهای کنونی و هموار کردن راه جنایتها در آینده است.