Iran-Spring
مقاومت ۰۶ شهریور ۱۳۹۷

گرامیداشت شهیدان قتل عام ۶۷ ـ قسمت دوم

گرامیداشت شهیدان قتل عام ۶۷ ـ قسمت دوم

آنها اين شجاعت را داشتند كه تا به آخر استقامت كنند. كسي نتوانست کرامت آنها را از آنها بگيرد. كسي نتوانست جانشان را بگيرد ، آنها خودشان تقديم كردند. چون به مردمشان عشق ميورزيدند. و شيفته آزادي و دموكراسي بودند. كساني كه مسئوليت كشتن اينهمه شهيد و همچنين شهداي مقاومت در اشرف را بر دوش دارند ، بي شك فراموش كرده بودند كه شهدا بذر هستند ، بذرهاي زندگي ، بذرهاي شورش و لابد فراموش كردند كه شهادت آنها بي ثمر نخواهد بود. امروز ما از اين شهدا شجاعت و روشنايي دريافت ميكنيم و مبارزه آنها را ادامه ميدهيم. چشمانمان چيزي را مي بيند كه آنها نتوانستند شاهدش باشند ، مي بينيم كه خلقي در حال حاضر بپا خاسته است ، نسل جواني بپاخاسته براي سرنگوني رژيمي كه وحشت آن را فرا گرفته است. سرنوشت يك خلق را نمي شود متوقف كرد. شهدا در اشكها بذر افشاندند و در شادي درو خواهند كرد.

انيسه بومدين-بانوي اول پيشين الجزاير
خانم رئیس جمهور، خانمها و آقايان، همه چيز گفته شد مگر اينكه بگوييد كه بايد همه سهم خودمان را ايفا كنيم و از شما و تلاشهاي شما براي كسب حقيقت حمايت كنيم و مانع از اين بشويم كه بيگناهان قتل عام شوند بدون هيچ تنبيهي براي عاملان. ما در اينجا هستيم كه درود بفرستيم به اراده شما و محكوم كنيم قتل عامي را كه رژيم ايران در دوران خميني مرتكب شد و سالها مخفي كرد. فقط رژيم نبود كه مخفي كرد، بلكه رسانه ها و رسانه هاي بين المللي نيز سكوت كردند. دستان رژيم ايران به اين قتل عام آلوده است. مي گويند كه حقيقت در ته چاه است ولي خوشبختانه هميشه بيرون مي آيد.
در 1988 رژيم حدود 30000 زنداني سياسي را اعدام كرد. اين حمام خون در پايان ژوئيه 1988 تا پائيز ادامه داشت. سه نوع قرباني اين قتل عام وجود دارد، آنهايي كه زنداني بودند و حكم زندان گرفته بودند. كساني كه دوران محكوميت خود را سپري كرده بودند و هنوز زنداني بودند و كساني كه آزاد شده بودند و مجددا براي اين قتل عام دستگير شدند. اكثر آنها وابسته به مجاهدين خلق ايران بودند ، و همه شهادتها نيز بر اين دلالت دارد. از آنها سوال ميشد كه آيا به سازمان مجاهدين وفادار هستند ؟ آگر زنداني حاضر نبود با رژيم عليه مجاهدين همكاري كند در نتيجه يك علامت سمپاتي نسبت به سازمان محسوب ميشد و وي در نتيجه از نظر آنها شايسته مرگ فوري ميشد. وظيفه اين كميته اين بود كه مشخص كند كه آيا زنداني يك محارب است يا نه چرا كه از نظر رژيم وقتي مخالف خميني باشي مرتدي و محارب. در جريان اين تابستان تراژيك 1988 ، صدها جسد در گورهاي جمعي خاك شدند و خانواده ها از محل آنها خبر ندارند. اين ها در اكثر شهرهاي بزرگ و از جمله در تهران صورت گرفت. بعضي از نزديكترين افراد به خميني نسبت به اين وحشيگري اعتراض كردند. و نوشتند مثل منتظري كه ده سال به عنوان جانشين خميني معرفي شد.
در زمان اين جنايت علي خامنه اي ولي فقيه فعلي رئيس جمهور بود تا ژوئن 1989 و علي اكبر رفسنجاني (برادر خوانده خميني)   رئيس مجلس بود، حسن روحاني هم كه امروز خودش را يك مدره معرفي ميكند و فكر ميكند كه مردم حافظه ندارند ، در آن موقع معاون فرمانده نيروهاي مسلح بود و از 1982 عضو شوراي عالي دفاع و شوراي مركزي لجستيك جنگ بود و در اين پستها كاملا در جريان همه قتل عام بود و سكوت او از او يك شريك اين جنايت ميسازد.
خانم ، ما به شجاعت شما و از اينكه تشنه حقيقت هستيد درود ميفرستيم چرا كه شما تلاش ميكنيد كه اين سكوت كر كننده اين 30 سال گذشته بالاخره بشكند و بالاخره شاهد باشيم كه مسئولين اين جنايت وحشتناك كه بر مردان و نوجوانان و زنان باردار و بي دفاع اعمال شده است افشا و مجازات شوند. شما خواستار آن هستيد كه سازمان ملل يك تحقيقات مستقل در مورد اين قتل عام انجام دهد. نويسنده فرانسوي رومن رولان كه جايزه نوبل ادبيات سال 1915 دريافت كرد نوشت : جهان از كمي حقيقت و بسياري دروغ تغذيه ميكند
مريم رجوي از شما تشكر ميكنم كه با دروغ ميجنگيد و از حقيقت دفاع ميكنيد از صميم قلب با شما هستيم.
شهردار ژان پیر مولر
خانم رئیس‌جمهور، مریم گرامي،
پاتریک کندی عزیز،
دوستان عزیز مجاهد خلق که در این سالن یا در شهرهای اروپا و در آن سوی اقیانوس اطلس حضور دارید،
خانمها و آقایان، دوستان عزیز،
در سال ۱۹۸۸ ما در فرانسه بودیم، در املاک خانوادگیمان. زندگی زیبا بود. تا آنجا که یادم هست آفتاب می‌درخشید و ما از زندگی لذت می‌بردیم. در این سال ۱۹۸۸ به یاد ندارم که صحبتی از کشتار سی هزار نفر شده باشد، در حالیکه ماه ژوئیه ۱۹۸۸ ماه وحشتناکی بود. چون در این ماه برخی از این سی هزار زندانی را به دار آویختند. برخی دیگر را به جوخه آتش سپردند اما ارجح بر به دار آویختن بود، چون (گرچه می‌دانم این کلمات تکاندهنده هستند) به دار آویختن کم خرج‌تر است، کم سر و صداتر است، و بهتر می‌شود مانع واکنشهای احتمالی بعد از آن شد.
در این سال ۱۹۸۸ فرزندانم کودک بودند. هر کدام این ماههای تعطیلات را در خاطراتشان حفظ کرده‌اند. همان موقع، همچنان که اشاره فرمودین، کودکان ۱۳ ساله، کمتر از ۱۳ ساله به‌دار آویخته می‌شدند، زنان حامله به دار آویخته می‌شدند و همچنین کهنسالان.
به همین دلیل ما امروز بعداز ظهر به اینجا آمده‌ایم، به اورسوراوآز آمده‌ایم، خانواده بزرگ ما در سراسر جهان از برلین و کانادا تا سایر شهرها گرد هم آمده است. چون ما مبارزان آزادی هستیم، ما شیفته آزادی هستیم. شاید ما حق اینرا نداشته باشیم که بگوییم مبارزان آزادی هستیم، چون در آمریکایی زندگی می‌کنیم که کشور امنی است، در فرانسه‌ای زندگی می‌کنیم که کشور امنی است. پس خیلی ساده است که بگوییم که مبارزان آزادی هستیم، در حالیکه همچنانکه سخنرانان مختلفی آنرا بیان کردند رزمنده مقاومت بودن کار بسیار دشوارتر و خطرناکتری در ایران و در تهران است. ولی به هر حال ما به این خاطر در اینجا هستیم. چون باید به یاد بیاوریم، بایدیاد آنها را گرامی بداریم و باید حسابرسی کنیم. آنها باید بهای کارشان را بپردازند. باید محاکمه شوند. باید تنبیه و مجازات شوند، باید به شدت مجازات شوند، گرچه مجازات آنها هیچگاه نمی‌تواند شدتی را داشته باشد که باید داشته باشد. به همین دلیل باید به مبارزه ادامه داد. باید همه با هم مبارزه کنیم.
من گفتم که همه عضو یک خانواده هستیم، همه از اردوی آزادی هستیم. شاید صفتی که بشود برای حکومت ایران بکار برد کلمه «سم» باشد. این حکومت خطرناک است، سمی است، به حدی که قابل تصور نیست. سم است، استبداد است، البته برای ایران و مردم ایران، ولی همچنین برای کل خاورمیانه هم سمی و خطرناک است، برای کل جهان خطرناک است.
یادم نمی‌آید چه کسی گفته است که ما در جهانی خطرناک زندگی می‌کنیم با مشکلات زیاد، عدم تعین های زیاد، با توطئه‌های زیاد. حکومت آخوندها بین همه این خطرها خطرناک‌ترین است و حکومتی زهرآگین است که باید از شر آن خلاص شد.
این هم دلیل دیگری است که به خاطر آن در اینجا در اورسوراوآز و در اقصی نقاط جهان هستیم و نباید غافل بشویم چون همانطور که در ویلپنت و در نقاط دیگر دیدیم، اراده‌ای برای اینکه ما را از بین ببرد (ببخشید که خودم را با شما جمع می‌زنم) حی و حاضر است.
من مانند بسیاری دیگر علاقه خاصی به خانواده کندی دارم، بنا بر این نقل قول می‌کنم از پاتریک کندی که گفت «من ایرانی هستم». اجازه بدهید یادآوری کنم که عمویتان هم در برلین گفت «من برلینی هستم». پس اجازه بدهید در اورسوراوآز و در همه شهرهایی که در آن گردهم آمده‌ایم با هم فریاد بر آوریم که «ما همه ایرانی هستیم » . ما ایرانی هستیم و می‌خواهیم آزاد باشیم، ما مجاهدین خلقیم، ما مبارزان آزادی هستیم. چون حکومت آخوندها ایران نیست. ایران دارای آلترناتیوی است که توسط مریم رجوی نمایندگی می‌شود و شما، مریم رجوی چه خوب مبارزه‌تان را پیش می‌برید، مبارزه‌ای برای ایرانی آزاد و ایران همه ما.
فکر می‌کنم وقت آن رسیده که آلترناتیو محصول خود را بدهد، هم برای مردم ایران،‌ هم برای کل جهان.      
استاندار ايو بونه رئيس پيشين سازمان ضد جاسوسي فرانسه
چیزی برای افزودن به اظهارات بجا و مصممی که مطرح شد توسط شما خانم رجوی و همچنین سخنرانیهای دیگری که بسیار روشنگر بودند بخصوص تاریخچه دقیقی که خانم بومدین از حوادث قبل از اوت ۱۹۸۸ ارائه داد، من چیزی برای افزودن ندارم؛ ضروری دیدم امروز با توجه به شهادتهایی که مطرح شد که پر احساس ترین آنها از ایران بود – این فوق العاده است که از ایران این پیامها فرستاده شد و از لحنی بسیار قاطع برخوردار بودند. زیرا حتما این تصاویر فقط برای شما و هواداران شما مشاهده نخواهند شد، آنها خطر زیادی را به جان می خرند. من می خواهم به ۳۰ سال قبل برگردم و لباسی که آن موقع بر تن داشتم را برتن کنم. یعنی لباس رییس سرویسهای امنیتی جمهوری فرانسه. زیرا فکر می کنم امروز، در ورای حرفها باید به موضوع روابطه کشورهای غربی و فرانسه با رژیم ایران بطور روشن پرداخته شود. این رابطه خانم بومدین یادآوری کرد و در سه فاز پیش رفت. اولین فاز مربوط به دوران ابهام بود. فازی که ما را از اول انقلاب ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ که مصادف بود با مرگ خمینی، می برد. فاز دوم فاز مماشات می باشد که ما را به ۱۷ ژوین ۲۰۰۳ می برد، خاطره ای که می دانم برای شما خانم رجوی بسیار دلخراش است. فاز سوم فاز عدم تعیّن است که هم اکنون شاهد آن هستیم. در آن هنگام فرانسوا میتران رییس جمهور فرانسه بود، همه می دانند که من سوسیالیست نیستم، ولی باید به کیفیت فرانسوا میتران بعنوان رییس کشور اذعان کرد، چون وقتی وی در الیزه بود سیاست فرانسه در قبال ایران سیاست قاطعیت بود.
دوران بعد دوران گفتگوی انتقادی بود که به مدت ۱۰ سال طول کشید و دوران مماشات بود. در این دوران گفتگوی انتقادی این بار اروپاییها جای آمریکاییها را گرفتند و خطر رژیم ایران را منکر شدند. همه ما، انگلیسی و آلمانی و فرانسوی،‌ بسیار افتضاح عمل کردیم. باید صداقت داشته باشیم و به آن اذعان کنیم. در سال ۲۰۰۳ به اوج مماشات رسیدیم. زیرا دیپلماسی و سرویسهای مخفی غرب و بویژه فرانسوی در خدمت واواک یا همان وزارت اطلاعات ایران قرار گرفتند. من تردید ندارم که بگویم که سرویسهای فرانسوی، د اس ت، کار بسیار زشتی کردند وقتی که با واواک برای نابود کردن مقاومت ایران به توافق رسیدند. من در این رابطه یک کتاب به نام توطئه بزرگ نوشتم، اگرچه مقاومت ایران و مردم ایران یک شجاعت و عزم بی مانند از خود نشان داده اند، اما ما كاري نميكنيم. فقط بعنوان ناظر حضور پیدا می کنیم و حمایت می کنیم و کف می زنیم. باید فراتر از این رفت. من فراخوان به یک تغییر کامل رفتار در قبال رژیم ایران میدهم. شما به درستی خواهان تعطیلی سفارتخانه های رژیم ایران شده اید. وقتی با پروژه های تروریستی مثل آن چیزی که گردهمایی ویلپنت را مورد هدف قرار داد مواجه هستیم، می توانیم کاری بکنیم. آن هم اخراج دیپلماتیهایی است که در فعالیتهای جاسوسی دست دارندلذا باید آنها را شناسایی کرد و خواهان اخراج آنها شد. این یک پاسخ واقعی است که می توانیم بدهیم.
ما باید بطورروشن خواهان پایان فعالیتهای کاری و خدماتی واواک با سرویسهای اطلاعاتی غربی بشویم. ما نیز وظیفه داریم آنچه را که شما (خانم رجوی) انجام می دهید را پیگیری کنیم و روی دولتهایمان فشار بیاوریم و با صدای رسا حقیقت را بگوییم من از شمار زنانی که در مقاومت ایران حضور فعال دارند شگفت زده هستم . این را باید در کله مان بگنجانیم که هیچ انقلابی موفق نمیشود اگر زنان نقش خود را ایفا نکنند. پس من معتقدم که ما این را به شما خانم رجوی مدیون هستیم و همچنین به همه کسانی که با وقف زندگی و جانشان به بقای ایده زیبای دموکراسی و آزادی کمک می کنند.

 

به اشتراک بگذارید: