گل واژه های پریا کهندل و عبدالعلی مدد زاده
امروز که با خاله شبنم رفتيم زندان گوهردشت خاله حالت عجيبي داشت...مبهم به اطرافش نگاه ميکردوبي تاب رسيدن وقت ملاقات...بلاخره بعداز يک ساعت شناسنامه ها روچک کردن و خاله براي اولين بار مهر ملاقات زندان گوهردشت به دستاش خورد...وقتي وارد راهروي گوهردشت شدسکوت کرده بود تا اينکه انتظارش بسر اومد و بعد از گذشتن از راهرو به سالن ملاقات رسيديم....وقتي بابا و دايي وارد شدن.....هيچ کدومشون از خوشحالي روي پاشون بند نبودن...و ما فقط نظاره گربوديم....حلقه هاي اشک شوق توي چشماي بابابعد چندين سال موج ميزدوازخوشحالي دستوپاشو گم کرده بود....دايي فرزادتک تک کابيناروچک ميکرد تاکابينيو پيدا کنه که گوشي سالمي داره.......شبنم به تک تکشون ميگفت باورکنيد اون طرف شيشه خيلي بهتره....اينور اصلا خوووب نيس اصلا حس خوبي ندارم....و همون طوري ک اشک توچشماش حلقه زده بود ميگفت هم از اوين بيرونم کردن هم از جايگاه قبليم....الان من از بهشت بيرون شدم وتوي برزخ گير کردم....نميدونم کيم....و....!!!! سالن ملاقات حس و حال هميشگيشو از دست داده بود....!!! بعد از اين چند سال اولين باري بود که بابارودر اين حد خوشحال ميديدم و اشکام بهم غلبه کرده بودن و زبونم بند اومده بود....ازطرفي خوشحال براي ازادي خاله و دايي از طرفي ناراحت براي اينکه افراد امثال باباودايي و خاله کم نيستن که هنوز بخاطر عقيدشون زنداني هستن...!!!! به اميد روز ازادي تک تک زندانيان بيگناه.....به اميد ازادي ايران و ايراني....که به قول دايي(فرزادمددزاده) اين راه ادامه داره تا وقتي ظلم توي زمين وجود داره.......نه فقط ايران....
عبدالعلي مددزاده پدر شبنم و فرزاد مدد زاده – چهارشنبه 2 بهمن 92
راهي تهران هستم تا برسم و دخترم را بغل کنم و بگويم سربلند آمدي. عبدالعلي مددزاده، پدر شبنم مددزاده که در قطار و راهي تهران بود تا فرزندش را بعد از ۵ سال بيرون از ديوارهاي زندان ببيند مي گويد: اين ۵ سال خيلي سخت گذشت زندگي ما خلاصه شد در جاده هاي تبريز و تهران و زندان هاي اوين و رجايي شهر اما به هر حال گذشت و حالا هم راهي تهران هستم تا برسم و دخترم را بغل کنم و بگويم سربلند آمدي. او مي افزايد: 5 سال دوندگي، پي گيري و نامه نگاري براي حتي يک روز مرخصي براي شبنم و فرزاد بي نتيجه ماند و هيچ مسئولي جوابي نداد. حالا دخترم محکوميت اش تمام و آزاد شده و فرزاد هم همين يکي دو روز بايد آزاد شود. فرزاد مددزاده، برادر شبنم مددزاده هم که به ۵ سال حبس در تبعيد محکوم شده،در زندان رجايي شهر زنداني است، محکوميت او نيز به پايان رسيده و او نيز در حالي آزاد خواهد شد که در ۵ سال گذشته امکان استفاده از مرخصي را نيافته است. آنها در حالي ۵ سال را در زندان سپري کردند که خانواده و وکيل آنها هرگز اتهامات منتسب را قبول نداشتند.محمد اوليايي فرد، وکيل اين دو هم در مصاحبه اتهامات را واهي و بي اساس خوانده بود. شبنم مددزاده به محاربه و تبليغ عليه نظام متهم شده بود و جمشيدي، سخنگوي وقت قوه قضائيه در مصاحبه اي او را متهم به ارتباط با سازمان مجاهدين خلق کرده بود؛ اتهاماتي که هرگز به اثبات نرسيد و آقاي اوليايي فرد اعلام کرد هيچ دليل و مدرکي براي اثبات آنها وجود ندارد. عبدالعلي مددزاده هم گفته بود:يک روز هم نگذاشتند به مرخصي بيايند در حاليکه هم خودشان در زندان و هم ما بيرون از زندان اين قضيه را پي گيري کرده اما به جايي نرسيده ايم. به هر کدام ۵ سال حبس تعزيري دادند و اتهام محاربه زدند که خيلي خنده دار بود، مضحک است. واقعا بچه هاي من با خدا مي جنگيدند؟