Menu
مهرداد هرسینی

مهرداد هرسینی

نظام به پیسی افتاده!

iran 2dcba
علائم و نشانه‌های از درون رژیم آخوندی حکایت از عقب‌نشینی‌های فرسنگی دارند.

آخوند روحانی، رئیس‌جمهور نظام در جلسه هیئت دولت به تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۶ با بیان اینکه «امام رضا، امام مناظره و مذاکره بود» به یقین گوشه‌هایی از» رضایت » اصولی «ولی‌فقیه زهر خورده» با انجام مذاکرات بعدی را به بیرون ساطع کرده است.

همچنین سفر آتی هیئت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از سوی اتحادیه اروپا به ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری آخوندی آنهم پس از اعلام تحریم‌های جدید از سوی ایالات‌متحده و همچنین اعلام مواضع قاطع از سوی کشورهای عربی و اسلامی و بخش بزرگی از این اتحادیه علیه مطامع ولی‌فقیه، به یقین نقش مهمی را برای تن دادن خفیفانه به مذاکرات ایفا نموده است.

رادیو صدای آلمان (۲۴ آبان ۱۳۹۶) در رابطه با مواضع اخیر فرانسه به‌عنوان مهم‌ترین شریک تجاری رژیم در اتحادیه اروپا می‌نویسد: «سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه، به خبرنگاران گفت: «فرانسه نگران ادامه برنامه موشکی ایران است که با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل همخوانی ندارد و منبعی برای بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه است».علائم عقب‌نشینی‌ها در مسائل یاد شده تنها به سخنان آخوند روحانی بسنده نمی‌کند، بلکه فراتر از آن پای قوه قضائیه حکومت، متولی سرکوب، اعدام و اجرای قوانین ضد انسانی و سرکوبگرانه نیز به ماجرای مذاکرات باز شده است. برای نمونه محمدجواد لاریجانی، ماله کش جنایات رژیم نیز در سخنانی به چشم‌انداز مذاکرات رژیم بر سر مسائل حقوق بشر اینگونه اعتراف کرده است: «اتحادیه اروپا علاقه مند به مذاکره با ماست و طبعا ما از این مذاکره ابایی نداریم و قبلا هم در زمان دولت اصلاحات با اتحادیه اروپا مذاکره داشته‌ایم اما قرار بود آنها دیگر علیه ما قطعنامه‌ای مطرح نکنند» (سایت حکومتی مشرق ۲۳ آبان ۱۳۹۶)
بر این اساس مشاهده می‌شود که موضوعاتی مانند پروژه‌های موشکی، نقش مخرب دیکتاتوری ولی‌فقیه در منطقه و کشورهای اسلامی و همچنین موضوع نقض حقوق بشر در ایران قرار است در دستور «مذاکرات» میان طرفین قرار بگیرند.این وضعیت در حالی است که ولی‌فقیه زهر خورده در تمامی سیاه نمایی‌ها، به‌کرات متولیان حاکمیت را نسبت به انجام هرگونه مذاکره بر سر «برجام های ۲ و ۳ و الا غیر» بر حذر کرده بود. وی پیشتر در جمع اوباش حکومتی ضمن هارت و پورت‌های همیشگی که صرفا مصرف داخلی و برای نیروهای به‌شدت روحیه باخته رژیم دارند، گفته بود: «می‌خواهند برجام ۲ و ۳ و ۴ را به نخبگان ما بقبولانند». خامنه‌ای سپس اضافه کرد: «در مقطع کنونی، آمریکاییها به دنبال تزریق تفکر خاصی در میان نخبگان جامعه و سپس افکار عمومی کشور هستند مبنی بر اینکه ملت ایران بر سر یک «دو راهی» قرار دارد و چاره‌ای جز انتخاب یکی از این دو راه ندارد!». (خبرگزاری سپاه پاسداران فارس، ۱ فروردین ۱۳۹۵)عقب‌نشینی نظام بار دیگر با «زانوان خونین» که به یقین با صلاحدید خامنه‌ای و شورای امنیت ملی رژیم صورت گرفته، در حالی است که کلیت نظام آخوندی در مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی در تله افتاده است.
تاثیرات تحریم سپاه پاسداران و لیست گذاری این ارگان سرکوبگر که از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا و همچنین شمشیر داموکلس علیه هرگونه روابط تجاری، مالی و اقتصادی با سپاه پاسداران و زیر مجموعه‌های مافیایی آن و ۶۴ امین محکومیت رژیم از سوی ملل متحد به دلیل نقض شدید حقوق بشر به یقین نقش ویژه‌ای در اتخاذ سیاست عقب نشین تن دادن به مذاکرات ایفا کرده است.
خامنه‌ای به‌خوبی دریافته است که زمان به زیان رژیم آخوندی است و سنبه طرف‌های مقابل بسیار پرزورتر از آن است که حاکمیت فکرش را کرده بود.
یک نمونه از چشم‌انداز و تأثیرات تحریم‌ها با طرف‌های تجاری را خبرگزاری سپاه پاسداران (۲۵ آبان ۱۳۹۶) اینگونه به تصویر کشیده است: «رئیس توتال فرانسه گفت: اگر رژیم تحریمی برای ایران وجود داشته باشد، مجبوریم آن را به شدت بررسی کنیم. ما با امریکا کار می‌کنیم، سرمایه‌هایی در امریکا داریم که باعث افزایش بیشتر سرمایه‌های ما در امریکا می‌شود».به یقین سکوت خامنه‌ای در رابطه با مواضع اخیر متولیان حکومت و زدن «چراغ و چشمک» برای مذاکرات در تمامی زمینه‌های یاد شده، مبین آن مثل قدیمی «خانه‌نشینی بی بی از بی چادری» است. وی به مانند سنوات قبلی خود را به «موش مردگی» زده و از گرفتن هرگونه موضعگیری علنی له یا علیه این سخنان تا به امروز خودداری کرده است. همچنین تلاش کلیت نظام با راه اندازی مذاکرات به یقین در وهله نخست خرید وقت و در دور زدن بحران‌های داخلی که خود را با رشد و نمو جنبش دادخواهی و اعتراضات روزافزون مردم به جان آمده به نمایش گذاشته است، می‌باشد.
بر این منطق می‌توان این نتیجه منطقی را گرفت که تمامی «الدورم و بلدورم» های پیشین «مقام معظم» و یا «دلواپسان نظام» مبنی بر اینکه «ذره‌ای از مواضع خود عقب نخواهیم نشست»!! صرفا «آروغی» بیش نبوده است. به یقین نتیجه منطقی تمامی مذاکرات احتمالی نیز همان واقعیتی بنام «جام‌های زهر» بعدی و بروز شقه و شکاف بیشتر در حاکمیت و باز شدن فضا برای مردم به جان آمده می‌باشند.

هدف بعدی موشک‌ها!

maghalat 076b8دیکتاتوری ولی‌فقیه در اقدامی توسط عوامل تروریستی خود دست به شلیک موشک به ریاض زد.

داده های بین‌المللی و شواهد تماما سخن از آن دارند که موشک شلیک شده به یاری بازوی تروریستی رژیم حزب الشیطان و در راستای حمایت از حوثی‌ها در یمن و صرفا با هدف صدور بنیادگرایی، لشکر گشایی و اعمال سیاست شانتاژ به کشورهای همسایه صورت گرفته است.به یقین بازتاب این سیاست مخرب در صحنه بین‌المللی و منطقه‌ای که با محکومیت از سوی بسیاری از کشورها همراه بوده، رژیم آخوندی را واداربه «مهمل بافی» و تلاش برای مخدوش نمودن این عمل تروریستی نموده است.

آخوند روحانی که ابعاد این عمل تروریستی را به‌خوبی دریافته، در سخنانی ضمن پرت و پلا گویی ناخواسته به به موشک‌پرانی های رژیم اعتراف نمود و گفت: «می‌گویند از سلاح خود استفاده نکنند؟»!!.
این اعتراف در حالی است که تمامی شواهد و قرائن سخن از آن دارند که دیکتاتوری خامنه‌ای سال های متمادی از طرق مختلف دریایی، هوایی و زمینی دست به ارسال سلاح و موشک‌های کپی‌برداری شده از نمونه های کره شمالی و یا چینی به حوثی‌ها در یمن می زند.پس‌ازآنکه راه‌های معمول و متعارف دریایی به یمن تحت کنترل نیروهای بین‌المللی قرار گرفتند، سپاه پاسداران با بازنمودن مسیر شاخ آفریقا و از طریق سومالی همچنان محموله سلاح و موشک‌ها را به حوثی‌ها می‌رساند. در این رابطه سایت المشارق (۹ دسامبر ۲۱۰۶) در گزارشی نوشت: «بازرسان بین‌المللی گفتند که یک «خط لوله اسلحه» مشکوک از ایران به یمن از طریق سومالی یافته‌اند. بر اساس گزارش پژوهش تسلیحات جنگ (سی اِی آر)، ایران از طریق دریا برای حوثی‌ها اسلحه قاچاق می‌کند و محموله‌های تسلیحاتی در ابتدا وارد سومالی می‌شوند».به یقین قاچاق سلاح و موشک به حوثی‌ها در یمن نقض آشکار قطعنامه شماره ۲۲۱۶ سازمان ملل، که در سال ۲۰۱۵ به موجب فصل هفتم منشور سازمان ملل، به تصویب رسیده می‌باشد. این قطعنامه در متن اصلی خود «هرگونه ارسال سلاح به انصارالله و نیروهای علی عبدالله صالح را ممنوع اعلام کرد». بدین‌سان ملاحظه می‌شود که خامنه‌ای عامدانه یکبار دیگر نه تنها قطعنامه ۲۲۳۱ که بر اساس توافق اتمی و منع به‌کارگیری از هرگونه موشک‌های بالستیک را بلکه فراتر از آن قطعنامه مربوط به خلع سلاح در یمن را نیز نقض نموده است.همچنین ولی‌فقیه به‌خوبی نسبت به ابعاد وخیم این حمله تروریستی واقف است، وی می‌داند که شلیک هر موشک به کشورهای همسایه آنهم در چنین برهه زمانی، به مانند همان سیاست موشک‌پرانی رژیم در دهه ۸۰ میلادی، به مانند آواری بر سر رژیم خراب خواهد شد.

در دوران جنگ ضد میهنی ایران و عراق نیز دیکتاتوری در بن‌بست قرارگرفته خمینی، تلاش نمود با چنین سیاست مخربی و ضمن به آشوب کشیدن منطقه، از عبور کشتی‌های نفتی در خلیج‌فارس ممانعت به عمل آورد. هدف در آن دوران ترساندن کشورهای همسایه مانند کویت، عربستان و یا کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج‌فارس و کشاندن جنگ به کشورهای همسایه بود.
بر این سیاق بود که شاهد اوجگیری جنگ و باز شدن جبهه‌های دیگری بودیم و باز بر این منطق بود که پای کشورهای بزرگ یکی پس از دیگری به منطقه و شاهراه آبی خلیج‌فارس باز شد.امروز نیز اگر وضعیت به همان اندازه برای دیکتاتوری زهر خورده ولی‌فقیه خراب نباشد، به یقین بهتر نیست!. مجموعه بحران‌هایی که نظام آخوندی را در صحنه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به تله انداخته‌اند، خود بهترین دلیل برای اتخاذ چنین سیاست‌های ویرانگری می‌باشند. هدف نخست این سیاست در وهله نخست روبه داخل با مجموعه عظیمی از نارضایتی‌ها است. فریادهای مردم به‌جان‌آمده علیه جاه‌طلبی‌های رژیم آخوندی که خود را با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، و یا «سوریه را رها کن» تماما علائم آشکاری از نارضایتی‌های عموم علیه دیکتاتوری خامنه‌ای است.بر این منطق است که باید نیاز خامنه‌ای برای صدر بحران به خارج از مرزها، قدرت‌نمایی‌های پوشالی و جیمز باندبازی‌های مسخره سپاه پاسداران را تجزیه و تحلیل نمود. روزنامه کیهان وابسته به بیت ولی‌فقیه (۱۵ آبان ۱۳۹۶) گوشه‌های صدور بحران به خارج از مرزها را برای انحراف افکار عموم در داخل و مردم به‌جان‌آمده این‌گونه به تصویر کشیده است: «شلیک موشک انصارالله به‌ ریاض، هدف بعدی دوبی».
جریان تروریستی انصارالله نیز نمونه کپی‌برداری شده از حزب الشیطان در لبنان می‌باشد که در ترور، تصفیه مخالفین و اخیرا تهدید به قتل علیه «سعد حریری» نخست‌وزیر این کشور، دست دارد.
رهبر این جریان حسین بدرالدین حوثی که در سال ۲۰۰۴ کشته شد، «در دهه شصت برای آشنایی با اندیشه‌های روح‌الله خمینی به قم سفر کرد و به یکی از مریدان وی تبدیل گشت». (دانشنامه ویکی پدیا)بر این سیاق به‌خوبی می‌توان دست خط رژیم آخوندی در راه‌اندازی، کمک‌های مالی، لجستیک، آموزشی و تسلیحاتی به این جریان تروریستی را مشاهده نمود؛ و باز بر این منطق است که حوثی‌ها به مانند حزب الشیطان مورد حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و موشکی قرار می‌گیرند. لازم به یادآوری است که اخیرا یک کارگزار رژیم در مصاحبه‌ای تلویزیونی اعتراف کرد که دیکتاتوری خامنه‌ای حزب الشیطان لبنان را با ارسال «۸ هزار موشک» تسلیح نموده است. خامنه‌ای در تلاش است تا چنین سیاستی را نیز برای حوثی‌ها و به تبع آن گرفتن تمامی و یا بخشی از قدرت در یمن را شکل و قوام ببخشد.

یکهو بگو تحریم‌ها علیه سپاه را هم بردارم

iran 9011bدو سه روزی است که با آغاز «مادر تحریم‌ها» از صدر تا ذیل نظام آخوندی ماتم گرفته اند. هرکدام به نحوی و با یک سازی وارد میدان شده و برای باند مقابل روضه خوانی می‌کند

بر این سیاق جناح بیت «مقام معظم» تلاش میکند تا کاسه و کوزه ها رابرسر «دولت تدبیر و امید» خراب نماید و باند مقابل هم به هزار قسم و آیه که تمامی توافقات و تسلیم نامه ها با نظارات و خواست کامل «حضرت آقا» صورت گرفته اند، ولاغیر!بهرحال با راه افتادن تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران و نیروهای تروریستی وابسته به آن، در درون رژیم اکنون محشری برپا شده. نیم نگاهی به رسانه ها و مواضع سردمداران ریز و درشت آخوندی گویای حال پریشان و بلبشوی حاکم بر تمامی جناح ها می‌باشد، زیرا بقول عوام «این سیاهچاله، دیگر از آن سیاهچاله ها نیست» و به یقین با هدف گرفتن «نخ نبات» و بازوی سرکوب در دیکتاتوری ولی‌فقیه، ضربات غیرقابل جبرانی بر اقتصاد، دستگاه مالی و بانکی و همچنین تروریسم صادراتی رژیم فرود آمده است.رژیمی ها از قانون «کاتسا» با عناوینی مانند «مادر تحریم‌ها» و یا «تحریم‌های هوشمند» و یا «سیاهچاله تحریم‌ها» نام می‌برند. بر این سیاق روز 9 آبان، یعنی امروز ضرب العجل از سوی وزارت خزانه داری آمریکا برای «شناسائی تمامی نهادها، دفاتر، افراد حقیقی و حقوقی و زیر شبکه های وابسته به سپاه پاسداران» به پایان رسیده است و عملا قریب «5 هزار» موسسه، شرکت و زیر مجموعه اقتصادی وابسته و یا همکار سپاه تحت تحریم‌ها قرار خواهند گرفت.روزنامه حکومتی کیهان وابسته به «بیت خامنه‌ای» ضمن آه و فغان در این رابطه می‌نویسد:«ویژگی مهم این طرح قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی است. قسمت خطرناک و نگرانکننده این است که افراد و نهادهایی که دارای ارتباط کاری با سپاه هستند، باید تحریم شوند.
وضعیت وقتی بغرنج تر میشود که وقتی یک فرد یا نهاد ایرانی در لیست تحریمی قرار میگیرد هیچ بانک خارجی با ایرانیها همکاری نخواهد کرد و همین شبکه بسیار شکنندهای که بعد از برجام شکل گرفته است، به شدت متزلزل خواهد شد.»
ترجمان ساده این جملات، همان امکان تحریم‌های شدید نه تنها علیه سپاه سرکوبگر و زیرمجموعه‌های آن می‌باشد بلکه فراتر از آن علیه دولت آخوند روحانی نیز صدق می‌کند؛ زیرا زمانیکه از «نهادها» و یا «افراد حقیقی و یا حقوقی» سخن به میان می‌آید، بدان معنا است که مثلا نهادی مانند «ریاست جمهوری نظام» و یا «بانک مرکزی», «وزارت اقتصاد و دارایی» که جملگی متولی مالی این «نیروی شبه‌نظامی و اختصاصی برای ولی‌فقیه» می‌باشند، نیز منطقاً می‌تواند در لیست تحریم‌ها قرار بگیرند.بکاری گیری واژه «سیاهچاله» نیز اساساً بی‌مورد و تبلیغاتی نیست، زیرا این رشته از تحریم‌ها حوزه‌های بسیار گسترده‌ای از اقتصاد و دستگاه مالی رژیم را هدف قرار داده و به مانند سیاهچاله‌ای که در حال بلعیدن هرگونه نشانه‌ای از حیاط می‌باشد، به راه افتاده است. یک محور آن همان تحریم پروژه‌های موشکی ولی‌فقیه و تسلیحات متعارف می‌باشند که ضمن جلوگیری از هرگونه فعالیت و یا تجارت نظامی با طرف‌های خارجی، به منابع مالی سپاه و مجموعه تعاملات بانکی این ارگان سرکوبگر نیز راه می‌برند.
مضافاً بر تمامی این واقعیات آنکه، در این دور از تحریم‌ها، ایالات‌متحده تلاش نموده تا مجموعه تحریم‌های جدید صدمه‌ای به روح برجام نزند، اما مطابق با بندهای برجام هر تحریمی که مانع استفاده رژیم آخوندی از منافع برجام شود، ناقض این توافقنامه تعبیر خواهد شد.همچنین در رابطه با آه و ناله‌های سران رژیم باید به سخنان اخیر سردژخیم قضائیه حکومت، آخوند لاریجانی اشاره نمود. وی نیز به مانند قلم به دست ولی‌فقیه هدف تحریم‌ها را دو ریلی نامیده و می‌گوید: «اجرای «قانون کاتسا» به معنای تحریم نیروی مسلح رسمی نظام است و می‌توانند به بهانه همکاری دولت با سپاه حتی دولت را تحریم کنند، سپاه پاسداران نیروی مسلح رسمی کشور ماست».اینکه سپاه پاسداران «نیروی مسلح رسمی کشور» است، دروغی آشکار حتی به قوانین ساری و جاری آخوندی می‌باشد. برای مثال اصل 150 از قانون اساسی رژیم آخوندی به‌صراحت بر نقش سپاه برای «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» تأکید می‌نماید.
بر این اساس سایت حکومتی دیدبان (18 فروردین 1394) با تأکید بر نقش ویژه این ارگان سرکوبگر که فرا نظامی است، می‌نویسد: «یکی از ماموریت‌های سپاه همکاری با ارتش جمهوری اسلامی ایران در مواقع لزوم در جهت پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ اما قانون مأموریت دیگر پاسداران را مبارزه قانونی با عوامل و جریان‌هایی که در صدد خرابکاری، براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی ایران ‌می‌باشند، معرفی می‌کند. همچنین همکاری با ارگان اطلاعاتی کل کشور (جامعه اطلاعاتی) از دیگر وظایف این نهاد انقلابی است. به همین منظور سازمان اطلاعات سپاه نیز در چارچوب اساسنامه سپاه پاسداران به منظور مقابله با اقدامات ضد امنیتی، جاسوسی و خرابکاری در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سایبری و همچنین همکاری با سایر ارگان‌های اطلاعاتی کشور تشکیل شد».بهرحال گذشته از دروغ‌پردازی‌های سران آخوندی برای جا انداختن یک ارگان سرکوبگر و ضد مردمی که صرفا به‌عنوان «گارد ویژه ولی‌فقیه» راه‌اندازی شده است، باید به جوهر و روح حاکم بر این نهاد تحت قیومت خامنه‌ای نیز اشاره نمود که در 5 حوزه «نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و قضائی» با مجموعه زیربناهای گسترده و سرکوبگری مانند «اطلاعات سپاه، بسیج ضد مردمی و نیروی تروریستی قدس» تعریف شده است. از سدو ارگان آخری، یکی وظیفه سرکوب مردم در داخل مرزها را دارد و دیگری برای صدور تروریسم، بنیادگرایی و راه‌اندازی خاک‌ریزهای دفاعی رژیم در کشورهای همسایه و اسلامی است.جمله آخر آنکه، وضعیت برای نظام آخوندی بسیار بغرنج و چشم‌انداز برون رفتن از مجموعه بحران‌ها با توجه به فاکتور نارضایتی روبه رشد و ابعاد اعتراضات مردمی در داخل بسیار تیره است. هیچکدام از باندهای رژیم در وضعیتی نیستند تا دیکتاتوری ولایت را از مهلکه نجات دهند. چشم‌انداز باند روحانی همان راه‌اندازی «مذاکرات جدید» و به تبع آن خرید وقت برای پیشبرد اهداف شوم ولی‌فقیه است.
وضعیت در میان باند آخوند روحانی نیز به مانند طنز آن پسری است که از پدر «دوچرخه طلبید».
پدر در پاسخ گفت: «ﺍﮔﻪ ﺷﻴﻄﻮﻧﻲ ﻧﮑﻨﻲ، ﺑﻪ ﺣﺮفم ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻲ، زیاد ﺑﺎ کامپیوتر بازی ﻧﮑﻨﻲ، ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻲ، ﻣﻌﺪﻟﺖ هم بیست بشه شاید ﻭﺍﺳﺖ بخرم» پسر نیز عاجزانه پاسخ داد:«یکهو بگو تحریم‌ها علیه سپاه را هم بردارم»!!

 

پرونده جنبش دادخواهی بر سر میز جامعه جهانی

dadkhahi 8cf27
سرانجام پس از ۳۰ سال از گذشت جنایت علیه بشریت و قتل‌عام بیش از سی هزار زندانی سیاسی مجاهد و مقاوم، پرونده خونین این جنایت سبعانه در دستور کار ملل متحد قرار گرفت.

روز گذشته خانم عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه ملل متحد در خصوص وضعیت خونین حقوق بشر تحت حاکمیت آخوندی، ضمن ارائه تازه ترین گزارش از فاجعه انسانی طی سال گذشته در ایران تاکید کرد: «برای حرکت رو به جلو من علاقمندم پیشنهاد کنم که ما باید هم‌چنین به گذشته بنگریم. در این رابطه تعداد قابل توجهی از دادخواست‌ها، ارتباطات و مدارک پیرامون اعدام‌های گزارش‌شدة هزاران زندانی سیاسی، از مرد و زن و نوجوانان در سال ۱۹۸۸ حاکی از درد و رنج عمیق و مستمری است که مطمئناً باید به آن پرداخته شود. این قتل‌ها به‌خودی خود توسط برخی از بالاترین مقامات حکومت مورد تأیید قرار گرفته‌اند».به یقین بیان این جملات مبین آن است که جامعه جهانی به یمن کارزار بزرگ خانم رجوی بر سر دادخواهی برای خون های بناحق ریخته شده در رژیم آخوندی و به یمن فعالیت‌های مستمر ایرانیان آزاده، اشرف نشانان در داخل و خارج از کشور و به یمن حمایت‌های بیدریغ نیروهای دمکرات، همومانیست و دردمند در سراسر جهان، سرانجام این پرونده خونین در سطح بین‌الملل را بازگشایی نمود وبراین منطق پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک اعدام‌های سال ۶۷ را مصداق «جنایت علیه بشریت» قلمداد نماید.این واقعیت در حالی به وقوع پیوسته است که دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهن امان در هراس از بازتاب قتل‌عام‌ها، مدت زمان مدیدی است که دست به تخریب گورهای دستجمعی، راه و جاده سازی بر سر مزار شهدا، ساختمان سازی و ایجاد فضای سبز زده است.
به موازات آن نیز بخشی از گورهای بی نام نشان را که توسط خانواده های قربانیان شناسائی شده اند بفروش رسانده ویا ضمن خاک برداری و طبقه بندی قبور، تلاش نموده است تا آٍثار جرم و جنایات را بدین وسیله پاک نماید. پیشتر سازمان مجاهدین خلق که طی سال‌های متمادی موضوع قتل‌عام کشتار ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ را در دستور کار خود قرار داده، با اعلام گزارشاتی از تخریب گورهای دستجمعی توسط رژیم آخوندی، نسبت به روند پاک سازی آثار جنایات هشدار داده بود.نمونه های متعددی در اهواز، شیراز، مشهد و یا در شهرهای شمالی و غرب کشور از تخریب عامدانه گورهای دستجمعی وجود دارد که تماما نشان از یک سیاست مشخص و صنعتی نوینی بنام «پاک سازی آثار جنایات» دارند. سازمان عفو بین‌الملل نیز در پی فراخوان‌های مقاومت ایران در ماه جولای گذشته نسبت به این روند ضد انسانی هشدار داده بود.
در بیانیه این سازمان حقوق بشری از جمله تاکید شده است: «به جای بی حرمتی به این گور با ریختن زباله و بازمانده های عمرانی و زجر دادن بیشتر خانواده هایی که به خاطر تلاش خود برای حفاظت از یاد و خاطره عزیزانشان با سرکوب روبرو بوده اند، مقام ها باید با عمل به وظیفه خود کلیه گورهای جمعی ایران را حفظ کنند تا تحقیقات درباره اعدام‌های فراقانونی ۱۹۸۸ و سایر کشتارهای جمعی انجام شود».چنین نمونه های در سراسر کشور به‌وفور یافت می‌شوند، زیرا حاکمیت جبار آخوندی که بر بنا برداده های داخلی و بین‌المللی، «رکورد دار اعدام» در جهان می‌باشد، از تبعات جنایات انجام شده در حق زندانیان سیاسی بیدافع و بی گناه به‌شدت به هراس افتاده است.
خامنه‌ای به مانند تمامی دیکتاتورها در روزهای پایانی عمر ننگین اش، در تلاش است تا با محو آثار جنایات که به یقین حاکمیت خود را مدیون همین سبوعیت و بربریت علیه انسانیت می داند، رژیم را از مهلکه حسابرسی در مقابل یک دادگاه ذیصلاح بین‌المللی برهاند.
براین منطق است که وی تا دیروز از انتشار فرمان خمینی ملعون برای قتل‌عام در سال ۶۷ به جد خودداری می‌کرد و باز براین منطق است که پس از افشاگری‌های مستمر مجاهدین و مقاومت ایران سرانجام ناچار گردید تا آمران قتل‌عام، جنایت کارانی مانند آخوند رئیسی، آخوند پور محمدی، آخوند فلاحیان و یا روسای زندان‌ها و دژخیمان شکنجه‌گر را یکی پس از دیگری به صحنه فرستاده تا به یکدیگر «مدال افتخار» بدهند.به یقین بازتاب خشم و تنفر عمومی از ابعاد جنایات رژیم، ولی‌فقیه زهر خورده و غرق در بحران را ناچار کرده است تا با هرگونه بررسی و بازبینی کشتار ۳۰ هزار زندانی سیاسی تا به امروز مخالفت نماید و باز برهمین سیاق است که دستگاه تبلیغاتی دیکتاتور، تلاش دارد تا با چرخاندن موضوع و سیاست «عوض کردن جای جلاد و قربانی» این کشتارها را توجیه و مخدوش نماید.
 اوج بلاهت حاکمیت در این زمینه را به‌خوبی می‌توان در بازتاب مواضع وزارتخارجه رژیم رویت نمود؛ زیرا به‌عوض پاسخگویی سوال مشخص از سوی جامعه بین‌الملل و به‌عوض جوابگویی به این پرونده خونین، حاکمیت به مانند همیشه دست به تحریف، تهمت، افتر و سیاست شانتاژ علیه گزارشگر ویژه ملل متحد و به تبع آن سازمان ملل می‌زند.نمونتا بهرام قاسمی سخنگوی دیپلماسی آخوندی شانتاژ بازی‌های رژیم را اینگونه به تصویر می‌کشد: «معتقدیم بهره‌گیری از رویکردهای سیاسی، غیرصادقانه و مبتنی بر استانداردهایی کاملاً دوگانه از سوی ِاندکی از کشورها در حوزه حقوق‌بشر، حاصلی جز تضعیف جایگاه و شان مقوله حقوق‌بشر در سطح جهان و رسوایی بیشتر مدعیان حقوق‌بشر و برخی از متحدان آنها که همگی از کارنامه‌ای تاریک در مباحث حقوق‌بشری برخوردارند، در پی نخواهد داشت». (صدا و سیمای رژیم ۴ ابان ۱۳۹۶)اما در فرای این فریب‌کاری‌ها و در فرای تمامی تلاش‌های مذبوحانه رژیم باید گفت که زمان، زمان حسابرسی برای تمامی جنایات، سرکوب، ترور، جنگ‌افروزی و کشتار ایرانیان از هر قوم و مذهبی، فرا رسیده است.
جنبش دادخواهی استوار و پوینده وو بالنده دیوارهای بتونی زندان‌ها، گورهای مخفی دستجمعی و سکوت سی ساله در ایران و جهان را سرانجام شکست و در روند خود اکنون به یقین به طناب داری برای کلیت نظام آخوندی تبدیل شده است. براین منطق هرگونه پا گذاشتن رژیم در این وادی به معنای باز شدن سرکلاف نقض حقوق بشر در ایران می‌باشد و بستن فضا و ادامه شیوه‌های شکست خورده گذشته به مانند آواری است که هر لحظه با خود بهمنی عظیم را برای جاروب کردن نظام بهمراه خواهد داشت. این را خامنه‌ای خوب فهمیده است، اما تیک تیک زمان دیگر به نفع حاکمیت خون‌ریز و سرکوبگر وی در تمامی زمینه‌ها و به‌ویژه نقض خونین حقوق بشر نیست.

غارت‌شدگان به جان آمده: مرگ بر دیکتاتور

maghalat cdebc

غارت‌شدگان به جان آمده: «مرگ بر دیکتاتور»روند روبه رشد و ابعاد اعتراضات مردمی به‌ویژه در میان گسلی بنام «غارت‌شدگان» به یقین آینده تمام قدی از منفوریت، عمق فساد، غارت و چپاول رژیمی است که در رأس آن «بیت مقام معظم» با تمامی ارگان‌ها و باندهای مافیایی وابسته به آن قرار دارد.

فریاد معترضین به جان آمده که در گرما و سرما در مقابل دوایر دولتی، مجلس یا نهادهای مالی رژیم دست به تظاهرات می‌زنند، روز گذشته در مقابل مجلس ارتجاع با قرین شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و یا «می‌کشم، می‌کشم، هرکه برادرم کشت» به مدار جدیدی از بلوغ و تقابل با دیکتاتوری آخوندی رسید.

با نیم نگاهی به منحنی اعتراضات در شهرهای میهن امان طی ماه‌های اخیر، اکنون به‌خوبی می‌توان به این نتیجه منطقی رسید که تبلور خواسته‌های مردمی که خود را در شعارها و فریادهای اعتراضی متحصنین و معترضین نمایان می‌کند، اساساً از مرز خواسته‌های اجتماعی و یا صنفی گذشته و به آغازی بر «پایان رژیم» راه برده است.در این رابطه خانم رجوی ضمن حمایت از خواسته‌های به‌حق معترضین دردمند و غارت شده تأکید کرد: «شعارهای شجاعانه تظاهرات امروز علیه روسای قضاییه و مجریه و قوای سرکوبگر انتظامی و امنیتی آخوندها شعله‌ای از تمایل عمومی برای به زیر کشیدن نظام منحوس ولایت‌فقیه است». (اطلاعیه شورای ملی مقاومت ۲ آبان ۱۳۹۶)سخن از قشر دردمندی است که تمامی پشتوانه و ذخایر مالی آنان به دست عوامل دزد و فاسد رژیم آخوندی به یغما رفته است و بدین‌سان بخش بزرگی از این قشر به‌شدت ضربه خورده را در آغاز پائیز زندگی پربارشان، عاجز و ورشکسته با مجموعه‌ای از بحران‌های مالی به حاشیه جامعه رانده، بطوریکه در منطقی ترین پاسخ هیچگونه چشم انداز و یا دادرسی برای مطالبات خود نمی‌بینند.

به موازات این وضعیت وخیم باید به بی عملی حاکمیت برای رسیدگی به دزدی‌های نجومی باندهای مافیایی در درون حکومت نیز اشاره نمود، زیرا داده‌های دولت آخوند روحانی و بانک مرکزی رژیم سخن از آن دارند که در پشت تمامی چنین مؤسسات قلابی، یا آقازاده و آخوندزاده‌ها خوابیده‌اند و یا اساساً اعتبارات آنان از سال‌ها پیش از سوی بانک‌های رژیم به‌ویژه بانک مرکزی مورد تائید قرارگرفته بودند. نمونه‌هایی مانند بنیاد خمینی، مؤسسات مالی ثامن، کاسپین، نور، ملل، کوثر و یا آستان قدس تنها گوشه‌هایی از اختاپوس حاکم بر اموال و دارایی‌های مردم می‌باشند.برای نمونه سایت حکومتی بهار (۲۹ خرداد ۱۳۹۶) به نقل از اطلاعیه بانک مرکزی رژیم، از ۵ موسسه مالی رژیم بنام‌های «توسعه، کاسپین، کوثر مرکزی، ملل و نور به عنوان موسسه اعتباری مجاز» نام برده بود. بدین‌سان ملاحظه می‌شود که مردم دردمند و غارت شده با استناد به چنین توصیه و ارزیابی های های حکومتی اساساً به مجموعه مؤسسات مالی رژیم اعتماد کرده و تمام هستی و زندگی خود را در اختیار این مؤسسات فاسد قرار داده‌اند.واقعیت در این دیکتاتوری جبار و خون‌ریز آن است که موضوع به یک یا دو شهر کشور بسنده نمی‌شود، بلکه اکنون با اطمینان می‌توان از صنعتی بنام «فساد و غارت» در این حاکمیت سخن گفت که بواسطه آن، دیکتاتوری به منابع مالی هنگفتی برای صدور تروریسم، جنگ افروزی و یا پروژه‌های ضد ملی اتمی و موشکی دست می‌یابد.

شبکه‌های مجازی اکنون مملو از فیلم، خبر و یا انتشار تصاویر مربوط به درگیری‌های مردم در جای جای ایران با عوامل سرکوبگر آخوندی می‌باشند. خیل عظیم لباس شخصی‌ها، اطلاعات، بسیج سرکوبگر و سپاه پاسداران و استقرار نیروهای ضد شورش در شهرهای مختلف، گویای شعله‌ور شدن جوش و خروش اجتماعی علیه کلیت نظام آخوندی است و شعار «پول من را پس بده» بهانه‌ای بیش نیست.
پاسخ مردم به جان آمده به این وضعیت ضد انسانی همان «آتش زدن پایگاه بسیج» ضد مردمی در ارومیه و یا فریادهای «مرگ بر داعشی» است که نمونتا روز گذشته در تهران به گوش رسید.در چنین وضعیتی حاکمیت که اکنون در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللید در محاصره قرار گرفته است، توان باز کردن جبهه و یا رویایی دیگری با مردم به جان آمده را ندارد. نه تنها داده‌های داخل کشور و مقاومت ایران این را می‌گویند، بلکه حتی داده‌های اندرونی رژیم نیز سخن از وحشت و عدم توان حکومت برای هرگونه تقابل با خواسته‌های به‌حق مردم را دارند.
خامنه‌ای به‌خوبی می‌داند که هرگونه حرکت اشتباه، می‌تواند به قیام عمومی و در نهایت به سرنگونی کل نظامش منجر شود، بر این منطق است که اکنون به مانند همیشه به تاکتیک «خرید وقت» برای فرصت سازی روی آورده است.
ولی فقیه زهر خورده و طلسم شکسته اکنون از سه جبهه در محاصره کامل قرارگرفته است. در خارج از مرزها هم برنامه اتمی، موشکی و هم سپاه سرکوبگر ولایت زیر ضرب جامعه بین‌المللی رفته و در داخل نیز مجاهدین تازه از «زندان لیبرتی» رها شده، کاری خواهند کرد، کارستان.
این را دیگر ما نمی گوئیم، بلکه شعارها، اعمال و شیوه‌های قهرآمیز مردم در تقابل با کلیت دیکتاتوری ولایت آن را به گوش جهانیان رسانده است.

 

این دفعه ریز، ریز می‌کنم!!

terrorism cab83قریب یک هفته پس از اعلام استراتژی جدید ایلات متحده علیه دیکتاتوری زهر خورده خامنه‌ای و به تبع آن لیست گذاری سپاه سرکوبگر پاسداران، ولی‌فقیه زهر خورده درسخنانی ضمن پرت و پلا گویی و کلی‌بافی، همچنان از پاسخ به ابهامات و سؤالات نیروهای ریزشی رژیم طفره رفت.

ولی‌فقیه ارتجاع که ید طولایی در «سیاه نمایی» و دوز و دغل‌بازی دارد، در این سخنان با جملاتی چند پهلو که به یقین ناشی از خالی بودن چنته نظام آخوندی است، گفت:«نمی‌خواهم وقت را صرف پاسخ‌گویی» کنم. «این ضایع کردن وقت است که انسان بخواهد پاسخ او را بدهد». (خبرگزاری سپاه پاسداران، فارس ۲۶ مهر ۱۳۹۶)بیان چنین جملات گنگ و مبهم که ترجمان ن فرار و طفره رفتن بر این واقعیت است که بالاخره راهکار عملی رژیم برای تقابل احتمالی با سیاست‌های اعلام شده از سوی آمریکا چه خواهند بود؟ خود بهترین اعتراف بر آن است که نظام آخوندی در کلیت اش از جاری شدن سیل تحریم هاو لیست گذاری بازوان خونین رژیم، یعنی سپاه پاسداران و زیرمجموعه‌های تروریستی آن در منطقه بسیار به وحشت افتاده است.
بر این منطق است که ولی‌فقیه زهر خورده همچنان تمامی تخم‌مرغ‌های نظام سرکوبگر آخوندی را در سبد «برجام» می‌گذارد و از طرف‌های اروپایی به جد «التماس میکند» تا ضمن فشار آوردن بر طرف مقابل، از «پاره کردن برجام» جلوگیری به عمل آورند.
 وی بی محابا و ناخواسته، اعتراف می‌کند: «اولاً اروپا باید در مقابل اقدامات عملی آن‌ها بایستد؛ ثانیاً از ورود به مسائل دفاعی ما باید پرهیز کند».
خامنه‌ای همچنین در ادامه و برخلاف دفعات پیشین که بر «آتش زدن» برجام تأکید کرده بود، عقب نشینی کرده و می‌گوید:«تا طرف مقابل برجام را پاره نکند ما آن را پاره نمی‌کنیم اما اگر او برجام را پاره کرد ما آن را ریزریز می‌کنیم»!!بهرحال موضوع تحریم‌های جدید و لیست گذاری که طی هفته گذشته به یکی از مهم‌ترین موضوعات در سطح بین‌المللی تبدیل شده است، ریشه در بازتاب منطقی جامعه جهانی نسبت به سیاست‌های مخرب رژیم آخوندی در ایران و منطقه دارد.
بر این اساس است که اکنون به موازات راه‌اندازی و شدت بخشیدن به پروژه موشک‌های بالستیک، شاهد رشد و نمو پدیده‌ای بنام «بنیادگرایی اسلامی» و صدور تروریسم از سوی دیکتاتوری ولی‌فقیه به کشورهای همسایه و اسلامی می‌باشیم.
 تازه‌ترین نمونه این سیاست مخرب را باید در مداخلات آشکار سپاه پاسداران در کردستان عراق و به خاک و خون کشیدن مردم محروم این خطه جستجو نمود.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت در این رابطه ضمن افشاگری از روند این مداخلات تأکید کرده است: «این اقدام تجاوزکارانه در حالی صورت می‌گیرد که پاسدار قاسم سلیمانی سرکرده جنایتکار نیروی تروریستی قدس از چند روز پیش در سلیمانیه و بغداد و دیگر مناطق عراق به توطئه و طراحی برای آن مشغول است.
اقدام جنایتکارانه سپاه پاسداران و شبه نظامیان مزدورش باعث بی‌خانمان شدن شمار زیادی از مردم کرکوک و ناگزیر شدن آنها به خروج از شهر شده است«. (۲۵ مهر ۱۳۹۶)واقعیت در لابلای این جملات آن است که به دلیل سیاست مخرب مماشات، رژیم آخوندی در وضعیتی قرار گرفت تا تعادل ژئوپلیتیک در منطقه را با پمپاژ «پول، موشک، سلاح و نیروهای بنیادگرا» برهم بزند.
حضور گسترده نیروها و مزدوران رژیم در عراق، سوریه، افغانستان و لبنان و یا راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی در یمن تماما بازتاب این سیاست مخرب بوده است.
در سایه این سیاست بود که خامنه‌ای از فردای مرگ خمینی ملعون، دست به تحقق رویای خلافت اسلامی در کشورهای مسلمان زد و باز بر این منطق بود که با تشکیل نیروهای سرکوبگر بومی و یا مداخلات مستقیم نظامی به باج‌خواهی و کشورگشایی در منطقه بحرانی خاورمیانه پرداخت.
در داخل نیز دستان نیروهای سرکوبگر رژیم را برای بگیروببند و راه‌اندازی تورهای پلیسی و نظامی باز کرد و به موازت آن نیز به رژیم امکان هرگونه کشتار و قتل‌عام را در اشرف قهرمان و زندان لیبرتی داد.
سخن از سیاستی است که اکنون پس از ۶۰ سال با شکست سنگینی روبرو شده است. تبعات و ضایعات ناشی از آن به یقین قرن‌ها بر روح و روان مردم ایران و منطقه پابرچا خواهد ماند.به موازات این واقعیات اکنون عطف به داده‌های موجود، باید اذعان کرد که خامنه‌ای در بن‌بستی برگشت‌ناپذیر گیر افتاده است. وی به‌خوبی می‌داند که شلیک هر موشک به مثابه «زدن میخ» دیگری بر تابوت این رژیم فرسوده است.
عدم اعتراض و سکوت عامدانه وی در رابطه با لیست گذاری سپاه پاسداران و صرفنظر کردن از پرداختن به محتوا و جان کلام یعنی «تحریم‌های جدید» به خودی خود گویای وضعیت آشفته و پریشان نظامی است که در تمامی زمینه‌ها شکست‌های استراتژیک خورده و تنها با اهرم خون‌ریزی مسائل روزمره‌اش را حل و فصل می‌کند.به یقین یکی از راهکارهای عملی برای برون رفتن از این بحران‌های ولی‌فقیه ساخته، همان «خلع ید از رژیم آخوندی در منطقه و اخراج پاسداران و شبه نظامیان مزدور از عراق، سوریه، یمن، لبنان و افغانستان و جلوگیری از ارسال تسلیحات و نیروهای رژیم به این کشورها» و همچنین به رسمیت شناختن مجاهدین و مقاومت ایران برای تغییر و تحولات دمکراتیک از سوی مردم ایران می‌باشد.

خیز سوم مقام معظم برای قبضه کامل قدرت!

 moghavemat f2e10«مقام معظم» طی «سفر تاریخی!!» خود در ۲۴ مهر ۱۳۹۰ به کرمانشاه در جمع مشتی بسیجی علائم و نشانه‌های «تغییر مهندسی» نظام آخوندی را اینگونه به تصویر کشیده بود: «امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ یعنی مردم با رأی مستقیمِ خودشان رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند؛ تا الآن هم شیوهٔ بسیار خوب و تجربه‌شده‌ای است. اگر یک روزی در آینده‌های دور یا نزدیک احساس بشود که به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی می‌تواند این خط هندسی را به این خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمی‌کند».

در آن دوان هنوز جوهر این جملات خشک نشده، موجی از مخالفت به‌ویژه از سوی باند رفسنجانی به راه افتاد. وی که روزی روزگاری «فرد دوم نظام» بود، ضمن به چالش گرفتن خامنه‌ای از جمله گفت: «تضعیف بخش جمهوریت نظام خلاف قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم محدود و محصور می‌گردد». (سایت العربیه ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱)
ترجمان این جملات به معنای آغاز نبردی سهمگین بین دو جناح متخاصم برای تعین و تکلیف «ارثی» بجا و روی دست مانده از خمینی ملعون تعبیر گردید، بطوریکه باند خامنه‌ای بلافاصله ضمن به صحنه آمدن، خواستار خلع ید رفسنجانی از «ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام» گردید.خیز دوم خامنه‌ای برای به کرسی نشاندن «آمال و آرزوهای» ولایت برای یکدست نمودن حاکمیت، با سخنان یک نمایند دیگر «ولایت مدار» در مجلس حکومتی آغاز گردید. یونس اسدی نماینده باند ولایت از مشکین‌شهر در گفتگویی ضمن خط و نشان کشیدن برای باند مقابل، به تلاش جدید مجلس حکومتی در این زمینه اشاره و تأکید کرد: «این طرح در پی بیانات رهبر معظم انقلاب در سفر به کرمانشاه که به نظام پارلمانی اشاره کرده بودند، مطرح شده است».
همچنین در آن دوران علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس (۲۳ دیماه ۱۳۹۲) در گفتگویی با سیات حکومتی «باشگاه خبرنگاران جوان» ضمن دو قبضه کردن تلاش مجلس، گفت: «قرار شد در این زمینه کار کار‌شناسی صورت بگیرد، تیم‌هایی کار خود را شروع کردند که نمی‌دانم به کجا رسیدند، این ایده مقام معظم رهبری باید دقیق بررسی شده و ابعاد مختلف آن به معظم‌له گزارش شود».این دور از جنگ قدرت نیز با حملات باند مقابل به‌ویژه رفسنجانی خنثی گردید. در این رابطه وی سفرهایی به قم و دیگر عتبات داشت و تلاش نمود تا ضمن هماهنگ نمودن بخشی از حوزه علمیه و آخوندهای درشت و مخالف خامنه‌ای، به مقابله با خیز دوم ولی‌فقیه بپردازد.
رفسنجانی در این رابطه یکبار دیگر به صراحت «طرح حذف پست ریاست جمهوری» و جایگزینی آن با انتخاب «نخست‌وزیر از طریق مجلس» را که عموما بخشی از طیول خامنه‌ای است، رد نمود و اضافه کرد که این طرح «به تضعیف جمهوریت نظام» منجر می‌شود و «خلاف قانون» است.طی روزهای گذشته خامنه‌ای برای سومین بار با گسیل مهره‌های خود در مجلس، یکبار دیگر گوشه‌هایی از تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ولایت را برای به جریان انداختن این طرح را نمایان ساخت. در این رابطه یوسفیان ملا، رئیس کمیسیون تدوین آئین‌نامه‌های داخلی مجلس (۹ مهر ۱۳۹۶) از جمله با اشاره به نامه جمعی به «مقام معظم» برای تغییر نظام ریاستی، تأکید کرد: «موضوع ایجاد نظام پارلمانی در ذهن صاحبنظران همچنان مطرح می‌باشد، زیرا شرایط فعلی پاسخگوی نظام نیست. مجلس اگر بخواهد با دولت تعامل داشته باشد، باید چشم‌پوشی‌های فراوانی را انجام دهد، در حال حاضر مجلس مسائل فراوانی را می‌بیند، ولی به خاطر تعامل صحبتی نمی‌کند». (تلویزیون حکومتی)واقعیت در لابلای این جملات همان وجود آثار شقه و شکاف در رأس نظام آخوندی بر سر مسائل کلیدی می‌باشند. خامنه‌ای برای برون رفتن از مجموعه بحران‌ها راه‌حل نهایی را با اهرم هرچه بیشتر امنیتی و نظامی کردن کشور، در هرچه یکدست تر کردن حاکمیت و حذف باند مقابل می‌بیند.مقام معظم از فردای شکست سنگین در مهندسی نمایش انتخابات که شاخص آن همان توده‌ای شدن شعار مقاومت ایران نه به آخوند «شیاد و جلاد» بود، اکنون در محاصره کامل مردم، مقاومت ایران و جامعه جهانی قرار گرفته است. حرکات روبه رشد و اعتراضات روبه رشد گسل‌های اجتماعی، مقاومت بی امان زندانیان سیاسی، وجود مقاومت سازمان یافته از سوی مجاهدین و رفتن پیام و دیدگاه های سیاسی مریم رجوی به داخل توده‌های به‌جان‌آمده به یقین مهمترین عامل برای این حجم از وحشت و هراس خامنه‌ای از آینده‌ای نه چندان «روشن» می‌باشد.بر این منطق است که خامنه‌ای در راس یک نظام فاسد، غارتگر و سرکوبگر و در آخرین روزهای دیکتاتوری ولایت، علائم و نشانه‌هایی مبنی بر تلاش مجدد برای یکدست نمودن رژیم را به بیرون ساطع می‌نماید.
اینکه آیا «مقام معظم» بتواند طرح «تغییر مهندسی» را تا به آخر به پیش ببرد، برای مردم به‌جان‌آمده ایران اساسا فاقد هرگونه جایگاه و ارزش می‌باشد، زیرا این رژیم ضد مردمی با ریاست جمهوری و یا بدون منصب ریاست، سال‌ها است که به بخشی از تاریخ سیاه ایران تعلق گرفته و باید برود، به همین سادگی.بر این منطق و به یقین پاسخ به این سؤال را باید در تعادل قوای درونی رژیم و بروز شقه و شکاف هرچه بیشتر در حاکمیت جستجو نمود. شکاف میان پست ریاست جمهوری نظام آخوندی با ولی‌فقیه واقعیتی نهادینه شده در این رژیم می‌باشد. از نخستین رئیس‌جمهور نظام که آنگونه مورد غضب خمینی قرار گرفت تا آخرین آن که خود را «امنیتی‌ترین رئیس‌جمهور نظام» می‌داند، تماما در تضاد و جنگ و جدال با بیت ولی‌فقیه بوده و می‌باشند. اکنون باند مقابل به عیان می‌بیند که چگونه به مانند «دستمال یکبار مصرف» مورد «لطف و محبت» ولی‌نعمت خود قرار گرفته و چگونه این وضعیت به‌غایت شکننده حکایت آن مثل معروف «از صحن خانه تا لب بام از آن من/ از بام خانه تا ثریا از آن توست» را برای باند روحانی تداعی می‌نماید.
روزنامه اعتماد از باند دولت «تدبیر و امید»! ضمن هشدار، این واقعیت را اینگونه به رخ ولی‌فقیه می‌کشد: «(اجرای این طرح) مستلزم بالا رفتن آستانه مدارای سیاسی است که هم‌اکنون در پایین‌ترین حد از مدارای سیاسی به سر می‌بریم. ماشین قدرت در (نظام) دارای فرمان‌های متعدد است... باید این نکته را به عنوان پاشنه آشیل تلقی کنیم و حتما باید دنبال ‌یکپارچه‌سازی قدرت برویم».

بفرمائید «جام زهر» بعدی!

 iran 2d809«مقام معظم» زهر خورده در فروردین ۹۵ طی سخنانی، امکان مشارکت رژیم در هرگونه «برجام های» دیگر را قاطعانه رد کرده بود.

وی در سخنانی آنزمان با تأکیدات ویژه گفت: «می‌خواهند برجام ۲ و ۳ و ۴ را به نخبگان ما بقبولانند». خامنه‌ای سپس اضافه کرد: «در مقطع کنونی، آمریکاییها به دنبال تزریق تفکر خاصی در میان نخبگان جامعه و سپس افکار عمومی کشور هستند مبنی بر اینکه ملت ایران بر سر یک «دو راهی» قرار دارد و چاره ای جز انتخاب یکی از این دو راه ندارد!». (خبرگزاری سپاه پاسداران فارس، ۱ فروردین ۱۳۹۵)ولی فقیه زهر خورده این سخنان را در حالی ایراد کرد که خود پایه گذار و آرشیتکت اصلی «برجام اتمی» می باشد. این خامنه‌ای بود که با «زانوان خونین» و در حالیکه کفگیر دیکتاتوری در بسیاری از زمینه ها ی مالی، اقتصادی، بازرگانی و تجاری و همچنین خشم و نارضیاتی مردم به ته دیگ خورده بود، آن «مقام محترم» در منطقه در را «واسطه» نمود تا «درب و تخته» را با مماشات گرایان چفت و جور کند و بطور «باسمه ای» هم که شده، برجام را از «سبد جادو و جنبل» بیرون بکشد.خامنه‌ای به غلط براین باور بود که با امضائ توافق هسته ای، بویژه با آن «هفت سند ضمیمه» که تا امروز از انظار عمومی مخفی مانده است، دیگر مسائل رژیم آخوندی با جامعه بین الملل برای حداقل ۱۰ سال حل و فصل شده و بدین سان وی چراغ سبزی برای سرکوب خونین مردم و بویژه مقاومت ایران و اشرفیان قهرمان در زندان لیبرتی دریافت کرده است.
با این اشتباه محاسبه بود که ولی فقیه زهر خورده به موازات زدن «لبخند» بسوی خارج، در داخل با راه اندازی «تونل ها و سایت ها مخفی» همان سیاست و خباثت گذشته و پنهانکاری ها را به موازات موشک پرانی و لشکر گشایی به کشورهای همسایه و اسلامی ادامه داد.اما گردش چرخ زمانه که با خود واقعیات غیر قابل انکاری را به دنبال دارد، اکنون تحولات را علیه مطامع و سیاست های مخرب ولی فقیه طور دیگری رقم زده است. این چرخش را که ما از آن «چرخش دوران» در سه زمینه داخلی، منطقه ای و بین المللی نام می بریم، اکنون به طناب دار برای حاکمیتی تبدیل شده که تمامی فرصت های ممکن برای حل بحران ها را سوزانده است.براین منطق است که خامنه‌ای نیاز شدیدی به «ساخت و پاخت» و معامله های دیگر دارد. وی همواره با این کارت مسائل و بحران ها ی حکومتی را پشت سر گذاشته است. نگاهی به داده ها و مواضع اخیر سردمداران رژیم و بویژه سخنان آخوند روحانی به هنگام عزیمت به نیویورک برای شرکت در هفتاد و دومین اجلاس ملل متحد و زدن «بفرما شام» به طرف های مقابل، آنهم از جیب مردم محروم و تحت ستم ایران، نشان از آن دارد که تمامی آن «الدورم بولدورم» های مقام معظم در آغاز سال ۹۵, فقط «آروغی» بیش نبود و صرفا برای روحیه دادن به نیروهای زهوار درفته رژیم و با هدف کنترل فواران بحران ها در درون نظام بیان شده بود.روحانی که به یقین نه از طرف خود، بلکه به نمایندگی از کلیت نظام آخوندی، سفره گسترده ای را به طرف های مقابل نشان داده است، علائم جام های زهر بعدی درزمینه های موشکی، سپاه و تروریسم و همچنین صدور بنیادگرایی به منطقه را اینگونه به خارج ساطع نمود. وی از جمله تاکید کرد: «برجام می‌تواند الگوی خوبی برای صلح و ثبات در منطقه و جهان باشد». براین سیاق است که اکنون خامنه‌ای محمد جود ظریف را قریب دو هفته است با «حکم حکومتی» راهی بلاد «استکبار» کرده تا به گفته بسیاری از ناظران مسائل ایران، زمینه های معامله بر سر «برجام های دیگر» را آماده نماید.در این راستا، وزیر خارجه دیکتاتوری ولایت، علائم و نشانه های عقب نشینی «مقام معظم» را پس از اعلام یوکیو آمانو، رئیس آژانس بین المللی اتمی، مبنی بر عدم تائید پایبندی رژیم به توافق هسته ای، اینگونه بیرونی کرده است. به گزارش خبرگزاری بلومبرگ (۲۸ سپتامبر ۲۰۱۷): «جواد ظریف اعلام کرد رژیم ایران حاضر است کنترلها و نظارتهای سختگیرانه از تأسیسات اتمی را از شش سال بعد بپذیرد».
به نظر می رسد که اعلام این زمان بندی، آنهم در فاصله زمانی کمتر از دو هفته برای «تائید یا عدم تائید» پایبندی رژیم در توافق اتمی از سوی ایالات متحده، صرفا برای ترمز زدن به اوجگیری بحران می باشد. همچنین اعلام این زمان بندی، می تواند «مبنا و پایه ای» برای چک و چانه زدن های بعدی قرار بگیرد.
در این رابطه تلویزیون رژیم (۴ مهر ۱۳۹۶) در خبری از «‌جلسه‌هایی پشت درهای بسته؛ احتمالاً با محوریت برجام» و همچنین «رایزنی برای توافقنامه ای که سرنوشت اش این روزها پیچیده تر از همیشه شده» سخن به میان آورده است.خامنه‌ای برای برون رفتن از بحران های پیش رو برروی اسب اروپا سرمایه گذاری استراتژیک کرده است. این وضعیت بغایت شکننده به موازات مواضع تا به آمروز قاطع امریکا در حالی است که بخشی از این اتحادیه به سردمداری فرانسه علائم دیگری از خود به دیکتاتوری ولی فقیه نشان داده اند.بدین سان در نبود اروپای یک پارچه، منطقی ترین راه حل برای «مقام معظم» همان سیاست «کنترل بحران» با پارامتر خرید وقت می باشد، امری که به یقین بخشی از وظائف محمد جواد ظریف در آمریکا را شامل می شود. یک سایت نزدیک به خامنه‌ای در مطلبی ضمن اعتراف به وجود این شکاف می نویسد: «اروپا خود را حافظ برجام معرفی می‌کند، در ادامه ایران را تشویق به مذاکره مجدد می‌کند و اینگونه به‌دنبال گسترش برجام در حوزه‌های دیگر است به بیان دیگر همراهی اروپایی‌ها با آمریکا به بهانه‌هایی چون قدرت موشکی بسترساز برجام جدید و جاده بازکردن برای آمریکاست. سخنانی که سست بودن تحلیل عدم همراهی اروپا با آمریکا توسط دولتمردان (ما) را نشان می‌دهد». (سایت حکومتی رجا نیوز ۷ مهر ۱۳۹۶)درچنین وضعیت بغایت نامتعین و از آنجائیکه ولی فقیه یکبار به خودی های نظام نشان داد که از علم مذاکره اصلا بویی نبرده است، لذا چشم انداز موفقیت رژیم با تاکتیک خرید وقت بسیار ضعیف می باشد. نه طرف های مقابل خواهان ورود به چنین بازی هستند و نه اساسا رژیم توان مدیریت سه تابلو برای برجام و برجام های بعدی (تروریسم، بنیاد گرایی و حقوق بشر) را دارد.
یک کارگزار رژیم این چشم انداز سیاه را اینگونه تفسیر نموده است: «به فرض محال، فرض کنیم تمامی اعضای برجام پیشنهاد آمریکا برای مذاکره‌ی مجدد متن برجام را بپذیرند و به توافق نسبت به تغییرات جدید هم برسند؛ اما چه تضمینی هست که کنگره‌ی آمریکا توافق جدید را بپذیرد و یا رئیس‌جمهور بعدی آمریکا این توافق جدید را یک فاجعه‌ی تمام عیار نخواند». (خبرگزاری سپاه پاسداران، فارس ۵ مهر ۱۳۹۶)
بهرحال از هر زاویه ای که رژیم دستگاه دیپلماسی خود را بچیند، از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که برجام های بعدی، خواه «مقام معظم» را خوشایند باشد، یا نباشد، در راه هستند. براین منطق بازنده اصلی آن نیز به یقین رژیم آخوندی با عقب نشینی های هرچه بیشتر خواهد بود.

عجب هچلی شده!

terrorism 7a541زنده یاد دهخدا در لغتنامه غنی خود «هچل» را به معنای «دردسر، گرفتاری، مخمصه، بورشدن، خجل، دماغ سوخته و شرمسار» ترجمه کرده است.

به یقین با نیم نگاهی به این دید و ترجمان غنی و پربار وی، اکنون به‌خوبی می‌توان به وضعیت «هچل اندر هچل» در نظام آخوندی رسید، وضعیتی که در روند خود به مانند گوله برفی می‌ماند که عنقریب در حال تبدیل شدن به «بهمنی بزرگ» است.
موضوعاتی مانند تروریسم صادراتی، صدور بنیادگرایی، دخالت در کشورهای همسایه و اسلامی و نیز نقض شدید حقوق بشر در ایران چارچوب‌های اصلی این بهمن را تشکیل می‌دهند که در به حرکت درآوردن آن به یقین مقاومت ایران و مجاهدین نقش اصلی را ایفا کرده و می‌کنند. بر این منطق است که عنصر داخلی با به جوش و خروش درآوردن عنصر خارجی، اکنون رژیم را به گوشه رینگ کشانده است و آنچنان «هچلی» برای دیکتاتوری برپا نموده که عنقریب به ایست قلبی «مقام معظم» خواهد انجامید.یک نمونه آن همان شکل‌گیری جنبش دادخواهی در داخل کشور و رشد نمو آن طی یک سال گذشته می‌باشد که نه تنها به شقه در درون نظام راه برده، بلکه در راستای خود و تنها یک سال پس از نقل و مکان اشرفیان قهرمان به آلبانی و برپایی «سازمان رزم جدید»، عنصر اجتماعی و به‌ویژه نسل جوان را به موازات فعالیت‌های مستمر و پی گیراعضاء مقاومت و اشرف نشانان در خارج از کشور به حرکت در آورده است.
در این راستا است که کشورهای عضو جامعه جهانی یکی پس از دیگری از خواب، «غفلت» بیدار می‌شود و باز بر این منطق است که تضادهای لاینحل در رابطه با دیکتاتوری ولی‌فقیه نیز یکی پس از دیگری در پرونده‌های خاک خورده و به بایگانی سپرده شده باز گشوده می‌شوند.نمونه‌هایی مانند سیاه نمایی‌ها و پنهان‌کاری‌های اتمی رژیم در زمینه برجام حکایت همان مثل قدیمی «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل» می‌باشد. جهان به یمن تلاش‌های مریم رجوی اکنون در حال رسیدن به این واقعیت است که چگونه این رژیم ضد ایرانی، اموال و دارایی‌های باد آورده از قرارداد اتمی را به جیب جریانات تروریستی و جنگ افروزی و یا پروژه‌های موشکی سرازیر می‌نماید؛ و باز در این راستا است که باید مجموعه تلاش‌ها و دست پا زدن‌های خامنه‌ای برای آرام کردن روند شتابان داخلی و بین‌المللی و در نهایت چرخاندن بحران‌ها به‌سوی خواسته‌های رژیم را ارزیابی نمود.طی هفته اخیر خامنه‌ای با گسیل فرستاده خود به نیویورک تلاش نمود تا از شکل‌گیری و النهایه خراب شدن این آوار بر بیت عظما ممانعت به عمل آورد، اما دیدیم و یکبار دیگر تجربه کردیم که به یمن هوشیاری این مقاومت و مجاهدین و به یمن فعالیت‌ها و تظاهرات گسترده اشرف نشانان در آمریکا، فرستاده ویژه ولی‌فقیه با چمدانی خالی‌تر به تهران برگشت. سخنان اخیر رئیس‌جمهور آمریکا و تأکید بر خواست مردم ایران درباره «ضرورت تغییر در ایران» همان آب سردی است که بروی ریش و عبا و عمامه آخوندها ریخته شده است.
در این رابطه رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت نیز ضمن استقبال اصولی از این خواسته، خواستار یک سری اقدامات اجرایی برای جامه عمل شدن این تغییر گردید که از آن جمله: ارجاع پرونده جنایات این رژیم به‌ویژه قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ به دادگاه بین‌المللی جنایی.
ـ خلع‌ید از رژیم آخوندی در منطقه و اخراج پاسداران و شبه‌نظامیان مزدور از عراق و سوریه و یمن و افغانستان و لبنان.
ـ اعمال قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت ملل‌متحد درباره پروژه تسلیحات اتمی رژیم ملایان و ممنوعیت غنی‌سازی، همراه با بازرسی آزادانه و بی‌قید و شرط از مراکز نظامی و غیرنظامی رژیمـ پرداخت مابه‌ازاء اموال و تجهیزات و تسلیحات و قرارگاه‌های سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران در عراق که تماماً با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.به‌هرحال دیکتاتوری ولی‌فقیه به اشتباه بر این باور بود که دوران همان دوران «سیاست مخرب مماشات» می‌باشد وبراین منطق و در یک اشتباه محاسبه پیش از سفر رئیس‌جمهور رژیم به هفتاد و دومین اجلاس سازمان ملل خطاب به طرف‌های مقابل از جمله وعده داد: «عده‌ای در آمریکا هستند که خود را در این زمینه مغبون می‌بینند و احساس می‌کنند سفره‌ای باز شده که آنان نیز در پهن شدن سفره کمک کردند، اما موقع غذا خوردن از آن محرومند، زیرا در اتاق کناری نشسته‌اند؛ وقتی کنار سفره عده‌ای غذا می‌خورند و سر و صدا می‌کنند (بخوانید بانگ نوشانوش!) این نشاط و شادابی، آنان را اذیت می‌کند... در حالی که آنان می‌توانند راه درست را انتخاب کنند و به ‌اتاقی وارد شوند که سفره هست؛ از نظر ما اشکالی ندارد اگر اخلاق بدشان را کنار بگذارند می‌توانند کنار این سفره هم باشند». (روزنامه حکومتی تعادل ۲۷ شهریور ۱۳۹۶)این همان منطق و سیاستی است که دیکتاتوری آخوندی با نشان دادن درب باغ سبز به طرف‌های مقابل طی سه دهه حاکمیت ننگین خود همواره تلاش نموده تا از بحران‌ها بگریزد و محاصره را بشکند. نمونه آن قرارداد نفتی «امنیتی» با شرکت توتال که پیشتر جزئیات آن را یک کارگزار حکومتی افشاء نموده بود را باید در همین ردیف ارزیابی نمود.
به‌هرحال با تمامی این بذل و بخشش‌ها از جیب مردم و دارایی‌های ملی و با تمامی عقب‌نشینی‌های رژیم، اجلاس جاری سازمان ملل متحد برای رژیم آخوندی در کلیتش به‌جز برپایی «نشست حاشیه‌ای وزرای ۵ بعلاوه ۱» که به گفته محمدجواد ظریف «نشست طرف‌ها جلسه‌ای غیر رسمی بود که در آن لزومی بر تصمیم‌گیری نبود»، نه تنها ثمری نداشت، بلکه به هرچه بیشتر به بی‌آبرویی و انزوای حاکمیت در صحنه بین‌المللی تبدیل گردید. نشان به آن نشان که نزدیک ترین شرکای تجاری ولی‌فقیه در اتحادیه اروپا که تلاش زیادی برای «وساطت» به عمل آورده‌اند، نیز اکنون در حال چرتکه انداختن بر سر این واقعیت می‌باشند که آیا جهان امروزی توان قبول یک «کره شمالی» دیگر را دارد یا خیر؟بر این منطق باید گفت: اوضاع واقعاً برای «مقام معظم» هچل شده!

کلی گویی معنا دار« حضرت آقا»!

 moghavemat cb08e

آنچه را که خامنه ای فراموش کرده و یا خود را عامدانه خود را به فراموشی زده است، آنکه اساسا موضوع نیرنگ و حقه بازی های رژیم دیگر از « برجام » در حال عبور کردن است.

رضا» برای بحران ها و مجموعه ضرباتی است که دیکتاتوری ولی فقیه از داخل و جامعه بین الملل دریافت کرده است. خامنه ای زهر خورده سرانجام صبح امروز سکوت عامدانه خود را با سرهم کردن مشتی « کلی گویی» شکست و با عجز و التماس خطاب به طرف های مقابل گفت: « آمریکاییها باید بدانند، در کار مسائل مهمی که منافع ما ارتباط دارد عقب نشینی در قاموس جمهوری اسلامی معنی ندارد، این را بدانند در قضیه برجام، هر حرکت غلط نظام سلطه با عکس العمل جمهوری اسلامی روبرو خواهد شد».(سایت حکومتی نصر نیوز ۲۶ شهریور ۱۳۹۶) بهرحال گذشته ازاین کلی بافی های توخالی که برای عقب نشینی های بعدی رژیم کاملا قابل پیش بینی می باشد، سکوت معنادار ولی فقیه زهر خورده طی ماه های گذشته درحالی بود که اکنون جنبش دادخواهی بواقع به طناب داری برای نظام آخوندی تبدیل شده است. اوجگیری این جنبش ملی و ضرباتی که ولی فقیه زهر خورده از حرکات و اعتراضات روزافزون گسل های اجتماعی، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و همچنین زندانیان سیاسی در داخل سیاهچال های رژیم دریافت می کند، بخوبی دلائل خاموشی رهبر نظام آخوندی را به نمایش می گذارد. وضعیت برای کلیت نظام در یک کلام « خراب اندر خراب» است و چشم انداز برون رفتن از مجموعه بحران ها، با صحنه آرایی که حاکمیت کرده است، اساسا منتفی می باشد.
رشد و نمو خواسته های بحق مردم که دیگر ازموضوعات « صنفی» عبور کرده و به خط سرخ های « نظام » راه برده اند به موازات مجموعه بحران های حاد اقتصادی، با خود پیام خیزش و جوشش را برای میهن امان به ارمغان آورده است.
براین منطق است که می گوئیم رژیم در بن بست بحران های مرگبار قرارگرفته است و باز بر این منطق است که به نیاز شدید حاکمیت روحیه باخته در پاک کردن ابعاد جنایت علیه بشریت بویژه پاک سازی گورهای دستجمعی، صدور هرچه بیشتر تروریسم، جنگ طلبی و بلوا پی می بریم.به موازات صحنه داخلی اکنون جامعه بین الملل نیز «یقه» حضرت آقار را گرفته است و بقول عوام « ول کن معامله نیست». تازه ترین آن همان تمدید تعلیق تحریم های هسته ای از سوی ایالات متحده برای ۱۲۰ روز دیگر می باشد.
همچنین اضافه شدن لیست یازده تایی از افراد حقوقی و حقیقی رژیم به تحریم های جدید و نیز مخالفت روبه رشد با « فروش هواپیما» به دیکتاتوری قدر قدرت! ولی فقیه، آن روی دیگر دو مولفه یاد شده را به نمایش می گذارند.
در تنگنا قراردادن حاکمیت تنها به این دو موضوع بسنده نمی کند، بلکه فراتر از آن اکنون به روح و جوهره اصلی « برجام» نیز راه برده است. تازه ترین موضعگیری های یوکیو آمانو، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر بازدید از « سایت های نظامی» رژیم، به یقین ضربه بزرگی را به دیکتاتوری ولی فقیه وارد آورده است. دراین راستا است که چشم انداز آن قرارداد ِ بغایت زیر سوال رفته، اکنون در هاله ای از ابهام قرارگرفته است. اعلام « عدم پایبندی (رژیم ) ایران به تعهدات قید شده در برجام » از سوی ایالات متحده به معنای آن است که ولی فقیه به موازات آزمایش موشک های بالستیک، در خفا همچنان به دنبال « ساخت سلاح اتمی» است. در چنین شرایطی خامنه ای که خود بانی و باعث قبول « تسلیم نامه اتمی» وین می باشد، اکنون به سوراخی خزیده و از دادن پاسخ به این سوال منطقی از سوی خودی های نظام که مگر همین نیم بند « معامله » به درخواست و « حکم حکومتی » از سوی تو صورت نگرفته است؛ شدیدا طفره می رود.
وی با سکوت عامدانه تلاش دارد تا به مانند سنوات گذشته، موج نارضایتی و ریزش در درون رژیم شقه شقه شده آخوندی را از سر بگذراند و بدین سان برای جمع و جور کردن اوضاع بهم ریخته نظام زمان بخرد. براین منطق است که ولی فقیه بعوض گرفتن مواضع شفاف و سینه سپر کردن در مقابل حملات باند رقیب و قبول مسئولیت برای شکست های استراتژیک رژیم، مهرهای ولایت مداررا یکی پس از دیگری به صحنه می فرستد تا ضمن عربده کشی، توپ شکست های نظام و بیوزه برجام و تبعات ناشی از « تسلیم نامه اتمی وین » را به زمین مقابل بیاندازند. درخواست پاسدار شکنجه گر شریعتمداری، قلم بدست خامنه ای در کیهان حکومتی مبنی بر « خارج کردن پرونده هسته‌یی از اختیار دولت و سپردن آن به هیأت یا شورایی مرکب از کارشناسان ورزیده‌ هسته‌ای» را باید در راستای دوز و دغل بازی های عامدانه « حضرت آقا» ارزیابی نمود. همچنین در نمونه ای دیگر آخوند احمد خاتمی درسخنانی که به یقین از سوی بیت « مقام معظم» دیکته شده است، می گوید: « آمانو دبیرکل آژانس گفته است در بازرسی تفاوتی بین سایتهای نظامی و غیرنظامی نیست حرف این است نه در پروتکل الحاقی نه در برجام اجازه اطلاع یافتن بر اسرار کشور به اجانب داده نشده این اولا.
ثانیا مراکز نظامی اسرار یک ملت است، ناموس یک ملت است به یاری خداوند نه مسئولان نه مردم ما اجازه فضولی به اجانب در این عرصه نخواهند داد». ( سایت حکومتی العالم ۲۵ شهریور ۱۳۹۶) آنچه را که خامنه ای فراموش کرده و یا خود را عامدانه خود را به فراموشی زده است، آنکه اساسا موضوع نیرنگ و حقه بازی های رژیم دیگر از « برجام » در حال عبور کردن است. جدی ترین شرکای تجاری رژیم نیز در یک چرتکه انداختن به این واقعیت که این رژیم با چنین ساختار و سیاست های مخرب، هم درمنطقه خاورمیانه و هم درجهان امروزی دیگر جایی ندارد؛ رسیده اند.
 براین منطق در آینده ای نه چندان دور به موازات اهرم تعیین کننده داخلی یعنی مجاهدین، مقاومت و مردم، جامعه بین الملل نیز سرانجام به تحولات داخلی میهن امان برای رسیدن به صلح، ثبات منطقه ای و حاکمیت مردمی در ایران تن خواهد داد.

منتخب ویدئوکلیپ