Menu
رحمان كريمي

رحمان كريمي

رژیم مغروق و خس و خاشاک های روی مرداب

رحمان كريمي 91776  درباره بحران های مزمن نا علاج که رژیم را از هر سوی در فشار منگنه مرگ قرار داده است ، طی این سال ها و ایام اخیر ؛ یاران مقاومت ایران به کرّات به توضیحات مستند و مستدل با شیوایی ، قلم زده اند و دیگر نیازی به بازنویسی ندارد . صرف نظر از یاران مقاومت ، کیست که موقعیت مرگزای ملایان فاشیست دینی را نفهمیده باشد ؟ . و مهمتر ، طنز شاداب و فرحبخش اینکه جلادان و فاسدان مجرم نظام علیه هم ؛ نداف و برملاگر شده اند . دیگر اختلافات مبتنی بر کسب اهرم های قدرت و ثروت ، زیرجُلی و زیر لحافی نیست . هر کدام دست شان برسد ، البسه گندیده دیگری را نشسته و آب نکشیده ، در معرض جهانی ؛ روی بند می اندازند و محیلانه از ولی فقیه درمانده شان کمک می طلبند . چرا دامنه رسوایی نظام تا بدین حد به بی آبرویی رسیده است ؟ . خیلی به اختصار به سه دلیل :

1 ــ  نارضایتی رو بتزاید جامعه و اقشار و طبقات اجتماعی تا به نزدیک نقطه جوش و انفجار .

2 ــ  بحران سخت منطقه یی و بین المللی . 

3 ــ  اقبال و بقای پایدار دشمن آشتی ناپذیر وهمواره مزاحم و آزاردهنده یعنی مقاومت سرفراز ایران که محبوبیت جهانی آن، قابل تحمل نیست .

 چنین است که مجرمان در تلاشند که به هر حیله ، وجهه یی اپوزیسیونی برای مشغول داشتن مردم ، بخود بگیرند که در عمق این شیادی ، هدف منحرف کردن اذهان ستمدیدگان و به تنگ آمدگان است از مقاومت مطرح ایران . اما وقتی بخت از بخت مردم گدازان چنان برگشته که این شلم شوربا بازی ها افاقه نمی کند ، وقتی به عینه غرق شدن نظام خود را در تلاطم غیر قابل کنترل بحران ها می بینند ، و بدتر و دردناک تر اینکه فرشته مرگشان یعنی مقاومت ایران از قدرت و انسجام بی نظیری فراتر از یک اپوزیسیون معمول ؛ برخوردار است ، ناچار می شوند به هر خس و خاشاکی چنگ بزنند . نباید بی انصافی کرد !! بیچاره ها حق دارند . مگر هر غریقی در پی تخته پاره یی نیست ؟ خب ، مشتی خس و خاشاک هم تخته پاره این روزگار سیاه هاست . قتل عام ها که علاج نکرد . زد و بندهای توطئه آمیز بین الدول که علاج نکرد . بمباران ها و موشک ها و شبیخون ها که همچنین . پس چه می ماند ؟ مشتی خود فروش تا بلکه جو اجتماعی دشمن را مخدوش و کدر کنند. چگونه ؟ با همان سلسله جعلیات ، تحریف و تصریف ها و هوچیگری هایی که به سالیان از تولیدات وزارت پرفضاحت اطلاعات رژیم بوده و هست . در ورطه سرنگونی ، در غرقاب مرگ ؛ عجیب نیست که کثافات و بالا آورده های سال های متمادی بار دیگر قابل تناول باشد ! آخر مصداق خائنان وقیح که سوخت و از سکه افتاد هر چند هنوز چانه اش به جای عقل نداشته اش دارد کار می کند . طُرفه آنکه مصداق خائنان در آغاز شغل « طیب و طاهر » خود ، یک دستآویز داشت که ده سال زندان کشیده است . چگونه اش به ما نیست که خودش در خاطراتش آن را برملا کرده است . حال وزارت فضاحت نوبری به بازار آورده که از نخست ترشیده و بوی گندش از سوابقش پیداست ، یک مأمور اطلاعات و ضد اطلاعات رکن دوم رژیم سابق که طبعا با ساواک هم در ارتباط بوده است . این خوش سابقه آمده تا دادرس رژیم محتضر شود . چون حرفه یی ست ، دروغ هایش نیز حرفه یی ست و لاطائلاتش کاملا « اطلاعات موثق » از همان اطلاعاتی که برای دستگاه ارباب قبلی اش سرهم می کرد که ناگزیر شد چمدان ها را ببندد و در برود . آیا خرید چنین عنصری نشانه پیسی و افلاس تمام نیست ؟ . این مزدورک نه جوان ، آنقدر خنگ شده است که زمان خدمتگزاری جدید خود را در نظر نگرفته است مگر آنکه تصور کرده در خارج نشسته و چند روزی هم پول و پله یی برسد غنیمت است . گفتم خنگ از این جهت که هنوز مجاهدین خلق را نشناخته است که از باد و باران و بوران ها و سیلاب ها سربرآورده و چنین استوار ایستاده است که گویی سد سکندر . و اگر جزاین بود رژیم مغروق چه نیازی به دادرسانی چون تو ناشی و به کاهدان زده داشت ؟ . این دیر آمده و امثال او باید بدانند که ملایان فاسد جنایتکار برای مردم ایران ، گرگ درنده اند ورنه وقتی سنبه جهانی را پرزور می بینند ، موش اند و جایشان در سوراخ . در آنجا دیگر نه دین مطرح است ، نه مسلک نه جای شاخ و شانه کشیدن . من نمی دانم به خدمت چنین بد اصلانی در آمدن به چه قیمت می ارزد ؟ .           

امدادگران مقاومت سرفراز ایران زمین

maghalat 8c11e

maghalat 0d263
تقدیم به آنانکه در هر صحنه، یار و مددکار مقاومت ایران هستند

--------------------------------------

رنجوری این خصم تبهکار، مرا شاد بکرده ست

به روز و شب سخت وطن، یاد بکرده ست

از هر فتنه یی باز نماندند، بل آتش پیکار شود سرد

تنها نه دشمن که حاسد و خائن چه بیداد بکرده ست

گر داد و اگر بیداد، یاران نروند از راه

چون همان تکلیفی ست که ش کاوه حداد بکرده ست

یاران من آنند که در سختی دوران

در ساکت اغیار جهان، همه فریاد بکرده ست

من حاشیه گردم به کلامی، نی در عرصه میدان

گر کار فقط به سخن سُفتن بود بیشتر از هر کس شیاد بکرده ست

مغرور مشو ایدل زین چند صباح کار

نقّاد زمان دیری ست بس تشنهٌ نامان را برباد بکرده ست

رحمان دلش خوش که ببافد کلامی و بیانی بل جلوه نامی

غافل که هر یار فداکار، چه امداد بکرده ست

ایــران مـن ، فــراز آی فــراز آی !

iran 46990
دیرگاهی ست

یاران من

ایستاده برستیغ رزم و رنج

تورا می خوانند ،

تورا

ای ایران من !

به سربلندی و شرف

به عشق عزم و رزم

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

من

بس سال هاست

که برخونابه های دلت

گریه کرده ام

فریادها کشیده ام

و

شعرهایم را با بغض

به هر اقصای جهان برده ام .

ای هرکلام من نثار قدمت باد !

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

قلم

بی قدم تو

ای هرصدایت ، گاثه های زرتشت

چه حاصلش که عمری

شراره برکشد و

تو خاموش بمانی .

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

دیرگاهان است

و دگرباره

طبل ها به صدا در آمده اند

از نا بکاران بگذر

با اهل صفا ، به صفا برخیز

یاران تو به انتظار ایستاده اند

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

چه کاروان ها رفتند و

ما بجا مانده ایم

نشسته برخاک و خواب و رؤیا .

تا تو چون دریای توفانی

سرریز غوغای خیابا ن ها نشوی

« دستی از غیب »

برون نیاید از جهان جنجالی .

زین خیال خام بگذر

با دو دست گشوده بر آفاق

با امواج خروشان اشک و غریو و فریاد

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

چگونه برتابم

که تو برنمی تابی به هر سپیده دم .

آه

براین فلات خستهٌ عاصی

دل ،

اگر خورشید شود

بی تو

تاریک است ، تاریک

با مشعل آتشکده های دیرین ات

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

گذشت سا لیان دراز و

تو هنوزهم نشسته یی

به انتظار کیستی ؟

چیستی ؟

طبیب درد تویی ، ای دوای من !

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

 

هوا پس است، «بیا سوته دلان گرد هم آییم»

maghalat cbab3تریتا پارسی  در کنار تیم هسته ای رژیم

یک گزاره سخن به جای یک مقاله

******************************************

                    هوا پس است، «بیا سوته دلان گرد هم آییم»

هوا پس است

چون پس است

پس من که تریتا ضد پارسی هستم

از مزرعه مرگ ولایت فقیه، در لوس آنجلس

دوباره در خدمتم تا با هم بجنبیم

منِ فلک زده به خاک سیاه نشسته

تو سر خودم زدم و سگ دویی کردم

تا توانستم به زحمت یک نماینده دموکرات را

شکار کنم به همراهی.

پس ای رهروان صدیق راه اوباما

که نمی دانم سر و ته تان چند نفر می شود

سوته دُلارانه گرد من آیید

تا بل بتوانیم لااقل اکثریت کنگره را

از دست دشمن شماره یک بشرهای موحد ناب

یعنی ملایان نازنینمان در تهران

خارج کنیم.

من تریتا ضد پارسی ام

سر آشپز شوربای شرّستان عظمایی

دلال مظلمه کمپانی های ولایت شعار

و آیات قدرتمدار دین شعار

که هم از آخور می خورم و هم از توبره

مگر عقل حقیر حریص در بدن سالم لئیم

جز این حکم می کند؟

نگران پول دادن نباشید و به تاکتیک

سیاسی – عبادی ما توجه داشته باشید

پول تا بخواهی از کیسه پر فتوت

رهبر معظم معطل، می رسد.

آه چه روزگار سراسر خوشی داشتیم

می شد در کریدورهای وزارتخارجه

تردد و تفرج کرد و خط داد و خط گرفت

می شد به عنوان میهمان عالیقدر

در کاخ سفید نزول اجلال کرد و در هر اتاق را زد

و حتا رییس جمهور را به خط کرد.

گذشته، گذشته است و نباید زیاد

غصه خورد که مبادا در جوانی

کام نا گرفته از جهان برویم و

«آغا» را در این وانفسای بحران ها تنها بگذاریم

باید تا پول از تهران و حامی در آمریکا هست

کمربند ها را سفت کنیم و به میدان آییم.

البته دیگر نمی شود نام کعبه آمالمان

بیت رهبر معظم منقلب را بر زبان آورد

که هوای پس مان، پس پسک تر خواهد رفت

( بگم خدای «آغا» چه ت بکنه ای ترامپ

که عیش ما را منقص کردی ).

 

انتخابات در پیش است

کاندیداهای دموکرات المثنای اوباما و کلینتون و بوش ها را

با پول ولایت، باید راهی کنگره کنیم.

آخ کنگره، آخ کنگره، آخ کنگره.

مگر به همت مجاهدان و مبارزان خلق

maghalat 13b20دیگر مگر

سخن از کالبد پرتوان عمل

برآید و فراز گیرد

تا اثر کند.

*****

دیگر زمانهٌ سیلابهٌ سخن هاست

و بیم غرق شدن

در کارگاه های روی آب

یاوه گویان مدعی .

و بیزاری از بوریا بافان

کم مشتری .

*****

دیگر ز جان خود سیرند واژگان

از اینهمه تجاوزات راحت و آسوده

از اینهمه به مصرف رفتن های

زشت تر از فاحشگی های بی اختیار .

*****

ای بخت کژ مدار !

مرا اقبالی ارزانی کن

که صبحی برخیزم

نه به آیین سخنکاران کم مایه اعتبارجوی

بل به همت مجاهدان و مبارزان خلق .

مردم ایران خواسته های مبرم دیگری هم دارند

 moghavemat b3955نیروی پیشتاز مقاومت مردم ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق با ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت به شهادت اسناد و مدارک و کلا روند سیاسی ایران ، با پرداخت بیشترین بها از جان و مال و انرژی و صرف وقت و میزان مقابله با رژیم ، امروز این حق را دارد که از جانب دولت آمریکا به رسمیت شناخته شود

   آقای ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در سخنرانی تاریخی اخیر خود ، صرف نظر از برجام ؛ ماهیت و عملکرد و تقلبات رژیم ملا – پاسدار فاشیستی حاکم و غاصب ایران را که در طول حیات شوم و فاجعه بارشان جز از جانب رهبران مقاومت سابقه نداشته است چنان در انظار جهانی تکاند که واقعا دل پرخون مردم ایران را خنک کرد. و این صرفا نه یک برخورد قاطع سیاسی که نمودار شهامت اخلاقی هم بود . خاصه اگر در نظر بگیریم که تا چه حد و تا چه سوی آقای ترامپ زیر فشار بوده است برای تأیید پایبندی رژیم به برجام و برجا ماندن برجام . این به جای خود نیکو و در خور تحسین ملل محروم . اما برای ایران زجر و ستم کشیده ، کافی نیست . چرا ؟ چون مسئله صرفا محدود و مختوم به برجام نمی شود . ملت ایران خواسته های برحقی دارد که نباید نسبت به آنها ، بی اعتنا بود . ما ایرانیان ضرب المثلی داریم که گویا و در خور توجه است : « کار را که کرد ، آنکه تمام کرد » . من به سهم خود مهمترین خواسته ها را فهرست می کنم :

1 ــ نیروی پیشتاز مقاومت مردم ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق با ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت به شهادت اسناد و مدارک و کلا روند سیاسی ایران ، با پرداخت بیشترین بها از جان و مال و انرژی و صرف وقت و میزان مقابله با رژیم ، امروز این حق را دارد که از جانب دولت آمریکا به رسمیت شناخته شود که در صورت تحقق ، سنگین ترین و کاری ترین ضربه به بی وطنان حاکم بر ایران وارد خواهد شد . آقای ترامپ باید واقف بر این نکته باشند که چنان ضربه یی ، واقعا برای رژیم مرگبارتر از هر اقدام دیگر است . آخر مردم به جان آمده ایران تکیه گاه دیگری ندارند . هر چه هست حرف است و جدال برسر حرف ها و ادعا ها .

2 ــ جنبش دادخواهی مردم ایران ، جهانی شده است . از منظر انسانی و نه تجارتی ، فاجعه یی بوده است که هر صاحب وجدانی را آرام نمی گذارد . هر کلمه و سطر آن مالامال از خون های به ناحق ریخته و آه و اشک مادران و پدران داغدار است . شجاعت اخلاقی آقای ترامپ به ما این امید را می دهد که این پرونده در دستور کار دولت آمریکا قرار گیرد و راه به دیوان بین المللی ببرد . ما که نمی توانیم از کارگزاران سیاسی بنگاه های بزرگ تجارتی انتظار داشته باشیم .

3 ــ از صدقه سر سیاست سازشکارانه توأم با معاملات کلان سودآور قدرت های جهانی ، رژیم تبهکار فرصت را از دست نداد و تا توانست با هجوم و موشک و شبیخون از رشیدترین ، نجیب ترین و جانبازترین فرزندان ایران زمین یعنی ارتش آزادیبخش ؛ قربانی گرفت و به اطمینان آن قدرت ها و سکوتشان « کی بود کی بود من نبودم » درآورد . مردم ایران می خواهند که به این پرونده هم رسیدگی جدی شود و ضمنا اموال منقول و غیرمنقول به غارت رفته به صاحبانشان بازگردانده شود .

البته این چند مورد از فوری ترین خواسته های برحق ملت ایران است وگرنه خواسته ها بیش از اینهاست .

تقدیم به مجاهدان و مبارزان راه آزادی ـ در فِراق و فَراغ آزادی

 moghavemat 3f387اندر سرشت و سرنوشت ما نبود

که یک روز بی خیال او

زندگی را به راحتی بسر کنیم .

عصب فرسود و دل سوخت و جگر کباب شد

و نیامد او .

با سوختن خود ساختیم

با حاکمان ظلم و جور نساختیم هرگز

( از بزرگ تا کوچکشان ) .

این ساحل نشینی امن هم دوای ما نشد

ایران که می جوشد در رنج و فقر و عصیان هرروزه

دیگر چه جای امن ، برای ما .

سال های سال است که اشک ما گم کرده راه

بر سینه و دل و جان و دامن فراخ حوصله می ریزد

خونابه می شود ، مواج و معترض

آه چه نازنین گل های نوشکفته یی که

لگدمال دلمردگان شرور پوسیده اندیش شدند .

اینک

له شده گلبرگی از آن گلزارهای عاشقی

درخت تناوری شده است

بر راه خونین فرش حرامیان بُستان ها .

حالیا که سایه این پیر

ایستاده در ویرانهٌ شباهنگام

برای پرواز بی برگشت

یاران بدانید که او در دروازه سحر

به قصد سپیده دم در کار عزیمت است

گوش فرا دهید !

به غریو خلق عاصی ما در شهرهای وطن .

عزیزان من ، یاران نازنین !

فردا که رسید آن کیمیای دیر آشنا

( آن نوشداروی بعد ما ) چه باک

کام شما و فاتحان شیرین باد .

آری آری

به فردای فرخنده و سرفرازتان

اگر مرغ پیری بر شاخه یی

به اشتیاق تماشا دیدید

خاطر منتظر شهیدان و رفتگان را

با بوسه های شور انگیز از هم

شادمان کنید ! .      

رحمان کریمی

یک سرفصل نوین مهم اما هنوز ناکافی

 maghalat e7338

در بیابان گر به شوق کعبه ، خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان ، غم مخور

                                     حافظ

   سخنرانی آقای ترامپ رییس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل ، به حق می توان آن را در سیاست آمریکا ؛ بی سابقه و سرفصلی نوین تلقی کرد. من که هوادار مقاومت ایران خاصه سازمان پر افتخار و سربلند مجاهدین خلق ایران هستم ، در این نوشتار می خواهم موقتا هواداری را کنار بگذارم و صرفا به عنوان یک ایرانی که به صحنه سیاسی ایران و جهان نگاه می کند ، مسئله را مورد توجه قرار دهم . ما ایرانیان البته نه از نوع ته سفره خواران رژیم و نه بلغمی مزاج های سیاسی ، سی و هشت سال است که از سیاست سراسر مماشات و حمایت های پنهان و آشکار رؤسای جمهور آمریکا و دیگر ابرقدرت ها ، خون دل خورده ایم و رنج ها کشیده ایم . ناچارم به سن و سال خودم که به هشتاد رسیده است برای آگاهی جوانان و میانسالان اشاره کنم . از این هشتاد سال ، شصت و هفت سال آن بدون کوچک ترین فترت و وقفه به سهم ناچیز خود در کار مبارزه سیاسی بوده ام . سیزده سال پیش از آنهم ، کنار پدر و در مجالس پدر شاهد و شنوای مسایل مبارزاتی بودم یعنی بازی های کودکی هم به خود ندیدم . این را گفتم تا خوانندگان عزیز توجه داشته باشند که از منظر یاد شده و تجربیاتش می خواهم با مسایل امروز با شما سخن بگویم . به زبان مردمی ، دیگر مفاهیم و عناوینی چون امپریالیسم یا انترناسیونالیسم ( با الف مفتوحه ) توی کَتِ این پیرمرد نمی رود . آخر وقتی شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق از انقلاب سخن می گویند ، خانم ها و آقایانی هستند که از تغییر جهان صحبت می کنند یعنی عصر انقلابات سپری شده است ! . وقتی می خوانند یا می شنوند که آقای ترامپ از تغییر رژیم سخن می گوید ، یاد امپریالیسم و جناح نئوکان ها می افتند. انگار که آمریکا در دوره اوباما ، بوش ، کلنتون و ... امپریالیسم نبوده و در همین چند ماه امپریالیسم شده است . هدف و مرض اصلی کجاست ؟ چشم دیدن مجاهدین را نداشتن چه خاصه در اعتلا ، پیشرفت و جهانی شدن آن . من به عنوان یک ایرانی اگر سمبل و مظهر اسطوره شیطان هم می رفت پشت تریبون سازمان ملل و گوشه یی از خواست سالیان ملت ستمدیده ایران سخن می گفت ، شیطان پرست نمی شدم اما برایش کف می زدم . آقای ترامپ اشاره داشت به نارضایتی عمومی که رژیم بی رحم و ستمگر ملایان از این نارضایتی روزافزون در هراس است و جز سرکوب توأم با عوامفریبی راه گریزی ندارد . هر ایرانی با غیرت و وجدان از این سخنرانی رییس جمهور آمریکا دلش خوش می شود و به وجد می آید. گناه سازمان مجاهدین خلق همین که زیر سیطره استبداد حاکم و سیاست همراه بین الدول ، تحت هیچ اهرم نیرومند فشار و هجوم و تبلیغات سنگین مسموم ؛ یک قدم از هدف اصلی خود یعنی سرنگونی و رهایی خلق ایران پا پس ننهادند که هیچ که دل همه موانع کوه آسا را با چنگ و دندان پاره کردند و به پیش رفتند . فقط دشمنان ، بی انصاف ها و بی خبران سیاسی سختشان هست قبول کنند که مقاومت ایران در سخنرانی تاریخی رییس جمهور آمریکا که مثل صائقه بر رژیم و جهان سیاست فرود آمد با تلاش های فوق طاقت ، نقش و سهمی دارند. همین چیزهاست که رژیم را کباب کرده و عده یی را در خارج کشور آسیمه . خوش انصاف ها !! اگر ذره یی غم ملت را داشتند فقط این آخرین خبر که در یک روز سیزده اعدام و قطع سه دست به دست قهارترین دزدان جنایتکار تاریخ معاصر ایران صورت گرفته ، کافی بود که آتش بگیرند و دیگر لغزخوانی برای دل تنگ خودشان و ملایان ؛ نکنند.

   نارضایتی عمومی به صورت اجتماعات اعتراضی سراسر ایران را فراگرفته است . خانم مریم رجوی رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت که من او را یک قهرمان تاریخ خونبار و فلاکت بار امروز میهنم می شناسم بارها و بارها و اخیرا هم به شدت و حِدت نارضایتی اقشار و طبقات محروم جامعه اشاره کرده اند . پرستاران ، معلمان ، کارگران ، غارت شدگان ، کولبران زحمتکش همه و همه گواهی می دهد که رژیم تبهکار روی بشکه عظیمی از باروت خشم مردم دارد با ترس حکومت می کند. من به سهم خود از طریق اسکایپ و بعضا تلفن از نارضایتی جوانان با خبرم . مشت نمونه خروار است . چند سال پیش برآورد شد که نیم میلیون شاعر در ایران است . از این نیم میلیون اگر شاعران اهل صله که در مجلس خامنه یی جنایتکار جمع می شوند تا آبروی شعر و شاعری را ببرند و به نواله یی برسند ، منها کنیم ؛ اکثریت چشمگیر نیم میلیون شاعر همه ناراضی و ضد رژیم هستند . هر چند از حیث فرم و بیان گرفتار نوعی بازگشت ادبی هستند چه در قالب کهن و چه نو اما از جهت محتوا نا به سامانی ها و دردهای اجتماعی آگاه و خطر کننده اند. رژیم به دنبال پیدا کردن رد این شاعران است و همگان می دانند که در این سال ها چه شاعران که دستگیر شدند و چه وبلاگ نویسان که به زندان افتادند. و باز هم در ایران چه پرشمار وبلاگ و وبسایت بی نام و نشان شاعر و نویسنده ( یا با نام مستعار ) ضد رژیم موجود و فعال است . متأسفانه سایت ها و وبلاگ های کاملا ضد رژیم در خارج کشور هک می شوند تا مردم نبینند و نخوانند. این تنها سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران است که رژیم هر چه زور زده ، خوشبختانه چاره آن نکرده است . و من خبر دارم که سیمای آزادی روز به روز بینندگان بیشتر و بیشتری پیدا می کند. چرا ؟ چون به تنگ آمدگان ایران زمین ، دردها و خواسته ها ی خود را در آن می بینند و از زبان این رسانه می شنوند .

   به هر حال سخنرانی آقای ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل ، نقطه عطف تاریخی قابل ملاحظه یی ست که ما آن را به فال نیک می گیریم و مردم ایران باید به این امر مهم واقف باشند که شرایط جهانی برای قیام آنان فراهم تر از پیش است . و بدانند که اگر از این فرصت طلایی استفاده نکنند و به خیابان ها نیایند ، کار رهایی به این آسانی ها صورت تحقق نخواهد یافت . زیرا مقاومت ایران با حمله نظامی به جد مخالف است و این مخالفت به کرات از زبان مریم قهرمان شنیده شده است . در ثانی نه آمریکا و نه هیچ دولت دیگری قصد حمله به سرزمین ایران را ندارد و این امر برای یک سیاسی واقع بین کاملا قابل ملموس است ، مگر آنکه وحوش حاکم با دیوانگی های خود ؛ سبب آن شوند . دولت آقای ترامپ می خواهد عرصه را بر رژیم تنگ و تنگ تر کند و این بعد از هشت سال سیاست ننگین اوباما ، خود اقدامی مهم در جهت خواست مردم ایران است . حالا بگذار تا باز هم اره کشان بی خاصیت و رژیم پرور در باره شجاع ترین شجاعان عصر حاضر یعنی مجاهدین سرفراز خلق ایران ، به نفس زدن بیافتند و کُرکُری بخوانند .

یک گزاره سخن - صدای من به تو نمی رسد ، به دشمنان تو چرا

iran 2c06cایران !

صدای من به تو نمی رسد

اما به دشمنان تو چرا

باید قهرمان اشرفی بود ، مجاهد خلق

تا طنین صدایش بپیچد در گنبد دوّار

بلرزاند ارکان هر که دشمن را

پاره کند چُرت سازشکاران و سهل انگاران را .

ایران !

« الف. بامداد »* شاعر بزرگ محرومت گفت :

« رستم از شاهنومه رفت »**

رستم از شاهنامه نرفت و نمی رود تا به ابد

اما دریغا که امروزه

بسی رستم های فروتنت را بردار کردند

یلان دلاور بی نظیرت را

به زندان ها ، شکنجه کردند

صدای شاهنامه خوانان در نیامد، هرگز

حقا که شاه تو ، شیخ بود و

شیخ تو ، شاه .

ایران !

اینک سر کردهٌ خود کرده دشمنان تو

چلیده و چپیده در اندرون

از هراس مقاومان اهورایی

دست بلند دعا دارد

به درگاه خدای خود ، اهریمن

تا فرو نریزد درهم

بارگاه بخت النصری اش

به گناه ننگ و نفرت و غرور

آلوده به عذاب و درد و شکنج ملتی

و چه ملت های دیگر.

ایران !

ما می رویم و تو می مانی به جاودان

اما ما را پرسشی ست :

بودن به خفت و رفتن به افتخار

کدامین است در مسلک و مرام تو ؟

  • ·نام مستعار زنده یاد احمد شاملو
  • ·سطری از شعر « دخترای ننه دریا » از شاملو

همصدا با جنبش دادخواهی (لنگر و زنجیر)

dadkhahi 0422a

لنگر از فریادها بردارید

به دریای فغان زنید

تا موج بر موج طغیانش آوار شود

در پشت دریچه های بستهٌ سرمایه .

چه کم خون کرده است

هول هیولای حریص سرمایه

درماندگان جهان را .

لنگر از سکوت ساکتیان بردارید

که زمان خاموشی نیست

اگر جهان را دادرسانی هست

ما از مُحق ترین دادخواهان زمانه ایم .

از کبوتران نامه رسان نیستیم

ما عقابانیم ،

آسمان پرواز

زیر بال هایمان در تلاطم اعتراض .

کجایند ژان پل سارتر ، سیمون دو بووار

کجایند امه سه زر ، فرانتس فانون ؟

آه که این تبدیل تمدن است

به کمال و غنای سرمایه .

قطع کردند نسل روشنفکران معترض را

تا مغروق جام ها و نام های پوک محتاط شوند .

من لنگر از شعر برنمی دارم

که دوای درد هیچ دردمندی نیست

صنعت ضعیفی ست که بکار شاعران می آید

و بس .

زنجیرهای هر ملاحظه را بگسلید

به خیابان آیید که آمدنتان

خود شعر است ، حماسه است

نبردی رویارو هرچند نابرابر

اما سرشار از سخن زیبای عمل .

چنین است که من

از پس بیش از نیم قرن سرودن شعر

دیگر شاعر نیستم

یک سخن نویس عاصی ام .

هنگام که خون می نویسد تاریخ میهنم

من چگونه با واژگان

نقاشی کنم گل سرخ باغ ها را ؟

لنگرها بردارید و

زنجیرها را بگسلید .

 

منتخب ویدئوکلیپ