Menu

مصاحبه العربيه با فرزاد مدد زاده - قسمت دوم

iran spring 1 b8cff

زنداني ايراني سابق كه از ايران فرار كرده است
« مجري: وقت به خير، در اين مصاحبه ويژه با موارد اعدام كه درايران نه تنها تاكنون متوقف نشده بلكه در سالهاي اخير به خصوص با رفتن احمدي نژاد وآمدن حسن روحاني افزايش هم يافته، آشنا مي¬شويم. فرزاد مددزاده يكي از كساني است كه بشكل معجزه آسائي از زير تيغ رژيم نجات يافته او مهمان مصاحبه ويژه امروز است
...... مجري . ...آيا اسامي افرادي كه با تو بودند و اعدام شدند را به ياد مياوري؟
فرزاد مددزاده: ببينيد، من واقعيتش را بخواهيد من ده ماهي كه توي 209 بودم و بيشترش انفرادي بودم من همه اش توي اون ده ماه به شدت زير حكم اعدام بودم چون اولين روز كه من رسيدم به اونجا به من گفتند تو اعدامي، ما اعدامت مي كنيم مسلما، من اون ده ماه هميشه با كابوس اين كه امشب مي خوابم و فردا صبح حتماً اعدامم مي كنند و اينو برام عيان كرده بودند يعني هر روز بهم مي گفتند، يه روز در ميون بهم مي گفتند ولي اين كه بهترين دوستاي من از پيش من بردند و اعدامشون كردند من مي تونم از علي صارمي اسم ببرم، قهرمان شهيدي كه 23سال زندان بوده و عليه رژيم بوده، من مي تونم از جعفر كاظمي از محمد علي كاظمي و حاج آقايي فرزاد كمانگر، فرهاد وكيلي، منصور رادپور، و خيلي از كسايي كه كشته شدند مثل محسن دكمه چي به خاطر مريضيش تو زندان، مثل شاهرخ زماني كه اين آخريش است كارگر زحمتكشي بود با هم هم بند بوديم سر يك سفره مينشستيم اينا، شاهرخ زماني رو من اين‌جا شنيدم كشته شده توي زندان، يك ماه ونيم پيش و خيلي زجر آوره واينكه الآن منتظر خبري هستيد كه از زندان بياد كه يكي ديگه شهيد شده و يكي اعدام شده كه اين خيلي سخته برام،
مجري . تو در دوراني كه در زندان بودي چون بين زندانها جابجا مي شدي آيا در اين زندانها كودكان كم سن و سال وصغري هم بودند؟ آيا شكنجه مي شدند؟ چگونه با آنها رفتار مي شد؟ و به چه اتهاماتي آنها به زندان افتاده بودند؟
فرزاد مددزاده : ببينيد من يك سال و نيم در زندان اوين بودم و بعد از اون تبعيد شدم به مخوف ترين زندان ايران به‌نام گوهردشت كرج، و اين زندان توي ايران بين همه معروف است به “زندان جهنمي گوهردشت “. من اونجا يك بندي بود به‌نام “بند جوانان“ جواناني كه از 18 تا 25ساله بودند البته ببينيد براتون توضيح بدم اين جوونايي كه اونجا بودند از 13، 14سالگي اونها در زندان بودند
مجري . اين جوانان تقريبا چند ساله بودند؟
فرزاد مددزاده : از 13، 14ساللگي اونجا بودند و اين كه از يه جاي ديگه به‌نام كانون اصلاح و تربيت اونجا بودند و بهشون مي گفتند از كانون تاكنون، يعني ازكانون تا الآن اين‌جا هستيم، و اينها زير حكم اعدام بودند اسماشون رو مي تونم بيارم حسين نامي بود ولي چون زندانند نمي تونم اسم كاملشون را براتون بيارم حسين بود علي بود اينها فقط به خاطر اشتباهات كوچك زندان بودند به خاطر بازي هاي كودكانه كه منجر به يك اتفاقي افتاده بود ولي زير حكم اعدام بودند، رژيم اينهارو نگه داشته بود تا به سن قانوني برسند و اعدامشون كنن و اين كه اينا هر تولدشون بدترين روز ندگيشون بود چون يكسال به اعدام نزديك مي شدند ولي اينا ول كن ماجرا نبودند رژيم مي آمد عواملش را مي آورد و مواد مخدر مي آورد توي زندان، اينهارو معتاد مي كرد، انواع و اقسام مواد مخدر توي زندان پيدا مي شد، خيلي زياد، يعني در حد اين كه يك كيلو و دو كيلو بتوني تو اون سالن جمع كني، جوانان بسيار پاكي كه فقط اشتباه كرده بودند تو زندگيشون، و تاوان يك اشتباه ناخواسته كودكي خود را و جواني خود را تو زندان ميگذروندند، و خيلي زجر آور بود اين صحنه هارو ببيني و نتوني كاري براشون بكني دست من...
مجري . آيا مواردي از تجاوز به افراد در زندان وجود داشت. شنيده ايم كه موارد آن طبق تبليغات اپوزيسيون رژيم آخوندي زياد است آيا چنين مواردي در مورد افراد كم سن و سال ونيز مردان وجود داشت؟
فرزاد مددزاده: ببينيد من براتون توضيح بدم، زندان كهريزكي بود كه بسته شد توي قيامهاي سال 2009 اين اتفاق افتاد و من 3تا دوست داشتم از اونجا اومده بودند زندان اوين، منتقلشون كردند اونجا، من وقتي باهاشون صحبت ميكردم، اونا به من گفتند كه آدمايي كه كشته شدند تو اون زندان بهشون تجاوز شده تو زندان، و اين كه اونا جووناي بين 18 تا 25سال بودند دانشجو بودند كه شهيد شدند اونجا، و به اونا تجاوز شد تو اون زندان توسط بازجوها، من دو تا از دوستام هنوزم زندانند براي من تعريف مي¬كردند از بازجوئيهاشون، از ناخن¬كشيدن زندانيا تو زندان سنندج، الآن زيرحكم اعدامند، نمي¬تونم اسمشون روبيارم، ولي باور كنيد، اينا موقعي كه اينها را ترك، هنوزم كه هنوزه كمر يكي از دوستام، هنوز خوب نشده، و مهره هايش تكون خورده، اين تهديد كرد و گفت كه مي خواستند به من تجاوز كنند من مجبور شدم برم كه مصاحبه تلويزيوني كنم و كار نكرده رو به عهده بگيرم، و اين خيلي برام سخت بود و الآن هم زير حكم اعدام، الآن نزديك چهار، پنج ساله كه زير حكم اعدامه، دو نفر هستند اينا توي زندان گوهردشت هم هستند.
...مجري: چطور برخي مي توانند تصور كنند اين كشور كه ادعاي حكومت اسلامي را دارد و بر اساس نظام ولايت فقيه اداره مي شود اقدام به شكنجه فرزندانش به اين صورت مي كند و مردمش را به زندان مي‌اندازد شما چطور اين شكنجه را مشاهده كرديد؟ شكنجه فيزيكي بود؟ ، شنكنجه رواني بود؟ ، از اتاق هاي ديگر مي شنيديد؟ ، چگونه زندانيان به اتاقها ي اعدام منتقل مي شدند؟
فرزاد مددزاده: ببينيد اين رژيم ايران، رژيم آخوندي پايه اش بر ديكتاتوري و پايه اش بر سركوب و اعدام بنا شده از زمانيكه خميني آمده و انقلاب مردم ايران را دزديد از زمانيكه صاحبان انقلاب را گرفت و به زندان انداخت واز زمانيكه صاحبان انقلاب كه همان مردم ايران باشند در سال 67 قتل عام كرد زندانياني كه حتي حكم داشتند و حبس مي كشيدند و اين رژيم بر تروريسم بنيان گزاري شده. تروريسمي كه خود خميني بهش اذعان داشت و الآن مي بينيد تو سوريه و يمن و لبنان و عراق و در همه جا رژيم داره آدم مي كشه و از بشار اسد ديكتاتور سوريه حمايت مي كند داره از حوثي‌ها حمايت مي كنه داره از حز ب الله حمايت مي كنه. درحاليكه مردم ايران درفقرند در بد بختي اند درفسادند.
مجري : مردم و شما به عنوان اپوزيسيون چگونه با اين دخالتها، منظور دخالتهاي رژيم ايران در منطقه كه الآن صبحت كرديد برخورد مي كنند. يعني (رژيم) اموال را به نابودي مي كشاند، درحاليكه مشكل اقتصادي دارد و مردم زير خط فقر زندگي مي كنند بعد از سوريه پشتيباني مي كند از عراق و يمن پشيتباني مي كند و الآن منطقه بهم ريخته است
فرزاد مددزاده: ببنيد مردم ايران رژيم را خوب شناختند مردم ايران مي دونند رژيم تروريسم را صادر مي كند و اين كه در سوريه داره مي جنگه و پول مردم ايران را داره مي ريزه تو جيب بشار اسد توجيب خود حز ب الله و خود مردم تو فقرند و مردم انتقاد دارند به خصوص انتقاد به دولتهاي غربي دارند چرا دارند بارژيم مماشات مي كنند چرا حقوق بشر را ناديده گرفتند چرا پول مردم ايران را دارند مي دهند به يك ديكتاتور ديگر مثل بشار اسد مردم ايران تو اين معامله هسته اي پولي نگرفتند همه اش فقر بوده نگاه كنيد تو اين مدت همه ركود اقتصادي وبحرا ن اقتصادي كه خود دولت روحاني بهش معترفه الآن در دوره دولت روحاني نه تنها وضع بهتر نشد وضع براي مردم خيلي بدتر شد هم از لحاظ حقوق بشر و هم ازلحاظ اعدامها وهم ازلحاظ اقتصادي مردم ايران از اين موضوع آگاهند كه رژيم داره فقط تروريسم راصادر مي كنه وتو ايران داره سركوب مي كنه اما متأسفانه درلتهاي غربي چشمانشان رابستند مي خواهم بگويم چشمانشان را باز كنند نسبت به اين موضوع ببينند اين همه شكنجه و اعدام وزندان و اين تروريسم را
مجري: هنگامي كه در زندان بودي تظاهرات زيادي به خصوص در سال 88 انجام شد خواسته هاي تظاهرات چه بود و آيا سياسي بود و در زندان با شما چه كردند؟
فرزاد مددزاده: : بگذاريد يك خاطره براي شما نقل كنم در آنموقع در بند 209 بودم و در بازجوييها بودم فقط خبرش را دورادور داشتم كه چه اتفاقاتي داره مي افته بازجو ي من فرد ي به نام علوي بود به شدت امنيتي فقط مال سازمان مجاهدين خلق سرباجويش سعيد شيخان بوده اين بازجو آمد به من گفت مصاحبه كن عليه سازمان من مصاحبه نكردم بعد گفت اين تظاهراتي كه داري مي بيني واخبارش را مي شنوي اگر سازمان مجاهدين وارد نمي شد و هدايت اين سازمان و اين شعارها را نمي داد تظاهراتي اتفاق نمي افتاد و به من مي گفت كه تظاهرات همه اش به‌نفع سازمان بود اين عامل رژيم است دقت كنيد اين عامل خود رژيم است كه مي گفت تظاهرات همه اش به‌نفع سازمان بود شعار مرگ بر اصل ولي فقيه يعني شعار سرنگوني دادند شعار ما زن و مرد جنگيم دادند شعاري كه اشرف و ليبرتي مي دهند مردم ايران بپا خواسته بودند
مجري: شما در زندان بوديد، يعني درحالي كه در زندان بوديد شعار ضد رژيم مي داديد مجازات شما چه بود؟
فرزاد مددزاده: مردم ايران بپاخاسته بودند تا اين رژيم را سرنگون كنند متأسفانه دولتهاي غربي و چند تا از رهبران داخل ايران كه باسم رهبر جنبش ناميده مي شدند خيانت كردند ببينيد اين شعارها هميشه بود چه بيرون زندان چه داخل زندان
مجري: داخل زندان؟ فرزاد مددزاده: : بله من يادم (هست) در حياط 350 و حياط زندان گوهردشت ما شعارمرگ بر خامنه اي مي داديم شعار مرگ برديكتاتورمي داديم و مبارزه در زندان تمام نمي شه و ادامه د‌اره حتي يادم دربهار عرب يكي از دوستان ماكه داشت آزاد مي شد شعار الشعب يريد اسقاط النظام داده شد توي زندان، مردم ايران دنبال سرنگوني اند و راه حل را توي شوراي ملي مقاومت و مجاهدين خلق مي بينند مردم به اين نتيجه رسيدند دنبال سرنگوني هستند و تنها راه حل را در مقاومت و شوراي ملي مقاومت مي دانند و مردم به اين نتيجه رسيدند.
مجري: آيا فكر مي كنيد كه اين شعار در بهار ايران بار ديگر بر خواهد گشت و در راستاي تغيير ادامه پيدا مي كند آيا تو به عنوان يك زنداني سياسي خوش بيني؟
فرزاد مددزاده: ببين اين شعار محقق مي شود در ايران بزودي و من فكر مي كنم كه بزودي رژيم ايران سرنگون خواهد شد آن هم به دست مردم وشوراي مقاومت و سازمان مجاهدين خلق و نه هيچ كس ديگري و اين كه در دنيا، كشورهاي غربي دارند از يك رژيم ديكتاتور حمايت مي كنند من مي خواهم بگويم كه اينها بايستي بيايند كنار مردم و مقاومت مردم ايران بايستند و تاريخ وگرنه از طرف مردم ايران خائن ناميده مي شوند و خطاب مي شوند. همان طوري كه داريم مي بينيم مردم ايران از دولتهاي غربي راضي نيستند ولي من مطمئنم مردم ايران عزم جزم كرده اند كه رژيم را سرنگون كنند و من اين را خيلي نزديك مي بينم
مجري: تو چند روز پيش از ايران آمدي و هنگاميكه درمقابل زني كه پدرش قهرمان زنداني سابق يعني نلسون ماندلا است قرار گرفتي سورپريز شدي. تو و دخترش بوديد و او پيش از تو سخنراني كرد. به ما احساست را بگو و تو اولين بار بود كه در برابر مردم و با دختر يك قهرمان و زنداني سياسي مانند خودت قرار مي گرفتي كه مبارزه كرد تا زماني كه رئيس كشورش شد و دست به تغييرات زد احساست چه بود؟
فرزاد مددزاده: من يك واقعيت را بگويم من كتاب خاطرات نلسون ماندلا را در زندان خواندم. زماني كه مقاومتهايش را مي خواندم، ولي تصور نمي كردم كه زماني كنار دختر نلسون ماندلا بايستم من احساسي كه بهم دست داد اين بود كه در آن لحظات به آينده ايران فكر كردم كه مردم ايران ماندلاي خود را پيدا مي كنند و ماندلاي ايران روزي رئيس جمهور ايران خواهد شد، بزودي و ما مي توانيم از دختر ماندلا در ايران و هم‌چنين كسانيكه آن‌جا بودند را پذيرايي كنيم به خوبي .
مجري: تو در دوره احمدي نژاد و سپس روحاني درزندان بودي چه تغييري ديدي؟ در مورد رفتار با زندانيان سياسي ...؟
فرزاد مددزاده: ببينيد تغيير بود ولي به بدترين وصف و همه چيز بدتر شد. واقعيتش اين است كه اعدامها را مي بينيد كه 2هزار اعدام در طي دو سال كه خيلي زياد است در دولت روحاني اتفاق افتاده، چند روز پيش ريختند و معلمها را گرفتند، كارگرها را گرفتند، اصلاً اينها قابل وصف نيست در قبل از روحاني. روحاني همه چيز را بسته، از نظراقتصادي من خودم كار كه مي كردم خيلي خيلي مشكل داشتم، با اين كه تنها بودم. حالا آن آدمهايي كه بچه دارند، خانه زندگي دارند به آنها شما نگاه كنيد هيچي، مردم الآن محتاج نان شب خودشان هستند در ايران و آخوندها آن را از مردم ايران دريغ مي كنند. اقتصاد روز بروز دارد بدتر مي شود وضع حقوق بشر روز بروز در ايران دارد بدتر مي شود. همين امروز سه تا اعدام در كازرون در ملأعام اتفاق افتاده.
مجري: : همراه با كاغذهايي كه داري تصاويري را ديدم اين تصاوير چيست؟
فرزاد مددزاده: : واقعيتش بگم من برادر و خواهرم در اشرف بودند و در هشتم آوريل يك برادر و يك خواهرم در سال 2011 شهيد شدند و اين از طرف نيروهاي مالكي...
مجري: : آيا تو در آن زمان در زندان بودي؟ فرزاد مددزاده: : بله
مجري: : چطور خبر خواهر و برادرت را دريافت كردي؟
فرزاد مددزاده: تلفن و همه چيز ما قطع بود ولي زندانيان عادي همانهايي كه برايتان توصيفشان را كردم، زنگ زده بودند و از خانواده هايشان پرسيده بودند چون همه جا ديگه عزا بود در ايران و همه متعجب از اين حركت كه دنيا سكوت كرده در مقابل اين. من بعد از آزادي عكس و فيلمهايي شهادشتان را كه اين‌جا دارم ديدم و خيلي برايم زجر آور بود، اين دوستان براي من خبر را آوردند از زندان، دوستان جواني كه الآن زير حكم اعدامند. واقعيتش را بخواهي بگويم من پيامي داشتم اين‌جا، من آن روز كه اينها را شنيدم يك سري محكوميتها در دنيا شنيديم، محكوميتهاي جامعه بين المللي و دولتهاي غربي با اين كه آن لحظه چشمشان را بستند و رفتند ولي هيچ محكوميتي از طرف دولتهاي عربي نشنيدم و اين سكوت دولتهاي عربي براي من هنوز جاي سؤال دارد كه چرا؟ در حالي‌كه اينها ميهمان يك كشور عربي بودند. و چرا سكوت كردند در قبال اين جنايت؟ در قبال جنايتي كه 36 آدم بي سلاح و بيگناه جلوي اين همه سلاح و تانك و مسلسل كشته شدند. كشورهاي عربي هيچي نگفتند درحاليكه من انتظار داشتم كه حداقل محكوم كنند اين قضيه را.
مجري: اميدوارم كه هم‌چنان آزاد باشي و از اين فرصت داده شد تشكر مي كنم هم‌چنين از شما بينندگان عزيز براي اين كه اين مصاحبه را دنبال كرديد تشكر مي كنم و به اميد ديدار در مصاحبه هاي ويژه ديگر. ».
تلويزيون العربيه 2 آبان 1394 ـ 24 اكتبر 2015

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ