Menu

مشخصات شماري از سرکردگان سپاه پاسداران که در سوريه کشته شده‌اند

iran spring 1 19759

از اواخر سال 2011 که حکومت بشار اسد در معرض سقوط قرار گرفت، رژيم آخوندي با تمام قوا و با به‌ کار‌ گرفتن تمام‌ عيار نيروي تروريستي قدس و حزب‌الشيطان لبنان و با کمک مزدوران عراقي، يمني و افغاني درصدد نجات بشار اسد برآمده است. هلاکت پاسدار همداني و شمار ديگري از فرماندهان و پاسداران همراه او بار ديگر اين حقيقت را خاطرنشان مي‌کند که جنگ جنايتکارانه عليه مردم سوريه به‌ طور کامل توسط رژيم آخوندي و پاسدارانش فرماندهي و هدايت مي‌شود. در غيراين صورت، ديکتاتور سوريه مدتها پيش سقوط کرده بود و سوريه و منطقه با وضعيت فاجعه‌ بار کنوني مواجه نبود. از سوي ديگر هلاکت بالاترين مهره نظامي رژيم در سوريه نشان مي‌دهد کشتي رژيم آخوندي در سوريه به گل نشسته و اين رژيم با شکستهاي پي‌درپي و هولناکي مواجه است. در زير اسامي تعدادي از فرماندهان سپاه که در سوريه ظرف سه سال گذشته، کشته شده‌اند آورده شده است:
پاسدار-سرتيپ حسين همداني: پاسدار-سرتيپ حسين همداني، جانشين فرمانده سپاه در قرارگاه موسوم به امام حسين، مشاور فرمانده کل سپاه، معاون قاسم سليماني، فرمانده نيروي تروريستي قدس و سرکرده سپاه پاسداران در سوريه و جلاد مردم اين کشور، 16مهر94 در شهر حلب به هلاکت رسيده است. سپاه پاسداران با عوامفريبي و دجاليت پاسدار همداني را از مدافعان حرم حضرت زينب خوانده اما در منتهاي بلاهت اعلام کرد که او در حومه شهر حلب جايي که 360 کيلومتر با زينبيه (حرم حضرت زينب) فاصله دارد کشته شده است. همداني از بالاترين و قديمي‌ترين فرماندهان سپاه پاسداران، از عاملان اصلي کشتار کردستان (در سالهاي 58 تا 60) و فرستادن دانش‌ آموزان و کودکان بر روي ميدانهاي مين در جنگ ضدميهني، از مسئولان سرکوب قيام مردم تهران در سال 1378 و سرکرده لشکر موسوم به محمد رسول‌ الله در سرکوب قيام 88 به‌ ويژه در خيزش بزرگ مردم در عاشوراي88 بود. اين پاسدار به همراه جنايتکاراني هم‌چون صياد شيرازي در عمليات کبير فروغ جاويدان به مقابله با ارتش آزاديبخش پرداخت و در يک جنايت جنگي بسياري از مجاهدان اسير و مردمي که به حمايت از مجاهدين برخاسته بودند را به فجيعترين شکل در محل به قتل رساندند. خامنه‌ اي به‌ خاطر جنايتهاي پاسدار همداني و خدماتش به نظام ولايت‌ فقيه، دو بار به او نشان فتح داد.
پاسدار احمد حياري: 4شهريور 94 سايت پاسدار سليماني از کشته شدن فرمانده گردان ضدامام حسين سپاه پاسداران در شوش به‌ نام احمد حياري خبر داد. وي10روز پيش از آن به سوريه رفته بود و دردرگيريهاي شهر لاذقيه به دست رزمندگان سوري کشته شد.
سرهنگ پاسدار قاسم غريب و پاسدار حاج کريم غوابش: 23تير 94- سايت پاسدار قاسم سليماني سرکرده نيروي تروريستي قدس اذعان کرد دو تن از سرکردگان سپاه پاسداران در تهاجمات ارتش آزاد سوريه به هلاکت رسيده‌ اند. اسامي اين دو تن عبارتند از: سرهنگ پاسدار قاسم غريب جانشين سرکرده گردان تکاور از تيپ 1 مربوط به سپاه موسوم به نينوا در استان گلستان در ارتفاعات تلمور سوريه کشته شده و به‌ عنوان سومين کشته پاسداران از استان گلستان ناميده شده است. پاسدار حاج کريم غوابش در دمشق کشته شد و از او به‌ عنوان کسي که هشت سال در جنگ ضدميهني شرکت داشته و يازدهمين کشته شده در سوريه از سپاه پاسداران استان خوزستان است ياد شده است.
سرتيپ پاسدار حسين بادپا: 10ارديبهشت 94-به گزارش روزنامه العرب اليوم، تلفات انساني و انتقال تابوتهاي مرگ به سوي ايران که از صدها مورد تجاوز مي‌کند، ضربه اساسي به تلاشهاي نظامي رژيم ايران است. اين تلفات شامل شمار زيادي از افسران سپاه پاسداران است از جمله: سرتيپ حسين بادپا از لشگر 41 ثارالله در نبردهاي بصري الحرير در درعاي سوريه کشته شد! رضا حاج کارگر بارزي افسر در دمشق کشته شد. محسن کمالي در دمشق کشته شد...
فرماندهان سپاه جلال حبيب‌ الله پور٬ هادي کجباف٬ روزبه هليسايي: 4ارديبهشت 94-سه فرمانده ارشد سپاه پاسداران به‌نامهاي جلال حبيب‌ الله پور٬ هادي کجباف٬ روزبه هليسايي به همراه ۱۴ مزدور اعزامي رژيم در نبردهاي سوريه به دست نيروهاي رزمنده ارتش آزادي کشته شدند. هادي کجباف در نبردهاي بصري الحرير در درعا کشته شد. همچنين محمدجواد محمدي٬ محسن کمالي دهقان٬ مرتضي محمدي و احمد احمدي چهار عضو ديگر گروه اعزامي رژيم به سوريه هستند که در اين نبردها بهلاکت رسيده‌اند. جسد عبدالصمد حسيني، رمضانعلي بخشي و عباس کريمي سه عضو ديگر اين گروه روز پنجشنبه (سوم ارديبهشت) در تهران توسط عوامل رژيم تشييع و دفن شدند.
پاسدار محمدعلي الله دادي: 29دي 93- تلويزيون الجزيره گزارش داد: محمدعلي الله دادي يکي از فرماندهان سپاه پاسداران در بمباران مزرعه الامل در حومه استان قنيطره سوريه کشته شده است. فرد مزبور با يک خودرو به همراه عماد مغنيه يکي از فرماندهان نظامي حزب‌ الشيطان لبنان بوده که او نيز در اين بمباران کشته شده است. محمدعلي الله‌ دادي که متولد پاريز در نزديکي سيرجان در استان کرمان بود، در جريان جنگ ايران و عراق به لشگر ۴۱ ضدثارالله کرمان پيوست که فرماندهي آن را قاسم سليماني، فرمانده فعلي نيروي تروريستي قدس سپاه برعهده داشت. الله‌ دادي سه سال بعد به فرماندهي تيپ ادوات اين لشگر رسيد و در طول جنگ و چند سال پس از آن از فرماندهان تيپ‌ هاي مختلف اين لشگر بود. او پس از جنگ همراه با تيپ‌ هاي ديگر لشگر ضد ثارالله به استان کرمان منتقل شد و مدتي هم فرمانده سپاه سيرجان بود. او سپس فرمانده سپاه موسوم به الغدير استان يزد شد و تا سال ۱۳۹۱ که براي ادامه خدمت به لبنان رفت، اين مسئوليت را برعهده داشت. گفته مي‌شود که با توجه به سال‌ هاي زيادي که او زير نظر قاسم سليماني در لشگر ضدثارالله فعاليت داشته، از فرماندهان نزديک به قاسم سليماني محسوب مي‌شد.
پاسدار جبار دريساوي: 24مهر 93-يکي از سرکردگان سپاه پاسداران به نام جبار دريساوي در سوريه به دست رزمندگان به هلاکت رسيد. تلويزيون العربيه گفت: يک افسر بلندپايه بسيجي به‌ دست انقلابيون سوري در منطقه حندرات حلب کشته شد. منابع مطلع گفتند اين فرد که يکي از اعضاي قديمي سپاه پاسداران بوده، درجنگهاي حومه حلب در نزديکي حندرات به‌ طور مستمر حضور داشته است.
پاسدار عبدالله اسکندري: 8خرداد 93 - پاسدار عبدالله اسکندري، مدير کل سابق چپاول موسوم به بنياد شهيد و امور ايثارگران رژيم، در استان فارس به‌ دست نيروهاي ارتش آزادي در سوريه به هلاکت رسيد. سايت حکومتي موسوم به رجانيوز نوشت: عبدالله اسکندري، از فرماندهان نيروي زميني سپاه پاسداران، در سوريه کشته شده است. رژيم آخوندي مانند موارد قبلي، از اعلام جزئيات کشته شدن اين سرکرده سپاه خودداري کرد.
سرتيپ دوم پاسدار اسماعيل حيدري و هادي باغباني: 1شهريور 92 - سرتيپ دوم پاسدار اسماعيل حيدري که تحت پوشش خبرنگار در سوريه فعاليت مي‌کرد، توسط رزمندگان سوريه کشته شد. وي اهل آمل بود. يک هفته بيشتر هادي باغباني يک مزدور ديگر رژيم که در سوريه نيز تحت پوشش خبرنگار فعاليت مي‌کرد، در اطراف دمشق کشته شد.
سرتيپ پاسدار حسن شاطري: 30بهمن 91 - فيگارو چاپ پاريس در مورد به هلاکت رسيدن پاسدار شاطري از سرکردگان نيروي تروريستي قدس، نوشت: کشته شدن يک مأمور مخفي رژيم ايران در سوريه، شاهد ديگري بر نقش رژيم تهران در سوريه است. فيگارو افزود: فاش شدن هويت واقعي حسن شاطري که در پوش فعاليتهاي نيکوکارانه، يکي از کادرهاي نيروي قدس سپاه پاسداران بود، مدرک مشخصي از پيوند سه جانبه بين رژيم تهران، دمشق و حزب‌ الله لبنان که سقوط اسد آن را در معرض خطر قرار مي‌دهد، به دست داد. افشاي هويت دوگانه شاطري که قطعاً ناشي از اشتباه در هماهنگي بين ارگانهاي مختلف حکومت است به‌ طور واقعي و غيرقابل انکار مداخله رژيم ايران در سوريه را تأييد مي‌کند.
موارد فوق گوشه‌يي از تلفات پاسدارن اعزامي رژيم به سوريه است و ابعاد واقعي اين تلفات هنوز روشن نيست.».
ضميمه 3
نوشته‌اي از زنداني سياسي ارژنگ داودي: يک پيشنهاد براي دو نهاد رژيم آدمخوار فقيه
سايت مجاهد18/7/94:« يک پيشنهاد براي دو نهاد رژيم آدمخوار فقيه:
۱_ سپاه تروريستي قدس ۲_ وزارت مخوف اطلاعات
پس از ۱۷ روز تحمل رنجي دردناک ناشي از تشخيص هاي غلط پزشکان زندان رجايي شهر، بالأخره صبح روز دوشنبه ۱۳ مهرماه به علت بيهوشي از شدت درد کليه و عفونت مجاري ادرار، مسئولان بهداري با اعزام اينجانب به بيمارستان موافقت کردند. پس از انجام قرطاس بازيهاي رايج به وسيله يک دستگاه وانت بار قراضه که با کمي تغييرات از آن به‌عنوان آمبولانس استفاده مي‌شود به بيمارستان هزار تختخوابي تهران موسوم به بيمارستان امام خميني اعزام شدم. در آنجا پس از معاينات اوليه توسط يک خانم پزشک، فوراً پذيرش شده و به واحد اورژانس اول بيمارستان منتقل گرديدم. پس از انجام تمهيدات اوليه از قبيل تعويض لباس و آنژيوکت و مآلا ويزيت توسط انترنهاي اورژانس، حدود دو ساعت بعد، پزشک معالج مراجعه و انجام يک سري آزمايشات را خواستار شد. در حالي که پرستاران آماده انجام دستورات پزشک معالج شده بودند، ناگهان گفته شد که رئيس بيمارستان که قطعاً از پزشکان امنيتي و از سرسپردگان وزارت اطلاعات است به علت بدهي دو ميليارد توماني زندان رجايي شهر به بيمارستان و عدم تمديد قرارداد فيمابين، دستور داده که آزمايشات و معالجات مربوط به من متوقف گردد. به همين جهت با وجودي که از شدت درد شديداً در حال عرق کردن بودم، پرسنل مربوطه برغم وظيفه انساني و اخلاقي خود، حتي از تزريق يک آمپول مسکن براي کاهش درد طاقت‌فرسايم نيز خودداري نمودند. پس از چند ساعت انتظار بيهوده وقتي ديدم که نه تنها از خوردن چاي و غذا که حتي از نوشيدن آب هم محروم شدم و از انجام معالجات ضروري نيز خبري نيست، فرياد زنان گفتم که اين.. ه‌ترين بيمارستاني‌ست که در تمام عمر ديده‌ام و حقا که با مسمي‌ترين اسم (خميني) را روي آن گذاشته‌اند!؟ در اين موقع با اعتراض سه تن از خدمه‌ي مرد بخش اورژانس روبه‌رو شدم که چون با جوابهاي محکم تري مواجه شدند با دخالت ساير پرسنل بخش براي فروکش کردن تشنج، خودسرانه مرا از بخش اورژانس طرد و از سربازان همراه خواستند که برانکارد حامل مرا از آنجا خارج کنند. به‌رغم اين‌که رياست بخش کليه و مجاري ادرار يعني بخش ارولوژي بيمارستان با شخص محمدرضا خاتمي برادر محمد خاتمي رئيس جمهور سابق امت نيم درصدي فقيه و داماد روح اله هندي است، آن بخش نيز از پذيرش اينجانب خودداري نموده بود!؟ چون هيچيک از پزشکان بخش اورژانس حاضر به امضاي فرم ترخيص نشدند، نهايتاً فرد معلوم الحالي به نام دکتر کعبي که هم‌چون حقوق‌بشر، سوگند بقراط را نيز به جاي خوردن!؟ استفراغ کرده به بخش اورژانس مراجعه و با قساوت تمام، ترخيص مرا بلامانع اعلام و فرم مربوطه را امضا و مهر نمود!؟ اين حرکت زشت که نشانگر نداشتن مرام انساني و تربيت خانوادگي اوست، موجب تعجب پرسنل و همراهان ساير بيماران گرديد. دستور ترخيص من از بيمارستان با آن حال وخيم، چندان سبکسرانه، سبعانه و غيرقابل هضم بود که حتي مسئولان معلوم الحال زندان رجايي شهر نيز در برابر آن مقاومت کرده و ساعت ها از عودت اينجانب خودداري نمودند. ولي به علت ادامه اصرار مسئولان بيمارستان در امتناع از شروع معالجات تا ساعت ده و نيم شب سه‌شنبه به مدت ۳۱ ساعت بدون آب و غذا و بدون کمترين رسيدگي پزشکي به ناچار به مأموران دستور دادند تا مرا به زندان بازگردانند. ساعت ۱۲.۵ نيمه‌شب چهارشنبه ۱۵ مهر در حالي که بيمارتر و بيحال‌تر از پيش بودم، از محل بهداري زندان با برانکارد به بند ۴ سالن ۱۲ منتقل شدم.
اينک به دو نهاد فوق‌الذکر رژيم بربرمنش فقيه، پيشنهاد مي‌شود که پزشک وحشي نامبرده با نام و عنوان بي‌مسماي دکتر کعبي که رفتارش نيز چون ظاهرش بسيار آشفته و ژوليده است را هر چه سريعتر به عضويت در سپاه قدس يا وزارت اطلاعات ترغيب کنند. هر چند که رژيم سياهکار يزيد-علي خامنه‌اي و شرکا، امثال پزشک احمدي شکنجه‌گر معروف دوران ستمشاهي، فراوان ضـدتربيـت کرده است اما اين پزشک خود-ساخته نياز به دوره‌هاي آن‌چناني و ضدتربيت شدن ندارد. مطمئنا اگر به او موقعيت لازم داده شود از شمرهاي خبـيثي چون علي فلاحيان و قاسم سليماني به مراتب خونخوارتر و به دفعات سفاکانه‌تر عمل خواهد کرد. در پايان انتظار دارم که دو نهاد مربوطه به علت کشف و معرفي اين پزشک وحشي‌تر از پزشک احمدي دوران ستمشاهي براي من جايزه‌اي تعيين نموده و آن را به حساب ۱۰۰ امام سرگردنه‌داران و قداره بندان، واريز کنند!؟ ارژنگ داودي- زندان رجايي شهر».

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ