Menu

اقرار سبعانه و ضدانساني آخوند دژخیم فلاحیان به قتل عام 67

39608717 303 53ecb

آخوند دژخیم فلاحیان در مصاحبه منتشر شده توسط آپارات در 18 تیر 96 به قتل عام اسرا سال 67 مجاهدین اذعان میکند: «ا امام فرمود آن‌هایی که سرموضع هستند را حداقل اعدام کنید، بعد باز آقایون فشار می‌اوردند که اینها زندانی هستند.»
اين آخوند دژخيم بطرز بسيار مشمئزكننده اي درمورد اعدام مجاهدين سرموضع صحبت ميكند كه تعجب مجري را هم برميانگيزد. متن مصاحبه كه پياده شده بشرح زير است:
فلاحيان جنايتكار: امام فرمود حالا اونا كه اين حرف رو ميزنن، اونا كه سرموضع هستن اعدام كنين. بعد باز چيز ميكردن، آقايون اين فشارهايي كه فلان و نميدونم و ... كه آقا اينا تو زندانن فلانن، قرار شد يه گروهي همين آقايونم بهشون ميگن اينا مثلا حكم نميدونم كشتار دستجمعي دادن، اينا ندادن، باز اينا يه گروهي سه نفره اينا قاضي بودند و وارد بودند و دادستاني اينا نظارت كنن و اينا، كه باز اگه يه كسي قابل عفوه اعدام نشه، اعدام نشه، خب ، گروه اين گروه كارش اين بود كارش حكم اعدام كه نبود،
مجري: ميبخشيد ميخوام ببينم درست فهميدم يا نه؟ فرض بر كلا اعدام بود اين گروه بنا بود كه يك سري رو اعدام نكنن!
فلاحيان جنايتكار: بنا بود كه احتياط كنن باز يعني مراجعه كنند به طرف ببين واقعا با طرف صحبت كنن ببينن باز طرف سر موضع هست يا نيست؟ سرموضع ، اسمش رو ميگفتن سرموضع.تا اين سر موضعه!
مجري: حاج آقا ملاك سرموضع بودن چي بود؟
فلاحيان جنايتكار: سرموضع يعني ميگفتن سازمان رو رو قبول دارم، شما رو قبول ندارم. رها هم بشم عليه شما ميجنگم.
مجري: خب اينكه ديوانگي يه
فلاحيان جنايتكار: خب ديوانگي رو ميكردن. حكم ثانويه ( حرف توي حرف ميشود) رو صادر ميكردن.
(كه مجري يكجا ميان صحبت اين فلاحيان جنايتكار ميگه: متوجه نميشم!)
مجري: شما كه فرموديد اين افراد كه اعدام نشدن! اينايي كه حكم ثانويه، آقاي منتظري كجا بود؟
فلاحيان جنايتكار: آقاي منتظري يك مسئله ديگه اي براش پيش اومد كه با امام هم اختلاف پيدا كردن، ابتدائا هم آقاي منتظري هم نظرش همين بود و يه نظري پيدا شد كه اين اعدامها نهايتا باعث ميشه عليه ما قضاوت كنه، عليه اسلام قضاوت بكنه. بنابراين ما خوبه كه اينكارو نكنيم. كه بعدها قلم بدست دشمن ميافته ما رو اينجوري خلاصه لجن مال نكنن كه امام ميفرمود نه شما وظيفه شرعي تون رو انجام بديد منتظر قضاوت تاريخ نباشيد.
مجري: حاج آقا از اين بحث رد شيم، من فقط براي اطمينان خودم ميخوام بپرسم كه همه كساني كه اعدام شدن با اسلحه دستگير شده بودن ؟ يعني شورش مسلحانه كرده بودن؟
فلاحيان: نه، همه شون شورش مسلحانه كرده بودن، ولي افرادي كه دستگير شده بودن خونه تيمي بود ما ميرفتيم اونجا مثلا يكي دوتا اسلحه بيشتر نبود. يا تو خيابون مثلا ميگرفتيم شون اسلحه نداشتن كه.
مجري: خب اين چطوري ميشد مصداق شورش مسلحانه؟
فلاحيان: خب اينا جزو اون سازمان بودن.
مجري: مگه نبايد خود اون شخص شخصا اونكارو بكنه؟
فلاحيان جنايتكار: نه وقتي كه كسي عضو يك جريانه، باصطلاح يه لشگري هست، اون لشگر كه مثلا مسلحانه داره ميجنگه حالا چي مسلح باشه اون فرد، چه نباشه،
مجري: ولو كه با يه روزنامه گرفته باشنش!
فلاحيان جنايتكار: بله، اينا جزئ اون سازمان بودن ديگه، اينا آمادگي عمليات داشتن، حالا يه كسي ممكنه بره امروز براي خونه تيمي نون بخره، يكي بره فرض كن مثلا امكانات ديگه تهيه بكنه.
مجري: يا اصلا نيروي عملياتي نباشه، نيروي تبليغاتي باشه.
فلاحيان جنايتكار: ولي بالاخره جزئ ايناس. برا يه يگاني كه ميجنگه همه چي داره ديگه، همه كه اسلحه ندارن، درسته؟! واحد تداركات هم دارن ديگه!
مجري: اينا اسير محسوب نميشن!
فلاحيان جنايتكار: نه!
بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ