Menu

به ياد پدر طالقاني روح راستين انقلاب ضدسلطنتي به مناسبت سالگرد فقدان دريغ انگيزش در19شهريور 1358

      به ياد پدر طالقاني به مناسبت سالگرد فقدان دريغ انگيزش در19شهريور 1358

download طالقاني c97da

19شهريور ياد آور روزي است كه پدرطالقاني در گذشت ،روزي كه مردم ايران از پير وجوان واز زن مرد وازهر قوم ومليتي  واز هر دين وآئيني ، در سوگش گريستند  ،مر دم مردي را از دست دادند كه به راستي  و تمام وكمال  اورا حامي وپشتيبان خودشان وانقلابشان ميدانستند ولقب “پدر“ بر خاسته از محبوبيت گسترده وعميق  مردم نسبت به طالقاني بود.

آنچه كه در زير ميآيد يادي است از اين راد مرد وحمايت او از مقاومت وفرزندان اين مقاومت.

قسمتي از آخرين سخنراني پدر طالقاني:

اين هدف اين پيمبر بود يعني آزاد كردن مردم، آزاد كردن از تحميلات طبقاتي، آزاد كردن از انديشههاي شركي كه تحميل شده، آزاد كردن از احكام و قوانيني كه بهسود يك گروه و يك طبقه بر ديگران تحميل شده، در مقابل فرهنگ تحميلي، در برابر اقتصاد تحميلي، در برابر قوانين تحميلي، در برابر محدوديتهاي پليسي كه گاهي به اسم دين بر مردم تحميل ميشود كه از همه خطرناكتر است ...“

پدر طالقاني 6 53c33پدر طالقاني دراولين  ديدارش با مسعود رجوي و موسي خياباني بعد از آزادي آنها از زندان چنين گفت:

“در مقابل اون شكنجهچيها و بازجوهايي كه خودتان ميشناسيد و ديديد از نزديك، وقتي كه اسم مجاهدين برده ميشد، اعصاب اينها به هم ميلرزيد و كنترلشون رو از دست ميدادند، اين دليل بر قدرت عقيده و ايمانه،

از اسم مسعود رجوي وحشت داشتند، از اسم خياباني وحشت داشتند“.

پدر طالقاني در مورد بنيانگذاران در روز 4 خرداد 1358گفت :

امروز براي تجليل از شهدايي جمع شدهايم كه از خون پاك آنها پس از هفت سال سيلابها بر خاسته، همانها كه براي درهم كوبيدن شرك و بتها واعادة توحيد بهپا خاستند، دشمن مشرك هم از همين جهت از آنها انتقام گرفت. و ما نقموا منهم الا ان آمنوا بالله العزيز الحميد، آنها شاگردان مؤمن و دلدادة مكتب قرآن بودندگوهرهايي بودند كه در تاريكي درخشيدند، حنيف نژاد، بديعزادگان، عسگرزاده، مشكينفام، ناصر صادق از همين تابندگان بودند، اينها راه جهاد را گشودند، درود و رحمت خداوند وهمة خلق برآنها باد.

پدر طالقاني 5 add0c قسمتي از سخنان مسعود رجوي  در مراسم پدر طالقاني در زمين چمن دانشگاه تهران  در سال 1358:

“...حالا معلم، رهبر و فرمانده ما به خاك افتاده است و به خدا پيوسته… راستي بچهها چطور باور كنيم كه بيپدر شديم، آقاي ما مرده، نه نه، مگه ميشه همچين پدري بميره، نه، كفش و عصا و سلاحشو همونطوري دم در بگذارين، حاضر و آماده ، پدر طالقاني باز ميگرده، اگر كسي پرسيد كي مياد؟ بگين وقت بهار بگين موقع لالهزار وقتي لالهها دوباره به گل نشستند، اگر بازهم پرسيدند كجا ميشه ديدش و كجا ميشه پيداش كرد، از اون جا كه گفتيم روح مجسم انقلاب ما بود بگين توي چشمهسارها اون جا كه ماهيهاي سياه كوچولو گستاخي ميكنند و خلاف جريان شنا ميكنند، اون جا ميشه ديدش، در هر كجا كه ابوذري هست و اعتراض در هركجا كه مالكي هست و شمشير در هركجا كه مالكي هست و شمشير از نيام كشيده، در هركجا كه علي وار چهرة راستين اسلام و تفسير واقعي قرآن هست، وقتي كه ميخروشيم ميجنگيم و وقتي كه ميفهميم...“

پدر طالقاني 9 b6963مسعود رجود در  30دي1388 د ر مورد پدر طالقاني ميگويد:

قبل از وفات پدر طالقاني در 19 شهريور 58 پشتمان به او گرم بود . پدر طالقاني به‌راستي روح راستين انقلاب ضد سلطنتي بود. خميني از اين‌كه آقاي طالقاني را درسخنراني به‌مناسبت 4 خرداد 58  كه درترمينال خزانه  در جنوب شهر تهران برگزار شد، كانديداي رياست جمهوري كرده بوديم به‌شدت گزيده و پر كينه بود اگر چه من در اين سخنراني منتهاي احترام را  براي شخص خميني قائل شدم و از خود او خواستم كه خودش  تكليف شرعي كند تا آيت الله طالقاني مسئوليت رياست جمهوري را بپذيرند. بگذريم كه خميني به‌شدت از اين بابت به‌قول خودش “سيلي خورده ” و زخم خورده بود. چرا كه خوب مي فهميد هدف ما از رياست جمهوري آقاي طالقاني محدود كردن قدرت انحصاري او و در يك كلام رفرم و اصلاح در حكومت ديني و رژيم ولي فقيه است.

بعد از اين معرفي، يكبار كه به ديدار پدر طالقاني در محل اقامتش كه يك طبقه از آپارتمان پدر رضاييهاي شهيد در خيابان تخت جمشيد بود، رفتيم، پدر با عتاب و تغيّر به من گفت چرا اين‌كار را كرديد؟ شما كه به من نگفته بوديد...اما اينها  (اشاره اش به جماعت خميني بود) كه باور نمي‌كنند و بر سر من مي ريزند...

من گفتم: اگر از قبل به شما مي‌گفتيم، برايمان روشن بود كه مخالفت خواهيد كرد، اما حالا ديگر فايده ندارد چون مردم بالاترين مژدگاني را دريافت كرده اند و دست بردار نخواهند بود.

وقتي در سال 57 ، قبل از سقوط شاه، پدر طالقاني از زندان آزاد شد، بيش از يك ميليون تن از مردم تهران به در خانة پدر رفتند و از او استقبال كردند. در انتخابات خبرگان هم، با بيش از دو ميليون راي نماينده اول تهران و در حقيقت تمام ايران بود. خميني چشم ديدن پدر طالقاني را نداشت و حتي بعد از وفات پدر، در پيام تسليتش هم،  او را حجت الاسلام طالقاني خطاب مي‌كرد. اصولاً ارتقاء منتظري به منصب جانشيني خميني كه در مراسم رژيم تحت عنوان “اميد امت و امام” معرفي مي‌شد، علتش حسادت و كين توزي خميني نسبت به آيت الله طالقاني بود.

مسعود رجوي در يكي ازسخنانش در مورد حمايت پدر طالقاني ازمجاهدين در سال1350چنين ميگويد:     

“در اول شهريور 50 سازمان لو رفت و ضربه اساسي را خورديم 90 درصد كليه كادرها و امكانات از مركزيت تا هواداران در رابطه دستگير شدند ، در اواخر مهر حنيف بنيانگذار را گرفتند كه شروع رمضان بود. آنجا پدر طالقاني در مسجد هدايت غوغا مي كرد . نفس همين دستگيريها، انگارفتيله انقلاب ضدسلطنتي را روشن كردكه بسياري از شما آن را به ياد داريد.

اين حرفهاي پدر طالقاني، مربوط به رمضان آن سال است كه يك ماه بعد زير چاپ رفته وماه بعد در غفلت رژيم شاه اجازه انتشار گرفته و در دي 50 منتشر شده است. كما اينكه بالاترين اهرم فشار روي خميني شد كه يكي دوماه بعد، مضافاً بر نامه منتظري در مورد ضرورت حمايت از  مجاهدين فتوي داد كه يك سوم سهم امام متعلق به جوانان مسلمان ميهن دوست است. خميني جرأت اسم آوردن از مجاهدين را نداشت.  مثل همين امروز اسم آوردن از مجاهدين در آن زمان هم مرز سرخ  رژيم شاه بود .

در كهكشان مريم گفت جرم غلامرضا خسروي اين بود كه سرخ ترين نام را به زبان آورد و گفت هوادار سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران است “

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ