Menu

گزارش، تحلیل، مصاحبه

مصاحبه امانوئل ماكرون در آستانة سفر به آمريكا

median 40570

ماکرون رئیس جمهور فرانسه طي مصاحبه‌يي با تلويزيون فاكس‌نيوز بر لزوم استمرار حضور نيروهاي فرانسه، آمريكا و كشورهاي منطقه در سوريه براي مقابله با نفوذ رژيم آخوندي و جلوگيري از رشد مجدد تروريسم در اين كشور تأكيد كرد و گفت:

ماكرون: ما بايد سوريه جديد را بعد از (جنگ) بسازيم و به همين دليل اعتقاد دارم نقش ايالات متحده بسيار مهم است؛ چرا؟ به صراحت تمام مي‌گويم: روزي كه ما جنگ عليه داعش را به پايان ببريم، اگر خارج بشويم، آن هم به‌طور قطعي و كامل، حتي از زاوية سياسي، ميدان را براي رژيم ايران، بشار اسد و افراد او رها خواهيم كرد؛ و آنها جنگ جديدي را آماده خواهند كرد و تروريست‌هاي جديدي را تغذيه خواهند كرد. لذا نكتة من اين است كه بگويم: حتي بعد از جنگ عليه داعش، ايالات متحده، فرانسه و متحدان ما، همة كشورهاي منطقه، حتي روسيه و تركيه يك نقش بسيار مهم براي برقراري سوريه جديد خواهند داشت و براي تضمين اين‌كه مردم سوريه بر سر آينده (خود) تصميم بگيرند.

امانوئل ماكرون درباره لزوم تکمیل نواقص برجام وحفظ آن همراه با مقابله با برنامة موشكي و مداخلات رژیم در منطقه، گفت:

ماكرون: آيا اين توافق عالي است؟ آيا برجام يك امر عالي در روابط ما با (رژيم) ايران است؟ خير! ولي براي اتمي، چه گزينة بهتري داريد؟ من آن‌را نمي‌بينم. طرح ديگر يا طرح جايگزين شما چيست؟ من طرح جايگزيني براي اتمي عليه (رژيم) ايران ندارم. اين موضوعي است كه دربارة آن بحث خواهيم كرد، ولي به اين دليل است كه مي‌خواهم بگويم بر سر اتمي، بگذاريد اين چارچوب را حفظ كنيم، چون بهتر از يك نوع شرايط مشابه كرة شمالي است. دوم: من نسبت از وضعيت در ارتباط با (رژيم) ايران راضي نيستم. مي‌خواهم با موشك‌هاي بالستيك مقابله كنم، مي‌خواهم نفوذشان را در منطقه مهار كنم. لذا نكتة من اين است كه بگويم: الآن از برجام خارج نشويد، تا وقتي گزينة بهتري براي اتمي نداريد و بياييد آن‌را تكميل كنيم با (موضوع) موشك‌هاي بالستيك و مهار (نفوذ) منطقه‌يي.

از سوی دیگر يك مقام ارشد دولت آمريكا دربارة سفر امانوئل ماكرون به واشينگتن گفت: رؤساي جمهور آمريكا و فرانسه... دربارة برنامة اتمي (رژيم) ايران و هم‌چنين مجموعة گسترده و وسيع اقدامات بي‌ثبات‌كنندة (رژيم) ايران در سراسر خاورميانه بحث و گفتگو خواهند كرد.

اين مقام آمريكايي طي يك كنفرانس خبري در تورنتو كه هم‌زمان با اجلاس وزراي خارجة هفت كشور بزرگ صنعتي جهان برگزار شد، دربارة حملة مشترك آمريكا، فرانسه و انگلستان به ديكتاتور سوريه نيز، تأكيد كرد: «حملة روز 13 آوريل اقدامي يك‌باره نبود؛ بلكه بخشي از كارزار ادامه‌دار متحدان براي برقراري مجدد ممانعت از استفادة تسليحات شيميايي بود و اين در صورت لزوم، به‌كارگيري اقدامات نظامي را در بر مي‌گيرد».

از سوی دیگر سناتور باب كوركر رئيس كميتة روابط خارجي سناي آمريكا در مصاحبه با اي.بي.سي. نيوز بار ديگر تأكيد كرد كه اگر تا ضرب‌الاجل 22 ارديبهشت، تغييري در ارتباط با توافق اتمي صورت نگيرد، رئيس‌جمهور آمريكا از برجام خارج خواهد شد.

سناتور كوركر، گفت: «اگر هيچ چيزي در رابطه با سه كشور اروپايي كه با آنها تعامل مي‌كنيم بر سر يك چارچوبٍ (توافق) تغيير نكند، به‌نظرم (دونالد ترامپ) روز 22 ارديبهشت از توافق (اتمي) خارج خواهد شد. فكر مي‌كنم هيچ‌گونه ابهامي در اين رابطه وجود ندارد. مركل و ماكرون (به واشينگتن) مي‌آيند و شايد در اين ميان تغييراتي صورت گيرد».

در همين حال سناتور تام كاتن در مصاحبه با تلويزيون سي.بي.اس.، گفت: «مخالفت با توافق اتمي (با رژيم) ايران به معني مخالفت با راه حل‌هاي ديپلماتيك نيست؛ بلكه به معني مخالفت با راه حل‌هاي بدٍ ديپلماتيك است».

همزمان واشينگتن‌پست نیز گزارش داد: «سرنوشت توافق اتمي (با رژيم) ايران در رأس (گفتگوها بين ترامپ و ماكرون) قرار دارد... به گفتة مقاماتي كه در گفتگوهاي بين آمريكا و اروپا دخيل هستند، در راستاي پاسخ‌دادن به نگراني‌ها دربارة (مدت‌دار بودن) توافق (اتمي)، قواعد راستي‌آزمايي آن، فقدان محدوديت بر آزمايش و توسعة موشك بالستيك (رژيم) ايران و اقداماتي براي مقابله با فعاليت‌هاي «شرورانة» (اين رژيم) در سوريه و ساير نقاط خاورميانه، پيشرفت قابل توجهي صورت گرفته است.

واشينگتن‌پست مي‌افزايد: «يك بيانية عمومي و سه سند زيرمجموعة آن قرار است اتفاق نظر (اروپا و آمريكا) را اعلام كند مبني بر اين‌كه كنوانسيون‌هاي بين‌المللي ديگري (رژيم) ايران را فراتر از محدوديت‌هايي كه طي دهة آينده به پايان مي‌رسد، از توليد تسليحات اتمي منع خواهد كرد، به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي فشار خواهند آورد تا نظارت خود را گسترش بدهد و در صورت حركت (رژيم) ايران به‌سمت توسعة موشكٍ بالستيكٍ بين قاره‌يي وعدة تحريم‌هاي سختي را مي‌دهند».

ادامه مطلب...

چرا امروز سرکرده سپاه روی «ناامیدی» و «شرایط حساس» تاکید کرد؟

iran2 9844bپاسدار جعفری، سرکرده سپاه ضدمردمی امروز به صحنه آمد و بی‌قافیه از «مقطع حساسی از انقلاب اسلامی» صحبت کرد و این‌که اکنون در همه عرصه‌ها «دشمنان برای القای ناامیدی در داخل کشور،‌ بسیج شده‌‌اند!».
آنگاه سرکرده سپاه به «فشار و توطئه‌ها» و ضربات خرد کننده‌ای اشاره کرد که «دشمن علیه» نظام «برنامه‌ریزی کرده» و در کنار بحرانها و «مسائل بیرونی»، مانند بن‌بست برجام که نظام با آن درگیر است، «مسائلی هم در داخل کشور وجود دارد» که همان فضای انفجاری جامعه است!برآیند این وضعیت هم چیزی نیست جز تصویری که «رسانه‌های غرب» برای آن «از کلیدواژه «فروپاشی» نظام «استفاده می‌کنند». (روزنامه حکومتی جوان-۲۷فروردین)
دشمن نیز که خود از ۳۸سال پیش سازنده این وضعیت برای نظام است، «هر روز با کلیدواژه قیام سراسری» جامعه و «ادراکات ذهنی» جوانان را به‌سوی «قیام سراسری» سمت و شتاب می‌دهد. (جوان-۲۷فروردین)پس همین وضعیت خطرناک است که خامنه‌ای را مجبور ساخته تا سرکرده سپاه را دوان دوان به صحنه بفرستد، تا برای بسیجی‌ها و بدنه نظام قسم و آیه بخورد که «توقعات رهبر انقلاب از بسیج بسیار است و انتظارات از بسیج بسیار بالاست!» به‌ویژه‌ این‌که نظام ولایت «متکی به» سرکوبی هست که عامل آن «تفکر بسیجی بوده است!». (جعفری-۲۷فروردین)اما چرا خامنه‌ای و جعفری نیاز دارند به بدنه نظام و بسیجی‌ها هشدارهای وضعیت قرمز نظام را بدهند و بگویند حواستان باشد که در شرایط کنونی «دشمنان برای القای ناامیدی» در بدنه نظام،‌ «بسیج شده‌اند»؟ (جعفری- ۲۷فروردین)نیمی از پاسخ را خود پاسدار جعفری داد، آنجا که گفت «دشمن بیشترین فشار و توطئه‌های خودش را علیه انقلاب برنامه‌ریزی کرده است». همان «برنامه‌ریزی» که پیش از او خامنه‌ای درباره قیام دیماه گفت «این قضایا سازماندهی شده بود... در شکل‌گیری آن یک مثلث فعال بود... و رأس سوم [این مثلث] هم سازمان (مجاهدین) است» (۱۹دی۹۶)
نیمه دیگر پاسخ به روحیه و وضعیت بدنه نگهدارنده نظام، یعنی بسیج بر می‌گردد که اکنون «استحاله شده» و تبدیل گشته به «مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل، که حتی امکان هر گونه حرکت جدی... را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد». (نامه ۳۰۰فرمانده بسیج به خامنه‌ای-۱۶فروردین)بله، برایند فعالیت دشمن و وضعیت بسیج است که باعث شده «کلیت نظام روز به روز به پیکری بی‌جان و از درون شکننده شبیه‌تر شده» و خامنه‌ای نیز مجبور گشته اینطور سرکرده سپاهش را به میدان بفرستد تا مگر قدری بتواند از ریزش و وادادگی بدنه نظام، جلوگیری کند.
برگرفته از سایت مجاهد

ادامه مطلب...

پیام6 مسعود رجوی ـ هر ضربه به دیکتاتور سوریه ضربه به ولایت فقیه و بالا بردن مشعل قیام ایران

moghavemat4 6f896

مسعود رجوی : هر ضربه به دیکتاتور سوریه ضربه به ولایت فقیه و بالا بردن مشعل قیام ایران

ادامه مطلب...

برلين- بزرگداشت حماسه فروغ اشرف در 19 فروردين 1390 حمايت از قيام سراسری و اعتراضات مردم ايران

moghavemat5 8b58c

در مراسم بزرگداشت حماسه 19فروردین1390 که روز شنبه 18فروردین 1397 در دروازه براندنبورگ برلین برگزار شد، سخنرانان ضمن گرامیداشت شهیدان قهرمان حماسه فروغ اشرف، حمایت خود را  از قیام سراسری مردم ایران، به‌ویژه اعتراضات کشاورزان به‌پاخاسته اصفهان و تظاهرات هموطنان عرب در خوزستان و دیگر اقشار به جان آمده از ستم و تبعیض و سرکوب آخوندی اعلام کردند.
در این مراسم شماری از جوانان ایرانی که به‌تازگی از ایران تحت حاکمیت آخوندها خارج شده و به صفوف مقاومت پیوسته‌اند، نیز به سخنرانی پرداختند و تاثیرات شهیدان مجاهد خلق در پایداری اشرف، به‌ویژه  قهرمانان شهید حماسه 19فروردین را در گسترش روحیه رزمندگی و پایداری  برای درهم شکستن سرکوب و اختناق رژیم آخوندی برشمردند و آنها را  الگوهای راستین ایستادگی و پایداری در مقابل رژیم آخوندی دانستند.
دکتر معصومه بلورچی – نماینده شورای ملی مقاومت در آلمان
دوستان عزیز
خواهران و برادران
در سالگرد حماسه قهرمانانه 19فروردین 1390، به همه آنها هزاران درود و سلام می‌فرستیم- درود درود درود
امسال به قهرمانان شهیدمان در این حماسه می‌گوییم، آری به گل نشست آن بذرهایی که شما کاشتید و امروز صدای شما با فریاد اعضای کانونهای شورشی و قیام آفرینان در سراسر میهن اسیرمان  فریاد می‌شود.
آری همه شما و همه شهدایی که در این 40سال درخت تنومند مقاومت را با خون جوشانتان آبیاری کردید، درجای جای این میهن اسیر همراه و همگام با همه قیام آفرینان حضور دارید و در لحظات تهاجم و به زانو درآوردن دشمن ضدبشر و پاسدارانش آنها را پشتیبانی می‌کنید.
امروز به اینجا آمدهایم تا به قیام آفرینان بگوییم که به گواهی امروز و خون هایش،شما و  همه ما از پشتوانه مقاومتی سترگ برخورداریم مقاومتی که در40سال گذشته رژیم جنایتکار آخوندها نتوانست با 120هزار شهید و نه با قتل‌عام های بی‌شمار و نه با ادامه شکنجه‌های روحی و جسمی نابودش کند و نتوانست آن را به زانو دربیاورد، و برعکس این مقاومت هر روز جنگنده‌تر و شکوفاتر شده است و امروز ای کانونهای شورشی شما شکوفه‌های بهاری‌اش هستید
چشمان پرامید خود را هرچه بیشتر بگشایید و با شعف ببینید که درست در جهت عکس شما که هرچه منسجم‌تر و قوی‌تر و فراوان تر و مهاجم تر می‌شوید، دشمن شما رژیم جنایتکار ملاها هر روز تکه پاره‌تر و ضعیفتر می‌شود
آری  امسال زیباترین سالگرد 19فروردین است همه آن حرفها ی که یک روز اعتقاد بود، امروز تبدیل به باور و یقین شده است
درود درود درود
شایسته سلمانی- مادر مجاهد قهرمان حنیف کفایی
یاران مقاومت، خواهران و برادران عزیز
هفت سال پیش درچنین روزی خامنه‌ای دجال و جیره خوارانش مالکی مزدور و کوبلر جنایتکار با حمله به اشرف قصد ریشه کنی مجاهدین را داشتند، گرچه خون 36مجاهد خلق از عزیزترین فرزندان خلق مثل صبا، آسیه، مهدیه، فائزه و زهیر و پسر عزیزم، پاره تنم حنیف در خون تپیدند، اگر‌چه از دست دادن این عزیزان شعله اش هیچگاه خاموش نخواهد شد، بلکه خون شهدای قهرمان 19فروردین بعد از 7سال راه و رسم پایداری اشان با دست خالی، اکنون سمبل و  الگوی براندازان و قیام آفرینان در داخل ایران شد بخصوص در خوزستان و اصفهان که همین امروز در جریان تظاهرات هستند و خواب راحت را از رژیم ضدبشری گرفته‌اند.
این روزها جوانان و کانونهای شورشی در داخل با نه گفتن به رژیم آخوندی و ولایت سفیانی خامنه‌ای می‌روند تا ریش و ریشه حاکمیت آخوندی را از بن براندازند.
به خامنه‌ای پابگور می‌گویم دیدی هرقطره خونی که از یک مجاهد ریخته شد تبدیل به قیام و براندازی تاج و تخت تو شد و دیدی که چگونه خون این عزیزان مجاهد دررگهای زنان و جوانان هم سن و سال حنیفها و صباها و زهیرها مثل رودخروشان می‌جوشد و این توفان تا سرنگونی تام و تمام حکومت سفیانی است و سربازایستادن ندارد.
و از همین جا به تمام کانونهای شورشی در سراسر میهن اسیرمان و یاران دربندمان به‌ویژه زندانیانی که دراعتصاب غذا هستند می‌گویم ما همه براندازیم و تا محقق کردن آرمان این شهدا و همه شهدای راه آزادی ایران دمی دست از مبارزه برنخواهیم داشت
سلام برخلق، سلام برآزادی،درود بررجوی

عالم مددزاده
من عالم مددزاده هستم، خواهر شهدای والاقدر مهدیه و اکبر مددزاده که در19فروردین 1390 به‌دست جانیان رژیم ملاها در شهر اشرف به‌شهادت رسیدند.درود بر آنها
نوروز  امسال از هر سالی نوتر و بهاری‌تر بود. به‌خصوص از این جهت که با دگرگونی قیامها همراه بوده. انگار که یخبندان زمستان این آخوندها در پرتو گرمای قیام ذوب شده. وجود این رژیم ا گرچه جز برودت و سرما، جز مرگ و تباهی، جز نکبت و سیاهی و درد و رنج چیزی نبوده‌اما بهار انقلاب و دگرگونی همه را به یکباره خواهد شست و ایران زیبا را  پاک خواهد کرد.
امروز که سالروز پر کشیدن خواهران و برادرانمان در نوزدهم فروردین هست. روز پر کشیدن خواهر نازنینم مهدیه که هم‌چون پرستوی بهاری سبکبال، پر امید بود ومصمم، پر از انرژی و ایمان به روز آزادی ایران. روز پر کشیدن برادر مهربانم اکبر که پر خروش و پر از عشق به ایران بود و قلبش با نشوندن لبخند شادی بر لبهای کودکان ستمزده ایران می‌تپید.
مهدیه دلش با درد‌هایی که در ایران می‌دید به درد می‌آمد و رنجی که بر مردم می‌رفت رو بر نمی‌تابید، به همین خاطر هم انتخاب کرد تا برای پایان دادن به این دردها بلند بشه. مهدیه می‌گفت« نمیشه این رنج ها رو دید و ساکت نشست» او انتخاب کرد که در برابر ظلم بایسته و بدون ذره‌ای تردید قدم در مسیر مبارزه گذاشت.
حقیقت اینه که ما برای ادامه همین  مسیریم، برای ساختن فردایی که اونها بهش باور داشتند و به‌خاطرش  پر کشیدند. اونها ریشه‌های قیام امروز ایرانند. سالهاست که رشیدترین و عاشق ترین فرزندان ایران به جنگ این ضحاک می‌روند و بواقع رژیم را به خاک می‌افکنند، خاک شکست، خاک ذلت و بذر ارزشی به نام ایستادگی و تسلیم ناپذیری رو میکارند. عصیان خاموشی ناپذیر امروز قیام آفرینان ریشه‌هایی بی‌نام و نشان‌داره و هزاران هزار سرو سرفراز و پر امید به صبح پیروزی. و امروز که کانونهای شورشی از پرداخت هیچ بهایی فرو گذار نمی‌کنند، استمرار پیام 19فروردینند. حرف اونها با ما اینه که سرنگونی با اراده خود ما شدنیه. حرف اینه که هیمنه پوشالی دیکتاتور، دیوار ترس و بن‌بست، ناامیدی فرو ریخته. حرف اینه که ما می‌خواهیم پس میشه. می‌توان و باید.
مهدیه و اکبر عزیزم ببینید که از خون شما و 120هزار گل سرخ،  خیابونهای ایران سرخ و آتشینه.  و این آتش، آتش سوگند و عهد من و ما برای پایان دادن به ظلم و ستم 40ساله این دیو سیرت هاست.
حالا همه ما مشت ها مون رو بلند می‌کنیم تا بگیم که برای پیشروی، برای جنگ صد برابر و برای تشکیل هرچه بیشتر کانونهای شورشی در هر کجای ایران حاضر و آماده‌ایم. حاضر حاضر حاضر

جواد دبيران

”تا آخرش ايستاده ايم” – اين رمز پيروزي بود زماني كه اشرف در 19 فروردين 90 با دست خالي در مقابل مزدوران تا دندان مسلح خامنه اي ايستاد .

صبا و يارانش با اين غرش درس رزم و ايستادگي و درس ”فدا و تهاجم حداكثر” را به همه ما دادند. آنها چراغ راه شدند براي تمامي يك نسل. و اكنون اين نسل اراده كرده است تا دشمن ضدبشر را به زير بكشد.

گرامی باد ياد وخاطره شهدای 19فروردین فروغ اشرف

آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند

رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

پرچم مبارزه كه مجاهدان اشرفي در 19 فروردين 1390 براي دفاع از حريم اشرف و آزادگي برافراشتند و با خون 36 شهيد قهرمان همچون آسيه و حنيف و مهديه و فائزه آنرا آبياري كردند، رويش نوشته بود ”تا آخرش ايستاده ايم ”

امروز اما در تعادل قوايي كاملا متفاوت قرار داريم. رژيم سفاك آخوندي در لبه پرتگاه سقوط است. ما نه در تدافع بلكه در تهاجم هستيم و پرچم پيشتازان آزادي امروز”پرچم تهاجم حداكثر” است تا اين رژيم آخوندي اين ننگ تاريخ را به زير خاك كنند.

ما اين تهاجم را امروز در جاي جاي ميهن اسيرمان ايران مي بينيم.

بخصوص در اين روزها در خوزستان تب دار.

درود بر هموطنان عرب در اهواز و آبادان و ماهشهر و حمیدیه و شیبان و در سرتاسر استان قهرمان پرور خوزستان كه به خاطر اهانت های رژیم آخوندی دست به تظاهرات زدند. این بخشی از سیاست سركوب و تبعیض رژیم است و تنها با سرنگونی ولایت فقیه پایان می یابد.

ايران از آن تمام مليت هاي ايران است و تنها كساني كه در آن جايي ندارند و بايد ريشه كن شوند، آخوندهاي دزد و غارتگر و قاتل مردم ايران هستند.

ايران از آن تمام مليتهاي ايران است، و نه از آن خامنه اي، روحاني و لاريجاني ها، اين قاتلان مردم ايران.

حقوق مردم ما اعم از فارس، ترك، كرد و عرب و بلوچ و تركمان در همه استانهاي ايران، را آخوندهاي خونخوار و چپاولگر مي برند. غارت مي كنند آنها دشمنان مردم ما هستند كه سايه نحس و سياه شان را بر سرزمين ما افكنده اند و الان اين ما هستيم كه اراده كرده ايم اين ننگ تاريخ را ريشه كن كنيم. متشكرم

شقايق رجبي

سلام من شقايق رجبي هستم ، خواهر فائزه رجبي كه در 19 فروردين سال 1390 با گلوله در گلويش او را به شهادت رساندند .

او 17 سال داشت كه انتخاب جدي اي كرد كه به مبارزه بيايد وقتيكه پدرمان در سال 1387 در زير شكنجه به شهادت رسيد او در مورد انتخابش مصمم تر شد ، انتخابي زيبا انتخابي كه فقط پرداخت است و عشق به ديگران و سال ها اين آخوندهاي بي ريشه سعي كردند اين ارزشهاي ، عشق و پرداخت را بدوزدند و لوث كنند ولي كورخواندند ، نسل هايي مثل فائزه ، صبا ، مهديه ، اكبر ، حنيف و شهداي قيام نشان دادند كه نه ، ميشود و نه ، ميتوان اين ارزش ها را لوث كرد چون اين ارزش ها ، ارزش هايي هستند كه هر ايراني باغيرت آن را دارد جز آخوند هاي بي ريشه .

فائزه همين را در پدرم ديد و اگر نه هيچ وقت اين جور رستگار نميشد .

يك روز از خودم پرسيدم كه چرا خواهرم و پدرم و شهداي قيام بايد اين قيمت را ميدادند ؟ راستي كه سوال خوبي بود چون همين صبا و مهديه و سينا قنبري ها بودند كه رمز ماندگاري را يافتند كه همان صدق و فدا بود . فائزه در بين همرزمانش به سرزندگي و پر شور و حالي و جنگندگي شناخته ميشد و همه اين ها به خاطر عشقي بود كه به رهايي ايران داشت، آزادي و خوشبختي را براي مردم ايران ميخواست و براي همين با همين عشق و اميد در 19 فروردين در برابر مزدوران وحشي رژيم سينه سپر كرد .

امروز وقتي كه صحنه هاي قيامي و شورشي را ميبينم كه با همان جسارت و اميد و انگيزه براي آزادي ايران فرياد ميكشند و در برابر گلوله هاي پاسداران دليرانه سينه سپر ميكنند فائزه و مهديه هارا زنده تر از هميشه ميبينم و همين خونهاست كه در خيابان هاي ايران ميجوشند و نهايتا اين رژيم را سرنگون خواهند كرد .

سلام بر شهداي 19 فروردين

دورود بر معترضان ايران زمين .

پريا كهندل

با درود به شهداي راه آزادي از اشرف تا ليبرتي و زندان ها تا كوچه پس كوچه هاي ايران.

با درود به بنيان گذاران سازمان پر افتخار مجاهدين خلق ايران تا 120 هزار شهيد راه آزادي، تا شهداي فروغ اشرف، شهرشرف و ايستادگي تا به آخر.

درود به شهداي 19 فروردين كه نشان دادند مجاهدين راه و رسمشان فدا وفداست و نسلي از مهديه و صبا و آسيه و نسترن ها و فائزه ها كه با دست خالي و دلي پر از عشق به آزادي در برابر گلوله سينه سپر كردند و نشان دادند آري آري مجاهدين رسمشان فداست و همه چيز را براي خلقشان ميخواهند و سختي ها را به جان ميخرند.

خاله و دايي من هم از قهرمانان اين حماسه بودند، خاله مهديه ودايي اكبر

خاله مهديه نازنين، و دايي اكبر عزيز، نميگويم امروز جايتان خاليست...كه امروز جايتان سبز سبز است و خونتان رويان در نسلي كه اراده كرده است ولايت وقيح را به زانو در بياورد...

نمي گويم كه دلم تنگ نميشود، اما درهردلتنگي ياد سوزدل مادرستار و مادرريحانه ها مي افتم، براي هردلتنگي تجديد عهدي ميشود براي جنگ با اين جانيان.

خامنه اي جلاد فكر ميكرد شما را با كشتن از بين ميبرد ولي كور خوانده بود، از اينجا به آن جاني سفاك ميگويم...من مهديه ام كه امروز زير چتر رهبري خواهر مريم ، جان گرفته ام...من صبا و آسيه ام و من فائزه... و اين نسل نسل رسم صباست، چشمانت را باز كن و ببين وبشنو فرياد هاي مرگ بر خامنه اي كه ادامه طنين فرياد خواهرم نسترن است و امروز نزديك تر نزديك تر در خيابان ها ي ايران به گوشت ميرسد... بلرز و بلرز كه كانون هاي شورشي و ارتش آزادي اراده كرده كه از تاريخ ايران جارويت كند..،بلرز و بلرز كه با رهبري برادر مسعود و خواهر مريم با پشتوانه همين شهدايمان امروز پركينه به تو و عاشقتر از پيش به خلقمان ميجنگيم! و يقين داريم پيروز ميشويم چون درس اول و آخر ما فداست..فداي همه چيز براي بدست آوردن آزادي براي ايران.درست مثل30هزار شهيد قتل عام 67.

هر سالگرد 19 فروردين براي ما تجديد عهدي است با يارانمان، و ما هم امروز عهد ميبنديم جاي تك تك اشان را در دوران سرنگوني براي خواهر مريم پر كنيم و پرچمشان بر دوشمان، نام وآرمانشان بر سينه امان راه رسمشان فريادمان باشد

ما عهد ميبنديم كه همچون شما تاآخرش بيايستيم تا پاي جان و آخرين نفس...

حاضرحاضر حاضر

كبري مك وند- مادر مجاهد شهيد صبا هفت برادران

فرا رسيدن سال 97 رو به خواهر مريم و برادر و به همه شما تبريك مي گم، بخصوص به همه فرزندان قهرمانم كه از دي ماه سال 96 به خيابانها آمدند، فرياد آزادي سر دادند، زخمي شدند، شكنجه شدند، به شهادت رسيدند ولي همچنان بهار ايران را فرا مي خوانند.

من مادر صبا هفت برادران هستم كه در 19 فروردين در اشرف صبا هفت برادران مورد اصابت گلوله مزدوران رژيم آخوندي قرار گرفت، مزدوران عراقي آخوندها آنها را بين تسليم و مرگ مخير كردند و صباي نازنين ما، با انتخاب مرگ با عزت به سمبل ايستادگي تا به آخر تبديل شده است

امروز در سالگرد شهادت صبا و آسيه و باقي همرزمانشان آمده ام تا به صبا هايم كه در خيابانهاي ايران ايستادگي و قيام مي كنند، به آنها كه نويد بخش آمدن بهار حقيقي ايرانند، به فرزندان نازنينم كه رسم مقاومت را پس از صبا و صباها ادامه مي دهند درود بفرستم و بگويم :

مي خواهند خاموشتان كنند، فرياد شويد . گلوله بارانتان مي كنند، از خون همرزمانتان بر خيزيد.

به شكنجه گاه ها مي برندتان تا خودكشي شويد يا مسخ تاريكي تنهاييتان كنند اما شما مقاومت مي كنيد و كانوني براي شورش دوباره برسياهي و تنهايي ها گروهي مي شويد پر قدرت و پر اراده براي نوشتن سرنوشت و فرداي ايران و امحاي تقدير كور آخوندي.

صبا با پيكري زخمي و در آستانه شهادتش گفت:« ماتا آخرش مي ايستيم» انگار كه تاريخ را مي ديد. او در فروغ اشرف ايستاد تا پايان. پس او هست. در فرياد شما در خيابانهاي اهواز و اصفهان و تهران و تمامي شهرهاي ديگر، در فرياد مرگ بر خامنه اي باورش به فرو ريختن اين نظام موج در موج زد در نگاهش دنباله نگاه ثابت ندا آقا سلطان

صبا وصباها نسيم آمدن بهار ايرانند. به شما مي گويند كه پيش برويد و باز هم به پيش برويد كه بهار ايران در راه است.

صبا بگو به نسيم صبح بهاري كه مي وزد نسيم بهاري

صباي من بيدار شو بيدار

ببين كه ز خونت گل داده اين آخرين دشت هاي ايران

بهر آخرين پيكار.

درود به تمامي شهداي فروغ اشرف

درود به تمامي خانواده هاي شهداي فروغ اشرف

و زنده باد پيكار ما تا آخرين قطره جانمان

متشكرم، پيروز باشد

ادامه مطلب...

آغاز سال ۹۷، توفان انقلاب(2)

moghavemat4 97918

گفتگو با محمدعلی توحیدی.

سوال: شما در ابتدای بحث هفته قبل گفتید که پیام‌ها و موضعگیری‌ها  را متأثر از قیام و توفان انقلاب ارزیابی می‌کنید. منظور شما از این تأثیر و تأثر چیست؟ آیا منظورتان همان اعتراف‌های خامنه‌ای و روحانی نسبت به قیام است یا موضوعات دیگر را مد نظر دارید؟

محمدعلی توحیدی: این‌ که هم خامنه‌ای و هم روحانی در پیام اول سالشان روی اغتشاشات دی ماه انگشت می‌گذارند و با بیان حکومتی از قیام و انقلاب در ایران صحبت می‌کنند، نشانهٔ مشخصی است؛ ولی منظور من خیلی فراتر از این بود.

واقعیت این است در چند هفته‌یی که از سال جدید گذشته است یا در ماه گذشته، ما شاهد تحولاتی در درون رژیم هستیم. اسم آن را بحران حاکمیت می‌گذاریم. مقاومت ایران در همان دوره یا مرحلهٔ قیام‌ها، بر این واقعیت انگشت گذاشت. خواهر مریم هم در صحبت‌هایشان به آن اشاره داشت که اوضاع به لحاظ سیاسی به قبل از قیام برنمی‌گردد. یعنی مختصات جدیدی بر اثر انقلاب، قیام و توفان انقلاب شکل گرفته که به قبل از قیام برنمی‌گردد.

این بازگشت‌ناپذیری در همهٔ زمینه‌ها است؛ این در ارتباط جامعه و مردم با رژیم  هم صدق می‌کند. در ارتباط با مسائل درون رژیم هم صدق می‌کند. در مخاصمات و بحران‌های جناح‌ها و باندها و سران و اجزای متشکلهٔ رژیم، این مناسبات نمی‌تواند مثل قبل باشد. در ارتباطات رژیم در عرصهٔ بین‌المللی هم کاملاً متفاوت است و تأثیر می‌گذارد. مناسبات آن به‌طور کلی  دست‌خوش تحول می‌شود. آن چیزی که در درون رژیم می‌گذرد، مشخصاً مثل قبل نیست.

 ما در رخدادهای بعد از تحویل سال و یا درآستانهٔ تحویل سال و آغاز سال 97 به‌وضوح می‌بینیم که مناسبات و روابطی که با هم دارند یا دیالوگی که بینشان جریان دارد، تمامی متأثر از واقعیتی می‌باشد که اسمش را می‌گذاریم قیام،  انقلاب، توفان انقلاب یا موضوع براندازی که مشکل همه روزهٔ رژیم است.

سوال: بحث ما دربارهٔ جنگ و جدال درونی رژیم است. تأثیر قیام به‌طور خاص روی این موضوع چطور است؟

محمدعلی توحیدی: اگر بخواهیم مخاصمات و جنگ و جدالی که بینشان جریان دارد را در واقعیت شعار اصلی انقلاب، زیر ذره‌بین بگذاریم و روی آن مکث کنیم، متأثر از این شعار است که «اصلاح‌طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». به این عبارت، به صرف یک شعار نگاه می‌کنیم، اما الآن در صحنهٔ سیاسی به‌عنوان یک واقعیت می‌بینیم؛ یعنی ماجرای یک واقعیتی به لحاظ سیاسی قبل از دی ماه، در دو دهه وجود داشت. این یک ماجرای سیاسی درون رژیم بود؛ یعنی بازی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا بین این‌ها همین‌طوری ادامه داشت.

در شرایط بعد از قیام دی، این بازی و آن کشاکش و آن بحث‌ها، ماجرایش تمام شده است. این اولین چیزی است که می‌توانم بگویم. واقعیت دوم این است که تمام کسانی که از این باند یا آن باند سر مسائل داخلی رژیم صحبت می‌کنند، می‌گویند بحران‌ها به یک وضعیت تعیین کننده رسیده است. حالا به‌طور مشخص سال 97 را می‌گویم. در اواخر سال بیشتر از سال قبل صحبت می‌کردند.

الآن می‌بینیم احمدی‌نژاد و همان بسیجی‌هایی که از او حمایت کردند، حرفشان این است که «سال 97 سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده» است. آن باند دیگر که هم صحبت می‌کند، می‌گوید «ما وضعیت و چشم‌انداز بسیار خطرناکی در پیش رو داریم. با خطر پایان کار نظام روبه‌رو هستیم». این بحث را می‌کنند. امروز هم در نماز جمعه تهران یا مشهد، سخنران می‌گفت که ما باید نظام را حفظ کنیم! چاره‌یی غیر این نداریم. یعنی چاره‌جویی‌ها بین اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست؛ چاره‌جویی بر سر حفظ کل نظام است.

نکته یا محور سوم، باز هم پایان ماجرای این جدال، ناکارآمدی و بی‌مصرفی و پایان خط این باندها را اثبات می‌کند. به‌عبارتی صحنه سیاسی رژیم را که نگاه می‌کنیم، این‌ها از هر دو طرف خود را به دستگاه خامنه‌ای عرضه می‌کنند که ما راه حل هستیم.   بسیجی‌های احمدی‌نژاد یا خود احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نامه می‌نویسند. حرفشان این است که اوضاع دارد از کنترل خارج می‌شود؛ غیر قابل مدیریت و غیر قابل اصلاح است. به چنین نقطه‌یی رسیده‌اند. به‌صراحت گفته بودند که احمدی نژاد بیاید درست کند! آن یکی باند هم می‌گوید مسیر و راهی که می‌رویم، به ترکستان است! یک نفر از باند خامنه‌ای ـ فلاحت‌پیشه در مجلس رژیم ـ  گفته بود این سیاست منطقه‌یی که می‌رویم، سیاست انتحاری است. یعنی ایستاده‌اند و حاضر به مذاکره سر موضوع موشکی رژیم نیستند.

این نمونه‌ها از بن‌بست صحبت می‌کنند؛ اما خودشان به‌عنوان راه حل عرضه می‌کنند. باند اصلاح‌طلبان و محمد خاتمی، در ابتدای قیام دی ماه 96 گفتند چاره، اصلاحات است! خاتمی، مجاهدین را هم حسابی شلاق‌کش کرد و خطر آن‌ها را گوشزد نمود.  یعنی این که ما بیاییم کاری بکنیم. در عین این‌که خودشان را عرضه می‌کنند، ولی فقیه می‌بیند همهٔ این‌ها کارت‌هایشان سوخته است. هیچ‌کدامشان مسأله‌یی از او حل نمی‌کنند؛ چون می‌گویند که ما بیاییم دستگاه را حفظ کنیم! خامنه‌ای هم می‌بیند که این‌ها دستگاه را کور میکنند که شفا نمی‌دهند!

 امام جمعه خامنه‌ای در مشهد گفت «خودتان خراب می‌کنید، شکست می‌خورید، اما می‌اندازید  به گردن ولی فقیه!». هم به رئیس جمهور لاحق می‌گفت، هم به رئیس جمهور سابق. هم به آن یکی باند می‌گفت، هم به این باند. بعد ادامه داد «اگر شما خراب کنید و درس بگیرید، ما از شما متشکریم؛ اما شما همین کار را هم نمی‌کنید!». یعنی بی‌مصرفی، ناکارآمدی و به آخر خط رسیدنشان. حتی خودشان هم می‌گویند ما باید برویم دنبال یک گفتمان و حرف‌های جدید.

حالا این‌ها روی دست ولی فقیه مانده‌اند؛ ولی فقیه هم روی دست این‌ها مانده است! چنین است وضعیت! یعنی آدم پایان ماجرا را به‌وضوع در صحنه می‌بیند. پس این فقط یک شعار نبود که ملت بگویند «اصلاح طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». واقعاً ماجرا به پایان رسیده و واقعاً دستگاه کار نمی‌کند.

سوال: شما در بحث هفته گذشته، صحبت‌های اول سال خامنه‌ای را نشانهٔ دیگری از «توفان انقلاب» توصیف کردید. اجازه بدهید قسمت‌هایی از صحبت‌هایش در مشهد را ببینیم و سپس در این رابطه صحبت کنیم.

تلویزیون رژیم، خامنه‌ای: «عده‌ی بی‌انصافی می‌کنند، از آزادی موجود استفاده می‌کنند و به‌دروغ می‌گویند آزادی وجود ندارد! رادیوهای بیگانه هم سخن آن‌ها را بازتاب می‌دهند. واقع قضیه این نیست. امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان و آزادی انتخاب هست. هیچ‌کس به‌خاطر فکرش و نظرش که مخالف نظر حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمی‌گیرد. هرکس ادعا کند که مورد فشار قرارگرفتم؛ چون عقیده‌ام در مورد فلان مسأله، مخالف حکومت بوده؛ هر کسی چنین ادعایی بکند، دروغ گفته. چنین چیزی نیست!».

بسیار جالب است. الآن که ما داریم بحث می‌کنیم، رژیم رسماً اعلام کرده که می‌خواهد تلگرام را فیلتر کند. سر و صدای کارگزاران رژیم از هر دو باند هم درآمده است. همین هم یک فضیحت دیگری برای رژیم است.

آقای توحیدی! چرا خامنه‌ای با این همه رسوایی که در مورد خودش، دیکتاتوری‌اش و رژیمش در سطح جهانی یا در داخل هست، با چنین صراحتی این ادعا را می‌کند؟

محمدعلی توحیدی: قبل از هر چیز در حرف‌های این‌ها توفان انقلاب را خیلی خوب می‌شود دید. بهتر است از همین حرفی که خامنه‌ای می‌زند، برای توضیح این بحث استفاده کنیم. این یک دیالوگ بین خودشان است. خامنه‌ای دارد با باندهای درون حکومتش صحبت می‌کند؛ مثلاً دارد با احمدی‌نژاد و با بقیه‌شان صحبت می‌کند. چند روز پیش هم یکی از این مهره‌های باند مغلوب ـ زیباکلام ـ می‌گفت «فرض کنیم که شما تلگرام را فیلتر می‌کنید؛ با متولدین دهه‌ها ۶۰و ۷۰و ۸۰چه کار می‌خواهید بکنید؟ مخاطب تلگرام این‌ها هستند؛ چه کارشان می‌خواهید بکنید؟».

واقعیت این است که خامنه‌ای در این صحبت مخاطبین بین‌المللی، داخلی، مردم و نسل دههٔ ۶۰و ۷۰و ۸۰را ول کرده و دارد با خودش صحبت می‌کند. در داخل خود رژیم هم هنوز مرکب حرفش خشک نشده، جوابش را می‌دهند. احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نوشت که «لطفاً این حرف‌ها که بر سر آزادی زدی، نامه کن و برای رئیس قضائیه‌ات بفرست! تو که می‌گویی آزادی هست، نفرات من را به‌خاطر آزادی زندانی کرده‌یی». یکی از اعضای باند مجاهدین انقلاب اسلامی ـ قدیانی ـ گفت که حرف‌های خامنه‌ای مثل حرف‌های «گوبلز» است. آنقدر دروغ بزرگی می‌گوید تا کسی به آن شک نکند. یعنی ولی فقیه را مثل گوبلز می‌داند. این‌ها جواب‌های داخل حکومت است. برمی‌گردیم سر بحث خودمان.

خوب است شما حرف‌های امسال خامنه‌ای را با حرف‌های او در فروردین ۹۶در مشهد مقایسه کنید. آن‌جا داشت ماجرای جریان اصولگرا را دنبال می‌کرد. داشت برای نمایش انتخابات اردیبهشت، سور و سات می‌چید، برنامه می‌ریخت و مهندسی می‌کرد که چطوری آن آخوند جلاد ـ رئیسی ـ را روی کار بیاورد. یک گفتمانی داشت؛ یک ماجرایی داشت. الآن اما «دیگه تمومه ماجرا». دیگر خبری از آن حرف‌ها در سخنان ولی فقیه ارتجاع نیست؛ در حالی که همیشه در سخنان مشهدش، سیاست سال را معین می‌کند.

پاسخ شما همین است. ولی فقیه دارد با خودش دیالوگ می‌کند. جوابی هم که از داخل حکومت به او می‌دهند، یکی بیانیه ابوالفضل قدیانی و یکی هم نامه ۳۰۰بسیجیِ احمدی‌نژادی است. یکی از این سر طیف دستگاه، یکی هم از آن سر طیف. یعنی در دیالوگ درونی‌شان به خامنه‌ای گفته‌اند آقا! حرف مفت نزن! در دیالوگ درونی‌شان ماجرای اصلاح‌طلب و اصولگرا هم تمام شده است. خیلی‌ها هم حرف‌های خامنه‌ای را نسبت به حرف‌های قبلی‌اش «پریشان» توصیف کرده‌اند. اتفاقاً حرف‌هایش شاهد خیلی خوبی بود که دیگر ماجرا تمام شده و مقام ولایت هم گیر کرده است.

سوال: همان‌طور که اشاره کردید، در اول سال ۹۷همهٔ باندهای رژیم هشدار می‌دهند که «سال پر چالشی» است؛ «سال تعیین‌کننده» است. همه‌شان هم می‌آیند تئوری و تز می‌دهند! به نظر شما خروجی این تئوری‌ها و تزها چه خواهد بود؟

محمدعلی توحیدی: درباره تئوری‌ها و تزها، بحث مفصلی داریم که امیدوارم در برنامه‌یی به آن بپردازیم. تئوری‌ها و تزهای این‌ها رنگ و لعاب اصلاح‌طلبی و رفرم دارد. احمدی‌نژاد هم حتی گفته بود که باید اصلاحات بکنید. نکته این است که این‌ها اصلاً اعتبار «تئوری و تز» ندارد. این‌ها همه‌اش پروژهٔ امنیتی است. کل سیستم با براندازی و خطر سرنگونی روبه‌رو است و هر کس طرح و برنامه امنیتی خودش را عرضه می‌کند. یعنی شما نباید خیلی دنبال تئوری و تز بگردید تا ببینید از آن، چه در می‌آید!

دربارة خروجی این موضوع هم اگر بخواهم یک پاسخ منطقی بدهم، باید بگویم که همهٔ این‌ها ـ غیر از احمدی‌نژاد که قدری از این‌ها انحراف دارد ـ  بر سر امنیت و این مسائل به روحانی رسیده‌اند. درون خودشان هم که حرف می‌زنند، از همگرایی و این چیزها می‌گویند.

قیام دی ماه اولین چیزی را که از نظر سیاسی در انظار داخلی و بین‌المللی و جامعهٔ ایران باطل کرد، همین بازی و نمایش انتخابات بود. واقعیت این است که با آن کارزار مقاومت علیه آن نمایش انتخابات ـ در حالی که عده‌یی که خودشان را یک زمانی اپوزیسیون می‌دانستند، درباره روحانی بازار گرمی می‌کردند و می‌رفتند سفارت‌های رژیم و رأی می‌دادند ـ با شعار «نه جلاد ـ نه شیاد» ان را تحریم کرد و مهندسی خامنه‌ای را بر هم زد. درست یک سال از آن می‌گذرد و ما شکست آن بساط و نمایش را با تمامیتش در قیام دی ماه دیدیم. و یا همة بازی‌های آخوند روحانی را بر سر برجام، باز مقاومت ایران با پیگیری‌ها و فعالیتش برهم زد. حالا برجام روی دست دستگاه مانده است. هم روی دست رژیم مانده و هم روی دست مماشات‌گران و حامیان رژیم و بادمجان دور قاب‌چین‌های داخلی و حاشیه‌یی‌اش. رژیم در آغاز سال ۹۷با شکست این دو پروژه روبه‌رو است. در نهایت می‌رسد به آخوند روحانی که از قدیم هم بین رفسنجانی و خامنه‌ای، این روحانی یک وزنهٔ تعادلی بود که می‌گفتند می‌تواند نقطهٔ تعادلی باشد که شکاف حاکمیت، هم بیاید. یعنی شکافشان را با یک آخوند امنیتی هم بیاورند. حالا خود این سوخته و روی میز نظام است.

بنابراین تدابیر امنیتی شامل کشتن، زندان و تحت عنوان خودکشی بیرون دادن، الآن گریبان خودشان را هم گرفته است. اخیراً هم سر حمید بقایی گریبانشان را گرفته است که می‌گوید من خودکشی نمی‌کنم! این بساط هم توی زندان راه افتاده است. بنابراین خروجی مؤثری ندارد. بن‌بست واضح است. راه حل و گفتمان برتر، همان براندازی است. همان مرگ بر ولایت فقیه است. همان ارتش آزادیبخش است. همان آلترناتیو و راه حلی است که این مسیر را باز کرده و به گفتمان برتر سیاسی تبدیل شده است. دشمن هم به این گواهی می‌دهد.

توفان انقلاب، آغاز سال ۱۳۹۷ (گفت‌وگو با محمدعلی توحیدی)

محمدعلی توحیدی

چالشها.

سوال: با توجه با اولین برنامه در سال جدید، ما سال گذشته را با فصل قیام مردم ایران به پایان رساندیم. سال جدید چگونه شروع شد؟ با توجه به مسائلی که در سال گذشته داشتیم، فصل جدید و سال جدید را چگونه دیدید؟

محمدعلی توحیدی: این سوال، هم جنبه احساسی دارد هم باید به بحثهایی که در چالشها می‌کنیم، ارتباط بدهیم. در ادامه بحثهایی که داشتیم، احساسم این بود که باد به‌شدت در حال وزیدن است. در همه زمینه‌ها می‌شود دید که بحث مفصلی است؛ ولی می‌گویند که یک تصویر از هزار واژه گویاتر است.

من تصویر «هفت سین» کشاورزان شورشی ورزنه در اصفهان را که در تحویل سال دیدم ـ که تراکتورها را کنار هفت سین گذاشته بودند؛ یک هفت سین شورشی با کلمات ساچمه و شمع و گاز اشک‌آور رژیم ـ به خودم گفتم که زندانیان سیاسی همیشه در زندان‌ها عید را با مضامین خودشان برگزار می‌کردند، اما توفان انقلاب طوری است که کشاورزان معترض که از یک خواست خیلی مشخص حق‌آبه (حق یک ملک یا مزرعه از آب رودخانه یا قنات)و آبشان شروع کردند، چگونه است که در تحویل سال هم به شورش ادامه می‌دهند؛ آن هم با چنین سمبل‌هایی که به‌نظر من این خیلی شروع گویایی بود.

البته به صحنه سیاسی برویم حرف‌های ولی‌فقیه ارتجاع، حرف‌های روحانی ـ که سایهٴ قیام و انقلاب و هراسشان از قیام و انقلاب در به‌اصطلاح پیام‌های نوروزی‌ هر دوشان بود ـ با وجودی که سعی کردند مسأله را تحت عنوان «اغتشاشات» رفع و رجوع کنند، ولی نتوانستند زلزلهی را که زیر تخت‌های ولایت و حکومت‌شان است، کتمان کنند؛ بلکه به آن اذعان کردند که جای بحث دارد.

 از بابتی هم به‌خصوص در بحث چالشهای سیاسی که داشتیم، به نظر من توفان انقلاب در حرف‌های کباده‌کشان قلابی اصلاحات، به‌خصوص درهمان روزهای اول سال یا در همان شب عید خیلی گویا و شگفت‌آور بود. هیچ چیز جز توفان انقلاب نمی‌توانست این را تبیین کند.

همــه سران و کباده‌کشانشان که از قیام شروع کردند، در شروع سال حرف‌هایی زدند و همان ورشکستگی، بن‌بست و استیصال سیاسی را اذعان کردند. همان حقایقی که چند دهه به‌طور خاص می‌پوشاندند. به نظر من این‌ها خیلی حاکی از توفان قیام بود.

سوال: مشخصاً به کدام حرف‌ها اشاره دارید و چه موضوع مهمی است که شما اولین بحث سال جدید را با آن شروع می‌کنید؟

محمدعلی توحیدی: به چند جمله که عوامل رژیم در ابتدای سال گفتند، اشاره می‌کنم که شاید کافی باشد.

محسن آرمین، نایب رئیس قبلی مجلس رژیم، ۷فروردین: »رفتار معترضان دی ماه در میدان اصلاح‌طلبی نبود. اکثر کسانی که در این اعتراضات شرکت داشتند، نماینده گروه‌هایی از جامعه بودند که جز‌ء پایگاه اجتماعی اصلاحات محسوب نمی‌شوند.

طبیعی است که اصلاح‌طلبان نتوانند گروهی را که جزء بدنه آنها محسوب نمی‌شود و میدانی که متعلق به آنهانیست، مدیریت کنند. چنین انتظاری از اصلاح‌طلبان منطقی به‌نظر نمی‌رسد». این یعنی  چه؟ یعنی آن  کشاورزان، آن  دهقانان، آن  کارگران، آن  جوانان، آن دانشجویان شورشی که به میدان آمده بودند، آن بیکاران، آن غارت‌شدگان و آن جامعهٴ به میدان آمده در اعتراضات دی ماه و در اعتراضات سراسر سال ۹۶ و اعتراض بعدی، هیچ ربطی به ما ندارند. ما مربوط می‌شویم به بخش مرفهی که شریک قدرت  است و یک قشر مرفهی از آن بهره‌مند شده است. هیچ ربطی به این‌ها نداریم. خودش میدان  را  ترک  می‌کند و این را به‌وضوح می‌گوید.

اما جالب‌تر از این‌ها حرف‌های سعید حجاریان بود که مغز اینها حساب می‌شود. وی یکی از بنیانگذاران وزارت اطلاعات و دستگاه سرکوب رژیم و از دژخیمانی است که ما از دهه ۶۰او را می‌شناسیم. حجاریان می‌گوید: «من معتقدم اعتراضات ادامه خواهد داشت. چرا ادامه خواهد داشت؟ چون که روحانی قدرت لازم را برای بهبود وضعیت ندارد. در بدنه دولت فساد وجود دارد. برخی وزرا ناکارآمد هستند و از این گذشته، دولت برخی از حوزه اختیاراتش را با نهادهای نظامی شریک شده است».

حجاریان کسی بود که خودش در جریان اعتراضات، وقتی رهنمودهای سرکوبگرانه و امنیتی به دستگاهها می‌داد، می‌گفت که باید همگرایی کرد و دولت روحانی را چسبید؛ چون عبور از روحانی یعنی عبور از کل نظام.

الآن خودش می‌گوید دولتش فاسد و شریک نظامیان ـ یعنی پاسداران ـ غارتگر است و کاری از آن برنمی‌آید. بعد هم فاطمه صادقی ـ که دختر خلخالی قاتل و الآن  اصلاح‌طلب است ـ و حجاریان هم که خودش کباده‌کشاصلاح‌طلب‌ها و وزارت اطلاعات باشد ـ با چنین سوابقی مصاحبه داشتند؛ در این مصاحبه، مجری که از دار و دسته خودشان است، می‌پرسد که «اعتراضات دی ماه به‌لحاظ جریان‌شناسی سیاسی، نقطه عطفی به حساب می‌آید. ماجرا به‌طور خلاصه این بود که اصلاح‌طلبان که گمان می‌رفت همواره آن دیگریِ بهبودخواه هستند، ناگهان با طرح شعار اصلاح طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تمومه ماجرا، همجنس اصول‌گرایان پنداشته شده‌اند. اساساً چرا مرزهای این دو جریان میان مردم از بین رفته است؟». مجری با این پرسش، ارزش و موقعیت جدی به این شعار می‌دهد که واقعاً قوی‌ترین شعار اعتراضات دی ماه بوده است.

حجاریان جواب می‌دهد: »مردم معترض در شرایط بد اقتصادی که خود در مضیقه هستند، فکر کردند اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان دست در دست هم در حال خوردن بیت‌المال هستند». حالا این را طوری می‌گوید که انگار مردم اشتباه کردند و توضیح می‌دهد: » ما جای زیادی نداریم در حاکمیت» و ادامه می‌دهد: »ریشهٴ دیگر این شعار  برآمده از حقیقت محض می‌باشد. بی‌پرده بگویم که اطلاح‌طلبان کانفرمیست ـ آنهایی که خود را با حکومت تطبیق می‌دهند و نمی‌دانم کدام‌ها هستند که خودشان را با حکومت تطبیق ندادند و نمی‌دهند ـ رانت‌خوار هستند؛ سابقه رانت‌خواری‌شان به چند دهه پیش بازمی‌گردد». بعد خودش در ادامه پاسخ جدی‌تر می‌دهد و می‌گوید: »قیام‌کنندگان دی ماه کلیت جمهوری اسلامی را هدف گرفته بودند. بنابراین  دو بازوی حکومت یعنی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان را خطاب قرار داده بودند. پس توی حکومتند؛ بازوی حکومت هستند. واقعیت این است که شعار عبور از اصلاح‌طلبان، اول بار از طرف سازمان مجاهدین خلق پس از۲خرداد ۷۶مطرح شد».

 یعنی آن شعاری را که مجاهدین از اول در مورد این‌ها  می‌گفتند، الآن زبان توده‌هاست و این‌ها این‌طور به آن اذعان می‌کنند.

 سپس به موضوع قدرت اشاره می‌کند: »برچسب همراهی با بلوک قدرت از قبل جدا نمی‌شود، مگر آن‌که اعلام علنی کند. برای مثال مرا جزیی از بلوک قدرت می‌دانند و می‌گویند که همین برای جمهوری اسلامی وزارت اطلاعات ساخته. کافی است که طینت و ماهیتش را  بدانند».

این سطح آگاهی در این انقلاب است. آن هم پایه اجتماعی‌اش. بعد هم  صحبت می‌کند که: «ما درس گرفتیم از این و می‌خواهیم برویم سر نظر استصوابی شورای نگهبان، قوه قضاییه و صدا و سیما و برویم در رابطه با این موضوعات صحبت کنیم و بتوانیم این‌ها را حل و فصل کنیم». مصاحبه‌کننده هم می‌گوید: «این‌ها نمدمالی در سیستم است!». حجاریان می‌گوید: «به هر حال شتر خوابیده از خر ایستاده بلندتر است! ما باید این حرف‌ها را بزنیم؛ حتی اگر کسی تحویل نگیرد. من فکر می‌کنم که این‌طور حرف‌ها بسیار اهمیت دارد».

سوال: آقای توحیدی! از چه بابت این حرف‌ها اهمیت دارد؟

محمدعلی توحیدی: اهمیتش از سه بابت است:

اول: تعیین تکلیف چالشهای این قیام است. مثلاً از اول که قیام‌ها رخ داد،  این بحث بود و حتی خارجی‌ها و ناظران سیاسی می‌گفتند که این قیام با تظاهرات سال ۸۸بسیار متفاوت است و هیچ ربطی به بدنه حاکمیت ندارد؛ حالا اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا. این معنا و این حرف در اظهارات این‌ها هم تعیین تکلیف شد که این اعتراضات و قیام مردم وحرفهای مردم ربطی به باند اصلاح‌طلبان ندارد. یعنی بختکی را از صحنه سیاسی ایران کنار می‌زند و صحنه را روشن می‌کند.

دوم: از بابت تعیین تکلیف چالشهای اساسی در سه ـ چهار دهه حاکمیت آخوندی. از دهه ۶۰ چالش اساسی این بود: حاکمیت مردم یا ولایت فقیه؟  حتی در سال ۵۹هم بود که  به سال ۶۰رسید. قبل از ۳۰خرداد که بحث سیاست را با  قتل‌عام و کشتار جمع کردند، بحث چه بود؟ بحث رأی مردم بود. بحث انتخاب مردم و حذف‌هایشورای نگهبان بود. همین تقلباتی که علیه مجاهدین در انتخابات بود. همه این حرف‌ها و بحثها همان موقع بود. همین کسانی که الآن این حرف‌ها را می‌زنند، جلوی مجاهدین ایستاده بودند، شلیک می‌کردند، شکنجه می‌کردند و می‌کشتند که چرا این حرف‌ها را می‌زنید و چرا علیه ولایت فقیه حرف می‌زنید؟

 این چالش در دهه ۶۰و دهه ۷۰مگر چه بود؟ زمانی رفسنجانی میدان‌داری می‌کرد؛ بعد خاتمی آمد. مگر حرف چه بود؟ حرف مجاهدین و شورای ملی مقاومت چه بود؟ این بود: خاتمیِ مدعی اصلاحات، یک قطره حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی وارد کند تا ببینیم که چه به روزشان می‌آید. بعد خاتمیِ رئیس اصلاحات و اینتئوریسین‌هایشان گفتند ما حکومت دموکراسی و حیانی داریم، ولایت فقیه داریم که حکومت دموکراسی و حیانیاست! خامنه‌ای هم می‌گفت مردم‌سالاری دینی داریم!

الآن هم تاج‌زاده که کباده‌کش دیگر آنهاست می‌گوید: «ما اشتباه کردیم که ولایت فقیه را بردیم در قانون اساسی».

 بعد رسیدیم به دهه ۸۰: در حمله آمریکا به عراق و آن جنگی که اتفاق افتاد، با وجود اعلام بی‌طرفی موقعیتی که مجاهدین و ارتش آزاردیبخش داشتند، همین محسن آرمین ـ و دولتشان که دولت اصلاحات بود  ـ غصه می‌خوردند که چرا مجاهدین در بمباران آمریکایی‌ها نابود نشدند؛ و با آمریکا و انگلیس قرارداد می‌بستند که مجاهدین را بعد از جنگ ۲۰۰۳آمریکا ـ عراق به رژیم تحویل بدهند.

حالا کی مستقل است و کی وابسته؟  کی جنگ‌طلب است و کی برای آزادی و صلح می‌جنگد؟ این هم دهه ۸۰.

 و الآن هم دهه ۹۰: چالشهای اساسی در صحنه سیاسی ایران در اظهارات خود این‌ها دارد تعیین تکلیف می‌شود.

 و سوم: تمام بادمجان دور قاب چینهای باند فریب و شیادی در حاکمیت آخوندی را که صحنه سیاسی ایران را با کلمه اصلاحات ـ چه رفرمی، چه اصلاحات‌چی ـ لوث کردند، تعیین تکلیف می‌کند. مشخص می‌کند که شما بخشی از حاکمیت و بخشی از دستگاه حفظ رژیم ولایت فقیه بو دید.

مگر ما چه می‌گفتیم؟ شورای ملی مقاومت در دهه ۷۰در اطلاعیه‌هایش می‌گفت ـ بعد از دهه  ۸۰هم مرتب ادامه داد ـ که اگر این‌ها راست می‌گویند که اصلاح‌طلب واقعی هستند، باشد؛ شما اصلاح‌طلب هستید؛ شماارزش‌های انقلابی را قبول ندارید؛ شما مواضع طبقاتی و تاریخی مجاهدین را قبول ندارید؛ ولی کدام اصلاح‌طلبی است که وقتی در حاکمیت خاتمی، یک روزنامه باند خودش نوشت «در سال ۶۷اتفاقاتی در زندانهای ایران افتاده است» ـ در قتل‌عام ـ خاتمی و مهاجرانی که وزیر ارشاد بود، روزنامه را بستند. این‌ها اصلاح‌طلب هستند و مجاهدین وابسته! آیا مجاهدین خواهان جنگ و بمباران نیروی اپوزیسیون بی‌طرف هستند؟ کی جنگ‌طلب است؟ کی صلح‌خواه است؟ کی آزادیخواه است؟‍

این مسائل، این چالشها و این بحثهای سیاسی که در این دوران  ادامه داشته، این‌ها تعیین تکلیف می‌شوند. این آن اهمیتی است که این‌ها خودشان رسوایی آن مسیری که رفته‌اند را  به‌وضوح دارند اذعان می‌کنند. حالا تاج‌زاده می‌گوید اشتباه کردیم که ولایت فقیه را در قانون اساسی وارد کردیم. کسی که خودش معاون وزیر کشور، حذف کننده و اداره کنندهٴ انتخاباتی بوده که با همین بساط شورای نگهبان، آزادی و حق حاکمیت مردم را سرکوب کردند. این‌ها به‌لحاظ چالشهای سیاسی خیلی مهم است.

سوال: پس چرا در صحبتی که به آن اشاره کردید، همین حجاریان گفت که تنها راه‌حل، اصلاحِ اصلاح‌طلبان است؟

محمدعلی توحیدی: سؤال بسیار مهمی است. برای این‌که این‌ها اتفاقاً در همین اظهارنظرهای ناگزیر، خودشان را افشا می‌کنند. برای این‌که این‌ها اصلاح‌طلبان قلابی‌اند. این‌ها خودشان را درست نقد نمی‌کنند. این‌ها برای نقد آن دیدگاهها نیامده‌اند. این‌ها برای حفظ این دستگاه آمدند. الآن هم حرفشان «البته خمینی» است. حرف‌هاییهم که بعضی‌ها تحت عنوان اپوزیسیون می‌زدند، دیکته شده دستگاه بود. همین تاج‌زاده می‌گفت من ولایت فقیه را قبول ندارم؛ اما به این خاطر حمایت می‌کنم که آلترناتیوش خطر دارد؛ یعنی بدتر است.

آلترناتیو دموکراتیک بدتر است! این‌ها اصلاح‌طلب واقعی نیستند. به همین‌خاطر نتیجه‌گیری‌اش این نمی‌شود که من اشتباه کردم.  اما درست آن چیست؟ دوباره چه می‌گوید؟ باز هم ترفند و کلک است. البته دیگر «پایان ماجرا» است. خودشان هم در خیلی جاها می‌گویند که دیگر برایشان جواب ندارد. بنابراین درست مثل خامنه‌ای که قیام شد، مثل شاه گفت که «صدای انقلاب را شنیدم» و من هم مسؤلم، من هم مقصرم؛ اما عید نوروز که در مشهد صحبت می‌کرد، گفت که تقصیر کی بود و من نبودم! این اذعان ناگزیر بعد از قیام، و شعار مردم در نفی حاکمیت، یک خروجی بازسازی برای این‌ها ندارد؛ چون قلابی‌اند. باز هم در فکر حفظ نظام هستند.

باز هم همان چالش واقعی که این‌ها دنبال می‌کردند، دنبال می‌کنند. یک چالشی که از وقتی این‌ها روی کار آمدند، از وقتی که انقلاب را دزدیدند، یک چالش بوده و آن حاکمیت ملت و مردم و آزادی است. یک چالش این بود که آزادی نیروی مجاهدین را بگیرند؛  نیروی اصلی مدافع آزادی و ضدارتجاع را با انواع مارک‌ها مثل این‌که آمریکایی هستید و فلان می‌کنید. آن موقع حزب توده هم کمکشان می‌کرد که مجاهدین را از صحنه خارج کنند. بعد هم خواستند با قتل‌عام از صحنه خارج کنند. این چالش این‌ها است. به همین دلیل این‌جا هم به این ترفندها برمی‌گردنند.

سوال: با این وضع که اصلاح‌طلبان حرف‌هایشان ماست‌مالی می‌شود ـ و خودشان هم این کار را می‌کنند ـ پس اهمیت حرف‌هایشان در چیست؟

محمدعلی توحیدی: این هم سؤال بسیار مهمی است. اهمیت حرف‌ها در شفاف شدن صحنه سیاسی است. برای نیروی شورشی، برای نیروی انقلابی، برای جوان ایرانی و برای میلیون‌ها ایرانی روشن می‌شود که این‌ها در طول این مدت، دقیقاً پروژه حفظ نظام و حذف مجاهدین را با انواع و اقسام داعیه‌های  به‌ظاهر تئوریک پیش می‌بردند. در حالی که این‌ها  اصلاً تئوریسین و روشنفکر به‌معنای دقیق کلمه نیستند. سانسور و پارازیت روی صدای مجاهد روی تلویزیون مجاهدین و هر کسی که از مجاهدین حمایت کند، اعمال می‌کردند. «مجاهد» را کلمه سرخ و مرز سرخ کردند. بعد هر چه بوده، یاوه بافتن بوده است. الآن این یاوه‌ها می‌رود کنار. با کنار رفتن این‌ها، نسل جوان و آنهایی که در دهه ۸۰و ۹۰به‌دنیا آمده‌اند، آگاه می‌شوند و می‌بینند که این‌ها که هستند و حالا خودشان دارند خودشان را تعریف می‌کنند. شفاف شدن صحنه، این زمینه است که آن پرده کنار برود. مثل دوره خمینی نشود که به‌دلیل سرکوب شاه، یک دجالی  مثل خمینی آمد و برد.

 مجاهدین به‌دلیل استمرار و اصرار بر مشی ضد ولایت فقیه، با انکار قانون اساسی رژیم و تحریم رفراندوم قانون اساسی، به‌عنوان نیروی مسلمان دارای پایگاه اجتماعی، از این سیستم جدا شدند. گناهشان همین بود که خمینی می‌گفت چون این کار را  کردید، با شما نمی‌توان تفاهم کرد. اصلاح‌طلبان قلابی رفتند شریک شدند و در پروژهسرکوب و حذف مجاهدین شرکت کردند. الآن می‌گویند  به بن‌بست رسیدند؛ به استیصال رسیدند همین الآن هم می‌گویند که ما این یاوه را انداختیم که «اگر قیام شود، ایران سوریه می‌شود. این موهوم است». جالب است وقتی حجاریان می‌گوید که «این موهوم است»، دختر خلخالی سؤال می‌کند که «خطر سوریه شدن ایران را تا چه حد جدی می‌دانید؟».

مجری:‌ یعنی آنچه که روی آن زیاد تبلیغ می‌کنند.

محمدعلی توحیدی: آنچه تبلیغ زیادی می‌کنند، علیه قیام است، علیه انقلاب، علیه کانونهای شورشی، علیه حمله و تهاجم به مراکز سرکوب و حاکمیت ولایت فقیه و علیه استبداد است. این‌ها ـ همین اصلاح‌طلبان قلابی ـ علم کرده بودند که این‌جا می‌شود سوریه! حالا می‌گویند نباید این کار را بکنیم. ما فقط باید تمکین کنیم به ولایت. به‌قول خودش «شتر خوابیده باشیم که از خر ایستاده، قدش بلندتر است». بعد حجاریان می‌گوید «خطر سوریه‌یی شدن و شعارهای مربوط به آن موهوم هستند».

فاطمه صادقی ـ دختر خلخالی ـ می‌گوید که «به اعتقاد من مادامی که اصلاح‌طلبان نتوانند نقش میانجی را ایفا کنند و حاکمیت به همین شکل ادامه دهد، اوضاع بدتر خواهد شد. در نتیجه هر سناریویی متصور است. نفس این دعوا  که ایران سوریه می‌شود، از ناخودآگاه ترس خورده اصلاح‌طلبان و ناتوانی آنها از مواجهه با بن‌بست سیاسی پرده برمی‌دارد».

 روشن می‌شود این‌ها را که خودشان اعتراف می‌کنند، تازه بخشی را می‌گویند.

  نسل جوان جامعه، فضای سیاسی ایران، چالشهای سیاسی جدی و واقعی و اصیل در ایران، از این بختک آزاد و رها می‌شود. آن‌وقت توفان انقلاب، راه و مسیر خود را که حتماً مسیرآزادی، مسیر حاکمیت مردم و مسیر یکپارچگی ایران است، پیدا می‌کند؛ مسیرآینده، به‌قول مصدق «سعادت ایران وایرانی» است.

ادامه مطلب...

سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین

moghavemat3 d4c77

محمد سیدی کاشانی:‌ سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین - به انضمام سرنوشت رقت آور و عبرت انگیز شاعری که در برابر شیخ و شاه زانو زد و ارتجاع او را به یغما برد

برای مطالعه این کتاب لطفا اینجا را کلیک کنید

ادامه مطلب...

گردهمایی نوروزی در برلین برای همبستگی با قیام سراسری مردم ایران

moghavemat3 0fed1

به‌دعوت دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، گردهمایی نوروزی به‌هنگام تحویل سال 97 در دروازه براندنبورگ در برلین برای همبستگی با قیام سراسری مردم ایران برگزار گردید و مراسم تحویل سال 97 در گردهمایی مجاهدان آزادی و سخنرانی خانم مریم رجوی بطور مستقیم در مراسم تحویل سال نو پخش شد.

در گردهمایی برلین، هموطنان بویژه جوانان ایرانی به همراه شماری از اعضای شورای ملی مقاومت و هنرمندان و شاعران و نویسندگان میهنمان و هم چنین شماری از نمایندگان پارلمان فدرال آلمان، منتخبان مردم و شخصیتهای سیاسی آلمانی در این گردهمایی شرکت داشتند، از جمله:

اشتفان فون داسل، شهردار منطقه مرکزی برلین

کاتارینا لندگراف، نماینده پارلمان فدرال از  حزب حاکم دمکرات مسیحی

رودلف هنکه  نماینده پارلمان فدرال

کلاوس دیتر گروهلر  نماینده پارلمان فدرال 

و همچنین لئو داتسن برگ  عضو پیشین رهبری فراکسیون دمکرات مسیحی در مجلس فدرال آلمان

شرکت کنندگان و سخنرانان گردهمایی نوروزی در برلین با قیام آفرینان ابراز همبستگی کردند و ضمن گرامیداشت یاد شهیدان قهرمان قیام، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط دستگیر شدگان قیام گردیدند.

ادامه مطلب...

رژیم ایران و تروریستها کسانی هستند که از انتخاب جان بولتون به خشم آمده اند

m2 dd24f

ولید فارس مشاور دونالد ترامپ در زمان رقابتهای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا درباره انتخاب جان بولتون به‌‌عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت:

سناتور روبیو درست گفته است رژیم ایران و بنیادگراها از جان بولتون بدشان می‌آید چونکه از پایداری و پشتکار او در هراسند. آنها می‌دانند که او با ترفندهای آنها تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد.

وی افزود:‌ کسانی که بایستی به خشم آمده باشند رژیم ایران و تروریستها هستند. این خبر بدی برای آنهاست.

ادامه مطلب...

دروغ های خامنه ای و «فضاحتی» بنام ولی فقیه!

m2 43e50

رهبر موقت و درمانده نظام در پیام نوروزی خود نه تنها دست به تحریف واقعیت های موجود در جامعه مملو از نفرت از حکومت آخوندی زد، بلکه فراتر از آن با سرهم کردن آسمان و ریسمان، تلاش نمود تا اذهان عمومی را نسبت به اوضاع بغایت درهم ریخته و بلبشو در درون حاکمیت منحرف نماید.

سخنان بغایت متناقض خامنه ای بحدی مسخره و غیر جدی بود که حتی صدای نزدیک ترین قلم بدستان حکومتی را نیز به هوا بلند کرد. رهبر وامانده نظام با اعلام شعار اصلی حاکمیت مبنی بر «حمایت از کالا های ایرانی» موجی از ریشخند هم میهن امان در شبکه های اجتماعی را برانگیخت.

انتشار تصاویر «رهبر معظم» که در حال پیاده شدن از بی ام دبلیو ضد گلوله است و یا پخش تصاویر آخوند های فربه، دزد و غارتگر حکومتی در ویلاهای لوکس با ماشین های خارجی چند میلیاردی و تصاویر آقازاده های حکومتی در کشورهای خارجی و یا نمونه ای این چنینی تماما پاسخ های منطقی مردمی زجر کشیده و تحت ستمدیده به حکومتی فاسد و مزوری است که «چون به خلوت می رود، آن کار دیگر می کنند».

خامنه ای که در چنبره ای از بحران های لاعلاج سیاسی و اقتصادی گیر افتاده، از جمله گفت: «ما نسبت به اقتصاد ملی خودمان باید تعصب داشته باشیم. مصرف جنس خارجی یکی از عیوب مهم ماست. ما بایستی تعصب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلی و جنس داخلی و اقتصاد ملی‌مان».

 این سخنان را رهبر حکومتی بیان می کند که رکود شدید اقتصادی در ایران اکنون نتیجه مستقیم همان سیاست مخرب «اقتصاد مقاومتی» وی می باشد. چرخه اقتصاد اکنون براین منطق در میان سیاست های دو باند متخاصم گیر افتاده و چرخ های گری اقتصاد ولایت عنقریب یکی پس از دیگری در حال شکستن می باشند.

رکود شدید اقتصادی که به بنابر داده های رژیم اکنون به تعطیلی بیش از ۶۰ درصد از واحد های صنعتی و تولیدی کشیده شده است، به یقین ماحصل دو فاکتور مهم یکی وجود خیل عظیم کالاهای بنجل وارداتی و دیگری باند های مافیایی و غارتگر رژیم برای پر کردن کیسه های گشاد حکومتی می باشند.

دراین راستا است که اکنون جامعه جوان ایران با بیش از هفت میلیون بیکار و خط فقر بالای ۸۰ درصد دست و پنجه نرم میکند؛ و هیچگونه «تعصب حکومتی» نیز برای برون رفتن مردم از این بحران دیده نمی شود!

«فضاحتی» بنام ولی فقیه!

 یک تئورسین تیرخورده نظام که سال های متمادی رهبریت و مدیریت شکار و کشتار مجاهدین و مبارزین را در رژیم آخوندی عهده دار بود، در تازه ترین سخنان، ضمن زدن زیرآب ولی نعمت خود گفت: «رئیس‌جمهور واقعی مقام رهبری است، چرا که هم فرمانده کل قواست هم رئیس قوه قضاییه را نصب می‌کند، هم حکم رئیس‌جمهور را تنفیذ می‌کند و هم از طریق شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای قوه مقننه را احراز می‌کند»

 سخنان حجاریان، مغز متفکر «وزارت اطلاعات رژیم» به یقین از سر «بی عقلی» و یا «بیکاری» نیست، بلکه ترجمان دیدگاهی در درون رژیم است که بی وقفه تلاش دارد تا اساس «جمهوریت نظام» را با حذف پست «ریاست جمهوری» و «نمایش رای و رای کشی های قلابی» در دیکتاتوی ولی فقیه برای همیشه «حل و فصل» نماید.

شاخص این سیاست نیز کسی نیست، بجر همان «رهبر موقت» نظام که در ۲۵ مهر ۹۰ طی سخنانی بی محابا گفته بود: «اگر روزی در آینده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد».

 همچنین این تئورسین نظام آخوندی که بوی سرنگونی نظام را از فردای قیام توده های گرسنه در دیماه گذشته بخوبی گرفته است، قدری فراتر رفته و با برشمردن «قدر قدرتی ولایت» و ضمن زدن لگدی محکم به وی ادامه می دهد:  رهبر یا همان ولی‌فقیه، یک شورای نگهبان «نصب» می‌کند.

شورای نگهبان، کاندیداهای مجلس خبرگان را مشخص می‌کند.

اعضای آن مجلس خبرگان در حقیقت، انتصابی، ولی‌فقیه را در منصبش، نصب می‌کنند!

تا دوباره و در یک دور و تسلسل بی‌پایان!، رهبر، خبرگان را نصب کند و خبرگان، رهبر را

به این می‌گویند بزرگترین کلاشی سیاسی جهان در قرن حاضر!

فضاحتی که در آن، ولی‌فقیه، فعال بلافصل و نیروی هژمونیک هر سه قوه است!

رئیس قوه قضاییه را خودش راسا منصوب می‌کند.

حکم رئیس قوه مجریه رئیس‌جمهور را خودش تنفیذ می‌کند.

اعضای مجلس یعنی قوه مقننه را هم از طریق شورای نگهبانش غربال می‌کند!.

 برگرفته از سایت همبستگی ملی

ادامه مطلب...

شبکه پولشوئی، رشوه و قاچاق بین‌المللی علی صدر هاشمی‌نژاد و رژیم ایران متلاشی شد

 m2 0412fمستند جدید حسن داعی: شبکه پولشوئی، رشوه و قاچاق بین‌المللی علی صدر هاشمی‌نژاد و نظام ایران به اتهام نقض تحریم‌های آمریکا متلاشی شد

 

ادامه مطلب...

تغییرات در دولت آمریکاـ مراسم نوروزی شورای ملی مقاومت در آمریکا

 world 0a4ad

اثر بخشی تغییرات اخیر در کابینه پرزیدنت ترامپ برای ایجاد دگرگونی در ایران، در کانون سخنان مقام‌های پیشین آمریکایی حاضر در مراسم نوروزی شورای ملی مقاومت ایران بود که در یکی از معروف ترین هتل‌های پایتخت آمریکا برگزار شد.

تام ریج، اولین وزیر امنیت داخلی آمریکا، که در مراسم جمعه شب، سوم اسفند حاضر بود، انتخاب آقای بولتون را نوید بخش تغییرات ژرف در ایران دانست.

او به صدای آمریکا گفت: «آنچه انتخاب آقای بولتون را بسیار جالب و هیجان انگیز می‌کند، اینست که وی فردی شفاف، صریح و رک گوست. او درباره نتایج

سازش با ملاها در تهران، درباره حمایتش از سازمان مجاهدین خلق و خانم رجوی، و درباره نیاز به دستیابی به ایرانی آزاد و رها شده و بدون هرگونه تسلیحات اتمی بارها صحبت کرده است. دیدگاهش در راستای سیاست دولت پرزیدنت ترامپ برای مقابله با نفوذ ایران در یمن، سوریه و دیگر نقاط خاورمیانه است. بنابراین از دید من انتخاب فردی که نگرانی‌های خاصی برای مقابله با ایران به عنوان دولت رتبه نخست حامی تروریسم دارد، بسیار مثبت است.»

رابرت جوزف که پس از آقای بولتون در سمت معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین الملل کار کرده است، نیز ابراز امیداوری کرد که معرفی همکار پیشینش به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید و همچنین جابجایی مایک پمپئو از سی آی ای به وزارت خارجه بتواند به تغییر رژیم در ایران کمک کند.

او گفت: «هردو گزینه‌های پرزیدنت ترامپ روحیه و عزم جدیدی را برای دستیابی به اهدافی که همه ما به دنبال آن هستیم برای دولت به ارمغان می‌آورند. از دید من، هدف اصلی سرنگونی رژیم است. تغییر رژیم تنها راه حل برای مردم ایران است؛ رژیمی که آن را سالیان دراز تحمل کرده‌اند. آرزومندم در چارچوب روحیه ایام نوروز که تحول را به همراه می آورد ما شاهد تحول خوبی برای مردم ایران باشیم. »

آدام ارلی، سفیر پیشین آمریکا در بحرین، ترمیم اخیر در کابینه را امری عادی دانست و گفت که گزینه‌های جدید همسوتر با ریاست جمهوری، سیاست و راهبرد او را در قبال ایران به پیش می برند.

او گفت: «آن دو مانند ترمز روی خودرو عمل می کردند. حالا این ترمزها رفته اند و به جای آن آقایان، پمپئو و بولتون مثل پدال گاز عمل می‌کنند و به سیاست پرزیدنت ترامپ در قبال ایران شتاب خواهند داد.»

او اضافه کرد: «این دو نظراتی قاطع نسبت به ایران دارند و میدانند که رژیم صرفا با اعمال فشار مضاعف، رفتار و اقداماتش را عوض خواهد کرد. نتایج ملموس این تغییر را ما در خروج از برجام و اعمال تحریم‌های سخت شاهد خواهیم بود.»

در این مراسم که در هتل می فلور شهر واشنگتن برگزار شد و با پخش موسیقی و پذیرایی با غذاهای ایرانی ویژه نوروز همراه بود، علیرضا جعفرزاده، معاون نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آمریکا در گفتگو با بخش فارسی صدای آمریکا انتخاب آقای بولتون را اقدامی امیدوار کننده برای تحقق یافتن راهبرد دولت آمریکا در قبال ایران دانست.

او گفت: «چیزی که تضمین کند در منطقه صلح و ثبات برقرار شود و جنگ طلبی رژیم ایران متوقف شود، اتخاذ یک سیاست قاطع علیه رژیم است. به همین دلیل ما برای آقای بولتون آرزوی بیشترین موفقیت و پیشبرد همین سیاست را داریم.»

آقای جعفر زاده همچنین از پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ که عمدتا بر مقابله بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استوار بود، استقبال کرد.

او گفت: «از سرکوب فیزیکی تا سرکوب سایبری در دست سپاه است به همین دلیل از پیام پرزیدنت ترامپ و سیاست او استقبال می کنیم و فکر می‌کنیم که باید قاطع‌‌تر از گذشته باشد و محدودیت‌های مشخص علیه رژیم و به خصوص سپاه برقرار شود چون در این صورت کار مردم ایران برای یکسره کردن کار نظام ساده تر می‌شود.»

این مراسم اندکی پس از پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ برگزار شد که در جریان آن آقای ترامپ نوید مقابله‌ای قاطع تر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را داد.

ادامه مطلب...

دیدگاههای جان بولتون مشاور جدید امنیت ملی آمریکا

moghavemat3 b4bb2روز  پنجشنبه  رئیس جمهوری ایالات متحده از انتخاب «جان بولتون» به عنوان مشاور جدید امنیت ملی کاخ سفید انتخاب کرد . جان بولتون فردی شناخته شده در میان ایرانیان است
وی دیپلمات و سیاستمدار ۶۹ ساله آمریکایی متولد شهر بالتیمور در ایالت مریلند در نزدیکی واشنگتن است. سابقه خدمت او در وزارت خارجه، سازمان ملل و بعد همکاری با اندیشکده هایی که حوزه سیاست خارجی آمریکا را دنبال می کنند، موجب شده تا آقای بولتون شناخت خوبی از رژیم و نهادهای آن مثل سپاه پاسداران داشته باشد.
جان بولتون از سال ۲۰۰۱ در مقام معاون وزیر امور خارجه در امور کنترل تسلیحات و امور امنیت بین‌المللی دولت بوش بود و در مقطعی در دولت جرج بوش به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل حضور یافت.
آقای بولتون  صراحتا در موضع گیری های خود از تغییر رژیم ایران می گوید در سالهای گذشته بارها در نشست‌های شورای ملی مقاومت علیه رژیم ملاها سخن گفته است.

در تیرماه سال گذشته و کمی بعد از روی کار آمدن دولت ترامپ، آقای بولتون در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق ایران در پاریس شرکت کرد و گفت: اکنون یک بازبینی در سیاست ایالات متحده در برابر حکومت ایران در جریان است و همزمان با آن، سنای آمریکا دست به تصویب قطعنامه ای علیه ایران زده است که در برگیرنده تحریم های گسترده است ... همزمان که عملیات از میان بردن خلافت داعش به پایانی موفقیت آمیز نزدیک می شود، نباید اجازه دهیم که تهران به هدفی که از مدتها پیش در نظر دارد و آن ایجاد یک دروازه کنترلی از ایران و طریق بغداد و دولت عراق، رژیم بشار اسد سوریه و تروریست های حزب الله در لبنان، برسد.

آقای بولتون همچنین در بخشی دیگری از سخنان گفت نتیجه بررسی سیاست ایران از سوی دولت پرزیدنت ترامپ باید این باشد که عمر انقلاب اسلامی ایران نباید به ۴۰ سال برسد... این هدفی است که بسیاری از ما در ایالات متحده دنبال می کنیم.

آقای بولتون از آن دسته دیپلمات های آمریکایی است که صراحتا سپاه پاسداران را یک گروه تروریستی می داند.

او فروردین سال گذشته در نشستی در سنای آمریکا گفت سپاه در لیست گروه های تروریستی باشد.

آقای بولتون از ابتدا با توافق هسته ای ایران مخالف بود و بارها در این مورد سخنرانی کرده است.

آقای بولتون حتی طرح هایی هم برای خروج دولت ترامپ از برجام ارایه داده بود. هفت شهریور سایت نشنال رویو بخشی از طرح آقای بولتون را منتشر کرده که او به پرزیدنت ترامپ پیشنهاد کرده بود، باید با انعکاس رفتارهای ایران از جمله تأمین منابع مالی برای عملیات تروریستی، توجه جهان را بیشتر به عملکردهای غیرقابل قبول ایران جلب کرد.

به نظر آقای بولتون برای خروج از توافق هسته ای با ایران باید چهار قدم اصلی به این شرح برداشته شود: اول، رایزنی سریع و بدون سر و صدا با بازیگران عمده مانند فرانسه، بریتانیا، آلمان، اسرائیل و عربستان سعودی. دوم، تنظیم و تدوین مدارکی که تشریح کننده آن هستند که توافق به نفع منافع ملی آمریکا نیست، ایران چگونه آنرا نقض کرده و چرا از زمان توافق رفتار ایران در منطقه بدتر شده است. سوم، آغاز کمپینی دیپلماتیک؛ خصوصاً در اروپا و خاورمیانه با تأکید بر اولویت داشتن خطرهایی که از سوی ایران متوجه جهان است. چهارم، برنامه ریزی یک کمپین برای جلب حمایت و همراهی کنگره و افکار عمومی در داخل و خارج از آمریکا.

ادامه مطلب...

کنفرانس شاهدان درباره قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در نروژ

m2 f2bdaدر کنفرانس شاهدان ایرانی سخن می گویند، در مرکز آرشیو فرهنگی جنگ جهانی دوم در شهر کریستیان ساند نروژ، شماری از شخصیتهای سیاسی و مدافعان حقوق بشر از نروژ و همچنین تعدادی از خانواده های شهیدان قتل عام ۶۷، سخنرانی کردند و گوشه هایی از اعمال جنایتکارانه رژیم درجریان قتل عام زندانیان سیاسی و همچنین سرکوب زنان در ایران و نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی را بازگو کردند.

سیلوی هس سا از مسئولین سازمان عفو بین الملل در شهر کریستیان ساند در سخنان کوتاهی نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران توسط رژیم آخوندی و بویژه سرکوب زنان را محکوم کردند. امینه قرایی از خانواده های شهیدان قتل عام ۶۷ طی سخنانی به بازگویی مشاهداتش از جنایات رژیم در زندانهای قرون وسطایی و همچنین خاطراتی از پدرش مجاهد قهرمان مهدی قرائی که در جریان قتل عام ۶۷ به شهادت رسید پرداخت. وی گفت: - رژیم کسانی را که در جریان قتل عام ۶۷ به شهادت رساند، از جمله پدرم را در گورهای دسته جمعی دفن کرد. بالاخره امسال این قتل عام بعد از ۲۹ سال به همت تلاش سالیان مقاومت و همراهی نماینده ویژه عاصمه جهانگیر در اسناد سازمان ملل متحد به ثبت رسید و این دستاورد بزرگی در راستای دادخواهی خون شهیدان بود. عزت حبیب نژاد که چند سال همراه با کودک یکساله اش در زندانهای رژیم در اسارت بسر برده، مشاهداتش از جنایتهای رژیم و همچنین مقاومت و قهرمانیهای زنان مجاهد در سیاهچالهای رژیم را بازگو کرد. وی خواستار محاکمه سران رژیم بجرم جنایت علیه بشریت در جریان قتل عام ۶۷ شد و گفت: در سن ٢٣سالگی همراه بادخترم که فقط یکساله بود دستگیر شدم همچنین همسرم را هم دو ماه قبل از من دستگیر کرده بودند من شاهد مقاومت و ایستادگی دوستانم بودم که جانانه به استقبال اعدام میرفتند ولی حاضر به همکاری با جنایتکاران رژیم نمیشدند. دخترشانزده ساله ای بنام لیلا خوشرفتار که با من هم سلول بود را شبانه از پیش من بردند و همان شب اعدامش کردند مریم دختر١٨ساله که فقط به خاطر اینکه آدرس محل سکونت مادر و خواهر مجاهدش را به دژخیمان نداد اعدام کردند سیمین یکی از دوستان نزدیکم سیمین که معلم بود را پانصد ضربه شلاق زدند و او دیگر قدرت ایستادن روی پاهای مجروحش را نداشت و بسختی چهاردست و پا راه میرفت که او را هم با همان بدن شکنجه شده اش اعدام کردند. در ادامه این کنفرانس، خانم مته گودرسن Methe Gundersen، معاون وزیر فرهنگ در دولت قبلی نروژ و از اعضای برجسته حزب کارگر این کشور، با اشاره به سخنان شاهدان جنایات رژیم در زندانهای آخوندها و همچنین سرکوب زنان در ایران و دستگیری شماری از آنها در روز جهانی زن در تهران، پیشرفت مقاومت ایران در همه سطوح به نسبت گذشته را ستود. خانم مته گودرسن، سپس حمایت خود را از برنامه ده ماده ای مریم رجوی برای ایران آینده اعلام کرد و خواستار حمایت از وی در مبارزه علیه بنیادگرایی برخاسته از رژیم آخوندی شد. پرویز خزایی نماینده شورای ملی مقاومت در کشورهای نوردیک سخنران دیگر این گردهمایی بود. وی با اشاره به جریان پیوستنش به مقاومت ایران در سال ۶۱ هنگامی که سفیر ایران در نروژ بود، سرقت انقلاب ضدسلطنتی توسط خمینی و آخوندهای دارودسته او را تشریح کرد و سپس سرفصلهای رویارویی شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین با دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران را برای حاضران توضیح داد وی خواستار حمایت از قیام مردم ایران و همچنین مقاومت سازمانیافته آن شد و افزود: رژیم آخوندی تهدیدی برای کل جهان است و ما باید همانند اتحاد علیه هیلتر، در برابر این رژیم متحد شویم و از مجاهدین و مقاومت ایران که تنها هماآورد این رژیم است حمایت کنیم. برنامه ده ماده ای خانم رجوی، یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری زنان و مردان و تحقق آزادیهای بنیادین در ایران نوید می دهد عسل گیوه چیان سخنران دیگر این گردهمایی بود. وی با یادآوری زن ستیزی و قوانین ارتجاعی رژیم آخوندی علیه زنان ایرانی گفت: زنان در مقابل تبعیض جنسیتی که در تضاد با حقوق پایه ای آنها است مبارزه میکنند. در قیام اخیر مردم در سراسر ایران نقش زنان بسیار برجسته ای داشتند. وی سپس مبارزه زنان پیشتاز مجاهد علیه رژیم زن ستیز آخوندی برای تحقق آزادیهای پایه ای مردم ایران و برابری زن و مرد را تشریح کرد سپس خانم آنه رین Anne Ryen پروفسور جامعه شناس دانشگاه آگدر طی سخنانی سرکوب زنان در کشورهای مختلف و ضرورت مبارزه با آن برای محقق کردن حقوق برابر زنان با مردان را یادآور شد و همبستگی خود را با مبارزه زنان ایران علیه رژیم آخوندی اعلام کرد. در پایان این کنفرانس، یک برنامه هنری توسط دو تن از هنرمندان مدرسه فرهنگ و هنر شهر آگدر نروژ اجرا شد.

ادامه مطلب...

سخنرانی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در هنگام تحویل سال ۱۳۹۷

m2 7ca2eحلول سال نو و عید نوروز بر همگان خجسته باد. در تیک‌تاک تحویل سال، صدای پای قیام‌‌کنندگان در ۱۴۲ شهر ایران را می‌شنویم؛ و صدای رژه قیام‌آفرینان و مجاهدانی که می‌آیند و سرانجام کار حکومت منحوس آخوندها را یکسره می‌کنند. بهار امسال از میان خیزش‌ها گذرکرده است؛ بله، این بهار قیام است. باشد که در این سفر پیروزمند، به بهار آزادی برسد.

بسیار خوشوقتیم که حامی روزهای سخت اشرفی‌ها و دوست دیرین مقاومت ایران، رودی جولیانی، در مراسم نوروزی مقاومت ایران حضور دارد. او از ابتدا با برچسب تروریستی بر مقاومت عادلانه برای آزادی از شر ملایان بنیادگرا، پدرخواندگان واقعی و حقیقی داعش، مخالف بود. او با انتقال مجاهدین از اشرف به کشتارگاهی به‌نام لیبرتی، آن‌هم تحت نام و زرورق کمیساریا و سازمان ملل مخالف بود و آن را ریاکاری محض می‌دانست. او نماینده وجدان آمریکایی‌هایی بود که در همان قیام‌های سال ۸۸ هم، در طرف مردم ایران، رودر روی سیاست مماشات قرار گرفتند و سیاست درست را نشان دادند. هم‌چنین به‌دوست بسیار گرامی مجاهدین، آقای وزیر، پاندلی از آلبانی صمیمانه خوش‌آمد می‌گوییم. من فکر می‌کنم که پاندلی مایکو و همسرش انکلیدا نام‌هایی است که در تاریخچه روابط آلبانی و ایران درخشان و زرین باقی می‌ماند. هم چنین به خانم جبریای عزیز با همه تلاش‌ها و آقای فاطمیرمدیو، با همه راهگشایی‌هایش خوشامد می‌گویم. سال ۹۷ را می‌توان و باید به سالی سرتاسر قیام تبدیل کرد در سرتاسر سال۹۶ جامعه ایران در حال و هوای خیزش و قیام بود. در فصل بهار، جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان ۶۷، خامنه‌ای را در شعبده انتخابات‌ به‌شکست کشاند. در تابستان، مجاهدین خلق ایران، مسئول اول خود را برای دوره جدید برگزیدند و با شتابی مضاعف برای مقاومت و قیام آماده شدند. در فصل پاییز، پس از زلزله استان کرمانشاه، خشم و بیزاری علیه آخوندها همه ایران را فرا گرفت و در زمستان، قیام‌ها برای سرنگونی رژیم در سراسر ایران، شعله کشید. از آن هنگام، امواج سرکش اعتراض‌ها هر روز به‌دیوار اختناق و سرکوب ضربه می‌زند. سال ۹۶ با فصل قیام به‌سر رسید؛ و سال ۹۷ را می‌توان و باید به سالی سرتاسر قیام تبدیل کرد و این قیام و انقلابی است تا پیروزی. جوشش هزار اشرف و کانون‌های شورشی بهار طبیعت هر سال برطبق تقویم، جایگزین زمستان می‌شود. اما بهار آزادی نه تقویمی دارد؛ نه خود‌‌به‌خود فرا می‌رسد. بهار و نوروز آزادی نمی‌آید؛ مگر با نثار قلب‌ها و جان‌ها و اراده‌هایمان. مگر این که سازمان‌یافته باشیم و حول یک خط و استراتژی، متحد و هم‌جهت. به‌همین دلیل قیام‌های دی‌ماه، در قلب زمستان، بهارآفرین بوده و هست. این قیامی است که از زیر سلطه سرکوب سربرآورده است؛ قیامی است که سازمان می‌دهد و متحد می‌کند. این جوشش هزار اشرف و کانون‌های شورشی است و ارتش بهار با صد هزار برگ گل سرخ کامکار . راستی با وجود یک اختناق وحشی، با وجود این همه فریبکاری و این‌همه شیطان‌سازی مبارزه و مقاومت، این بی‌‌شمار جوانان قیا‌م‌آفرین در سراسر ایران از کجا آمدند؟ این نه اگر معجزه‌‌ ست پاسخ‌تان چیست؟ در نفس اژدها چگونه شکفته است؟ این همه یاس سپید و نسترن سرخ؟ بله این معجزه است؛ معجزه پایداری است. معجزه بهای خونین و سنگین برای برافراشته نگهداشتن پرچم سرنگونی ولایت فقیه و حماسه رنجی طولانی است که هر روز و هر روز بذرهای اعتراض و مقاومت را در جامعه ایران افشانده است. سلام بر شهیدان اشرف و لیبرتی، سلام بر شهیدان محاصره و سلام بر حماسه پایداری پرشکوه ۱۴ساله. مسعود راست می‌گفت که اشرف اسطوره و تکثیر شد. از قلب زندانها تا سراسر ایران زمین. مردم ایران هیچ‌گاه این رژیم را نخواسته‌اند. بنابراین، خیزش‌ها و قیام‌ها بارها و بارها در برابر رژیم سربرداشته است. راستی قیام‌های جاری چه تفاوتی با گذشته دارد؟ گوهر بهاری قیام، این بار در این است که پاسخ ‌معادله سرنگونی را یافته است. و رژیم راه‌حلی در برابر آن ندارد. گوهر امیدآفرین این است که هزار اشرف و کانون‌های شورشی در جنبش اعتراضی نقش‌آفرین شده‌اند. و این است که شعار مرگ بر خامنه‌ای همه‌گیر شده است. ارتش بهار در راه است و زمستان ارتجاع باید برود گفتم که بهار آزادی تقویمی ندارد. معنایش این است که این بهاری است که زمستانی در پی ندارد. یعنی دیگر اوضاع به‌پیش از شروع قیام‌ها باز نمی‌گردد. این را مردم ایران اراده کرده‌اند. اراده کرده‌اند که با یاری رزم‌آوران آزادی، رژیم دیکتاتوری مذهبی را سرنگون کنند و روز و روزگار نویی را به‌وجود آورند. این قیام‌ الگویی است از این که چگونه بهار آزادی را به‌دست خودمان بسازیم. به‌همین دلیل سراپا نو، پرطراوت و بهاری است. چون ضد ارتجاع و بنیادگرایی است؛ چون آینده ایران را تدارک می‌بیند؛ و چون یک آلترناتیو را ارائه می‌کند؛ این همان واقعیت بزرگی است که خود را به رژیم تحمیل کرده است. به‌طوری که خامنه‌ای در مثلثی که ساخته بود، به ناچار اذعان کرد که نیروی قیام آفرین در خاک ایران زمین، سازمان مجاهدین خلق ایران است و از ماه‌ها قبل برای آن آماده شده و فراخوان داده‌ بود. او به نقش نیروی محوری قیام، اقرار کرد تا رژیم‌اش را برای مقابله با آن بسیج کند. اما زمان حفظ این رژیم پوسیده دیگر بسرآمده است. ارتش بهار در راه است و زمستان ارتجاع باید برود. وقتی که مردم ایران می‌توانند حکومتی بر اساس آزادی و دمکراسی و جدایی دین و دولت و جامعه‌یی براساس برابری و عدالت داشته باشند، چرا باید رژیمی ارتجاعی و پوسیده و ضدمردمی را تحمل کنند؟‌ این رژیمی است که قدرت خود را با تحمیل گرسنگی به کودکان ایرانی و کشتار کودکان سوری حفظ می‌کند. این رژیمی است که ناتوانی‌ و ماهیت ضد مردمی‌اش در هر واقعه‌یی بیرون می‌زند؛ از زلزله استان کرمانشاه تا سقوط هواپیمای تهران-یاسوج و انفجار معدن آزادشهر در استان گلستان. این رژیمی است که جناح‌های به‌اصطلاح معتدل و اصلاح‌طلب‌اش بر سرکوب اعتراض‌کنندگان پافشاری می‌کنند و رئیس جمهور اعتدالی آن به‌بوسیدن دست شبه‌نظامیان آدم‌کش افتخار می‌کند. اخیراً وزیر کشور روحانی تمام قد، از همه جناحها و رسانه‌های رژیم برای مشارکت تمام عیارشان در سرکوب قیام دی‌ماه، تشکر کرد. آنها بارها خاطرنشان کردند که بر یک کشتی نشسته‌اند و اگر قیام آن را سوراخ کند، همگی غرق خواهندشد. این رژیمی است که نابودی ولی فقیه‌اش که به گفته خودشان عمود خیمة نظام است، امروز شعار قیام‌های ایران شده است. آخوندها پس از غارت ثروت‌ها و منابع کشور، به‌افلاس و بی‌پولی گرفتار شده‌اند. بانک‌ها ورشکسته،‌ صندوق‌های بازنشستگی ورشکسته و یک دولت به‌تمام معنا فلج و ورشکسته. آن‌ها تاوان دزدی و فساد و بی‌کفایتی خود را از ملت ما گرفته‌اند. سفره‌های مردم را خالی و اقتصاد کشور را دچار رکود کرده‌اند، روستاها را به‌ویرانی و شهرها را به‌فلاکت کشانده‌اند. صنایع کشور را تعطیل و کارگران را بیکار و فقیر کرده‌اند. کشاورزان را از داشتن آب و از زندگی و آزادی محروم کرده‌اند و اموال مردم را به یغما برده‌اند. میلیون‌ها دختربچه و پسربچه را به‌‌جای تحصیل به‌کارهای سخت گمارده‌اند و بخش بزرگی از جمعیت کشور را به‌گرسنگی یا بیکاری محکوم کرده‌اند. قیام و انقلاب برای نجات ایران از همین رنج‌هاست. نوروزی که ما برای رسیدن‌اش مقاومت می‌کنیم، بازگرداندن شادی و امید به همین جامعه فقرزده و تحت سرکوب است. حالا، خامنه‌ای به‌خاطر بی‌عدالتی از مردم ایران معذرت می‌خواهد. جواب مردم ایران این است که توبه گرگ مرگ است. وانگهی اگر راست می‌گویی، بگو که سلطنت مطلقة فقیه، غصب حاکمیت مردم و ام الفساد است و مانند سلطنت شاه در انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران، سرنگون باید گردد. رمز رستگاری ملی، مرگ بر اصل ولایت فقیه و زنده باد ارتش آزادی است این که دولت‌های اروپا پس از سال‌ها تأخیر بر تهدید جنگ‌افروزی‌ رژیم در منطقه و برنامه موشکی آن دست گذاشته‌اند، البته گام مثبتی است. اما گام‌های بلندتر، اخراج رژیم از منطقه و تعطیلی برنامه موشکی و غنی‌سازی اورانیوم و کوتاه‌کردن دست‌ آخوندها از سیستم جهانی بانکی است. همه این گام‌ها البته ضروری است. اما مقابله همه‌جانبه با این رژیم، مقابله قطعی با این رژیم، و مقابله آینده‌دار با این رژیم، تماماً در این جمله خلاصه می‌شود:‌ در کنار مردم و مقاومت ایران قرار بگیرید. قیام ایران، بهار و تازگی را به‌ارمغان آورده است. شما نیز سیاست کهنه چند دهه را رها کنید و مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و آلترناتیو دمکراتیک این رژیم را به‌رسمیت بشناسید. آن‌چه مردم ایران می‌خواهند این است:‌ عمل بلادرنگ، تغییر بلادرنگ، سرنگونی بلادرنگ، آزادی بلادرنگ، نان و شغل و مسکن و لغو بلادرنگ همه اجبارات حکومتی از جمله لغو حجاب اجباری. سال ۱۳۹۷، برای مقاومت ایران و برای همه اعضا و هواداران‌اش، از کانون‌های شورشی در داخل ایران تا یاران مقاومت در سراسر جهان، سال تعهد خلل‌ناپذیر برای استمرار قیام‌ها و به نتیجه رساندن آنهاست. با چنین عزمی و با چنین تعهدی، آغاز سال ۱۳۹۷ را به‌مردم شهرهای به‌پا خاسته و به‌میلیون‌ها ایرانی تبعیدی تهنیت می‌‌گویم. تبریک به‌اعضای و اشرف‌نشان‌ها و یاران مقاومت در سراسرجهان. تبریک به‌مجاهدین خلق ایران و به رزمندگان آزادی. به‌آن‌ها می‌گویم: رویش قیام‌ها و شکفتن گل‌های رنگارنگ کانون‌های شورشی دردست‌ شماست. پرشورترین تهنیت‌ها نثار جوانان قیام‌آفرین؛ به‌آن‌ها می‌گویم بهار به‌شما سلام می‌کند. و تبریک به ‌مسعود که استراتژی قیام و سرنگونی را با هزار اشرف پی‌ریزی و نیروی رزمنده آزادی را هدایت کرده است. در دقایق شروع سال، شهیدان سرفراز قیام را به‌یاد داریم و آن‌ها را هرگز از یاد نمی‌بریم. این شهیدان، بی‌نام و نشان بودند. اما نام و نشان ملت ایران را پرآوازه کردند. به‌خصوص جوانان مظلومی را به‌یاد می‌آوریم که در زیر شکنجه‌ جان باختند. جای همه آن‌ها سبز و سرسبز باد. آن‌ها فدیه سرخ ملت ما در آستان بهار آزادی‌اند. هم‌چنین درود می‌فرستیم به‌زندانیان قیام و همه زندانیان سیاسی ایران. به‌آن‌ها می‌گوییم بهار ایران از ایستادگی شما خرم و فرخنده شده است. سرانجام می‌خواهم به‌هموطنان‌ام در داخل ایران بگویم بهار آزادی در دسترس است. اما آوردن آن فقط با دست‌ها و اراده‌های خودمان ممکن است. هم‌چنان که گفت:‌ «رمز رستگاری ملی، مرگ بر اصل ولایت فقیه و زنده باد ارتش آزادی است». پس به‌فرزندان قیام‌آفرین‌تان و به‌کانون‌‌های شورشی یاری برسانید. و با گسترش مقاومت و اعتراض در برابر استبداد مذهبی، به‌پیشواز نوروز بزرگ ملت ایران برخیزید. برای اطمینان خاطر آخوندها می‌گویم که این قیام و انقلابی است تا پیروزی، تا هر زمان که طول بکشد. آغاز سال ۱۳۹۷ مبارک باد. نوروز قیام‌ها، نوروز مجاهدین و نوروز کانون‌های شورشی سخنانم را خطاب به‌شما خواهران و برادرانم که در این جا هستید به پایان می‌برم. هزار تبریک به‌شما به‌خاطر سال نو و هزاران تبریک به خاطر عزم‌های بهاری و نوروزی شما. ما از آغاز مقاومت‌مان، مراسم سنتی نوروز را با آزادی آمیخته‌ایم. یعنی با امید سرشار و رزمنده به‌آمدن آزادی و نبرد بی‌وقفه برای آن و فدا کردن و از خودگذشتن برای چنین عیدی. یاد شهیدان دهه ۶۰ و یاران قتل‌عام شده تا جاودانه فروغ‌ها به‌خیر. یاد شهیدان اشرف و لیبرتی به‌خیر و یاد تمام شهیدان آزادی به‌خیر. حالا ما در نوروز قیام‌ها، نوروز مجاهدین و مبارزین، نوروز کانون‌های شورشی هستیم. استراتژی شما صحت و اصالت خودش را نشان داده است. رنج‌ و پایداری شما گل داده است. بله خندید باغبان که سرانجام شد بهار دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم درست به‌همین دلیل، این نوروز، عید تعهدها و مسئولیت‌ها هم هست. شما نقش تعیین‌کننده‌یی دارید. سازمان شما نقش تعیین‌کننده‌یی دارد. و در سال تعیین‌کننده‌یی هستیم. امسال زمان‌ تعهدهای بزرگ است. زمان تازه کردن، زمان بهاری کردن و زمان دگرگون کردن همه عزم‌ها و کارها و نگاه‌ها، بله نوروز امید و باور و یقین. امیدوارم و یقین دارم که در این سال، با مسئولیت‌پذیری صدچندان رسالت و تعهدی را که تاریخ بر دوش شما گذاشته بتوانید با سرعتی چشمگیر به‌پیش ببرید. با این تجدید عهد، بار دیگر سال ۱۳۹۷ بر تک تک شما مبارک و خجسته باد.

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ