Menu
محمد محدثین

محمد محدثین

مجاهدين مسئله مالي را چگونه حل و فصل ميكنند؟

iran spring 02b06

گفتگو با برادر مجاهد محمد محدثین مسئول كميسيون خارجي شوراي ملي مقاومت ايران

مجری: به سختی‌های این خودکفایی و استقلال اشاره کردید. یک وجه دیگری از این خودکفایی و استقلال که آن هم سخت است و فکر می‌کنم خودتان بهتر از من می‌دانید، استقلال مالی مجاهدین و مقاومت ایران است. اگر این را به صرف خودش بسنجیم، خیلی درخشان و از افتخارات ملی مقاومت ایران و مردم ایران می‌باشد که مجاهدین و مقاومت ایران دستشان فقط همیشه در برابر خلقشان دراز است. مسائل مالی‌شان را با خلقشان و با حمایتهایی که از آنها می‌شود، حل و فصل می‌کنند. آنجا هم به کسی متکی نیستند.

حالا سؤال من این است که بالاخره مسأله پول، مسأله مالی یک امر ضروری برای کارزار به این بزرگی، برای سرنگونی چنین رژیمی که خودش همه پول‌ها را دارد، قدرت را دارد، حاکمیت پول نفت و همه اینها را دارد. بالاخره کل کشور دستش است. مسأله پول یک امر ضروری است. ولی وقتی آدم استقلال را انتخاب می‌کند، باید خیلی محدودیتها را در زمینه مالی بپذیرد. این را مجاهدین چطوری حل و فصل می‌کنند؟ شما به این مسأله چه پاسخی می‌دهید؟
محمد محدثین: یکی از سخت‌ترین وجوه استقلال، مسأله مالی است. پول عنصری است که خیلی از جنبش‌ها را با آن داغان می‌کنند. بگذارید به‌لحاظ حقوقی و راه‌کارهای قانونی، بگویم که چه‌کار می‌کنند. وقتی سازمانی را در لیست تروریستی می‌گذارند، می‌آیند همه مجاری و منافذ درآمد این جنبش ملی را از طریق مالی فلج می‌کنند. این قاضی ”بروگر“ که پرونده ۱۷ژوئن دستش بود و بازپرس این پرونده بود، به‌صراحت گفته بود: «من می‌خواهم سازمان مجاهدین را به‌لحاظ مالی خفه کنم!» این عین جمله‌ای بود که به‌کار برد. گفت می‌خواهم سازمان مجاهدین را با محاصره مالی خفه کنم. این یک سیاست و یک تاکتیک است. همین را برای تروریستهای واقعی به‌کار می‌برند. این ممکن است راه خوبی باشد. ولی وقتی مبارزه با تروریزم را علیه جنبش مقاومتی مثل مجاهدین به‌کار می‌بندند، چقدر رذیلانه و کثیف است.
حرف کاملاً درست است. بله، ما مشکل مالی داریم. ما جنبش ثروتمندی نیستیم. به همین دلیل روزی نیست که ما در درون این جنبش با نهضت صرفه‌جویی برای پیشبرد امور مقاومت مواجه نباشیم و سر و کار نداشته باشیم. ما جنبشی هستیم که اعضاء و هوادرانش بیشتر فشار را به خودشان می‌آورند. برای این‌که امور این جنبش پیش برود، از زندگی راحت و امکانات خودشان می‌گذرند. ما جنبشی هستیم که پولدارها کمکمان نمی‌کنند. پولدارها که می‌گویم، یعنی در استانداردهای جهانی، آ‌نهایی که میلیادرند یا میلیونر درست و حسابی هستند، به این جنبش کمک نمی‌کنند. آن که به ما کمک می‌کند، مردم و توده‌‌هایی هستند که شما در برنامه‌های همیاری دیده‌اید: یک دلار، صد دلار، هزار دلار، ده‌هزار دلار، صدهزار دلار. اصلاً خیلی واضح است که چه طیفی از جامعه ایران دارند این جنبش را تأمین می‌کنند. این بخش علنی‌‌اش است. بخشی است که در خارج کشور راحت‌تر می‌شود بیان کرد. حالا بخشی هم که نمی‌شود دید و نمی‌شود گفت، اینها سر جای خودش.
ولی با همه این احوال، کار، کار سختی است. اما این حقیقت را برایتان بگویم که بر اساس قاعده‌یی که خواهر مریم گذاشته‌اند، قاعده یا قانون «می‌توان و باید»، در حقیقت منطق ما، منطق این مقاومت، منطق انقلاب مجاهدین این است که هیچ پروژه‌یی و هیچ کاری را نباید به‌خاطر پول متوقف کرد. قاعده این است: «کار را شروع کن، برو پولش را در بیاور!»
به همین خاطر همین الآن که من می‌توانم این موضوع را به‌عنوان یک گزارش به خلق قهرمان بگویم، همواره یکی از دغدغه‌های ذهنی مسئولان سازمان مجاهدین، بدهی‌ها و قرضهایی است که یا به هموطنانمان دارند ــ هموطنانی که آنها هم با فشار به خودشان به ما قرض دادند ــ یا به مؤسسات و بنگاهها و طرف‌حسابهای خارجی و داخلی که پروژه‌یی را با آنها انجام دادیم و یا خدماتی را به سازمان مجاهدین یا به شورای ملی مقاومت فروخته‌اند.
بنابراین تأمین مالی مجاهدین، تأمین مالی مقاومت، خودش یک جنگ است. مثلاً جنگ با لیست تروریستی، جنگی بود که سالها بخش وسیعی از امکانات ما را به خودش اختصاص داد. جنگ برای پول، جنگ برای کسب درآمد، جنگ برای صرفه‌جویی، جنگ برای کمتر هزینه کردن و بیشتر راندمان داشتن. این چیزی هست که توانایی‌‌های ما برای مقابله با دشمن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اما در این سالها با دینامیزمی که از خود خواهر مریم می‌آید، دینامیزم «می‌توان و باید»، یاد گرفتیم که اتکا به مردممان داشته باشیم. واقعاً باید این را گزارش داد. باید این حقیقت را گفت که ما را دست ‌تنها نگذاشتند.
بگذارید باز هم خاطره‌ای برای شما بگویم. شاید به همین ۱۰، ۱۲سال برگردد. ۱۷ژوئن داستانهای خیلی مفصلی دارد. روزی که آمدند ما را دستگیر کردند و بردند، کارهایی کردند؛ زدند. بستند. شکستند. مجروح کردند و فلان… یک صبح تا شب آمدند همه «اور» را، خاک اور را به توبره کشیدند و بردند. کامپیوتر و کاغذ و هر چه که بود را بردند. هرچه پول نقد در دفاترمان داشتیم را بردند. ۸، ۹ میلیون دلار پول نقد معادل یورو و دلار را بردند. تمام سرمایه‌های بانکی ما را بردند. چون سال قبل هم ما را در لیست تروریستی اتحادیه اروپا گذاشته بودند، تقریباً حساب بانکی نمی‌توانستیم داشته باشیم. اکثر حسابهای بانکی‌مان را بسته بودند. ما در نقطه کاملاً صفر قرار گرفتیم.
بعد از ۵روز، روز پنجم یا ششم من و برادر شریف و برخی از بچه‌ها را آزاد کردند. ما را از دادگستری آزاد کردند ــ که خودش داستانهایی داشت. وقتی آمدم دم درب زندان، خواهر مجاهد سروی چیت‌ساز آنجا بود. دم زندان منتظر بود ببیند که کی‌ها آزاد می‌شوند. از دادگستری در مرکز پاریس تا اور که داشتم می‌آمدم، داشتم تصور می‌کردم و به خودم می‌گفتم: «خوب، ما که در نقطه صفر هستیم، الآن باید چه‌کار بکنیم؟ امکانات را چه‌کار بکنیم؟» اینها همه چیزهایی بود که ذهنم مشغول آنها بود. وقتی آمدم، دیدم آدمهایی دم درب اور جمع شده‌اند. ساعت ۳، ۵/۳ نیمه‌شب یکشنبه بود. دیدم ۱۰۰۰، ۱۵۰۰نفر نصف شبی دم درب اور هستند و دارند شعار می‌دهند. نصف شبی هموطنانمان، هوادرانمان با وجود همه مشکلاتی که بود، نگذاشتند آن شرایط سخت، ادامه پیدا کند. بالاخره مجاهدین را تأمین کردند. دوباره دفاتر ما راه افتاد. دوباره همه چیزهایی که رفته بود ــ نه آنها که تا ۱۲سال و تا همین الآن نگه داشته‌اند ــ برگشت. ولی مردم هیچ وقت به ما و به مجاهدین بخل نورزیدند. این قانون سر پا ایستادن است. این چیزی که خواهر مریم می‌گوید، شاید ترجمه‌‌اش این باشد که «از تو حرکت، از خدا برکت». به قول برادر مسعود که آن سالها می‌گفت: «خدا هیچ وقت دو چیز را از مجاهدین نگرفته: نه سفره مجاهدین را خالی گذاشته و نه گرد و غبار ذلت روی چهره مجاهدین نشسته». الحمدالله. این حرف را که گفتم، مال ۱۵، ۲۰سال پیش است. ولی الآن هم بارها و بارها این ثابت شده است. چون مجاهدین در سخت‌ترین شرایط، از پس این چیزها بر‌‌آمدند.
ادامه دارد

منتخب ویدئوکلیپ