Menu
علینقی امیری

علینقی امیری

آن بهمن خونین افتخار آفرین

iran spring 4 733c8

سحرگاه نوزده بهمن سال شصت خونبارش عزت و شرف با فدای رشیدترین فرزندان ایران و از بلندای غیرت وطن فواره زد ، در سپیده دم این روز جوشش خون از کاکل مجاهدین ، از تارک پاک موسی و اشرف سرازیر و از سر و قلب سرفرازترین یارانشان بارید و بارید، و آنگاه پهنه ایرانوطن را فرا گرفت و دشت های سکوت و ذلت را در هم شکست ، و جاری خون تا فراخنای زمان و نقطه به یقطه زمین نفوذ ، تا دسته گل سرخی که در 30 خرداد همین سال انتخاب و در بطن وطن کاشته شده بود بها و ضامن آزادی و نوید بخش پیروزی فرزند انسان بر جهل و بندگی و بردگی و خودکامگی باشد..................

آری 19 بهمن گرمای دل انگیز و رمز پرشکوه عشق بود و انتخاب ، و مجاهدین فدیه بزرگ آن ؟!
آنان همه کرامت ها و شرشت پاک انسانی و سرمایه اصلی خود را برای نیل به آزادی در طبق اخلاص گذاشتند و بی شائبه و بدون هیچ شکاف و هیچ چشمداشت نثار خلق و وطن کردند تا ایران و ایرانی در پیشگاه تاریخ سر به عرش ساید و فخر به افلاک فروشد و خدا را به چشم خدا خوانان باثبات رسانند که :

ــــــــــــــــــــــــــ « انا خلقنا الانسان فی احسن تقویم » ــــــــــــــــــــــــ

و بدین سان آفتاب عشق شان بر همه ی وطن تابید ، حتی آنان که به انکارشان نشسته و کمر به خذف شان بسته بودند آنانی که به قول پروردگارشان مصداق : « ثُم رددناهُ فی اسفل السافلین » اند .............

از این روز(19 بهمن شصت ) و از پس آن ، دیگر هیچ حجتی برای وادادگان ، هیچ دلیلی برای در یوزگان و ورشکستگان به تقصیر ، و هیچ اهریمن ردیه نویسی ، هیچ تواب تشنه بخون یا ابن الوقت های ویروس زده ی مستعفی نمانده است ، آنچه در انکار مجاهدین گفته شد و می شود ناشی ازحقد و حسد ، بیماریِ خودفروشی و سرانجام خیانت وطنفروشی است که از پس سالها از ندانم کاری و چه کنم چه کنم هایشان پیداست که آفتاب شان به لب بام سقوط رسیده است و زباله دانی تاریخشان در انتظار ، چرا که نشاء بذلی بس گران بها با فدای موسی و اشرف و یاران سرفرازشان در عاشورای 19 بهمن مجاهدین درخت تنومند انقلاب را در انتظار و زمان هر لحظه آبستن زایش نوزادی است که چشم انتظاران را غرق در شعف و ناباوران را کور و کر کند ...........

سلام بر اشرف و موسی و یاران کاکل بخون رنگین شان در سپیده ی نوزده بهمن ، سلام بر نسل بخون شسته و فروغ های تابناک و شجره ی طیب و طاهر انقلاب نوین مردم ایران ، روح یکایک شان شاد، یادشان گرامی و ره و رسم شان تا هرجا که ندایی از آزادی و نجوایی از استقلال است بر ستیغ قله های شرف تا هماره ی

تاریخ جاودان

علینقی امیری

«روزگار سیاه ولایت تروریست و اعوان و انصارش » ...:

world.1 e90c2

سنت تاریخ همانند بولدوزری که باید به پیش میرود ،تحویل و تبدیل پذیرنبوده و نیست ، راه بازمیکند و پیش میرود و مشیت تاریخ بهمراه پیشتازانش و رهروان این سنت بی چون و چرا زمینه ی تکامل را برای تسریع وشکوه هرچه بیشتر تا به تحقق در آید آماده ی بذل جان و فدای حد اکثر در گذرگاه تاریخ ایستاده اند، اگر بپذیریم که جهان را ره و رسم و هدفی ست ، پیوسته از کهنگی و میرایی بسوی پویایی و زایش ، از شر وشرارت به سوی خیر و نیکی ست ، و دقیقن بهمین دلیل نیزشرارت و شقاوت نیست و نابود خواهد شد ......

عصربیداری ست زمان تکامل همه ی تجربه ها و دستاوردهای ابنای بشرست که در بستر زمان و طوالی تاریخ با غیرت و سرشت فرزندان آدم برای تعالی ی عنصر انسانی اجین شده است ، مارگیری دوران مکتبخانه های عمله های جهل بهمراه سِحر و جادوی عصر فراعنه بسرآمد ، موسای ی عمران را دیگر به عصای ساحِرکش نیازی نیست ، دوران خباثت شیوخ در محکمه های نکبت برای گناه یا بیگناهی مریم عذرا قرنهاست که سپری شده است ، دیگر گریزگاهی برای شعرای دریوزه به بهانه ی خیزیدنِ زیر عبای ملا و برای روشن ساختن آنانی که با شعرشان منور خواهند شد را تریبونی برای اثبات بریدگی نبوده ، و گاوان فربه لاطائلات را بازارچه های ریاکاری برای کمپین های نجات آنچنانی نیازی نیست ، هیچ تواب تشنه بخونی نخواهد توانست مدعی عدم رذالت ، برادر کشی و آدمفروشی ، خودفروشی و حتی تنفروشی در بیغوله های نمور خانه های امن امام پلیدان شود، دیگر اغوای هیج اغواگری و سفسطه ی هیچ سوداگری و مجیز هیچ وطنفروشی که مدح دنائت کند و عَلَم شناعت بدست و شعار فظاعت دهد ، هیچکسی را نخواهد فریفت، حتی اگر همنشین مفتیان خون باشی و همدم گزمه های جنون و دستبوس ولی زبون که دسترنج ملک وملت به غارت بَرَد وبانکهای جهان را انبان یغمای ثروت میهن کند که قارون و گنجش به دفنگاه تاریخ پیوستند و بوسفیان که مال و منالش شرف ناداشته اش بود بهمراه بولهب و بوجهل زباله دانی ی تاریخشان در بر گرفته است ، جهان بیدار شد و وجدان بشریت در فراخوان حرمت انسانی بپا خواسته است ، فردایی نمانده ست که عذر تقصیری در محکمه های محتسبان حوزوی پذیرفته شود ، نسل ایمان را موسسان چهارم درگستره ی بزرگ میهن مان یعنی ایرانوطن با تسلیح عزت و شرف فرمان ساعت مقدس سین داده است ، فردا نا باوران در شعله های ستمسوزشان کور و بور خواهند شد .... تا سپیده ی سحر، که خورشیدش در هنگامه طلوع مومنانه اش بیتاب ست

علینقی امیری

به نام نامی ایران ، به نام خلق و وطن

kudak 548c3

روزان تیره و تار مفتیان خون و جنون فرا رسیده ست ، فرزندان نا مشروع و پسمانده های ولایت شوم خمینی دیو سیرت آن شیخ شیاد و بیوطن در گردابی بی برون رفت در حال احتضار اما ، در گوشه و کنار اروپا شغالان لاغر صفت که از بیغوله های عفن ملایان رمیده اند با دریافت پاره استخوانی از مزبله مماشاتگران یا آخور مرتجعان زوزه های آخرین را از پسینگاههاشان برای گله های بی رمق دلواپسان درحال ییلاق و قشلاق که سرگردان میادین تعزیه خوانی ملا و مماشاتند بگوش مشتی رجاله میرسانند تا دلخوشکنکی برای سفلگان وطنفروش باشند .............
در این سو مقاومتی بیدار و پایدار و اصیل دست افشان و پا کوبان زمینه ساز کار سرنگونی ست و بدون هیچ تردیدی صدای مظلومیت مردم و میهن مان بودند و خواهند بود ، تا در فردای تاریخ میهن مان لعن و نفرین نشوند ، ضجه های در گلو خفته ی مادران و فریاد فروخورده ی پدران ، مویه های کودکانی که گرسنه سر بربالین میگذارند هرگز از یاد شان و یاد مان نخواهد رفت ..... از یاد نبردند و نخواهیم برد گلهای بوستان وطن را که ریحانه وار پر پر و فریناز وار برای دفاع از کرامت انسانی ، چونان پرچمی در اهتزاز یا گلوله ای بسوی دشمن به پرواز در آمدند .....
هموطن : برای همه ی خونها و جان هایی که به پیشگاه معبود فرود آمدند و فروچکیدند و فدای خلق و وطن شدند از موضع یک پناهنده مسئولیم و باید کاری کنیم ، برای رشیدترین فرزندان میهن مان در لیبرتی ، برای غیرت های گرفتار در بند و زنجیر همان «زندانیان مقاومی که امانت های خلق و وطنند» برای جوانان میهن مان که تا بیش از این گرفتار هیولای اعتیاد و فقر و فحشا نشوند ، و برای وطنی که کرکسان ناکس برآن حاکمند و رذیلانه فرمان قتل و غارت و تجاوز و دار و داغ و درفش و خیانت میدهند ، ما متعهدیم همه ی آنان که نان پناهندگی میخورند و در خفا سر در آخور ارتجاع و مزبله ی استعمار دارند را افشا و رسوا کنیم ، وطنفروشان و مزدوران را که جاده های ورود استعمار به میهن و خروج واپسگرایی را به بیرون مرزها صاف میکنند را به مردم معرفی کنیم و این تعهد ماست ....

maryam 50b00

ویلپنت ظرفی ست برای تجدید عهد با خلق و وطن علیه تروریزم و بنیادگرایی ، جهل و نکبت و وطنفروشی ، روز همبستگی و اتحاد برای ایرانی که ریشه در عمق آن داریم و سرزمین آبا و اجدادی ماست ، 27 خرداد روز فریاد برای هر وجدان آزاده ای ست که امکان حضور داشته و میعادگاهی ست برای هر غیرتی که بی تاب آزادی میهن عزیزمان ایران ست ، سیزده ژوئن همنفس و همدل و همسنگر برای ایرانوطن فریادی دیگر خواهیم شد ، به امید آن روز که چشم انتظاریم
علینقی امیری

منتخب ویدئوکلیپ