Menu
رحمان كريمي

رحمان كريمي

ایــران مـن ، فــراز آی فــراز آی !

iran 46990
دیرگاهی ست

یاران من

ایستاده برستیغ رزم و رنج

تورا می خوانند ،

تورا

ای ایران من !

به سربلندی و شرف

به عشق عزم و رزم

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

من

بس سال هاست

که برخونابه های دلت

گریه کرده ام

فریادها کشیده ام

و

شعرهایم را با بغض

به هر اقصای جهان برده ام .

ای هرکلام من نثار قدمت باد !

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

قلم

بی قدم تو

ای هرصدایت ، گاثه های زرتشت

چه حاصلش که عمری

شراره برکشد و

تو خاموش بمانی .

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

دیرگاهان است

و دگرباره

طبل ها به صدا در آمده اند

از نا بکاران بگذر

با اهل صفا ، به صفا برخیز

یاران تو به انتظار ایستاده اند

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

چه کاروان ها رفتند و

ما بجا مانده ایم

نشسته برخاک و خواب و رؤیا .

تا تو چون دریای توفانی

سرریز غوغای خیابا ن ها نشوی

« دستی از غیب »

برون نیاید از جهان جنجالی .

زین خیال خام بگذر

با دو دست گشوده بر آفاق

با امواج خروشان اشک و غریو و فریاد

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

چگونه برتابم

که تو برنمی تابی به هر سپیده دم .

آه

براین فلات خستهٌ عاصی

دل ،

اگر خورشید شود

بی تو

تاریک است ، تاریک

با مشعل آتشکده های دیرین ات

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

گذشت سا لیان دراز و

تو هنوزهم نشسته یی

به انتظار کیستی ؟

چیستی ؟

طبیب درد تویی ، ای دوای من !

فراز آی

فراز آی

فراز آی .

 

هوا پس است، «بیا سوته دلان گرد هم آییم»

maghalat cbab3تریتا پارسی  در کنار تیم هسته ای رژیم

یک گزاره سخن به جای یک مقاله

******************************************

                    هوا پس است، «بیا سوته دلان گرد هم آییم»

هوا پس است

چون پس است

پس من که تریتا ضد پارسی هستم

از مزرعه مرگ ولایت فقیه، در لوس آنجلس

دوباره در خدمتم تا با هم بجنبیم

منِ فلک زده به خاک سیاه نشسته

تو سر خودم زدم و سگ دویی کردم

تا توانستم به زحمت یک نماینده دموکرات را

شکار کنم به همراهی.

پس ای رهروان صدیق راه اوباما

که نمی دانم سر و ته تان چند نفر می شود

سوته دُلارانه گرد من آیید

تا بل بتوانیم لااقل اکثریت کنگره را

از دست دشمن شماره یک بشرهای موحد ناب

یعنی ملایان نازنینمان در تهران

خارج کنیم.

من تریتا ضد پارسی ام

سر آشپز شوربای شرّستان عظمایی

دلال مظلمه کمپانی های ولایت شعار

و آیات قدرتمدار دین شعار

که هم از آخور می خورم و هم از توبره

مگر عقل حقیر حریص در بدن سالم لئیم

جز این حکم می کند؟

نگران پول دادن نباشید و به تاکتیک

سیاسی – عبادی ما توجه داشته باشید

پول تا بخواهی از کیسه پر فتوت

رهبر معظم معطل، می رسد.

آه چه روزگار سراسر خوشی داشتیم

می شد در کریدورهای وزارتخارجه

تردد و تفرج کرد و خط داد و خط گرفت

می شد به عنوان میهمان عالیقدر

در کاخ سفید نزول اجلال کرد و در هر اتاق را زد

و حتا رییس جمهور را به خط کرد.

گذشته، گذشته است و نباید زیاد

غصه خورد که مبادا در جوانی

کام نا گرفته از جهان برویم و

«آغا» را در این وانفسای بحران ها تنها بگذاریم

باید تا پول از تهران و حامی در آمریکا هست

کمربند ها را سفت کنیم و به میدان آییم.

البته دیگر نمی شود نام کعبه آمالمان

بیت رهبر معظم منقلب را بر زبان آورد

که هوای پس مان، پس پسک تر خواهد رفت

( بگم خدای «آغا» چه ت بکنه ای ترامپ

که عیش ما را منقص کردی ).

 

انتخابات در پیش است

کاندیداهای دموکرات المثنای اوباما و کلینتون و بوش ها را

با پول ولایت، باید راهی کنگره کنیم.

آخ کنگره، آخ کنگره، آخ کنگره.

مگر به همت مجاهدان و مبارزان خلق

maghalat 13b20دیگر مگر

سخن از کالبد پرتوان عمل

برآید و فراز گیرد

تا اثر کند.

*****

دیگر زمانهٌ سیلابهٌ سخن هاست

و بیم غرق شدن

در کارگاه های روی آب

یاوه گویان مدعی .

و بیزاری از بوریا بافان

کم مشتری .

*****

دیگر ز جان خود سیرند واژگان

از اینهمه تجاوزات راحت و آسوده

از اینهمه به مصرف رفتن های

زشت تر از فاحشگی های بی اختیار .

*****

ای بخت کژ مدار !

مرا اقبالی ارزانی کن

که صبحی برخیزم

نه به آیین سخنکاران کم مایه اعتبارجوی

بل به همت مجاهدان و مبارزان خلق .

مردم ایران خواسته های مبرم دیگری هم دارند

 moghavemat b3955نیروی پیشتاز مقاومت مردم ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق با ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت به شهادت اسناد و مدارک و کلا روند سیاسی ایران ، با پرداخت بیشترین بها از جان و مال و انرژی و صرف وقت و میزان مقابله با رژیم ، امروز این حق را دارد که از جانب دولت آمریکا به رسمیت شناخته شود

   آقای ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در سخنرانی تاریخی اخیر خود ، صرف نظر از برجام ؛ ماهیت و عملکرد و تقلبات رژیم ملا – پاسدار فاشیستی حاکم و غاصب ایران را که در طول حیات شوم و فاجعه بارشان جز از جانب رهبران مقاومت سابقه نداشته است چنان در انظار جهانی تکاند که واقعا دل پرخون مردم ایران را خنک کرد. و این صرفا نه یک برخورد قاطع سیاسی که نمودار شهامت اخلاقی هم بود . خاصه اگر در نظر بگیریم که تا چه حد و تا چه سوی آقای ترامپ زیر فشار بوده است برای تأیید پایبندی رژیم به برجام و برجا ماندن برجام . این به جای خود نیکو و در خور تحسین ملل محروم . اما برای ایران زجر و ستم کشیده ، کافی نیست . چرا ؟ چون مسئله صرفا محدود و مختوم به برجام نمی شود . ملت ایران خواسته های برحقی دارد که نباید نسبت به آنها ، بی اعتنا بود . ما ایرانیان ضرب المثلی داریم که گویا و در خور توجه است : « کار را که کرد ، آنکه تمام کرد » . من به سهم خود مهمترین خواسته ها را فهرست می کنم :

1 ــ نیروی پیشتاز مقاومت مردم ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق با ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت به شهادت اسناد و مدارک و کلا روند سیاسی ایران ، با پرداخت بیشترین بها از جان و مال و انرژی و صرف وقت و میزان مقابله با رژیم ، امروز این حق را دارد که از جانب دولت آمریکا به رسمیت شناخته شود که در صورت تحقق ، سنگین ترین و کاری ترین ضربه به بی وطنان حاکم بر ایران وارد خواهد شد . آقای ترامپ باید واقف بر این نکته باشند که چنان ضربه یی ، واقعا برای رژیم مرگبارتر از هر اقدام دیگر است . آخر مردم به جان آمده ایران تکیه گاه دیگری ندارند . هر چه هست حرف است و جدال برسر حرف ها و ادعا ها .

2 ــ جنبش دادخواهی مردم ایران ، جهانی شده است . از منظر انسانی و نه تجارتی ، فاجعه یی بوده است که هر صاحب وجدانی را آرام نمی گذارد . هر کلمه و سطر آن مالامال از خون های به ناحق ریخته و آه و اشک مادران و پدران داغدار است . شجاعت اخلاقی آقای ترامپ به ما این امید را می دهد که این پرونده در دستور کار دولت آمریکا قرار گیرد و راه به دیوان بین المللی ببرد . ما که نمی توانیم از کارگزاران سیاسی بنگاه های بزرگ تجارتی انتظار داشته باشیم .

3 ــ از صدقه سر سیاست سازشکارانه توأم با معاملات کلان سودآور قدرت های جهانی ، رژیم تبهکار فرصت را از دست نداد و تا توانست با هجوم و موشک و شبیخون از رشیدترین ، نجیب ترین و جانبازترین فرزندان ایران زمین یعنی ارتش آزادیبخش ؛ قربانی گرفت و به اطمینان آن قدرت ها و سکوتشان « کی بود کی بود من نبودم » درآورد . مردم ایران می خواهند که به این پرونده هم رسیدگی جدی شود و ضمنا اموال منقول و غیرمنقول به غارت رفته به صاحبانشان بازگردانده شود .

البته این چند مورد از فوری ترین خواسته های برحق ملت ایران است وگرنه خواسته ها بیش از اینهاست .

تقدیم به مجاهدان و مبارزان راه آزادی ـ در فِراق و فَراغ آزادی

 moghavemat 3f387اندر سرشت و سرنوشت ما نبود

که یک روز بی خیال او

زندگی را به راحتی بسر کنیم .

عصب فرسود و دل سوخت و جگر کباب شد

و نیامد او .

با سوختن خود ساختیم

با حاکمان ظلم و جور نساختیم هرگز

( از بزرگ تا کوچکشان ) .

این ساحل نشینی امن هم دوای ما نشد

ایران که می جوشد در رنج و فقر و عصیان هرروزه

دیگر چه جای امن ، برای ما .

سال های سال است که اشک ما گم کرده راه

بر سینه و دل و جان و دامن فراخ حوصله می ریزد

خونابه می شود ، مواج و معترض

آه چه نازنین گل های نوشکفته یی که

لگدمال دلمردگان شرور پوسیده اندیش شدند .

اینک

له شده گلبرگی از آن گلزارهای عاشقی

درخت تناوری شده است

بر راه خونین فرش حرامیان بُستان ها .

حالیا که سایه این پیر

ایستاده در ویرانهٌ شباهنگام

برای پرواز بی برگشت

یاران بدانید که او در دروازه سحر

به قصد سپیده دم در کار عزیمت است

گوش فرا دهید !

به غریو خلق عاصی ما در شهرهای وطن .

عزیزان من ، یاران نازنین !

فردا که رسید آن کیمیای دیر آشنا

( آن نوشداروی بعد ما ) چه باک

کام شما و فاتحان شیرین باد .

آری آری

به فردای فرخنده و سرفرازتان

اگر مرغ پیری بر شاخه یی

به اشتیاق تماشا دیدید

خاطر منتظر شهیدان و رفتگان را

با بوسه های شور انگیز از هم

شادمان کنید ! .      

رحمان کریمی

یک سرفصل نوین مهم اما هنوز ناکافی

 maghalat e7338

در بیابان گر به شوق کعبه ، خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان ، غم مخور

                                     حافظ

   سخنرانی آقای ترامپ رییس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل ، به حق می توان آن را در سیاست آمریکا ؛ بی سابقه و سرفصلی نوین تلقی کرد. من که هوادار مقاومت ایران خاصه سازمان پر افتخار و سربلند مجاهدین خلق ایران هستم ، در این نوشتار می خواهم موقتا هواداری را کنار بگذارم و صرفا به عنوان یک ایرانی که به صحنه سیاسی ایران و جهان نگاه می کند ، مسئله را مورد توجه قرار دهم . ما ایرانیان البته نه از نوع ته سفره خواران رژیم و نه بلغمی مزاج های سیاسی ، سی و هشت سال است که از سیاست سراسر مماشات و حمایت های پنهان و آشکار رؤسای جمهور آمریکا و دیگر ابرقدرت ها ، خون دل خورده ایم و رنج ها کشیده ایم . ناچارم به سن و سال خودم که به هشتاد رسیده است برای آگاهی جوانان و میانسالان اشاره کنم . از این هشتاد سال ، شصت و هفت سال آن بدون کوچک ترین فترت و وقفه به سهم ناچیز خود در کار مبارزه سیاسی بوده ام . سیزده سال پیش از آنهم ، کنار پدر و در مجالس پدر شاهد و شنوای مسایل مبارزاتی بودم یعنی بازی های کودکی هم به خود ندیدم . این را گفتم تا خوانندگان عزیز توجه داشته باشند که از منظر یاد شده و تجربیاتش می خواهم با مسایل امروز با شما سخن بگویم . به زبان مردمی ، دیگر مفاهیم و عناوینی چون امپریالیسم یا انترناسیونالیسم ( با الف مفتوحه ) توی کَتِ این پیرمرد نمی رود . آخر وقتی شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق از انقلاب سخن می گویند ، خانم ها و آقایانی هستند که از تغییر جهان صحبت می کنند یعنی عصر انقلابات سپری شده است ! . وقتی می خوانند یا می شنوند که آقای ترامپ از تغییر رژیم سخن می گوید ، یاد امپریالیسم و جناح نئوکان ها می افتند. انگار که آمریکا در دوره اوباما ، بوش ، کلنتون و ... امپریالیسم نبوده و در همین چند ماه امپریالیسم شده است . هدف و مرض اصلی کجاست ؟ چشم دیدن مجاهدین را نداشتن چه خاصه در اعتلا ، پیشرفت و جهانی شدن آن . من به عنوان یک ایرانی اگر سمبل و مظهر اسطوره شیطان هم می رفت پشت تریبون سازمان ملل و گوشه یی از خواست سالیان ملت ستمدیده ایران سخن می گفت ، شیطان پرست نمی شدم اما برایش کف می زدم . آقای ترامپ اشاره داشت به نارضایتی عمومی که رژیم بی رحم و ستمگر ملایان از این نارضایتی روزافزون در هراس است و جز سرکوب توأم با عوامفریبی راه گریزی ندارد . هر ایرانی با غیرت و وجدان از این سخنرانی رییس جمهور آمریکا دلش خوش می شود و به وجد می آید. گناه سازمان مجاهدین خلق همین که زیر سیطره استبداد حاکم و سیاست همراه بین الدول ، تحت هیچ اهرم نیرومند فشار و هجوم و تبلیغات سنگین مسموم ؛ یک قدم از هدف اصلی خود یعنی سرنگونی و رهایی خلق ایران پا پس ننهادند که هیچ که دل همه موانع کوه آسا را با چنگ و دندان پاره کردند و به پیش رفتند . فقط دشمنان ، بی انصاف ها و بی خبران سیاسی سختشان هست قبول کنند که مقاومت ایران در سخنرانی تاریخی رییس جمهور آمریکا که مثل صائقه بر رژیم و جهان سیاست فرود آمد با تلاش های فوق طاقت ، نقش و سهمی دارند. همین چیزهاست که رژیم را کباب کرده و عده یی را در خارج کشور آسیمه . خوش انصاف ها !! اگر ذره یی غم ملت را داشتند فقط این آخرین خبر که در یک روز سیزده اعدام و قطع سه دست به دست قهارترین دزدان جنایتکار تاریخ معاصر ایران صورت گرفته ، کافی بود که آتش بگیرند و دیگر لغزخوانی برای دل تنگ خودشان و ملایان ؛ نکنند.

   نارضایتی عمومی به صورت اجتماعات اعتراضی سراسر ایران را فراگرفته است . خانم مریم رجوی رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت که من او را یک قهرمان تاریخ خونبار و فلاکت بار امروز میهنم می شناسم بارها و بارها و اخیرا هم به شدت و حِدت نارضایتی اقشار و طبقات محروم جامعه اشاره کرده اند . پرستاران ، معلمان ، کارگران ، غارت شدگان ، کولبران زحمتکش همه و همه گواهی می دهد که رژیم تبهکار روی بشکه عظیمی از باروت خشم مردم دارد با ترس حکومت می کند. من به سهم خود از طریق اسکایپ و بعضا تلفن از نارضایتی جوانان با خبرم . مشت نمونه خروار است . چند سال پیش برآورد شد که نیم میلیون شاعر در ایران است . از این نیم میلیون اگر شاعران اهل صله که در مجلس خامنه یی جنایتکار جمع می شوند تا آبروی شعر و شاعری را ببرند و به نواله یی برسند ، منها کنیم ؛ اکثریت چشمگیر نیم میلیون شاعر همه ناراضی و ضد رژیم هستند . هر چند از حیث فرم و بیان گرفتار نوعی بازگشت ادبی هستند چه در قالب کهن و چه نو اما از جهت محتوا نا به سامانی ها و دردهای اجتماعی آگاه و خطر کننده اند. رژیم به دنبال پیدا کردن رد این شاعران است و همگان می دانند که در این سال ها چه شاعران که دستگیر شدند و چه وبلاگ نویسان که به زندان افتادند. و باز هم در ایران چه پرشمار وبلاگ و وبسایت بی نام و نشان شاعر و نویسنده ( یا با نام مستعار ) ضد رژیم موجود و فعال است . متأسفانه سایت ها و وبلاگ های کاملا ضد رژیم در خارج کشور هک می شوند تا مردم نبینند و نخوانند. این تنها سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران است که رژیم هر چه زور زده ، خوشبختانه چاره آن نکرده است . و من خبر دارم که سیمای آزادی روز به روز بینندگان بیشتر و بیشتری پیدا می کند. چرا ؟ چون به تنگ آمدگان ایران زمین ، دردها و خواسته ها ی خود را در آن می بینند و از زبان این رسانه می شنوند .

   به هر حال سخنرانی آقای ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل ، نقطه عطف تاریخی قابل ملاحظه یی ست که ما آن را به فال نیک می گیریم و مردم ایران باید به این امر مهم واقف باشند که شرایط جهانی برای قیام آنان فراهم تر از پیش است . و بدانند که اگر از این فرصت طلایی استفاده نکنند و به خیابان ها نیایند ، کار رهایی به این آسانی ها صورت تحقق نخواهد یافت . زیرا مقاومت ایران با حمله نظامی به جد مخالف است و این مخالفت به کرات از زبان مریم قهرمان شنیده شده است . در ثانی نه آمریکا و نه هیچ دولت دیگری قصد حمله به سرزمین ایران را ندارد و این امر برای یک سیاسی واقع بین کاملا قابل ملموس است ، مگر آنکه وحوش حاکم با دیوانگی های خود ؛ سبب آن شوند . دولت آقای ترامپ می خواهد عرصه را بر رژیم تنگ و تنگ تر کند و این بعد از هشت سال سیاست ننگین اوباما ، خود اقدامی مهم در جهت خواست مردم ایران است . حالا بگذار تا باز هم اره کشان بی خاصیت و رژیم پرور در باره شجاع ترین شجاعان عصر حاضر یعنی مجاهدین سرفراز خلق ایران ، به نفس زدن بیافتند و کُرکُری بخوانند .

یک گزاره سخن - صدای من به تو نمی رسد ، به دشمنان تو چرا

iran 2c06cایران !

صدای من به تو نمی رسد

اما به دشمنان تو چرا

باید قهرمان اشرفی بود ، مجاهد خلق

تا طنین صدایش بپیچد در گنبد دوّار

بلرزاند ارکان هر که دشمن را

پاره کند چُرت سازشکاران و سهل انگاران را .

ایران !

« الف. بامداد »* شاعر بزرگ محرومت گفت :

« رستم از شاهنومه رفت »**

رستم از شاهنامه نرفت و نمی رود تا به ابد

اما دریغا که امروزه

بسی رستم های فروتنت را بردار کردند

یلان دلاور بی نظیرت را

به زندان ها ، شکنجه کردند

صدای شاهنامه خوانان در نیامد، هرگز

حقا که شاه تو ، شیخ بود و

شیخ تو ، شاه .

ایران !

اینک سر کردهٌ خود کرده دشمنان تو

چلیده و چپیده در اندرون

از هراس مقاومان اهورایی

دست بلند دعا دارد

به درگاه خدای خود ، اهریمن

تا فرو نریزد درهم

بارگاه بخت النصری اش

به گناه ننگ و نفرت و غرور

آلوده به عذاب و درد و شکنج ملتی

و چه ملت های دیگر.

ایران !

ما می رویم و تو می مانی به جاودان

اما ما را پرسشی ست :

بودن به خفت و رفتن به افتخار

کدامین است در مسلک و مرام تو ؟

  • ·نام مستعار زنده یاد احمد شاملو
  • ·سطری از شعر « دخترای ننه دریا » از شاملو

همصدا با جنبش دادخواهی (لنگر و زنجیر)

dadkhahi 0422a

لنگر از فریادها بردارید

به دریای فغان زنید

تا موج بر موج طغیانش آوار شود

در پشت دریچه های بستهٌ سرمایه .

چه کم خون کرده است

هول هیولای حریص سرمایه

درماندگان جهان را .

لنگر از سکوت ساکتیان بردارید

که زمان خاموشی نیست

اگر جهان را دادرسانی هست

ما از مُحق ترین دادخواهان زمانه ایم .

از کبوتران نامه رسان نیستیم

ما عقابانیم ،

آسمان پرواز

زیر بال هایمان در تلاطم اعتراض .

کجایند ژان پل سارتر ، سیمون دو بووار

کجایند امه سه زر ، فرانتس فانون ؟

آه که این تبدیل تمدن است

به کمال و غنای سرمایه .

قطع کردند نسل روشنفکران معترض را

تا مغروق جام ها و نام های پوک محتاط شوند .

من لنگر از شعر برنمی دارم

که دوای درد هیچ دردمندی نیست

صنعت ضعیفی ست که بکار شاعران می آید

و بس .

زنجیرهای هر ملاحظه را بگسلید

به خیابان آیید که آمدنتان

خود شعر است ، حماسه است

نبردی رویارو هرچند نابرابر

اما سرشار از سخن زیبای عمل .

چنین است که من

از پس بیش از نیم قرن سرودن شعر

دیگر شاعر نیستم

یک سخن نویس عاصی ام .

هنگام که خون می نویسد تاریخ میهنم

من چگونه با واژگان

نقاشی کنم گل سرخ باغ ها را ؟

لنگرها بردارید و

زنجیرها را بگسلید .

 

خائنان نمی توانند پاسداری رژیم را در بهانه های واهی پنهان کنند


tasvir aa259
 

ــــ کاذبان و متقلبان خودپرست مشغله

پرداز سیاسی به هر آیین و موضع سیاسی

و اجتماعی که باشند اگر به عناوین مختلف

به ابقای رژیم حتا به بهانه تقویت یک

جناح علیه جناح دیگر ، باید بدانند که از

زمره خائنان به ملک و ملت اند .

ـــ ما به سن خود دیده ایم کسانی را که

از موضع به اصطلاح روشنفکری سیاسی

به تداوم حاکمیت ارتجاع و استبداد البته

با حاشا و انکار، کمک کرده اند .          

 طبیعی ست که طبق اصل کنش و واکنش و قانونمندی های تحولات اجتماعی و جهانی ، اقشار و طبقات زحمتکش و محروم ایران ، سوای اعتراضات و اعتصابات پراکنده صنفی و موضعی ؛ از حیث ذهنیت و عینیت آماده انفجار عمومی و قیام نوینی باشد. اگر این نیروی عظیم بالقوه و آماده ، هنوز به فعلیت نرسیده است دلایل مختلف دارد از جمله سوابق یک تاریخ آکنده از سرکوب های موحش و فاجعه های میهنی و انسانی . همچنین زمینه اکنونی از جهات گوناگون. نقش شرایط اکنونی به قدری قوی و تعیین کننده است که اگر همچنان سلسله سست عنصر خائنان به انحای شیطانی ، در ذهنیت جامعه عاصی موش دوانی کنند نمی توانند راه بجایی برند. از مشروطه تا به امروز سایه منحوس سازشکاران و خائنان بر سرزمین ما سایه افکن بوده و هست. حزب توده از بدو تأسیس تا مقطع خمینی دجال ، چند مرحله خائنانه را پشت سر گذاشت که عمده ترین و مؤثر ترین مرحله ، زمان دولت جاوید یاد دکتر محمد مصدق بود. رهبران حزب که بیش از دو سه نفرشان هرگز بویی از رنج و درد طبقه کارگر نبرده بودند از موضع کمونیسم و دفاع از کارگر و دیگر طبقات محروم با مصدق برخورد می کردند و او را اشراف زاده یی می دانستند که طبقه بوروژوازی را تا وابستگی به امپریالیسم آمریکا ، نمایندگی می کند . آنان که خود را حامل بینش علمی و دیالکتیکی می دانستند ، از درک شرایط تاریخی ایران و نقش تعیین کننده بوروژوازی ملی عاجز بودند . تا بخواهی از خودراضی و مدعی اما قشری و وابسته. اگر نقش انحرافی و مخرب و موقعیت نشناس حزب توده نبود به گمان این قلم که به سهم خود در آن زمان حضور سیاسی فعال داشت ، کودتا جزمیت پیدا نمی کرد و آمریکا می توانست از نفت ، سهم خود را از حلقوم انگلیس بیرون بکشاند. چرچیل اگر نتوانست ترومن را برای کودتا همراه کند اما با عَلَم کردن خطر حزب توده و حامی اش اتحاد شوروی و جمهوری آذربایجان شوروی که بر فرق ایران نشسته بود ، آیزنهاور را به امر کودتا راغب کرد. حزب توده زمانی مصدق را شناخت که دیگر دیر شده بود. هرچند تا به آخر با تظاهرات گوناگون دست از سر رهبر نهضت ملی ایران و نیش و کنایه ها و ایرادهای آنچنانی برنداشت و نفهمید که خطر دراین حضور پر جنجال حزب است به عناوین مختلف در خیابان ها و میادین . حزب باز هم موقعیت سخت مصدق را که هم در محاصره و تهدید و توطئه دربار و وابستگان به دربار و کارگزاران سیاست انگلیس بود و از طرف دیگر مواجه با صف خائنانی که تا دیروز با او بودند و امروز دشمن سوگند خورده اش . حزب توده در سال 1357 ، خیانت را به تمام و کمال رساند. این حزب کمونیست شوروی بود که با اشاره « کا . گ . ب » و واسطگی غلام یحی دانشیان دبیر اول بازماندگان فرقه آذربایجان ایران در تبعید ، ایرج اسکندری را از دبیر کلی حزب توده کنار گذاشته و کیانوری را انتخاب کردند تا نوه شیخ فضل الله نوری در بست در اختیار خمینی قرار بگیرد. من حزب ننگین توده کیانوری و دُمچه اش اکثریت که تا به امروز در داخل و خارج کشور نقش فعالانه ستون پنجم رژیم آنهم به ویژه علیه سازمان پوینده و پرافتخار مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران را ایفا می کنند ؛ بر خائنان بعدی و نو ظهوران امروزی ترجیح می دهم . چرا ؟ چون حزب توده از ابتدا در خیانت گستاخ و مطمئن بود بی هیچ پرده پوشی و انکار . امام دجالشان ضد امپریالیسم بود.!!! بنا براین مردم ایران فدای سیاست خمینی . خائنان بی شرم و مزور و دو چهره امروز، تازه به کشف خط حزب خیانت نایل شده اند . تب دروغین ضد امپریالیستی را بهانه کرده اند که مقاومت خونبار و بی نظیر ایران را بکوبند و لولویی بدتر از نظام حاکم ، تبلیغ کنند. به صراحت می گویم که اینان مطلقا حتا با خودشان هم صادق و رو راست نیستند چه خاصه با محرومان جان به لب رسیده ایران. دستاویز غیر واقعی این خائنان به حدی مجعول و پوشالی ست که مگر چهارتا مثل خودشان ، تأیید کننده داشته باشند. ما بر سر دوراهی تعیین تکلیف تاریخی رسیده ایم : یا سرنگونی یا تداوم حیات ننگین و فاجعه آفرین رژیم ددمنش . در سراپای این حاکمیت نمی توان حتا یک سلول زنده مصدق پیدا کرد. آنان جملگی دشمن مصدق و راه او هستند و این یکی از دلایلی ست که با مقاومت سرفراز ایران در جنگ اند. این رژیم ، جناحی ندارد که خواهان تغییر اساسی در ساختار حاکمیت باشد. نقطه مشترک آنها حفظ نظام و دعوا بر سر پست های چرب نرم کلیدی ست . جناحی می خواهد آتواریته نظام حزب الهی را در کشورهای اسلامی حفظ و تقویت کند و جناح دیگر بی مخالفت واقعی با این سیاست می خواهد با دلجویی از آمریکا ، حیات رژیم را تضمین کند. بنابراین زمان شک و تردید نیست. وقت لَت زدن و زیگزاک رفتن نیست. خانم ها و آقایان خیلی متشخص !! خائن از سر شدت محجوبی و کمرویی ، مقاومت ایران را به اشکال مختلف لوث می کنند تا به طور علن بگویند « البته خمینی » . دیر به فراست افتاده اید . آفتاب مقاومت ایران آسمان گیتی سیاسی امروز را تسخیر کرده است. و بدانید که حزب توده که سال ها ظاهرا آن را کوبیدید ، چهل سال پیش به نقطه کنونی شما رسیده بود زیرا این مسیر ناگزیر خائنان است و نه مبارزان و مجاهدان و دیگر آزادیخواهان واقعی و دلسوخته.

   دارید می سوزید که به عینه می بینید که انگار مقاومت ایران در سطح ملی و جهانی ، تنها آلترناتیو توانای اداره ایران بعد از سرنگونی ست . بی خود مردم را از ایران مثل عراق و افغانستان شدن مترسانید . شرایط از هر حیث متفاوت است . عراق را که بهم ریخت ؟ غفلت و سهل انگاری آمریکا که رژیم ملایان را آزاد گذاشت تا به کمک دست نشانده مزدورش مالکی چنان کشتاری از اهل تسنن و شیعه هایی که بنیادگرا نبودند ، بعمل آورد که موجب پیدایش القاعده و داعش شد . شما مطمئن باشید سایه مجاهد خلق که در ایران پیدا شود شرورترین پاسداران و بسیجیان ریش ها را از ترس می تراشند و فریاد مرگ بر اصل ولایت فقیه بلند می کنند. آنچنان جلز و ولزتان بلند است که گاه من فکر می کنم نکند مجاهدین خلق از قزوین هم رد کرده ، دم دروازه تهران هستند. چراغ شما خائنان به درد شهر کوران می خورد و کور شو گویان حاکم وگرنه قادر به دیدن نیم متر از مساحت واقعیت هم نیستید. شمایان با همه ادعا و تظاهر به روشنفکری ، ذهنیتی جدول ضربی و به شدت ظاهربین و نا آشنا با لایه ها و طبقات عمیق مسایل دارید و همین حالت و ویژگی هاست که آدم را وامی دارد از موضع انحرافی و نیز بخل و حسد ، بانوی قهرمان عصر خود را لچک به سر ببیند و بپندارد که ایران جای او نیست !!! لابد جای شما پهلوانان هست !

شما خائنان دوست دارید برای گشاد شدن جای تنگتان ، اپوزیسیون به شدت فعال و در نبرد همه جانبه با حاکمیت مستبد ارتجاعی ، بشود کفتر چاهی و فقط صدای قدقدش از ته چاه یحتمل به گوش رهگذرانی چند برسد. پوست کنده بگویم . این آرزوی به انجام نرسیده تان با موضع سال هایی که فکر می کردید دارید مبارزه می کنید ، همخوانی دارد و لاغیر . از شما که امپریالیسم را دستاویز خود کرده اید می پرسم که نئولیبرال های آمریکا و اروپا به طور جدی با مخوف ترین رژیم سرمایه داری لجام گسیخته چگونه برخورد کرد و اکنون آمریکا چگونه برخورد می کند ؟ رودربایستی نکنید زیرا شمایان با نئولیبرال ها بودید و ما ضد سازشکاری آنان . بیخود نیست که می گویید رژیم بماند تا ... در ضمن اگر دلتان هوای امام زمان کرده ، بی ترس و مانع می توانید بروید تهران به زیارت نه یک چاه بلکه دو چاه امام زمان.

   گفتنی بسیار است و من موکول به بعد می کنم .  

تابش تند مقاومت در ویلپنت، بعضی ها را بد جوری چرزانده است

20174111611925374071 746db

پیش از آنکه به موضوع بپردازیم، خوب است خوانندگان گرامی این نوشتار؛ ابتدا به دو فراز از گفتار شاد روان احمد کسروی که از دردمندان دردآشنای راستین (چون از نوع دروغش هم داشته و داریم) تاریخ معاصر ایران است، توجه بفرمایند.

این دو فراز از کتاب «افسران ما» ست که سه سخنرانی کسروی را شامل می شود. از ویژگی های این مورخ و مصلح و منتقد اجتماعی اینکه مطلب او فقط محدود به چند و چون موضوع انتخابی نمی شود بلکه شمول های دیگری را هم که وجوه مشترک دارند، در بر می گیرد. او به بدهای جامعه ایران در هر سطح و مرتبه یی می تازد و بی باکانه رسوا می کند.
«...درباره پیشامدها داستان دراز است. در بیشتر آنها دست بدخواهان در کار بوده. جنبش مشروطه که با آن ستودگی برخاست و با آن ناستودگی پایان پذیرفت بیش از همه نتیجه خیانتکاری های اینان بود. تقی زاده و نواب و حکیم الملک و ناصرالملک و فروغی و تقوی و دیگران خود را به میان انداختند و با سالوسکاری آزادیخواهان ساده دل و ناآگاه را فریفتند و در رخت نیکخواهی به دشمنی کوشیدند. تا توانستند کوشش های جانفشانه را بی نتیجه گزاردند، جانفشانان را بدنام گردانیدند. به دسته مجاهدان که خود نیرویی شده بودند و در برابر دشمنان آزادی ایستادگی می توانستند نام تاراجگر نهادند. با خوار داشتن کوشش ها و جانفشانی هاشان مایه دلسردی و نومیدی آنان را پدید آوردند. آنان را از میدان بیرون گردانیده جا برای سودجویان و رویه کاران (ظاهر پردازان) باز کردند. بدینسان استادانه بازی خود را پیش بردند و آن جنبش بسیار ارجدار را به حال پستی انداختند و همه کوشش ها را بیهوده گردانیدند. درین باره اگر کسی تاریخ مشروطه را بخواند آگاهی های نیکی را بدست خواهد آورد. من تاریخ مشروطه را بیش از همه برای نشان دادن بازی های بَدان نوشتم.»

و فراز دیگر زنده یاد کسروی:
«...درباره سرگذشت ها کوشش های بدخواهانه بیش از همه جا کارگر بوده. شما بیگمان بدانید که این نامردان نقشه هایی دارند که در این کشور به کسان پادکدامن و غیرتمند و به مردان هوشیار و دانشمند بد بگذرد و جلو پیشرفت آنان گرفته شود و از آنسو ناپاکان و بدنامان میدان یافته جلو افتند. ما این را بیش از همه در تاریخ مشروطه می بینیم. درآن هنگام که تکان سختی پدید آمد و از میان توده مردان غیرتمند و کاردانی سربرافراشتند و به جانفشانی ها پرداختند، این نامردان چشم دیدن آنها را نداشتند. کسانی که از آنان بی پشتیبان و خود مردان ساده یی می بودند – همچون ستارخان و باقرخان و یارمحمدخان و حیدرعمواغلی و صد مانند اینها – نامردان تلاش ها کردند و آنها را خوار گردانیدند و برای برخی نیرنگها بکاربردند. هر یکی را از راه دیگری لگدمال کردند و از میان بردند. این کارها را کردند که هزارها دیگران چشمها شان بترسد و پا پیش نگذارند. هزارها دیگران، توده را نمک ناشناس شناخته و به جانبازی در راه آن آماده نگردند.»

یاران، هم میهنان عزیزی که این نوشتار را می خوانید، بدانید و آگاه باشید که آن بد ها با دسیسه ها و نابکاری های محیلانه عوامفریب، امروزه هم همچنان در کارند با این تفاوت فاحش که اگر بَدان عهد کسروی سرشان به تنشان می ارزید و وزنه یی داشتند، ناکسان بی شرم، گستاخ و از خودراضی امروزین به یک صدم آنان هم ارج و بهایی ندارند و رجز خوانان ولایات غربت اند. سال هاست شاهد تقلاها و دست و پازدن های آنان علیه مقاومت برومند و سرفراز ایران زمین خاصه سازمان پرافتخار مجاهدین خلق بوده و هستیم. این معاندان حاسد عقده یی همراه و دست در دست عناصر مشکوک پولکی با هر تحریف و تصریف و جعل و بهانه جویی، کوشیده اند تا خاک در چشم حقیقت و حق طلبان جان برکف که واقعا زندگی شان را به تمامی وقف آزادی و رهایی ملت خود کرده اند؛ بپاشند و راه پرفراز و نشیب و سنگلاخی آنان را با آشغال گویی های پوشالی خود سد کنند. اگر مجاهدان و آزادیخواهان آن روزگار باختند و میدان سیاست از آنان خالی شد اما مبارزان و مجاهدان امروز به عینه نشان داده اند که نه تنها از پای درآمدنی نیستند، نه تنها با دشمن حاکم و دشمنان حاکمیت جوی لاغر و نحیف نشده اند بلکه سُر و مُر و چابک تر عرصه را بر تازندگان تنگ و تنگ تر کرده اند و همین است که این روان پریشان نامجوی حرفه یی به هر فرازی از جلوه های مقاومت چونان ویلپنت برمی خورند به سوز و گداز می افتند و به هر خس و خاشاکِ بهانه یی چنگ می زنند. نگارنده به خوبی آنان را و سوابق آنان را می شناسد. این ژاژخایان که دلشان پیش خودشان و آرزوهای خودشان است و با قلم یا بیان، ملت را بهانه قرار می دهند خوب می دانند که سالن عظیم و طویل ویلپنت از ایرانیان پر می شود. ایرانیانی که به هر حال یا یار سالیان مقاومت اند و یا در آرزوی آزادی ایران راهی نمی بینند جز مقاومت ایران. مقاومتی که گناهش در نفس مقاومت است.

مقاومتی که به سالیان هرگز فریب شیادی ها و چهره آرایی های فریبکارانه رژیم فاشیست گوبلزی ملایان را نخورد و دچار تزلزل نشد. مجال نیست وگرنه به تجربه عینی نشان می دادم یکی از این قماش آدم های مسند جوی را، که واقعا گروه خونی شان به دموکراسی نمی خواند و آزادی و دموکراسی و سکولاریسم لقلقه دهان و قلم شان هست و زرق و برق دکه و دکان سیاسی شان. یک نمونه را می گویم که شاهدان به حمدلله هنوز زنده اند و اگر با خط و خطوط من مخالف باشند اما به حکم شرف نمی توانند انکار کنند. نزدیک به سه سال پیش در میز گرد یک رادیو خارج کشوری با یکی از پرچمداران مدعی سکولار هم میز شدم. وقتی نوبت سخن به من رسید و سخن خلاف تظاهر و ادعای او بود، با این پرسش اتاق میزگرد را به اعتراض ترک کرد: «شما که با عقیده من مخالف هستید چرا در این برنامه شرکت کرده یی؟»!!! این پرسش و این بی جنبگی و ترک میزگرد کجایش به سکولار آنهم از نوع دموکراسی اش می خورد؟ رفت و بی آنکه مدیر مسئول رادیو که گرداننده میزگرد هم بود او را بخواند، دوباره برگشت و دوباره سخنان مرا شنید و رفت و دیگر برنگشت. اینجور مدعیان هستند که یقه گیری باب طبع رژیم از مقاومت ایران می کنند. وگرنه آن نوعی که در رکاب سلطان محمود غزنوی تا به دهلی رفته و کوه نور آورده که به یادگار آن مجاهدت، نام نوریزاده به خود گرفته است که احتیاج به اشاره یی دیگر ندارد زیرا همه او را می شناسند که از نوابغ روزگار است!!! نبوغ می خواهد تا جمعی اغلب از اضداد مقاومت را نام ببرد که چرا در ویلپنت نبودند. آری آن معاندان و حاسدان نبودند اما ایرانیان از جوان تا پیر و از تمامی جوامع بودند و حتا از داخل کشور که من با چند تن از آنان ملاقات داشتم. آنها را که نمی شناختم، خودشان با بزرگواری به سراغم آمدند که جملگی خار چشم شمایان هستند. کوربینی سیاسی تان که بی دلیل نیست.

حق با کسروی بوده و هست که بَدان نابکار دست از سر ملت ایران برنمی دارند. امدادهای غیبی هم مددکارشان. از حکومت گرفته تا کرسی با میکرفن رادیو تلویزیون های خارج کشوری اعم از دولتی یا غیردولتی.

مقاومت ایران به راه خود می رود و شمایان نیز. داوری با مردم ستمدیده و آگاه دل ایران است و تاریخ ایران. پس بگردید تا بگردیم.

رحمانکریمی

منتخب ویدئوکلیپ